01:38 19 / 04 /1405
گفتند پهلوان نیستی!؛ فقط به خاطر پدر و مادرم تغییر کردم، نقاب نمی‌گذارم

یزدانی: زمانی که از تمرین حالم به هم می‌خورد انجامش دادم؛ به پدرم گفتم نمی‌خواهند من را بکشند! / حسن یزدانی یک چهره کاریزماتیک است

امیرمحمد یزدانی
امیرمحمد یزدانی می‌گوید در زندگی‌اش فقط به خاطر پدر و مادرش تغییر کرده و هرگز حاضر نیست با نقاب گذاشتن، نظر همه را جلب کند: «پدرم دوست نداشت شلوار پاره بپوشم، دوست نداشت خالکوبی داشته باشم و من به خاطر پدرم تغییر کردم. احساس می‌کنم خیلی‌ها دوست دارند نقاب بگذاری»

به گزارش خبرگزاری آنا، دارنده دو نشان نقره جهان، هم در وزن المپیکی ۶۵ کیلو و هم وزن غیرالمپیکی ۷۰ کیلو؛ کسی که در سه وزن ۶۵، ۷۰ و حالا هم ۷۴ کیلوگرم به مسابقات جهانی رفته و خواهد رفت.

او یکی از همان نسل طلایی کشتی ایران بود که از رده سنی نوجوانان نشان داد نامی ماندنی است که در آینده بیشتر و بیشتر از او شنیده و گفته خواهد شد.

برای دوبنده تیم ملی در المپیک توکیو جنگید، اما به آن نرسید، برای المپیک ۲۰۲۴ هم شجاعانه وارد چرخه وزن المپیکی شد، اما سومی در اولین مرحله، باعث شد به وزن سابق برگردانده شده و صاحب دوبنده تیم ملی در مسابقات جهانی اوزان غیرالمپیکی آلبانی شود که درنهایت هم آسیب‌دیدگی از ناحیه دست، دقیقه نودی نام سینا خلیلی را جایگزینش کرد. سالی هم که شانس اول طلای ۷۰ کیلوگرم بود، به خاطر همگروهی با حریفی از اسرائیل، روی تشک نرفت. او طی دوران قهرمانی‌اش دو مسابقه را به این شکل از دست داد و کسب دو نشان نقره جهانی، کارنامه‌ای قابل قبول برای عضو کوچک چراتی‌های تیم ملی است.

با این وجود همواره زیر تیغ انتقادات بوده، چرایش را خودش هم می‌داند: «خودش بودن و دست نکشیدن از این کار» به خاطر دیگران؛ نقد‌ها را همیشه به جان خریده، اما ترجیح می‌دهد برای موفقیت‌های کوچک و بزرگش، خوشحالی کند.

او در قالب دیگران نمی‌گنجد، قالب خودش را دارد. بی‌شک وقتی نقد به بی‌احترامی تبدیل شود، این برایش ناخوشایند است، اما همچنان راه خودش را می‌رود.

امیرمحمد یزدانی آدم جالبی است، جدای از اینکه کارنامه‌اش می‌گوید کشتی‌گیر خوبی هم هست. او چند هفته قبل در کرمان بی‎‌نقص مرحله نهایی انتخابی تیم ملی را مقابل یکی از خوب‌های ۷۴ کیلوگرم جهان و باکیفیت‌ترین میان‌وزن سال‌های اخیر ایران؛ یونس امامی، پشت سر گذاشت و به دوبنده تیم ملی در مسابقات جهانی رسید.

گفت‌وگوی خبرنگار آنا با امیرمحمد یزدانی عضو تیم ملی در وزن ۷۴ کیلوگرم مسابقات جهانی ۲۰۲۶ قزاقستان را بخوانید، درحالیکه این مصاحبه زمانی صورت گرفت که آرژانتین دو گل از مصر عقب افتاده بود.

آنا:، چون می‌دانم طرفدار فوتبالی از جام‌جهانی شروع کنیم. پیش‌بینی‌ات از فاتحِ این جام؟
همه‌ی تیم‌ها خوبند جام‌جهانیِ عجیب و غریبی است، واقعا نمی‌شود پیش‌بینی کرد، اما من فکر می‌کنم آرژانتین - فرانسه یا آرژانتین - اسپانیا یا شاید هم نروژ فینال را برگزار کنند.

آنا: فعلا که آرژانتین در حال حذف شدن است!
هنوز برای گفتن این حرف خیلی زمان مانده، آرژانتین به بازی برمی‌گردد.

آنا: حیف هم هست که بعد از حذف رونالدو، مسی هم از جام خارج شود.
اینها بازیکنان خوب و بزرگی هستند، وجودشان سطح رقابت را بالا می‌برد. البته که کلا هم رقابت قشنگ است.

**رونالدو جور دیگری به جام‌جهانی نگاه کرد؛ نیمار را خیلی دوست داشتم

آنا: وقتی رونالدو این جام را هم با ناکامی تمام کرد، خیلی‌ها در خیلی جهات با او همذات‌پنداری کردند، خصوصا وقتی که بغضش در زمین شکست.
خودش جور دیگری به موضوع نگاه می‌کند، گفت که چه جام بگیرم و چه جام نگیرم، چیزی را از دست نمی‌دهم. به آن چیز‌هایی که می‌خواستم رسیدم و واقعیت هم همین است. او بدون فتح جامِ جهانی، در بالاترین سطح فوتبال دنیا بازی کرده و کلی خاطره و روز خوب از خود برجای گذاشته است. البته من نیمار را هم دوست داشتم و از حذف تیمش ناراحت شدند. اینها گریه می‌کنند آدم اذیت می‌شود. اینها نسل فوق‌العاده‌ای بودند، نسلی طلایی. هر کدام‌شان کلی افتخار آفریده‌اند و بقیه خیلی باید تلاش کنند تا به آنها برسند.

آنا: و حالا خودت؛ این برای سومین بار بود که برای دوبنده ۷۴ کیلوگرم تلاش می‌کردی و بالاخره هم آن را بردی.
بله سومین سال بود و من در این سه سال همیشه در ۷۴ کیلوگرم هم موفق عمل کرده بودم. هر جا در ایران کشتی گرفتم، اول شدم و جز همان باخت سال اول –در قهرمان کشوری- که سوم شدم، آنجا هم البته داوری مشکلاتی داشت، بقیه خوب بود. وزن خیلی سختی است، هم در ایران و هم در دنیا، همه هم این را می‌دانند. اینطور که پیداست وزن ایده‌آل مرد‌های دنیا بین ۷۰-۸۰ کیلوست که میان‌وزن اینقدر ترافیک مدعی دارد.

**در تبریز هم کار راحتی در ۷۴ کیلو نداشتم، این کشتی مهم‌ترین مبارزه زندگی‌ام بود

آنا: شاید ۷۰ تا ۱۰۰ کیلو؛ چون ۹۷ کیلوگرم هم مثل ۷۴ کیلو غالبا با ترافیک مدعی روبه‌روست!
۷۴ ترافیکش بیشتر است. از همان قدیم، اسطوره کشتی جهان، سایتی‌یف فقید هم اینجا بود، همین امروز هم سیداکوف؛ ما داخل ایران هم در این وزن مدعی زیاد داریم. در تبریز (مرحله اول چرخه، مسابقات قهرمان کشوری) هم من کشتی‌های راحتی نداشتم، غالب کشتی‌ها ۵۰-۵۰ بود که ثانیه‌های آخر بردم. البته که از رقابت سطح بالا، آدم پیشرفت می‌کند. من هم سعی کردم خودم را جا بیاندازم.

آنا: در کرمان انگار یک چیزی در تو تغییر کرده بود. دیدی که خیلی از مربیان و پیشکسوتان کشتی گفتند این شجاع‌ترین ورژن امیرمحمد بود. 
من خیلی به این انتخابی فکر کردم. این کشتی مهم‌ترین مسابقه زندگی من بود. در این مدت اتفاقات زیادی برایم افتاد. زندگی‌ام بالا و پایین زیادی داشت. این وسط تنها چیزی که از آن دست نکشیدم، تمرین بود. تمرین و تمرین و تمرین؛ و از آن مهمتر ادامه دادن. در بدترین روزهایم تمرین کردم. یک روز‌هایی حالم از تمرین به هم می‌خورد، اما انجامش دادم. برای این مسابقه از نظر روحی روانی خیلی آماده بودم، اما شرایط خانه‌مان دو هفته مانده به مسابقه اصلا خوب نبود، می‌دیدم پدرم استرس دارد، گفتم «بابا استرس نداشته باش، کشتیه دیگه، نمی‌خوان که منو بکشن!» من که استرسی نداشتم. نشستم فکر کردم، گفتم کار من کشتی است، آدمی که می‎‌خواهد سر کار برود که استرس ندارد. برای چه چیزی باید استرس داشته باشم؟ فقط کمی استرس پدرم بود که روی من تاثیر داشت. علاوه بر خانواده، رفیق‌های خیلی خوبم هم کنارم بودند.

**یونس نسبت به دو کشتی قبلی فرق کرده بود دنبال روزنه بودم؛ با هم برادریم

آنا: چند تا از رفقایت همراهت همه جا می‌آیند، فکر می‌کنم خیلی خوشبختی که آنها را داری.
بله خیلی‌ها پشت صحنه‌اند و شاید دیده نشوند. محمد خدابخشی، رضا علیجان‌زاده، علی فرجی، مهدی حبیبیان و چند تای دیگر که همیشه کنارم هستند. اینها باعث می‌شوند روحیه بگیرم. 

آنا: شب قبل از مسابقه هم در فضای هتل انگار نه انگار که چه کشتی حساسی دارد، حالت خیلی خوب بود.
برای اینکه از استرس دور باشم، شوخی و خنده بود؛ ولی به هرحال جو مسابقه گاهی استرس را غالب می‌کند.

آنا: چطور کنترلش کردی؟
آن سالن و آنهمه تماشاگر، من سعی کردم با تنفس و تکنیک‌های روانشناسی استرسم را پایین بیاورم و خداراشکر که جواب هم داد.

آنا: از همان ثانیه اول مشخص بود که فقط برای برد به تشک آمدی.
اولین کشتی یونس خیلی خوب بود. تاکتیکش در مقایسه با دو کشتی قبلی‌مان کلا فرق کرده بود. تا من به خودم بیایم یک تایم و خرده‌ای گذشته بود، اینکه چیز‌هایی که از یونس می‌دانستم کاملا عوض شده بود و باید دنبال روزنه‌ای می‌گشتم که امتیاز بگیرم و بعد یک سری فن ردوبدل شد. من همیشه گفتم که یونس امامی یکی از بهترین‌های ۷۴ کیلوست. کارنامه‌اش را نشان داده که همیشه جزو ۵ نفر اول بوده، آنهم در ۷۴ کیلو که اینقدر سطحش بالاست که جزو ۵ نفر هم باشی واقعا باعث افتخار است. من همیشه از یونس تشکر می‌کنم که باعث شد ما کنار هم رشد کنیم. این رقابت خوب است. یونس دوست خیلی خوب من هم هست، به خانه‌ی هم رفتیم، اما بحث کشتی فرق دارد. من اصلا در کشتی یک آدم دیگر هستم و نمی‌دانم چرا؛ اما بیرون از تشک یک شکل دیگرم. من و یونس مثل دو برادریم.

آنا: گفتی یونس جزو خوب‌های ۷۴ کیلوگرم بود که همیشه بین ۵ نفر برتر جهان بوده، سقف آرزو‌های تو چیست؟ به این فکر می‌کنی که این وزن سنگین و پرترافیک است یا اینکه فقط به مدال فکر می‌کنی؟
اینکه گفتم یونس جزو ۵ نفر برتر بوده، یعنی اینکه خودش هم مدال می‌گرفت و همیشه جزو خوب‌ها بوده؛ هیچ کسی دوست ندارد بدون مدال مسابقه را تمام کند. من هم می‌دانم نیاز به تمرین و تلاش زیادی دارم باید خیلی بهتر و هوشمندانه‌تر کشتی بگیرم، با آنالیز بهتر.

**سیداکوف به لحاظ فنی بالاتر از همه است، آئویاگی هم خیلی خوب است

آنا: از همه بیشتر روی چه کسی حساب می‌کنی، ضمن اینکه همان سیداکوفی که در موردش حرف زدی اخیرا چند سومی داشته است.
همه‌شان واقعا خوبند. کشتی‌گیرانی که قهرمان دنیا می‌شوند واقعا سخت است بین آنها بگویی چه کسی بهتر است. از نظر من آئویاگی خیلی خوب است، اما باز هم کلاس کشتی سیداکوف بالاتر از همه است، حتی اگر سوم شده باشد.

آنا: تو اولین نفری بودی که در انتخابی کرمان روی تشک رفتی و اولین نفر هم کار انتخابت تمام شد. بعد از تو دو مازندرانی دیگر هم برای تیم اعزامی به جهانی قزاقستان انتخاب شدند.
غیر از کشتی من و یونس امامی، که ما برادر هم هستیم، هر ۴ نفر دیگر هم فوق‌العاده‌اند. حسن آقای یزدانی که بزرگتر همه‌ی ماست. امیرعلی (آذرپیرا)، امیرحسین فیروزپور و مبین (عظیمی) رفقای ما هستند. همه درجه یک و تاپ لِوِلند. من دوست داشتم همه تیم ملی شوند، دوست نداشتم هیچ‌کدام‌شان کنار بروند.

** مبین و فیروزپور هر دو خفن هستند؛ کاش دو تیم ملی در جهانی داشتیم

آنا: این حسی بود که غالب کشتی‌دوستان آن روز داشتند، باخت هر کدام‌شان ناراحت‌کننده بود.
دقیقا، من هم نمی‌دانم دقیقا چطور بگویم، کاش واقعا ایران دو تیم در مسابقات جهانی داشت و همه‌ی این بچه‌ها به جهانی می‌آمدند. حالا خداراشکر که بازی‌های آسیایی هست و برخی از بچه‌ها هم آنجا کشتی می‌گیرند. وزن ۹۲ کیلو هم که المپیکی نیست، مبین و امیرحسین را می‌بینم، هر دو خیلی خفن و خوبند، آدم حسرت می‌خورد که چرا دو تا کشتی‌گیر خوب در یک وزن هستند. علیرضا دبیر حرف خوبی زد که گفت طلای جهان‌شان اینجا بود، هر جفت‌شان لیاقت‌شان طلای جهانی است.

آنا: و کاپیتان حسن یزدانی که بار دیگر به تیم ملی برگشت.
بحث حسن آقا که با همه فرق دارد. یک چهره‌ی کاریزماتیک در کشتی ماست. همه در مورد کشتی او با امیرعلی از من می‌پرسیدند، واقعا نمی‌توانستم بگویم کدام کشتی‌گیر برنده می‌شود، مبارزه‌ی عجیب و غریبی بود، دو تا از خوب‌های کشتی ما با هم مبارزه کردند. یکی که از ۷۰ تا ۹۷ کیلوگرم تیم ملی می‌شود، استثناست. امیدوارم امسال هم یک مدال خوش‌رنگ به کلکسیون مدال‌هایش اضافه کند و بشود همان چیزی که خودش و خدا می‌خواهند. لیاقتش واقعا بالاتر از ۱۰ مدال است.

**هر کسی در خیابان مرا می‌بیند برخوردش خوب است نمی‌دانم اینها در فضای مجازی چه کسانی هستند

آنا: همچنان هم انتقاد‌هایی در مورد مدل خوشحالی کردنت وجود دارد. این بار هم مدل شادی خاص خودت را داشتی و در فضای مجازی واکنش زیادی به آن وارد شد.
به نظر من آدم‌ها حق دارند حتی از موفقیت‌های خیلی کوچک‌شان خوشحال باشند. من در سه وزن ۶۵، ۷۰ و ۷۴ کیلو ملی‌پوش شدم و از این بابت خیلی خوشحالم. سال گذشته گریه کردم و امسال شادی، گفتند تو پهلوان نیستی که خوشحالی می‌کنی. من نمی‌دانم مشکل‌شان با این موضوع چیست. هر کسی در خیابان من را می‌بیند برخوردش خیلی خوب است، با من عکس می‌گیرند، همه آدم‌های بسیار باشخصیتی هستند، من واقعا نمی‌دانم این آدم‌هایی که در فضای مجازی اینقدر راحت فحش می‌دهند، چه کسانی هستند.

**حاضرم از من بدشان بیاید ولی خودِ واقعی‌ام باشم

آنا: یکی از موضوعات مهم در خصوص فضای مجازی همین است که گفتی، اینکه آدم‌ها پشت هویت فیک نفرت‌های‌شان را چطور بروز می‌دهند، درحالیکه با هویت واقعی کمتر چنین چیز‌های را شاهد هستیم.
خوب است که فرهنگ استفاده از فضای مجازی را قبل از استفاده از آن، یاد بگیریم. اینکه آدم‌ها را به قالب خودمان دربیاوریم چیز خوبی نیست، نمی‌توانیم زور بگوییم که آدم‌ها مدلی که ما دوست داریم، زندگی کنند. من تنها تغییری که در زندگی‌ام ایجاد کردم، به خاطر پدر و مادرم بود. مثلا پدرم دوست نداشت شلوار پاره بپوشم، دوست نداشت خالکوبی داشته باشم و من به خاطر پدرم تغییر کردم. من احساس می‌کنم خیلی‌ها دوست دارند نقاب بگذاری و ادا دربیاوری و من آدمی نیستم که با نقاب، دیگران را فریب دهم و گول‌شان بزنم که در متر و معیار آنها قرار بگیرم. حاضرم از من بدشان بیاید ولی خود واقعی‌ام باشم، چیزی که هست اینکه خودت را باید دوست داشته باشی و من واقعا خودم را دوست دارم، همین چیزی که هستم. چیز‌هایی که از نظرم بد بود را کنار گذاشتم. حالا هر کسی یک جا اشتباه می‌کند؛ پدرم می‌گوید من هزار جا اشتباه کردم، به تو می‌گویم که تو اشتباه نکنی و من هم سعی می‌کنم این کار را انجام دهم. حالا کشتی که فقط در ایران و چند کشور دیگر مخاطب دارد، من کل زندگی را می‌گویم. از نظرم یک سری چیز‌های دیگر در زندگی هست که خیلی مهمترند، اینکه کسی را اذیت نکنیم، دل کسی را نشکنیم، حق کسی را نخوریم، آدم که نگاه می‌کند در مقابل زندگی، یک بخش بسیار کوچک است. حالا کشتی کار ماست، خوب است که به بهترین شکل ممکن تمامش کنیم.

**برایم مهم است این چهار نفری که من را خوب می‌شناسند در موردم چه می‌گویند

آنا: پدرت هم در کرمان همراهت بود و تو با ملی‌پوش شدن خیال‌شان را راحت کردی.
بیشتر از خودم برای خانواده‌ام خوشحالم، چون آنها خیلی درگیر مسابقات من هستند. تمرکزشان روی کشتی من است. مادرم به مدرسه می‌رود و بعد کار‌های من را می‌کند، غذا و لباس باشگاه و بستن چمدان و آماده کردن همه چیز با اوست. خانواده و رفقایم، اینها همیشه هوایم را دارند و از نظر من مهم این است همان چهار نفری که من را خوب می‌شناسند در موردم چه می‌گویند، نه کسانی که از دور من را نگاه می‌کنند. راجع به من نوشتند که اصلا چرا باید در مرحله آخر انتخابی تیم ملی کشتی بگیری، خب من در قهرمان کشوری ۴-۵ دور کشتی گرفتم و اول شدم. به آسیایی رفتم، همه جا کشتی گرفتم و خوشحالم از اینکه کشتی می‌گیرم. کسی که از بیرون نگاه می‌کند شاید متوجه این سختی کار نشود. نداند که کشتی گرفتن در آن سالن با آن تماشاگر، دل شیر می‌خواهد. تا وقتی جای کسی که در این سطح کشتی می‌گیرد یا هر ورزشکار دیگری؛ نباشی نمی‌توانی راجع به زندگی‌شان صحبت کنی. مگر آنکه تخصصش را داشته باشی. اینها تنها چیزی است که من را اذیت می‌کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر