پیشنهاد سردبیر
از تنگه هرمز تا فضای مجازی در همایش ملی مهندسی کامپیوتر

دبیر ششمین همایش پژوهش‌های نوین در مهندسی کامپیوتر عنوان کرد

رصدخانه مراغه؛ احیاکننده علم در دل ویرانی‌های مغول

یک استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با آناتک:

16:48 05 / 03 /1405

چگونه باستان‌شناسان رمز زمان را در دل دیوارها می‌گشایند؟

تیشه‌های کوچک دستی تا اسکنرهای لیزری سه‌بعدی؛ باستان‌شناسی مدرن امروز بیش از هر زمان دیگری مرزهای زمان را درنوردیده است. چگونه یک لایه خاکستر یا یک واحد اندازه‌گیری فراموش‌شده در قرون وسطی، می‌تواند داستانِ عجله در ساخت یک قلعه یا شکوه یک معبد را روایت کند؟ این گزارش، واکاویِ دقیقی است بر متدهایی که «کپسول‌های زمان» را در دلِ تپه‌های باستانی و دیوارهای فرسوده باز می‌کنند.

تصور کنید با یک تیشه کوچک در دست، مقابل دیواری ایستاده‌اید که قرن‌ها زیر خروار‌ها خاک مدفون بوده است. برای یک رهگذر عادی، این دیوار تنها توده‌ای از سنگ و گل است؛ اما برای یک باستان‌شناس، یک «کپسول زمان» است. اما آنها چگونه می‌فهمند این دیوار متعلق به عصر مفرغ است یا دوران اسلامی؟ پاسخ این معما در ترکیبی از هنر مشاهده و علم دقیق نهفته است.

سبد لباس‌های چرک؛ ماشین زمانی به نام چینه‌شناسی یا چینه‌نگاری (Stratigraphy)

نخستین و بنیادی‌ترین ابزار باستان‌شناس برای تعیین قدمت، مفهومی به نام «چینه‌شناسی» (Stratigraphy) یا چینه‌نگاری است. «چلسی کوک» (Chelsea Cook) در وب‌سایت ارگان باستان‌شناسی دانشگاه آلابامای جنوبی، برای درک این مفهوم علمی از یک روایت جاندار و ملموس استفاده می‌کند: «سبد لباس‌های چرک».

او می‌گوید همان‌طور که لباس‌های شنبه در انتهای سبد و لباس‌های دوشنبه در روی آنها قرار می‌گیرند، در طبیعت نیز لایه‌های قدیمی‌تر در پایین و لایه‌های جدیدتر در بالا قرار دارند. این «قانون برهم‌چینی یا روی‌هم‌گذاری» (Law of Superposition) نامیده می‌شود. وقتی باستان‌شناسان دیواری را پیدا می‌کنند، به لایه (یا چینه‌ای) از خاک (Stratum) که دیوار روی آن بنا شده یا لایه‌هایی که آن را پوشانده‌اند، نگاه می‌کنند. اگر در لایه زیرین دیوار، سکه‌ای متعلق به دوران ساسانی پیدا شود، طبق این سند و مدرک، این دیوار نمی‌تواند قدیمی‌تر از آن سکه باشد. کوک تاکید می‌کند که «بافت» (Context) همه‌چیز است؛ اگر شیئی بدون ثبت دقیق مکان عمودی و افقی‌اش از خاک خارج شود، ارزش علمی‌اش برای همیشه از دست می‌رود.

وقتی ذرات میکروسکوپی لب به سخن می‌گشایند

گاهی ظاهر دیوار فریبنده است. در گزارشی از «ربکا بارزیلای» (Rebecca Barzilai)، پژوهشگر دانشگاه ایلینوی، با یک تضاد جالب رو‌به‌رو می‌شویم. او در حال بررسی معابد باستانی «کاهوکیا» (Cahokia) در نزدیکی سنت‌لوئیس امروزی بود. دیوار‌هایی که با لایه‌ای زرد‌رنگ پوشانده شده بودند و در نگاه اول «رس» (Clay) به نظر می‌رسیدند.

«بارزیلای» با استفاده از تجزیه و تحلیل آزمایشگاهی دریافت که این پوشش اصلا رس نیست بلکه بیش از ۹۰ درصد آن از «سیلت» (Silt) یا لایِ (از خاک‌های ریزدانه) خاکستری‌رنگ تشکیل شده است. او روایتی جاندار از هزار سال پیش ترسیم می‌کند: «فردی در یک صبح مه‌آلود از مرکز شهر راه می‌افتد تا سیلت‌های روشن را جمع‌آوری کند، آنها را با خاک محلی مخلوط کرده و با دست روی کف و دیوار معبد می‌کشد و گاهی اثر انگشت یا در پایش را به جا می‌گذارد». این جزئیات توصیفی به ما می‌گوید که باستان‌شناسی فقط تاریخ‌گذاری نیست بلکه بازسازی «سبک زندگی» است. در اینجا، مقایسه بین مواد اولیه ساخت‌وساز، تفاوت بین یک بنای مذهبی مقدس و یک زباله‌دانی شهری را مشخص می‌کند.

مترولوژی؛ خط‌کشی که زمان را اندازه می‌گیرد

اما اگر دیوار روی زمین استوار مانده باشد و لایه‌ای برای حفر کردن وجود نداشته باشد چه؟ اینجا «باستان‌شناسی معماری» (Archaeology of Architecture) وارد عمل می‌شود. «آندریا فیورینی» (Andrea Fiorini) در مقاله علمی خود در ژورنال Groma، نتایج بررسی ۴۶ سایت باستانی از جمله قلعه‌ها و کلیسا‌های منطقه رومانیا در ایتالیا را منتشر کرده است.

یکی از اسناد و مدارک کلیدی در این روش، «مترولوژی» (Metrology) یا اندازه‌شناسی است. فیورینی توضیح می‌دهد که در قرون وسطی، هر منطقه واحد اندازه‌گیری خاص خود را داشت. برای مثال، در قلعه «سوریوولی» (Sorrivoli)، ضخامت دیوار‌ها دقیقا ۳ واحد «براچو» (Braccio) -واحد اندازه‌گیری محلی آن زمان- بود. این آمار و ارقام دقیق به باستان‌شناسان اجازه می‌دهد تا بفهمند معمار این بنا متعلق به کدام مکتب ساخت‌وساز بوده و در چه سالی این استاندارد اندازه‌گیری رایج بوده است.

همچنین، فیورینی به «تکنیک‌های ساخت» (Building techniques) اشاره می‌کند. او می‌گوید در ساخت قلعه‌ها، به جای سنگ‌تراشان گران‌قیمت، از بنایان (آجرچین) استفاده می‌شد که سنگ‌ها را بدون تراش دقیق روی هم می‌چیدند. این تفاوت در مهارت، نشان‌دهنده وضعیت اقتصادی و عجله در ساخت بنا است.

تپه‌های باستانی؛ بایگانی لایه‌لایه تاریخ

در نگاهی وسیع‌تر، باستان‌شناسان به دنبال «تل» (Tell) می‌گردند؛ پدیده‌ای که در متون علمی به عنوان یک عارضه توپوگرافی مصنوعی شناخته می‌شود. طبق تعاریف باستان‌شناسی، تل تپه‌ای است که از انباشت لایه‌به‌لایه بقایای سکونت‌های مکرر انسان در یک مکان واحد طی قرن‌ها شکل گرفته است. در برخی از این تپه‌ها، بیش از ۲۰ لایه تاریخی روی هم قرار گرفته‌اند که هر کدام برگی از دفتر تاریخ هستند. پیشینه این تپه‌ها نشان می‌دهد که مردم ترجیح می‌دادند خانه‌های جدید را روی ویرانه‌های قدیمی بسازند تا از پی‌ها و دیوار‌های قبلی به عنوان شالوده استفاده کنند. باستان‌شناسان با ایجاد یک دیواره شاهد یا «باک» (Balk) در میان مربع‌های حفاری، یک برش عمودی از تاریخ را مشاهده می‌کنند.

چشم‌انداز: لیزر‌ها به جای کلنگ‌ها

امروزه، باستان‌شناسی از علمی مبتنی بر ابزار‌های سنتی و دستی به یک فناوری پیشرفته تبدیل شده است. فیورینی در گزارش خود از «اسکنر لیزری سه‌بعدی» (3D laser scanners) یاد می‌کند که می‌تواند میلی‌متری‌ترین انحرافات دیوار را ثبت کند. این نقشه‌های دیجیتال، چشم‌اندازی نو را پیش روی ما می‌گشایند؛ جایی که می‌توانیم بدون لمس یک بنای فرسوده، تمام مراحل تکامل معماری آن را در طول ۵۰۰ سال بازسازی کنیم.

تعیین قدمت یک دیوار، همکاری میان چندین رشته علمی است؛ از زمین‌شناسی و شیمی گرفته تا تاریخ هنر و ریاضیات. همان‌طور که در گزارش‌های این پژوهشگران دیدیم، یک دیوار تنها یک مرز فیزیکی نیست، بلکه سندی است که نشان می‌دهد نیاکان ما چگونه می‌اندیشیدند، چه واحد‌های پولی و اندازه‌گیری داشتند و حتی در زیر نور سرخ‌فام غروب، چگونه با دست‌های گل‌آلود خود، آرزوهایشان را بر پیکره معابد نقش می‌زدند.

انتهای پیام/

ارسال نظر