کتاب «قلب من فلسطین»؛ روایتی از قتل‌عام مردم توسط رژیم صهیونی

در مراسم رونمایی کتاب «قلب من فلسطین» عنوان شد این کتاب در حقیقت، جنایات رژیم اشغالگر را در کشتار و قتل‌عام مردم روایت می‌کند.

به گزارش خبرگزاری آنا، آئین رونمایی از کتاب‌های «بینا» و «قلب من فلسطین» در روز دو‌شنبه ۲۸ اردیبهشت در سکوی ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، رفیع افتخار، نویسنده کتاب در کنار کارشناس قاسم تبریزی، حضور داشت.

قاسم تبریزی در ابتدای نشست گفت: داستان، وظیفه تربیت و انسان‌سازی دارد تا سیر و سلوک معنوی را به نوجوانان هدیه دهد. نوجوان باید دارای دو مولفه باشد، اول فضیلت‌های اخلاقی و دوم الگو. ما اگر این دو مورد را در اختیار نوجوان قرار دهیم، فرد ادامه راه را می‌رود. انسان دوست دارد آرمان‌ها را متجلی در شخصیت‌ها ببیند، به همین دلیل پیامبران را به عنوان الگو می‌پندارد. قرآن، زندگی حضرت یوسف، یونس و ... را به عنوان انسان کامل و اسوه حسنه، فراروی ما قرار می‌دهد. به فراخور تمام این گزاره‌ها، ما باید این آرمان‌ها و الگو‌ها را برای نوجوانان به صورت رمان، فیلم، عکس، نقاشی و ... تبیین کنیم.

وی با اشاره به خفقان فکری دوران پهلوی بیان کرد: در دوران ماقبل انقلاب، تمامی تولیدات حوزه ادبیات به زیر تیغ سانسور می‌رفتند، بیش از ۷۰۰ منبع درباره ممیزی و توقیف ادبیات ثبت شده است. در کنار این اتفاق، فرهنگ غربی و اروپایی نیز در قالب روایات و مستندات به خورد ملت داده می‌شد و حکومت درباری، سعی در استحاله فرهنگی داشت. اما با پیروزی انقلاب اسلامی، نسل جدیدی در عرصه‌های مختلف فرهنگی رویش کرد. قبل از انقلاب تنها شهید مطهری و آقای حکیمی به داستان‌نویسی می‌پرداختند؛ اما امروز می‌بینیم که داستان و ادبیات، به چه رشدی رسیده است. همین کانون پرورش فکری در اختیار چپ‌های شاهنشاهی و نفوذیان سیا و ساواک بود، همچون امثال لیلی جهان‌آرا که عقاید او، شناخته شده است.

تبریزی با اشاره به اهمیت داستان‌نویسی اضافه کرد: با توجه به این نکات، داستان‌نویسی را باید جدی‌تر گرفت. البته که ما با توجه به سابقه ۵۰ ساله انقلاب اسلامی رشد بسیار چشمگیری داشته‌ایم؛ اما با توجه به شان و منزلت اسلام، خیلی عقب هستیم. ما تنها برای ایران کتاب نمی‌نویسیم بلکه چشم جهان اسلام به ایران است. همانطور که امام شهید فرمودند «علم، قدرت است» و ما باید تلاش کنیم تا با تولید علم در حوزه نوجوانان، آنها را با خود همراه کنیم. باید سعی بر آن داشته باشیم تا حکومت جوان علمی در کشور شکل بگیرد.

او سپس به سراغ معرفی کتاب «بینا» رفت و عنوان کرد: این کتاب در حال روایت تاریخی است که شاه داعیه‌دار «تمدن بزرگ» است، در زمانی که بهداشت کشور در اوضاع خطرناکی به سر می‌برد، مرگ‌ومیر به علت مریضی‌های ساده فراگیر شده، بزهکاری در حال رشد است. سرگذشت شخصیت کتاب، تا حدودی شباهت به داستان زندگی سردار شهید قاسم سلیمانی است. پوریا در این کتاب دچار سختی و دشواری‌های فراوان می‌َشود؛ اما شخصیت او، همواره به عنوان یک انسان باقی می‌ماند. البته کتاب از منظر حروف‌چینی، کمی درهم و خسته‌کننده است و ممکن است بر روی مخاطب نوجوان تاثیرگذار باشد.

وی در ادامه با معرفی کتاب «قلب من فلسطین» گفت: این کتاب از منظر صفحه‌چینی، نقطه مقابل کتاب قبل است و صفحه‌چینی بسیار مناسبی دارد. بعد از جنگ جهانی اول که امپراطوری عثمانی توسط غربی‌ها ساقط شد، مناطق اسلامی طعمه و لقمه استعمارگران غربی شد. فلسطین نیز از جمله این مناطق است که توسط انگلیس دچار غصب شد. در آن دوران و حدود سال ۱۳۲۸، تنها دو کشور اسلامی، اسرائیل را به رسمیت شناختند، ایران و ترکیه. مستشاران اسرائیلی در ایران حاضر شدند و بیش از ۶۰.۰۰۰ سند از رابطه تنگاتنگ اسرائیلیان و ساواک ثبت شده است. این کتاب در حقیقت، وضعیت اسرائیل را در کشتار و قتل‌عام مردم روایت می‌کند.

رفیع افتخار نیز بیان کرد: چند سال پیش یکی از دوستان، برای من تعریف می‌کرد و میگفت «من یک دایی دارم که کور مادرزاد است، به شدت به انقلاب علاقمند است. در دوران کودکی من، ایشان دستش را روی شانه من می‌گذاشت و به تظاهرات می‌رفت.» این روایت را که برای من تعریف کرد، در ذهن من سوژه‌ای ناب جرقه زد. شروع به فکر کردم و حدود ۲ ماه با این سناریو درگیر بودم. هیچ اطلاعاتی جز یک ایده، دست من نبود. اما به دلیل علاقمندی به ژانر روایت‌گری تاریخی، طرح داستانی تخیلی آماده کردم.

او درباره چالش اصلی در نگارش کتاب گفت: زمانی که می‌خواستم کتاب را شروع کنم، با چالش بزرگی رو‌به‌رو شدم. در طرح من ۲ شخصیت اصلی وجود داشت، شخصیت نوجوان و دایی نابینا. خصلت نابینایی شخصیت ما، می‌توانست برای افراد مخالف، به صورت ضد تعبیر شود. نوجوانی من در انقلاب گذشته و به عینه می‌دیدم که از کودک تا کهنسال، از مذهبی تا غیرمذهبی در خیابان بودند؛ اما این معضل ممکن بود گریبان‌گیر من شود. به هر نحو می‌شد، دل را به دریا زدم و داستان را بر پایه ایده اصلی و تخیل خودم نوشتم. به مرحله نشر رسیدیم. معمولا تصویرگری کتاب کودک به صورت ۴ رنگ نیست، اما با لطف ناشر این کتاب ۴ رنگ تولید شد و به چاپ رسید. به نظر من تا اینجا ۵۰ درصد کار پیش رفته است و من مدعی هستم که تولیدی کم‌نظیر در راستای داستان انقلاب ارائه دادم. حال ۵۰ درصد دیگر چیست؟ این کتاب باید با پخش و تبلیغات درست به دست مخاطب برسد. اگر زحمت چندین‌ماهه من و سرمایه‌گذاری ناشر به دست مخاطب نرسیده باشد، انگار هیچ‌کاری انجام نشده است. کتاب‌های ما، قریب‌به‌اتفاق، حبس محتوا است. تمام این تولیدات به چاپ می‌رسند، اما هرگز به دست مخاطب نمی‌رسند.

نویسنده کتاب درباره وضع صنعت نشر تصریح کرد: روزمره من، عموما در کتاب‌خانه‌ها و فرهنگسرا‌ها می‌گذرد، می‌توانم به شما تضمین دهم در یک شیفت کاری کتابدار، از ساعت ۸ صبح تا ۵ عصر، هیچ کتابی به از قفسه جابجا نمی‌شود و صرفا گرد و خاک است که روی آن می‌نشیند. نوشتن کتاب برای من طمع پول و فروش نیست، بلکه هدف اصلی من، لذت دادن به کودک و نوجوان است. اما متاسفانه با شرایط فعلی بازار کاغذ و تورم و... همه چیز ختم به حبس محتوا می‌شود.

او درباره راهکار رشد فرهنگ کتابخوانی در کشور گفت: منشا و ریشه‌های ادبیات از غرب به ایران آمده و این موضوع انکارناپذیر است. سوال اصلی این است «چرا مردم ما بیشتر به سراغ فرهنگ شفاهی می‌روند؟» سریال و فیلم همیشه پرمخاطب‌تر از کتاب است. به نظر من هر هدفی، مسیری نیز دارد. مسیر رشد کتابخوانی در کشور با شعار و جلسات اجرایی نخواهد شد، بلکه روش اصولی، آموزش در کودکان، از دل مدارس با حمایت وزارت آموزش و پرورش است.

تبریزی در ادامه افزود: دهه ۵۰ و دوران ستمشاهی، من ناشر بودم. مطالبی که از اهمیت وظایف آموزش پرورش گفته شد نیز کاملا درست است. اما ما باید ببینیم که چه بودیم و چه شدیم! در سال ۱۳۵۳، نمایشگاه کتاب با ۱۳ نشر برگزار شد. شاهنشاهی ما را زیر سلطه خود داشت و فرهنگ ما را به خفقان ممیزی می‌کشاند. همانطور که قبل‌تر اشاره کردم، در عین کمبود ناشر، ما نویسنده داستان‌نویس انقلابی نیز کم داشتیم. اکثر نویسندگان ما در تبعید و زندان بودند، قطعا بعد از انقلاب اسلامی ما رشد بسیاری کرده‌ایم؛ اما وضع کنون هنوز در شان جمهوری اسلامی ایران نیست. ما در ادبیات دفاع مقدس، بیش از ۲۴.۰۰۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده‌ایم. گاهی یک کتاب در فضای مجازی در گناباد زندگی یک فرد را تغییر می‌دهد، وظیفه اصلی نویسنده تولید علم است. کتاب خوب، راهش را پیدا می‌کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر