پیوست فرهنگی و اجتماعی؛ مسیری که نباید نیمه تمام بماند

مهندسی فرهنگی
«سیاست‌ها و چارچوب اجرایی و نظارتی پیوست فرهنگی و اجتماعی»، چراغ راهی برای همه دستگاه‌های اجرایی خواهد بود تا توسعه را در بستری از فرهنگ، عدالت اجتماعی و سرمایه گذاری پایدار تعریف کنند. اما تحقق این مهم، مستلزم عزمی ملی و همکاری همه جانبه سازمان برنامه، دستگاه‌های نظارتی، شورای فرهنگی و تمامی ذینفعان است.

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، امید عبدالهی ـ مسئول راهبری تدوین و تصویب سند پیوست فرهنگی و اجتماعی- پس از ۱۷ سال مطالبه رهبر شهید انقلاب اسلامی و انتظار در محافل کارشناسی، سرانجام «سیاست‌ها و چارچوب اجرایی و نظارتی پیوست فرهنگی و اجتماعی» در شهریورماه  ۱۴۰۴ به تصویب ستاد هماهنگی و راهبری اجرای نقشه مهندسی فرهنگی کشور رسید.

 این سند، گذاری پارادایمیک از مدیریت صرفاً فنی-ساختاری به سوی مدیریتی است که بستر‌های اجتماعی و فرهنگی را به عنوان مولفه‌های اصلی پایداری توسعه می‌شناسد و برای نخستین بار، ضوابط روشن، الزام‌آور و شفافی برای الحاق پیوست فرهنگی و اجتماعی به کلیه طرح‌های کلان اقتصادی، عمرانی و سیاسی تدوین شده است.

پیش از این، علیرغم تأکیدات مکرر در اسناد بالادستی، هیچ چارچوب مشخص و اجرایی برای این مهم وجود نداشت و بسیاری از طرح‌های بزرگ، بدون ارزیابی پیامد‌های اجتماعی و فرهنگی، به اجرا درمی آمدند که حاصل آن، شکست پروژه‌ها یا ایجاد نارضایتی‌های گسترده بود. مشکلات اجتماعی و جمعیتی در برخی از مناطق اقتصادی و مناطق آزاد، فرهنگ سازی‌های ناصوابِ حاصل از معماری‎‌های غیر اصولی و؛ که حاصل عدم توجه به تاثیرات اجتماعی اجرای یک طرح کلان ملی بود از جمله مسائل عدم توجه به پیوست‌های فرهنگی و اجتماعی بود.

مصوبه پیوست فرهنگی و اجتماعی ماحصل رویکرد همگرایانه

آنچه این مصوبه را از یک آرزوی کارشناسی به یک سند عملیاتی تبدیل کرد، پیگیری‌های مستمر و مجدانه معاونت اجتماعی ستاد فرهنگی و اجتماعی بود. این معاونت با برگزاری جلسات متعدد و فشرده (بیش از ۵۰ جلسه کارشناسی و دستگاهی) با دستگاه‌های ذیربط، از وزارتخانه‌های اجرایی گرفته تا نهاد‌های نظارتی و پژوهشی، توانست نظرات پراکنده را جمع‌آوری کرده و آنها را در قالب یک چارچوب منسجم تدوین نماید. نتیجه این فرآیند مشارکتی، خلق سندی است که نه تنها به "چرایی" پیوست فرهنگی پاسخ میدهد، بلکه "چگونگی" اجرا، نظارت و ارزیابی آن را نیز بهصورت کامل تبیین کرده است.

ضوابط روشن؛ پایان تفسیر‌های سلیقه‌ای

یکی از مهمترین دستاورد‌های این سیاستها، تعیین ضوابط شفاف و روشن برای دستگاه‌های اجرایی است. برای نخستین بار، دیگر هیچ دستگاهی نمیتواند به بهانه نبودن ضوابط مشخص، از تهیه پیوست فرهنگی و اجتماعی برای طرح‌های خود شانه خالی کند. این چارچوب، وظایف هر دستگاه را به صورت دقیق ترسیم کرده و از هرگونه موازی کاری یا تداخل وظایف جلوگیری می‌نماید. همچنین، نظام ارزیابی و نظارت هوشمند در این سند، جایگزین بازرسی‌های سنتی و مقطعی شده و دستگاه‌ها را ملزم به پایش مستمر اثرات اجتماعی طرح‌های خود در طول اجرا میکند.

ابعاد عملیاتی و مکانیسم‌های نظارتی:

سیاست‌های مذکور بر سه رکن بنیادین استوار است که هدف آنها بهینه‌سازی فرآیند‌های تصمیم‌گیری و نظارتی است:

۱. گذار از نظارت سنتی به نظارت هوشمند: جایگزینی بازرسی‌های مقطعی و آزمایشی با نظام ارزیابی مستمر و مبتنی بر داده، جهت پایش دقیق و لحظه‌ای اثرات طرح‌ها.

۲. بهینه‌سازی کارایی سازمانی: از طریق شفاف‌سازی وظایف و تبیین دقیق قلمرو‌های عملیاتی دستگاه‌ها، به‌منظور کاهش موازی کاری و تداخل وظایف میان نهاد‌های مختلف.

