پیشنهاد سردبیر
از تنگه هرمز تا فضای مجازی در همایش ملی مهندسی کامپیوتر

دبیر ششمین همایش پژوهش‌های نوین در مهندسی کامپیوتر عنوان کرد

رصدخانه مراغه؛ احیاکننده علم در دل ویرانی‌های مغول

یک استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با آناتک:

یک بازیگر تئاتر در گفت وگو با آنا

در بحران، فاصله میان آدم‌ها کمتر و حقیقت روابط آشکارتر می‌شود

بازیگر نمایش «وی‌لا»، معتقد است این اثر با تکیه بر طنز و ساختار مستند، تنها به بازنمایی جنگ نمی‌پردازد، بلکه روابط انسانی و واکنش آدم‌ها در شرایط بحرانی را به تصویر می‌کشد. او می‌گوید «وی‌لا» بیش از آنکه درباره جنگ باشد، درباره انسان‌هایی است که در لحظه بحران ناچار می‌شوند خود واقعی‌شان را نشان دهند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، نمایش «وی لا» به کارگردانی سیروس همتی انتهای سال گذشته به صحنه تئاتر شهر رفت و سپس با تعطیلی تماشاخانه ها به دلیل جنگ امسال نیز مجدد در تئاتر شهر اجرا شد. نگار همتی فرزند سیروس همتی نیز در این نمایش بازی می کند که درباره کارش با او گفت وگو کردیم.

از خودتان و مسیر ورودتان به هنر بگویید.

نگار همتی هستم؛ دانشجوی رشته حقوق و فارغ‌التحصیل دبیرستان انرژی اتمی ایران. از سال‌های کودکی وارد فضای تئاتر شدم و به مرور فعالیت حرفه‌ای خود را در بازیگری، گویندگی و نوشتن گسترش دادم. حضور در نمایش‌هایی، چون «صبح بخیر»، «ه دو چشم»، «خواهران» و «وی‌لا» بخشی از تجربه‌های اجرایی من بوده است. در نمایش «خواهران» علاوه بر بازیگری، در گروه کارگردانی نیز حضور داشتم.

در کنار تئاتر، همکاری با رادیو رسا و کانون رادیو تهران غرب را در حوزه گویندگی تجربه کرده‌ام، شاعر برگزیده جشنواره فرهنگی‌هنری فردا بوده‌ام و مدتی نیز در خبرگزاری پانا فعالیت رسانه‌ای داشته‌ام.

نمایش «وی‌لا» با وجود پرداختن به جنگ، لحنی طنزآمیز دارد. این طنز را چگونه تحلیل می‌کنید؟

طنز در «وی‌لا» صرفاً برای خنداندن مخاطب نیست. به نظرم مهم‌ترین کارکرد آن، ایجاد فاصله‌ای هوشمندانه برای مواجهه با واقعیت تلخ جنگ و بحران است. از طریق طنز می‌توان مسائل جدی و گاه دردناک را مطرح کرد، بدون اینکه مخاطب در همان لحظه پس بزند. در واقع، خنده در این نمایش یک ابزار انتقادی است؛ مخاطب می‌خندد، اما بلافاصله خودش را در موقعیتی آشنا و قابل تأمل می‌بیند.

در یک نمایش مستند، مرز میان واقعیت و خلاقیت بازیگر کجاست؟

نمایش مستند طبیعتاً چارچوب مشخصی دارد و بازیگر نمی‌تواند از جهان واقعی اثر فاصله زیادی بگیرد، اما همین محدودیت، اتفاقاً فضای خلاقیت دیگری ایجاد می‌کند. برای من مهم بود که در عین حفظ واقع‌گرایی، شخصیت را از طریق جزئیات رفتاری، ریتم حرف زدن و واکنش‌های شخصی خودم زنده کنم. به نظرم بازیگر در چنین آثاری باید میان وفاداری به متن و خلق امضای شخصی تعادل برقرار کند.

بخش زیادی از نمایش بر گفت‌و‌گو‌های جمعی و فضای بسته استوار است. این جنس بازی گروهی چه دشواری‌هایی داشت؟

وقتی تعداد زیادی بازیگر در یک فضای محدود حضور دارند، کیفیت اجرا کاملاً وابسته به گوش دادن، واکنش لحظه‌ای و هماهنگی جمعی است. در «وی‌لا» رسیدن به این هماهنگی نیازمند تمرین مستمر و شناخت دقیق از ریتم یکدیگر بود. شاید مهم‌ترین چالش، کنترل انرژی صحنه در لحظات شلوغ و حفظ انسجام میان دیالوگ‌ها و واکنش‌ها بود.

شخصیت‌های «وی‌لا» تا چه اندازه بازتاب جامعه امروز هستند؟

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های نمایش این است که هر شخصیت نماینده یک نگاه و موقعیت اجتماعی متفاوت است. از نسل نوجوان و دغدغه‌هایش گرفته تا نسل‌های قدیمی‌تر، طبقه متوسط، طبقه مرفه و خانواده‌هایی با پیشینه هنری یا علمی. همین تنوع باعث می‌شود مخاطب در طول اجرا، یا خودش را در یکی از شخصیت‌ها پیدا کند یا آدم‌هایی شبیه به اطرافیانش را به یاد بیاورد.

همکاری با سیروس همتی در مقام کارگردان چه ویژگی‌ای داشت؟

کار با سیروس همتی برای من تجربه‌ای آشنا، اما همچنان چالش‌برانگیز است. مهم‌ترین ویژگی او در کارگردانی، توجه هم‌زمان به ریتم، جزئیات روابط انسانی و کنترل ساختار کلی اجراست. او در عین دقت بالا، اجازه می‌دهد بازیگر مسیر شخصی خودش را هم پیدا کند.

شما در این نمایش نقش دختر سیروس همتی را بازی می‌کنید و در زندگی واقعی نیز دختر او هستید. این همزمانی چه تأثیری بر اجرا داشت؟

طبیعتاً این همزمانی باعث می‌شود بخشی از رابطه روی صحنه برای ما طبیعی‌تر باشد، چون شناخت عاطفی و رفتاری قبلی وجود دارد. با این حال، در فضای حرفه‌ای تلاش می‌کنیم نسبت خانوادگی را از فرآیند کار جدا نگه داریم. در تمرین و اجرا، او برای من پیش از هر چیز کارگردان است و همین مسئله گاهی حتی سخت‌گیری بیشتری هم ایجاد می‌کند.

آیا تا به حال تصور شده حضور شما در تئاتر به واسطه خانواده‌تان است؟

بله، این نگاه گاهی مطرح می‌شود، اما فکر می‌کنم در نهایت آنچه باقی می‌ماند، کیفیت حضور و استمرار در کار است. من از کودکی روی صحنه بوده‌ام و مسیرم محدود به یک پروژه یا یک مقطع زمانی نیست. در هنر، مخاطب در نهایت با نتیجه مواجه می‌شود و این مهم‌ترین معیار قضاوت است.

بازخورد مخاطبان نسبت به نمایش بیشتر معطوف به کدام بخش بوده است؟

بیشتر واکنش‌ها مربوط به لحظاتی است که شوخی و نقد اجتماعی در کنار هم قرار می‌گیرند. مخاطب معمولاً از این تضاد استقبال می‌کند، چون در عین تجربه لحظات طنز، با لایه‌های جدی‌تر و ملموس‌تری از واقعیت اجتماعی هم روبه‌رو می‌شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر