10:23 02 / 01 /1405

روایت جندی‌شاپور؛ شهری که پیش از آکسفورد و کمبریج طلوع کرد

«شهرهای دانشگاهی» به موتورهای توسعه علمی و اقتصادی جهان بدل شده‌اند و دانشگاه‌های معتبر به قدمت خود افتخار می‌کنند. تاریخ ایران نمونه‌ای برجسته‌تر و کهن‌تر از بسیاری از آن‌ها را در حافظه خود نگه داشته است. جندی‌شاپور، نخستین شهر-دانشگاه ایران و یکی از مهم‌ترین مراکز علمی دوران کهن شناخته می‌شد.

امروز از بوستون و آکسفورد تا کیوتو و پکن، شهر‌های دانشگاهی نقشی اساسی در تولید دانش، جذب نخبگان و پیشبرد فناوری‌های نو دارند؛ شهر‌هایی که قدمت دانشگاه‌هایشان نه تنها بخشی از هویت محلی بلکه عامل اصلی اعتبار جهانی آنها محسوب می‌شود. اما پیش از آنها، در قلب امپراتوری ساسانی شهری وجود داشت که ساختار منسجم آموزشی، بیمارستان، رصدخانه و جریان ترجمه علوم را در خود گرد آورده بود.

جندی‌شاپور، شهری که امروز نامش کمتر شنیده می‌شود، زمانی از بزرگ‌ترین مراکز علمی جهان باستان بود و بسیاری از سنت‌های آموزش پزشکی، مدیریت بیمارستانی و انتقال دانش را پایه‌گذاری کرد؛ میراثی که بعد‌ها راه خود را به بغداد و جهان اسلام گشود و در تاریخ علم ماندگار شد.

وجه تسمیه

دانشگاه جندی‌شاپور و بیمارستان وابسته به آن نام خود را از شهر بزرگ دانشگاهی زمان ساسانیان در خوزستان به همین نام وام گرفته است. طبق گفته مورخان این شهر به دستور شاپور اول و با به کارگیری اسیران رومی بعد از پیروزی او بر والرین، امپراتور روم بنا شد.

در کتاب «سرگذشت جندی‌شاپور»، تالیف «حسین‌علی ممتحن» آمده است که نام اصلی جندی‌شاپور «وه اندیو شاهپور» یعنی «به از انطاکیه شاپور» و به عبارت دیگر «شهر شاپور بهتر از انطاکیه» بوده است. در ادامه به نقل از مجمع التواریخ و القصص اندیو را همان انطاکیه ترجمه کرده است.

این نام از سوی «ادوارد بروان» نیز تایید شده است. به گفته او شاپور پس از شکست والرین، انطاکیه را ویران کرده و در محلی که به زبان سریانی «بیت لاباط» خوانده می‌شود شهری ساخت و آنرا «وه اندو شاپور» نامید.

طبق آنچه در کتاب «سرگذشت جندی‌شاپور» آمده جمال الدین ابوالحسن قفطی درباره نام جندی شاپور داستان دیگری را ذکر می‌کندکه قابل استناد نیست: «در سیر ساسانیان آمده است که این شهر قریه‌یی بود متعلق به مردی معروف به «جندا» و شاپور چون این موضع را برای بنای شهر اختیار کرد فرمان داد که مالی فراوان به صاحب آن بپردازند لیکن صاحب آن بدین کار رضا نداد، مگر آنکه خود آن شهر را بنا کند و شاپور نیز بدان شرط پذیرفت که با او در بنای شهر شرکت ورزد و مردمان می‌گفتند که این شهر را «جندا» و «شاپور» بنا می‌کنند، به همین سبب آنرا جندی سابور گفتند».

دکتر سید احمدرضا خضری در کتاب «از جندی‌شاپور تا دانشگاه تهران» با اشاره به نام‌های متعدد این شهر از جمله نام‌های محلی و پیشین جندی‌شاپور می‌گوید: «باری از آنچه گذشت چنین برمی‌آید که جندی شاپور را پیش از آن هر نامی بوده است، زان پس که شاپور اول، شهر خود را در آنجا بنا نهاد، «گندی‌شاپور» نام گرفت و در میان همگان به همین صورت به‌کار می‌رفته و شهرت یافته، به‌گونه‌ای که حتی در متون ادبی و شعری این‌گونه آمده است».

او در خصوص معنای آن نیز می‌گوید: «در واقع جندی‌شاپور واژه‌ای مرکب است که از ترکیب دو واژه گند به معنای سپاه و اردوگاه و شاپور (نام پادشاه ساسانی) تشکیل شده و در کنار هم به معنای سپاه یا اردوگاه شاپور است». طبق گفته او این اردوگاه به سبک شهر‌های نظامی رومیان یعنی طرحی شطرنجی ساخته شده است.

فعالیت علمی

دکتر خضری در کتاب خود بیان می‌کند سخن درباره چگونگی و زمان فعالیت‌های علمی و آموزشی در شهر جندی‌شاپور گوناگون و گاه آشفته است و برخی نویسندگان جریان علمی در جندی‌شاپور را به تلاش‌های موسس سلسله ساسانی پیوند می‌دهند.

شاپور، فرزند او نیز راه پدر را در پیش گرفت و زمانی که جندی‌شاپور را تاسیس کرد، اسیران رومی را در آنجا اسکان داد در میان این اسیران صاحبان مشاغل گوناگون از جمله پزشکان حضور داشتند که به جندی‌شاپور منتقل شدند و جریان علمی آن دوره را به گفته دکتر خضری سرعت دادند. پس از نبرد ادسا و ازدواج شاپور با دختر امپراتور روم نیز چند پزشک همراه دختر او به ایران و جندی‌شاپور آمدند.

علاوه بر آنچه گفته شد اخراج کشیشان، فیلسوفان، پزشکان و ستاره‌شناسان مذهب نسطوری از مذاهب مسیحی از ادسا آنان را به سمت مهاجرت به ایران سوق داد و شماری از آنها در شهر نصیبین و شماری دیگر در جندی‌شاپور ساکن شدند؛ به گفته دکتر خضری پزشکان نسطوری جندی‌شاپور را وطن خود قرار دادند؛ چرا که علاوه بر پشتیبانی ایران از آنها این شهر با داشتن مرکز پزشکی و بیمارستانی خود توجه آنها را به خود جلب کرده بود. حضور آنها نیز در بالندگی و شکوفایی مرکز علمی جندی‌شاپور نقش تاثیرگذاری داشته است.

«برزویه» پزشک نیز در زمان انوشیروان به همراه گروهی از دانشمندان ایرانی رهسپار هندوستان شد تا میراث ادبی، فرهنگی و علمی آن سرزمین را به ایران بیاورند. او نه تنها آثار ارزشمندی، چون کلیله و دمنه و ده‌ها کتاب ارزشمند پزشکی را با خود به ایران آورد و در اختیار دانشگاه جندی‌شاپور قرار داد.

طبق آنچه در کتاب «از جندی‌شاپور تا دانشگاه تهران» آمده است استفاده از میراث علمی دیگر سرزمین‌ها به هندوستان محدود نشد بلکه شامل رومیان و یونانیان نیز شد و آثار یونانی به زبان فارسی ترجمه شد.

رشته‌های آموزشی و ساختار

همچنین باید گفت پزشکی تنها رشته آموزشی در این دانشگاه نبوده و رشته‌های دیگری همچون نجوم و داروسازی و ... در آن تدریس می‌شده است. در کتاب «سرگذشت جندی‌شاپور» همچنین ذکر شده در کنار دانشکده نجوم این دانشگاه رصدخانه‌ای نیز ساخته شده بود.

طبق نوشته دکتر خضری دانشگاه و بیمارستان جندی‌شاپور ساختاری ساده و فاقد نهاد‌های اداری پیچیده بوده است و این نهاد زیر نظر رئیس بیمارستان اداره می‌شده است و چند نفر از همکاران او به عنوان روسای بخش‌های مختلف بیمارستان او را یاری می‌دادند.

میراث جندی‌شاپور

طبق آنچه در کتاب «از جندی‌شاپور تا دانشگاه تهران» آمده جندی‌شاپور حدود هفت سده یعنی از سده سوم تا دهم میلادی به حیات خود ادامه و از اویل سده یازدهم میلادی برابر با سده چهارم و پنجم هجری اهمیت و نقش خود را از دست داده و میراث خود را به بغداد انتقال داده است.

دکتر خضری بیمارستان‌هایی که توسط پزشکان جندی‌شاپور در بغداد تاسیس شد و نیز بیت الحکمه را میراث داران جندی‌شاپور می‌داند.

به گفته او «ترجمه آثار و کتب علمی از دوره امویان به صورت پراکنده آغاز شده بود و در دوره عباسیان و چندی پس از حضور پزشکان جندی‌شاپور در بغداد، به صورت سازمان یافته و ساختارمند تدوام یافت و نقشی اساسی در شکوفایی تمدن در جهان اسلام ایفا کرد. چنان‌که برخی پژوهشگران نیز اشاره کرده‌اند، نهضت ترجمه و متعاقبا بنیادگذاری بیت الحکمه با ترجمه آثار طبی از جمله آثار طبی جندی‌شاپور آغاز شد».

انتهای پیام/

ارسال نظر