خیابانهای تهران فاقد هویت فرهنگی هستند
به گزارش خبرگزاری آنا نشست تخصصی از مجموعه گفتوگوهای «میدان آزادی، خیابان ایران» با موضوع «منظر خیابان، سیمای فرهنگ شهر» با حضور دکتر محمدصالح شکوهی، عضو هیئت علمی گروه شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران، در خانه علوم انسانی ایران برگزار شد.
شکوهی در این گفتوگو که با محوریت بررسی نسبت میان خیابان، شهر و فرهنگ برگزار گردید، بر ضرورت بازتعریف جایگاه خیابان در نظام برنامهریزی شهری کشور تأکید کرد و از خیابان بهعنوان عنصری فراتر از یک مسیر عبوری یاد کرد که میتواند بستر شکلگیری هویت، سرمایه اجتماعی و زیست مؤمنانه شهروندان باشد. وی با اشاره به پیشینه تاریخی خیابان در ایران و نقش آن در زندگی اجتماعی، نسبت به غفلت از کارکردهای فرهنگی و اجتماعی خیابان در نظام برنامهریزی شهری کشور هشدار داد و بر لزوم توجه به «زندگی روزمره» بهعنوان مؤلفهای کلیدی در طراحی شهری تأکید کرد. این گفتوگو در شرایطی انجام شد که به گفته این شهرساز، خیابانهای امروز تهران بیش از آنکه فضایی برای زیست جمعی باشند، به شریانهای ترافیکیِ صرف تبدیل شدهاند و این غفلت، پیامدهای جدی برای هویت شهری و سرمایه اجتماعی شهروندان به همراه داشته است. شکوهی همچنین با اشاره به تجربهی ناموفق پیادهراهسازی در خیابان ۱۷ شهریور و موفقیتآمیز بودن آن در ۱۵ خرداد، بر لزوم مطالعه دقیق بسترهای اجتماعی و فرهنگی هر خیابان پیش از هرگونه مداخله شهری تأکید نمود.
خیابان، عنصری فراتر از یک مسیر عبوری
شکوهی در ابتدای سخنان خود با اشاره به پیشینه تاریخی خیابان در ایران، اظهار کرد که ایرانیان از پیشگامان خیابانسازی در جهان بودهاند و نمونههایی همچون چهارباغ اصفهان و خیابان سپه قزوین، سابقهای دیرینهتر از خیابان شانزلیزه پاریس دارند. به گفته وی، علیرغم این پیشگامی تاریخی، درک امروز ما از خیابان بسیار ابتدایی و عمدتاً ترافیکمحور است و این در حالی است که خیابان میتواند بستری برای شکلگیری هویت، خاطرات جمعی، مراودات اجتماعی و حتی تولید اقتصادی باشد. شکوهی با اشاره به نظریه «سیمای شهر» کوین لینچ، خیابان را یکی از پنج عنصر کلیدی در شکلگیری تصویر ذهنی شهروندان از شهر دانست و تأکید کرد که این تصویر ذهنی، فراتر از نقشههای دوبعدی شهری است و به درک سهبعدی و معنایی شهروندان از فضای شهری بازمیگردد. وی خاطرنشان کرد که در نظام برنامهریزی شهری کشور، خیابانها صرفاً بر اساس کارکرد ترافیکی (شریانی، اصلی، فرعی) طبقهبندی میشوند و هیچ ضابطهای برای هویتبخشی به خیابانها و تفکیک کارکردهای غیرترافیکی آنها وجود ندارد.
نقد نظام برنامهریزی شهری و غفلت از هویت خیابانها
شکوهی با نقد رویکرد جزیرهای به خیابانها در نظام برنامهریزی شهری، گفت که در طرحهای جامع و تفصیلی، تنها به کاربری پلاکها و ساختمانها توجه میشود و هیچ نقشهای وجود ندارد که خیابانهای فرهنگی، تجاری یا اداری تهران را مشخص کند و بر اساس آن ضوابطی برای مدیریت منظر شهری تدوین نماید. به گفته وی، این غفلت باعث شده است که سازمان زیباسازی شهرداری، بدون در نظر گرفتن هویت و کارکرد خاص هر خیابان، اقدام به طراحی و نصب المانهای یکسانی در نقاط مختلف شهر کند. وی با اشاره به خاطرهای از همکاری با یکی از شرکتهای مشاور شهرداری، گفت که متولی مشخصی برای «زندگی اجتماعی خیابان» وجود ندارد و این مسئولیت میان معاونت حملونقل ترافیک، سازمان زیباسازی و معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تقسیم شده است، در حالی که هیچیک بهطور کامل متولی این حوزه نیستند.
هشدار درباره خیابانهای شهری و از دست رفتن نظارت اجتماعی
عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت در بخش دیگری از سخنان خود به تفاوت میان خیابانهای محلی و خیابانهای شهری اشاره کرد و گفت که در خیابانهای محلی، نظارت اجتماعیِ ناشی از شناخت همسایگان، موجب رعایت آداب و هنجارها میشود، اما در خیابانهای شهری مانند خیابان انقلاب یا ولیعصر که روابط در آنها گذری و ناشناس است، این نظارت اجتماعی از بین میرود و منظر شهریِ فاقد هویت، زمینه را برای رفتارهای ناهنجار فراهم میکند. شکوهی با اشاره به مفهوم «حد تعارف» (شناخت)، گفت که انسان بهطور طبیعی توانایی شناسایی و ارتباط با تعداد محدودی از افراد را دارد و محلهها و خیابانهای محلی بستری برای شکلگیری این شناخت هستند، اما در تهران، بهدلیل آپارتماننشینی و اجارهنشینی گسترده، این شناخت از بین رفته و شهروندان با احساس بیگانگی در فضای شهری مواجهاند. وی تأکید کرد که این بیگانگی، علاوه بر کاهش سرمایه اجتماعی، موجب میشود که شهروندان احساس مسئولیت نسبت به محیط اطراف خود نداشته باشند و این امر، امنیت اجتماعی و همبستگی شهری را تهدید میکند.
نقد پیادهراهسازی بدون مطالعه بسترهای اجتماعی
شکوهی در ادامه با اشاره به تجربهی پیادهراهسازی در تهران، گفت که پیادهراهسازی در خیابان ۱۵ خرداد بهدلیل هماهنگی با بافت تاریخی و کارکرد اجتماعی آن، موفقیتآمیز بود و به رونق کسبوکار و افزایش امنیت منجر شد، اما تجربهی مشابه در خیابان ۱۷ شهریور با شکست مواجه شد و پس از ورشکستگی کسبه و کاهش امنیت، بخشهایی از آن بازگشایی شد. وی خاطرنشان کرد که پیش از اجرای طرح پیادهراهسازی در ۱۷ شهریور، یک جامعهشناس معروف در مطالعات اجتماعی-فرهنگی، نسبت به شکست این طرح هشدار داده بود، اما این هشدارها جدی گرفته نشد. شکوهی این موضوع را نمونهای از غفلت از مطالعات اجتماعی در تصمیمگیریهای شهری دانست و بر لزوم توجه به پیوستهای فرهنگی-اجتماعی در طرحهای شهری تأکید کرد.
خیابان و اقتصاد مقاومتی؛ حمایت از کسبوکارهای کوچک
دکتر شکوهی در بخش دیگری از سخنان خود به نقش اقتصادی خیابان اشاره کرد و با استناد به سیره پیامبر اسلام (ص) در ایجاد بازار مسلمانان در مدینه، گفت که نگاه اسلام به کاربری تجاری، مبتنی بر عمومی بودن فضا و عدم دیوارکشی و مالکیت انحصاری بوده است و پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «سوق المسلمین کمسجدهم»؛ یعنی بازار مسلمانان همچون مسجدشان است و هرکس در هر جای آن بنشیند، مالک آنجاست. وی تأکید کرد که این نگاه میتواند مبنایی برای ساماندهی دستفروشی و کسبوکارهای کوچک در خیابانها باشد، اما متأسفانه شهرداریها بهجای حمایت از این نوع کسبوکارها که با اقتصاد مقاومتی و تولید داخلی همخوانی دارد، به ساخت پاساژهای تجاریِ صرفاً مصرفگرا روی آوردهاند. شکوهی خاطرنشان کرد که اگر دستفروشان را بهصورت سامانیافته و با رعایت سد معبر، در خیابانها ساماندهی کنیم، هم به رونق اقتصادی و هم به زندهسازی خیابانها کمک کردهایم، اما متأسفانه رویکرد فعلی مبتنی بر برخورد و حذف است.
شهرسازی ایرانی-اسلامی و غفلت از ارزشهای فطری
شکوهی با اشاره به تفاوت بازار ایرانی با پاساژهای امروزی، گفت که بازار در سنت ایرانی، صرفاً محل فروش نبوده، بلکه فضایی مولد و کارگاهی بوده است و این تفاوت نشاندهندهی انطباق شهرسازی ایرانی با ارزشهای اسلامی و فطری است. به گفته وی، اما متأسفانه شهرسازی امروز ایران، بهشدت تحتتأثیر مکاتب مدرنیستی همچون بوزار و باوهاوس قرار دارد و در آن، خیابان صرفاً یک شریان ترافیکی دیده میشود و از کارکردهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن غفلت شده است. وی با انتقاد از اینکه در دانشگاههای کشور، شهرسازی عمدتاً مبتنی بر نگاه کاربریمحور به پلاکهاست و خیابان بهعنوان یک عنصر هویتی و معنایی در نظر گرفته نمیشود، گفت که خوشبختانه نسل جدید شهرسازان نسبت به این موضوع حساس شدهاند، اما در اجرا و نظام تصمیمگیری، همچنان چالشهای جدی وجود دارد.
لزوم سلسلهمراتببندی خیابانها و توجه به زندگی روزمره
شکوهی در پایان، بر لزوم سلسلهمراتببندی خیابانها بر اساس کارکردهای اجتماعی و فرهنگی تأکید کرد و گفت که همانطور که مساجد دارای سلسلهمراتب (مسجد محله، مسجد جامع، مصلی) هستند، خیابانها نیز باید دارای سلسلهمراتب باشند و برای هر سطح، ضوابط و هویت خاصی تعریف شود. وی با اشاره به اهمیت «زندگی روزمره» در شکلگیری هویت شهری، گفت که تکرارهای روزانه (از خرید نان و رفتن به مدرسه تا قدم زدن در محله) است که حس تعلق به مکان را ایجاد میکند و این حس تعلق، سرمایه اجتماعی و امنیت شهری را تقویت مینماید. شکوهی تأکید کرد که اگر نتوانیم خیابانهای محلی را برای زیست روزمره حفظ کنیم و آنها را به شریانهای ترافیکی تبدیل نماییم، نهتنها هویت شهری را از دست میدهیم، بلکه بسترهای شکلگیری رفتارهای ناهنجار و بیگانگی اجتماعی را نیز فراهم کردهایم.
لزوم بازنگری در رویکردهای شهرسازی و مدیریت شهری
این گفتوگو نشان داد که نگاه به خیابان در نظام برنامهریزی شهری کشور، نیازمند تحولی اساسی است؛ تحولی که از نگاه صرفاً ترافیکی و کاربریمحور به خیابان، به نگاهی مبتنی بر هویت، فرهنگ و زیست اجتماعی حرکت کند. دکتر شکوهی اگرچه به چالشهای جدی در نظام برنامهریزی و تصمیمگیری شهری اشاره کرد، اما بر امیدواری نسبت به نسل جدید شهرسازان و شکلگیری ادبیات نظریِ غنیتر در دانشگاهها تأکید داشت. وی در پایان با اشاره به نسبت میان خیابان و فرهنگ، گفت که منظر خیابان، سیمای فرهنگ شهر است و اگر نتوانیم این منظر را بهدرستی طراحی و مدیریت کنیم، نهتنها هویت شهری را از دست خواهیم داد، بلکه امکان زیست مؤمنانه و فطری را نیز از شهروندان سلب خواهیم کرد. به گفتهی وی، شهری که خیابانهایش فقط برای عبور ماشین طراحی شده باشد، شهری است که آدمهایش را از دست داده است و این هشداری است که باید جدی گرفته شود.
انتهای پیام/