۳. تحلیل پیش‌گویانه اثرات: الزام به انجام مطالعات ارزیابی پیامد‌های فرهنگی و اجتماعی پیش از ورود به فاز اجرایی در پروژه‌های اقتصادی و عمرانی، جهت پیشگیری از بروز پیامد‌های ناخواسته.

تحلیل راهبردی و پیامد‌های توسعه‌ای:

این چارچوب با اتخاذ رویکرد «نگاه فرهنگی-اجتماعی» در فرآیند تصمیم‌سازی، بر پیوند میان ثبات ساختاری و زیرساخت‌های اجتماعی تأکید دارد. از منظر تحلیل اقتصادی و سیاسی، پیاده‌سازی این سیاست‌ها می‌تواند منجر به موارد زیر گردد:

- کاهش هزینه‌های مبادله: از طریق تقویت سرمایه اجتماعی و شفافیت.

- ارتقای امنیت ملی و ثبات سیاسی: از طریق همسویی طرح‌های توسعه با ارزش‌های و نیاز‌های جامعه.

- تسریع در رشد علمی-تکنولوژیک: از طریق نهادینه‌سازی فرهنگ پرسشگری و خلاقیت به عنوان زیربنای نوآوری.

تأکید بر نقش راهبردی سازمان برنامه و دستگاه‌های نظارتی

با وجود اهمیت بی نظیر این مصوبه، کارشناسان و فعالان حوزه فرهنگی بر یک نکته کلیدی تأکید دارند:  تصویب، پایان راه نیست؛ بلکه آغاز یک مسیر دشوار و حساس است. این سیاست‌ها تنها در صورتی به هدف نهایی خود خواهند رسید که  سازمان برنامه و بودجه  به عنوان متولی اصلی تخصیص منابع و نیز  دستگاه‌های نظارتی مانند دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور، پای کار بیایند و برنامه ریزی دقیق و مناسبی برای اجراییسازی این سیاست‌ها انجام دهند. بدون حضور فعال و نظارت مستمر این نهادها، این سند نیز مانند بسیاری از اسناد بالادستی دیگر، در حد یک آرزوی نوشته شده باقی خواهد ماند و هیچ تأثیری بر روند تصمیم گیری‌های کلان کشور نخواهد داشت.

عزم شورایعالی انقلاب  فرهنگی؛ اهرم فشار برای تحقق

در این میان، نقش  شورای عالی انقلاب فرهنگی  به عنوان یک نهاد فرابخشی و تأثیرگذار، نقشی تعیین کننده و غیرقابل انکار است. این شورا با بهره گیری از ظرفیت‌های قانونی خود، میتواند، دستگاه‌های اجرایی را ملزم به رعایت کامل این سیاست‌ها کند و از هرگونه انحراف یا تعلل در اجرا جلوگیری نماید. همچنین، این شورا با ایجاد گفتمان‌سازی و فرهنگ‌سازی در میان مدیران ارشد کشور، میتواند زمینه‌ساز پذیرش هرچه بیشتر این رویکرد جدید در حکمرانی شود.

هشدار جدی؛ خطر توقف در مرحله سند

اما هشدار جدی کارشناسان به مسئولان و متولیان این است که ماندن در مرحله تصویب و عدم راهبری، اجرایی‌سازی و نظارت دقیق، این سیاست‌ها را به سرنوشت اسناد مشابه دچار خواهد کرد.

تجربه نشان داده است که بسیاری از مصوبات و سیاست‌های خوب در نظام اداری کشور، به دلیل فقدان اراده عملی برای اجرا و نظارت، در همین مرحله متوقف ماندهاند. بنابراین، اگر برنامهریزی عملیاتی و زمانبندیشده برای اجرای این سیاست‌ها صورت نگیرد و دستگاه‌های نظارتی بهصورت جدی وارد عمل نشوند، این سند ارزشمند نیز به یک بخشنامه تکراری و بیاثر تبدیل خواهد شد و بار دیگر، مطالبات ۱۷ ساله مردم و کارشناسان، زمین خواهد ماند.

نتیجه گیری؛ از سند تا عمل، مسیری که نباید نیمه تمام بماند

مصوبه فوق،  نشان دهنده بلوغ در نظام مدیریت توسعه کشور است که با گذار از نگاه تک بعدی به نگاه چند بعدی متوازن مسیر را برای تحقق توسعه پایدار مبتنی بر سرمایه‌های اجتماعی فراهم می‌سازد؛ و یک فرصت تاریخی برای نظام مدیریت فرهنگی کشور است. این سند، چراغ راهی برای همه دستگاه‌های اجرایی خواهد بود تا توسعه را در بستری از فرهنگ، عدالت اجتماعی و سرمایه گذاری پایدار تعریف کنند. اما تحقق این مهم، مستلزم عزمی ملی و همکاری همه جانبه سازمان برنامه، دستگاه‌های نظارتی، شورای فرهنگی و تمامی ذینفعان است. اکنون زمان آن فرا رسیده است که از مرحله تئوری عبور کرده و با برنامه‌ریزی دقیق، اقدامات عملی را برای اجرایی سازی این سیاست‌ها آغاز کنیم، تا مبادا که این سند نیز مانند پیشینیان خود، در میان انبوهی از قوانین خاک خورده، به فراموشی سپرده شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر