پیشنهاد سردبیر

بن‌بست توسعه با علم ویترینی؛ ضرورت پیوند دانشگاه و میدان اجرا

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز با تأکید بر اینکه نزدیک شدن دانشگاه به جامعه بدون ورود دانشگاهیان به فرآیندهای سیاست‌گذاری و اجرا ممکن نیست، گفت: بخشی از نظام علمی به سمت تولید مقاله و پایان‌نامه‌های ارتقامحور رفته و از مأموریت اصلی خود یعنی حل مسائل واقعی کشور فاصله گرفته است؛ وضعیتی که به باور او با تعامل دوسویه میان مدیران اجرایی و اساتید و بازنگری در سازوکارهای ارزیابی علمی قابل اصلاح است.

گروه اقتصاد خبرگزاری آنا، مرتضی افقه، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز- کشور در آستانه ورود به فصل جدیدی قرار دارد؛ فصلی که اگر قرار است به توسعه‌ای واقعی منتهی شود، باید از سطح شعار عبور کند و به «فهم مشترک» میان دانشگاه، دولت و بخش اجرایی برسد. بدون چنین فهمی، توسعه همچنان وابسته به درآمد‌های نفتی باقی می‌ماند و سیاست‌گذاری‌ها در چرخه‌ای تکراری از آزمون و خطا گرفتار خواهد شد. مسئله اصلی در این میان، نه فقدان ایده و نظریه، بلکه شکاف مزمنی است که میان دانش تولیدشده در دانشگاه و واقعیت‌های جاری در ساختار اجرا وجود دارد.

دانشگاه نزدیک به جامعه یعنی حضور در اتاق تصمیم

برای نزدیک شدن دانشگاه به جامعه، صرف برگزاری نشست‌ها و همایش‌ها کافی نیست. ارتباط واقعی زمانی شکل می‌گیرد که اساتید در جلسات سیاست‌گذاری، شورا‌های تصمیم‌گیری و فرآیند‌های اجرایی حضور پیدا کنند. بسیاری از مشکلات کشور زمانی بهتر فهم می‌شوند که فرد با واقعیت‌های میدانی و محدودیت‌های اجرایی از نزدیک مواجه شود. در چنین شرایطی، ادبیات نظری از حالت انتزاعی خارج می‌شود و به ابزار تحلیل و اصلاح تبدیل می‌گردد؛ همان نقطه‌ای که «دانش» باید به «تصمیم» و سپس به «اقدام» متصل شود.

تعامل دوسویه تغییر نگاه دانشگاه و بهره‌مندی مدیران

حضور دانشگاهیان در کنار مدیران اجرایی، یک فرآیند تدریجی، اما تعیین‌کننده است. از یک سو این حضور می‌تواند ذهن اساتید را نسبت به واقعیات داخلی شکل دهد و از سوی دیگر تصمیم‌گیران را از ظرفیت علمی دانشگاه‌ها بهره‌مند کند. نتیجه این تعامل دوسویه، افزایش کیفیت سیاست‌گذاری، کاهش خطا‌های پرهزینه و شکل‌گیری راه‌حل‌هایی است که هم از پشتوانه علمی برخوردارند و هم با شرایط واقعی کشور سازگارند. در غیاب این پیوند، تصمیم‌ها یا صرفاً تکنوکراتیک و دور از زمینه‌های اجتماعی می‌شوند، یا شعاری و بی‌پشتوانه علمی باقی می‌مانند.

آسیب بزرگ نظام علمی مقاله برای ارتقا، نه برای حل مسئله

متأسفانه امروز بخشی از فضای دانشگاهی به سمت تولید مقالات و پایان‌نامه‌هایی حرکت کرده که بیشتر برای ارتقای رتبه علمی مفید است تا حل مشکلات کشور؛ در حالی که حل مسائل واقعی جامعه باید بزرگترین مأموریت دانشگاه باشد. این یک آسیب جدی است که ممکن است استادی بدون آنکه کوچک‌ترین تأثیری در حل مسائل اقتصادی و اجتماعی داشته باشد، صرفاً با تولید مقالات متعدد ارتقا پیدا کند. چنین سازوکاری به مرور زمان، انگیزه‌های دانشگاهی را از مسئله‌محوری به کمیت‌محوری تغییر می‌دهد و خروجی‌های علمی را به جای اثرگذاری در زندگی مردم، به سمت رقابت‌های درون‌سازمانی و شاخص‌های صوری سوق می‌دهد؛ موضوعی که به بازنگری جدی نیاز دارد.

مسئولیت مشترک هم مدیران باید جدی بگیرند، هم اساتید باید وارد میدان شوند

این فاصله تنها با مطالبه از یک طرف حل نمی‌شود. از یک سو مدیران کشور باید دانشگاه و اساتید را جدی بگیرند و آنان را وارد فرآیند تصمیم‌سازی کنند، نه اینکه نقش دانشگاه به حاشیه‌نویسی پس از تصمیم‌ها تقلیل یابد. از سوی دیگر، خود اساتید نیز باید از فضای صرفاً تئوریک فاصله بگیرند و برای حل مسائل واقعی جامعه مسئولیت‌پذیر باشند. دانشگاه اگر به میدان عمل نزدیک نشود، حتی دقیق‌ترین مدل‌ها و سنجیده‌ترین تحلیل‌ها نیز در نهایت در کتابخانه‌ها و آرشیو‌ها متوقف می‌مانند.

 هشدار درباره آینده انبوه تولیدات علمی بدون اثر اجتماعی

اگر این ارتباط دوسویه شکل نگیرد، همچنان شاهد انبوهی از مقالات، پژوهش‌ها و تولیدات علمی خواهیم بود که شاید در مجلات و رسانه‌ها قابل ارائه باشند، اما کمکی به حل مشکلات واقعی مردم نخواهند کرد. توسعه زمانی معنا پیدا می‌کند که خروجی علم در حکمرانی و در زندگی روزمره جامعه قابل ردیابی باشد؛ یعنی بتوان نشان داد پژوهش‌ها چگونه به اصلاح سیاست‌ها، کاهش هزینه‌های اجتماعی، افزایش بهره‌وری اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی منجر شده‌اند.

توسعه واقعی از مسیر هم‌افزایی دانشگاه و دولت می‌گذرد

کشور برای ورود به مسیر توسعه واقعی نیازمند بازسازی رابطه میان دانشگاه و بخش اجرایی است؛ رابطه‌ای که در آن، علم از حصار‌های صوری و رتبه‌محور بیرون بیاید و اجرا نیز از تصمیم‌گیری‌های کم‌پشتوانه و پرهزینه فاصله بگیرد. اگر قرار است فصل جدیدی در حکمرانی و توسعه ایران آغاز شود، باید دانشگاه، دولت و ساختار اجرایی به یک زبان مشترک درباره مسائل ایران برسند. در غیر این صورت، توسعه همچنان در حد شعار باقی خواهد ماند و اقتصاد و جامعه همچنان زیر سایه وابستگی به نفت و تصمیم‌های کوتاه‌مدت حرکت خواهند کرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر