چرا هزینه ساختوساز در ایران دیگر قابل پیشبینی نیست؟ راهکارهایی برای مدیریت نوسانات بازار فولاد
به گزارش گروه بازار خبرگزاری آنا، تصور کنید پیمانکاری در ابتدای اجرای یک پروژه، برآورد دقیقی از هزینهها انجام داده و بر همان اساس قرارداد بسته است. چند ماه بعد، بدون اینکه نقشه تغییر کرده باشد یا حجم کار افزایش پیدا کند، هزینه تأمین بخشی از مصالح بهقدری بالا میرود که تمام محاسبات اولیه را به هم میریزد. این اتفاق دیگر یک استثنا نیست؛ به بخشی از واقعیت بازار ساختوساز تبدیل شده است. در سالهای اخیر، مدیریت پروژههای عمرانی بیش از هر زمان دیگری به تحلیل بازار وابسته شده است. اگر تا چند سال قبل انتخاب پیمانکار، کیفیت اجرا و کنترل هزینهها مهمترین عوامل موفقیت یک پروژه بودند، امروز توانایی مدیریت ریسکهای بازار نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است. نوسان قیمت فولاد، تغییر هزینههای حملونقل، محدودیتهای زنجیره تأمین و فضای پرتنش اقتصادی باعث شده حتی پروژههایی که از نظر فنی بدون مشکل هستند، از نظر مالی با چالش روبهرو شوند.
این شرایط فقط به ایران محدود نیست. در بسیاری از کشورهای جهان، جنگ، تنشهای منطقهای و اختلال در مسیرهای تجاری نشان دادهاند که بازار فولاد یکی از نخستین بازارهایی است که نسبت به ریسکهای ژئوپلیتیکی واکنش نشان میدهد. زمانی که امنیت حملونقل، تأمین مواد اولیه یا تجارت بینالمللی تحت تأثیر قرار میگیرد، تغییرات آن خیلی زود خود را در قیمت محصولات فولادی نشان میدهد و این موضوع مستقیماً بر هزینه ساختوساز اثر میگذارد.
چرا فولاد تا این اندازه روی هزینه پروژه تأثیر میگذارد؟
در اغلب پروژههای ساختمانی و صنعتی، فولاد فقط یک قلم کالا نیست؛ بلکه پایه بسیاری از مراحل اجرا محسوب میشود. از اسکلت ساختمان گرفته تا تجهیزات صنعتی، سولهها، سازههای فلزی، مخازن و حتی بخش زیادی از زیرساختهای شهری، همگی به محصولات فولادی وابسته هستند. به همین دلیل کوچکترین تغییر در قیمت این محصولات میتواند بودجه کل پروژه را جابهجا کند. افزایش هزینه فولاد فقط به خرید اولیه محدود نمیشود؛ هزینه ساخت قطعات، حمل، نصب و حتی زمان اجرای پروژه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
به همین دلیل بسیاری از مدیران پروژه، پیش از هر تصمیم خرید، روند قیمت ورق آهن را بهعنوان یکی از شاخصهای مهم بازار بررسی میکنند؛ زیرا تغییرات این محصول معمولاً تصویر نسبتاً دقیقی از وضعیت بازار فولاد ارائه میدهد.
چرا پیشبینی بازار سختتر از گذشته شده است؟
اگر افزایش یا کاهش قیمت تنها به یک عامل وابسته بود، تصمیمگیری سادهتر میشد؛ اما بازار امروز تحت تأثیر مجموعهای از متغیرهای همزمان قرار دارد. نرخ ارز، هزینه انرژی، میزان تولید کارخانهها، سیاستهای صادراتی، وضعیت تقاضا، هزینه حملونقل، محدودیتهای لجستیکی و حتی اخبار سیاسی، هرکدام میتوانند مسیر بازار را تغییر دهند. گاهی یک خبر درباره محدود شدن مسیرهای حمل یا افزایش ریسکهای منطقهای، پیش از آنکه اتفاقی در کارخانهها رخ دهد، رفتار خریداران را تغییر میدهد و همین موضوع باعث نوسان قیمت میشود. در چنین شرایطی، تصمیمگیری بر اساس یک عدد یا یک جدول قیمت، دیگر کافی نیست. فعالان حرفهای بازار معمولاً علاوه بر قیمت روز، روند عرضه، میزان موجودی بازار و چشمانداز کوتاهمدت را نیز بررسی میکنند.
همه محصولات فولادی رفتار مشابهی ندارند
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور شود تمام محصولات فولادی با یک سرعت و به یک میزان دچار نوسان میشوند. در عمل، هر گروه کالایی شرایط خاص خود را دارد. ورق سیاه یکی از پرکاربردترین محصولات در صنایع مختلف است و از پروژههای ساختمانی گرفته تا تولید ماشینآلات، مخازن و تجهیزات صنعتی در آن استفاده میشود. به همین دلیل هنگام بررسی قیمت ورق سیاه تنها نباید به قیمت هر کیلوگرم توجه کرد. ضخامت، ابعاد، استاندارد تولید، کارخانه سازنده، محل بارگیری و حتی زمان تحویل میتوانند در هزینه نهایی تفاوت قابل توجهی ایجاد کنند. ورق آجدار نیز شرایط متفاوتی دارد. این محصول بیشتر در کفسازی صنعتی، پلههای فلزی، سکوهای کار، رمپها و فضاهایی استفاده میشود که مقاومت در برابر لغزش اهمیت دارد. بنابراین قیمت ورق آجدار علاوه بر نرخ ورق پایه، تحت تأثیر نوع آج، فرآیند تولید و مشخصات فنی نیز قرار میگیرد.
همین تفاوتها نشان میدهد که نسخه واحدی برای خرید همه محصولات فولادی وجود ندارد و هر پروژه باید متناسب با نیاز خود تصمیمگیری کند.
خرید ارزان همیشه خرید هوشمندانه نیست
یکی از اشتباهاتی که در بسیاری از پروژهها دیده میشود، تمرکز صرف بر پایینترین قیمت پیشنهادی است. ممکن است محصولی با قیمت کمتر خریداری شود، اما تأخیر در تحویل، اختلاف وزن واقعی، کیفیت پایین یا هزینه حمل بیشتر، در نهایت هزینه پروژه را افزایش دهد. به همین دلیل شرکتهای حرفهای فقط قیمت کالا را مقایسه نمیکنند؛ بلکه هزینه نهایی رسیدن محصول به محل پروژه، زمان تحویل، قابلیت تأمین مجدد و اعتبار فروشنده را نیز در تصمیم خود لحاظ میکنند.
چگونه میتوان اثر نوسانات بازار را کاهش داد؟
هیچ راهکاری وجود ندارد که بتواند نوسان بازار را از بین ببرد، اما میتوان اثر آن را بر پروژه کاهش داد. تفاوت شرکتهای موفق با سایر فعالان بازار معمولاً در همین بخش مشخص میشود؛ آنها بهجای پیشبینی قطعی آینده، برای چند سناریوی مختلف برنامه دارند.
یکی از روشهای مؤثر، خرید مرحلهای است. در این مدل، مصالحی که مصرف آنها در مراحل ابتدایی پروژه قطعی است زودتر تأمین میشوند و خرید سایر اقلام متناسب با روند اجرا و شرایط بازار انجام میشود. این روش باعث میشود نه سرمایه پروژه برای مدت طولانی در انبار راکد بماند و نه پروژه کاملاً به قیمت روز وابسته شود. در کنار آن، داشتن چند تأمینکننده معتبر نیز اهمیت زیادی دارد. زمانی که یک پروژه تنها به یک مسیر تأمین وابسته باشد، کوچکترین اختلال در تولید یا حملونقل میتواند زمان اجرا را تحت تأثیر قرار دهد.
نقش اطلاعات در تصمیمگیری از همیشه پررنگتر شده است
سالها پیش بسیاری از خریدها بر اساس تجربه انجام میشد، اما امروز تجربه بهتنهایی کافی نیست. مدیر پروژهای که فقط قیمت امروز را میبیند، تصویر کاملی از بازار ندارد. تحلیل روند عرضه، بررسی ظرفیت تولید کارخانهها، رصد شرایط حملونقل، شناخت رفتار بازار و ارزیابی ریسکهای سیاسی و اقتصادی، مجموعهای از اطلاعاتی هستند که میتوانند کیفیت تصمیمگیری را به شکل محسوسی افزایش دهند. به همین دلیل بسیاری از شرکتهای عمرانی، پیش از خریدهای اصلی، وضعیت بازار را بهصورت مستمر بررسی میکنند و تصمیم نهایی را تنها بر اساس یک روز یا یک قیمت نمیگیرند.
قراردادهای خرید هم باید متناسب با شرایط بازار تنظیم شوند
بازاری که هر هفته ممکن است تغییر کند، با قراردادهای سنتی که ماهها اعتبار دارند سازگار نیست. در بسیاری از پروژهها، تعیین دقیق زمان تحویل، نحوه تسویه، مدت اعتبار قیمت و شرایط تغییرات احتمالی، به اندازه خود مبلغ قرارداد اهمیت دارد. هرچه جزئیات قرارداد شفافتر باشد، احتمال بروز اختلاف میان خریدار و فروشنده نیز کمتر خواهد شد. تجربه نشان داده بخش قابل توجهی از مشکلات پروژهها نه به دلیل افزایش قیمت، بلکه به دلیل ابهام در نحوه تحویل، مشخصات فنی کالا یا زمان تأمین ایجاد میشود.
مدیریت هزینه از مرحله طراحی آغاز میشود
کنترل هزینه فقط وظیفه واحد خرید نیست. بسیاری از هزینههای اضافی، ریشه در طراحی اولیه پروژه دارند. انتخاب ابعاد استاندارد، کاهش پرت برش، هماهنگی نقشهها با محصولات موجود در بازار و جلوگیری از سفارشهای خارج از استاندارد، میتواند بدون کاهش کیفیت، هزینه نهایی پروژه را کاهش دهد. در پروژههای بزرگ، حتی چند درصد کاهش پرت مصرف فولاد، معادل صرفهجویی قابل توجهی در بودجه خواهد بود. به همین دلیل شرکتهای حرفهای، تیم طراحی و واحد تأمین را از همان ابتدای پروژه در کنار یکدیگر قرار میدهند تا تصمیمهای فنی و اقتصادی همسو باشند.
آینده بازار؛ تصمیمگیری هوشمند مهمتر از پیشبینی دقیق
بازار فولاد در سالهای اخیر نشان داده که بیش از گذشته به رویدادهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی واکنش نشان میدهد. درگیریهای نظامی، تحریمها، اختلال در مسیرهای حمل، تغییر سیاستهای تجاری و حتی اخبار مربوط به بازارهای جهانی، همگی میتوانند بر رفتار بازار اثر بگذارند. در چنین فضایی، موفقترین شرکتها الزاماً آنهایی نیستند که همیشه پایینترین قیمت خرید را به دست میآورند؛ بلکه شرکتهایی هستند که ریسک را بهتر مدیریت میکنند، اطلاعات دقیقتری در اختیار دارند و تصمیمهای خود را بر پایه تحلیل میگیرند، نه واکنشهای هیجانی.

جمعبندی
بازار ساختوساز دیگر با فرمولهای گذشته قابل مدیریت نیست. امروز نوسان قیمت فولاد فقط نتیجه عرضه و تقاضا نیست؛ مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی میتوانند مسیر بازار را در مدت کوتاهی تغییر دهند. به همین دلیل، مدیریت هزینه پروژه بیش از هر زمان دیگری به شناخت بازار وابسته شده است. پروژههایی که بر اساس تحلیل، برنامهریزی مرحلهای و مدیریت ریسک پیش میروند، معمولاً آسیب کمتری از نوسانات بازار میبینند. بررسی مستمر قیمت ورق آهن، ارزیابی دقیق قیمت ورق سیاه متناسب با مشخصات فنی موردنیاز و توجه به روند قیمت ورق آجدار در پروژههایی که از این محصول استفاده میکنند، تنها بخشی از فرآیند تصمیمگیری هوشمندانه است. در نهایت، آنچه موفقیت یک پروژه را تضمین میکند، پیدا کردن پایینترین قیمت بازار نیست؛ بلکه انتخاب بهترین زمان خرید، همکاری با تأمینکنندگان معتبر و داشتن برنامهای منعطف برای مواجهه با شرایطی است که هر روز میتواند شکل تازهای به خود بگیرد.
انتهای رپورتاژ آگهی
انتهای پیام/