میراث رهبر شهیدِ حکیم؛ از ۶۵ سال جهاد بیامان تا معجزه استقلال همهجانبه/ چرا ایرانِ دانشبنیان در جنگهای فرسایشی مغلوب نخواهد شد؟
سعید رضا عاملی، رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری آنا به تحلیل عمیق تحولات ژئوپلیتیک اخیر، ریشههای فکری سیاست خارجی آمریکا و پیامدهای اعتماد به این رژیم در مذاکرات بینالمللی پرداخت.
رهبر شهیدِ حکیم؛ معمار ایران قدرتمند در طوفان حوادث
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با تجلیل از مقام شامخ مقام معظم رهبری، امامشهید، معماری ایران قوی را عامل اصلی پایداری کشور دانست: من اطمینان دارم که شهادت اسطوره مقاومت، معمار مبارزه با استعمار در دوران جدید، یعنی رهبر حکیم انقلاب که همسر عزیز، نوههای نازدانه، عروس و دامادشان نیز در این مسیر به شهادت رسیدند و یک کربلای دیگر را رقم زدند. مردم شریف ایران دیدند که حضرت آقا در کنار خانواده خود به شهادت رسید، علیرغم تمام تبلیغات سوء دشمن. امروز باید از ایشان بهعنوان رهبر شهیدِ حکیم تعبیر کرد؛ رهبری که با حکمت، عقلانیت و تدبیر، استحکاماتی برای ایران فراهم کرد که امروز علیرغم شهادت فرمانده کل قوا، رئیس ستاد مشترک، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وزیر دفاع و مشاور نظامی رهبری، یک جبهه منسجم، توانمند و قدرتمند، مسیر دفاع از کشور را اداره میکند.
وی تأکید کرد: حضرت آقا با جزئیات دقیق، ساختار ایران قدرتمند را طراحی و پیادهسازی کردند. امروز ایران، ایرانِ قدرتمند در همه عرصههاست؛ نظامی، علمی، فرهنگی و اجتماعی. این قدرت، تصادفی نیست؛ حاصل دههها برنامهریزی حکیمانه و جهاد بیوقفه است.
رهبر انقلاب؛ اسطوره فهم و مبارزه با استکبار و راهبرد نه جنگ، نه تسلیم
عاملی با استناد به رهنمودهای راهبردی شهید آیت الله خامنهای، تبیین دقیقی از مواضع نظام ارائه داد: رهبر فرهیخته و حکیم ما، که بهحق اسطوره مبارزه با استکبار و فهم عمیق مکانیسمهای نظام سلطه در جهان بودند، بهدرستی و با بصیرتی کمنظیر، بارها و بارها این گزاره کلیدی را مطرح فرمودند که به آمریکا نمیتوان اعتماد کرد. ایشان با تسامح، فضا را برای مذاکره و آزمون حسن نیت طرف مقابل فراهم کردند تا حجت بر مردم جهان و مردم شریف ایران تمام شود.
وی با تأکید بر اصل عزت، حکمت و مصلحت خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران اگر مسیری برای تعامل عقلانی، عالمانه، مبتنی بر احترام متقابل، رعایت حقوق یکدیگر و عاری از هرگونه زیادهطلبی و سلطهگری وجود داشته باشد، قطعاً و بدون تردید پای میز آن تعامل عقلانی خواهد نشست. ما اهل گفتوگو هستیم، اما با طرفی که منطق دارد، نه با موجوداتی که اسیر توهم قدرتاند.
عاملی با ترسیم نقشه راه سلطهگری آمریکا پس از پایان جنگ سرد اظهار داشت: آنچه مسلم است، آمریکاییها بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹، مسیر توسعه سلطه خود بر جهان را بهعنوان قدرت بیرقیب و یکهتاز عرصه جهانی دنبال کردند. این استراتژی کلان در ادوار مختلف ریاستجمهوری این کشور و در قالب دکترینهای گوناگون، به طرق مختلف انعکاس پیدا میکرد.
وی با استناد به اسناد مکتوب سیاستگذاران آمریکایی تصریح کرد: بهعنوان مثال، در زمان دولت بیل کلینتون، آل گور که معاون اول رئیسجمهور بود، در کتاب تعادل زمین (Earth in the Balance) بهوضوح و با صراحت تمام بیان میکند که تخریب محیطزیست در هر نقطه از جهان، تخریب محیطزیست آمریکاست. این جمله، صرفاً یک دغدغه زیستمحیطی نبود؛ بلکه بهانهای بود استراتژیک برای توجیه ضرورت تسلط آمریکا بر کل کره زمین و تبدیل این تسلط به یک حق ذاتی برای واشنگتن. آنها روحیه مدیریت تکقطبی جهان را در سر میپروراندند و در واقع به دنبال احیای دوباره استعمار کلاسیک، اما با لباسی نوین بودند.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، دهههای پس از جنگ سرد را دوران گذار به استعمار فرهنگی و نرم دانست و با تشریح این مکانیسم پیچیده گفت: در دوره استعمار دوم که استعمار فرهنگی نام گرفت، آمریکاییها بسیار هوشمندانه و سیستماتیک تلاش کردند تا از طریق ابزارهای قدرتمندی همچون هنر، سینمای هالیوود، موسیقی پاپ، سبک زندگی، فستفودها، نوشابهها و برندهای جهانی، تمام حوزههایی که اوقات فراغت و لذتهای روزمره مردم جهان را تشکیل میدهد، در انحصار و کنترل خود بگیرند.
عاملی افزود: هدف نهایی این بود که فرهنگ آمریکایی، ارزشهای آمریکایی و الگوی زندگی آمریکایی در دنیا رواج یابد؛ به عبارتی، پروژه آمریکاییسازی جهان با جدیت دنبال میشد. اما این هدف، طمع و ولع سیریناپذیر آنها برای بلعیدن جهان، بهویژه منطقه حساس غرب آسیا و کشور استراتژیک ایران را تأمین نمیکرد. آنها به دنبال تسلط مطلق بودند، نه صرفاً نفوذ فرهنگی.
ترامپ؛ چهره عریان و بدون نقاب نظام سلطه آمریکا
رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با تحلیل شخصیت و رفتارهای دونالد ترامپ بهعنوان نماد عریانشده سیاست آمریکا خاطرنشان کرد: دونالد ترامپ این نگاه توسعهطلبانه و سلطهگر را بسیار آشکار، بیپرده و عیان بیان کرد. او با روحیهای که مشکل روحی-روانی کاملاً در رفتار این انسان مشهود است، صحنه سیاست جهانی را بازنمایی کرد؛ یک خودشیفتگی عمیق که در شخصیتش ریشه دارد و باعث میشود حتی تحمل شنیدن یک کلمه حرف مخالف را در گفتوگوهای رسانهای و سیاسی نداشته باشد.
وی ادامه داد: این روحیه تحقیرآمیز نسبت به اروپا، ناتو و روسای دولتهای مختلف، در واقع در پسذهن و استراتژی پنهان مدیریت آمریکایی همواره وجود داشته است، ولی در رفتار، گفتار و تحقیرگوییهای ترامپ در دوره جدید بسیار آشکار و عریان شد. از تهدیدهای علیه ونزوئلا گرفته تا اعلام اینکه کانادا ایالت ۵۲ام آمریکاست و ادعاهای مالکیتطلبانه نسبت به گرینلند؛ همه و همه نشان از همان روحیات متجاوزانه و استعمارگرانه داشت که حالا دیگر نقابی بر چهره نداشت.
تجاوز به ایران؛ نقض فاحش حقوق بینالملل و منشور ملل متحد/ جنگ ابتدایی خلاف قوانین بنیادین بینالمللی است
عاملی با محکومیت قاطع حملات اخیر رژیم صهیونیستی و حمایتهای بیدریغ آمریکا از این جنایات علیه ایران، بر جنبه حقوقی و بینالمللی موضوع تأکید ویژه داشت: در بدترین شکل ممکن و با رذیلانهترین روشها، حملهای که اسرائیل غاصب و آمریکای متجاوز نسبت به ایران در روزهای اخیر دنبال کردند، مسلماً و بدون هیچ شبههای مخالف صریح منشور ملل متحد است. بر اساس ماده ۱ و ماده ۲ منشور سازمان ملل، هیچ دولتی حق تجاوز نظامی، نقض تمامیت ارضی و حاکمیت کشور دیگر را ندارد. اساساً جنگ ابتدایی خلاف قوانین بنیادین بینالمللی است.
وی با ارائه تحلیل تاریخی از شکلگیری سازمان ملل افزود: منشور ملل متحد، زاییده خون بیش از ۱۰۰ میلیون انسان بیگناهی بود که در جنگهای اول و دوم جهانی کشته شدند؛ میثاقی که ملتهای جهان با هم بستند تا دیگر بشریت به آن دوره وحشتناک جنگ و ویرانی بازنگردد. اما متأسفانه شما میبینید که آمریکاییها در این نزدیک به ۲۵۰ سال عمر رسمی خود (از اعلام استقلال در ۱۷۷۵ تا ۲۰۲۵)، همواره در حال جنگ، مداخله و ایجاد ناامنی در دنیا بودهاند و امروز سازمان ملل و منشور ملل کاملا ناکارآمد شدهاند و این امر جهان را وارد دوره جدید اغتشاش و بهمریختگی روابط بین الملل میکند.
ردپای خون کودکان؛ از میلای ویتنام تا میناب ایران
این استاد علوم ارتباطات اجتماعی با برشمردن مستندات تاریخی از جنایات جنگی آمریکا، پیوندی معنادار میان گذشته و حال ترسیم کرد: آمریکا در ۲۵۰ سال عمر خود، هزاران جنگ و درگیری را رقم زده است. شما در همین جنگ ویتنام، اسناد هولناکی دارید که هنوز بهطور کامل افشا و منعکس نشده است؛ آنها بیش از ۲۰۰ هزار کودک ویتنامی را کشتند؛ ۲۰۰ هزار نونهال و غنچه زندگی را بر باد دادند. امروز هم وقتی در میناب، در حمله به دبستان شجره طیبه، ۱۸۰ کودک مظلوم و بیگناه ایرانی را به شهادت میرسانند، این ادامه همان مشرب، همان روش و همان منطق کودککشی ویتنام است.
عاملی ادامه داد: این حمله، ادامه همان بمب اتمی است که بر سر هیروشیما و ناکازاکی ریختند؛ ادامه همان کشتار سیستماتیک و نسلکشی که نسبت به مردم مظلوم غزه انجام دادند. اما تفاوت فاحش اینجاست که این بار، اینها واقعاً هیچ نوع بهانهای، هیچ توجیه سیاسی و هیچ استناد محکمهپسندی برای جنگ نداشتند. در حالی که ایران در حال مذاکره بود و برای بار دوم در چند ماه اخیر، با حسن نیت به آنها اعتماد کرد.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با نقد راهبردی سیاست اعتمادسازی در برابر آمریکا هشدار داد: اعتماد اول ما به وعدههای پوچ آمریکاییها، موجب جنگ ۱۲ روزه و تحمیل خسارات سنگین شد. اعتماد دوم و تکرار این اشتباه استراتژیک، متأسفانه منجر به این فاجعه اخیر و شهادت عزیزانمان گردید. این تجربه تلخ بار دیگر اثبات کرد که منطق حاکم بر کاخ سفید، منطق قدرت محض است، نه منطق حق و عدالت.
عاملی با اشاره به پروندههای فساد اخلاقی نخبگان آمریکایی گفت:، اما واقعیت این است که اینها موجودات عاقلی نیستند؛ کسانی که این روحیه سلطهگری و بیرحمی را دارند، همانهایی هستند که جزیره اپستین را برای فساد سیستماتیک طراحی میکنند و دست به اعمال شنیع و غیرانسانی میزنند. منطق حاکم بر رفتار آنها، منطق وحشیگری است، نه عقلانیت.
عاملی در ادامه تحلیل خود از روحیه حاکم بر مدیران آمریکایی و صهیونیستی، به رابطه میان انحراف اخلاقی و ابزارهای تسلط اشاره کرد و گفت: این افراد نهتنها تجاوزگر نظامی هستند، بلکه برای لذتطلبی و تسلط بر دیگران، هر مسیر کثیفی را دنبال میکنند. اسرائیلیها بهویژه در این زمینه معروف هستند؛ آنها دام پهن میکنند، با روابط جنسی نامشروع، با رشوه دادن، با شرابخواری و ایجاد موقعیتهایی که فرد را به رفتارهای غیرمتعارف وادار کند، تصویری از او ثبت میکنند تا بعداً بهعنوان اهرم فشار و باجگیری از آن استفاده کنند. این همان روحیهای است که در پسِ رفتارهای سیاسی و امنیتی آنها نهفته است.
وی افزود: لذا وقتی با چنین جبههای روبهرو هستیم، باید بدانیم که طرف مقابل نه بر اساس عقلانیت، که بر اساس هوس، فساد و قدرتطلبی محض عمل میکند. این درک، کلید فهم رفتارهای غیرقابل پیشبینی و خیانتآمیز آنها در مذاکرات و تعاملات بینالمللی است.
مردم ایران، مردمی مومن، مهربان، باهوش و قابل اعتماد هستند
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با خطاب مستقیم به مردم شریف ایران، بر ویژگیهای منحصربهفرد روحی و عاطفی این ملت تأکید کرد: میخواهم خصوصاً به مردم فرهیخته، باهوش، باایمان و عزیزمان عرض کنم و این را بدون هیچ بزرگنمایی و با مشاهده عینی میگویم که مردم ایران از لحاظ فرهنگی، روحی و عاطفی، یکی از زیباترین جلوههای عشق و ایثار را در جهان نمایندگی میکنند. شما در رفتار ایرانیها میبینید که مردم مهرباناند که ریشه در عشق الهی دارد و ملتی هستند که تحمل دیدن یک گرسنه، یک مظلوم یا یک ظلم را ندارند.
امروز صحنه نبرد بین همه اسلام و همه کفر است/فضیلت مردم ایران در تغییر مسیر تاریخ و قرار گرفتن در مسیر درست تاریخ
عاملی با استناد به تاریخ پرفروغ اسلام، الگویی برای درک شرایط کنونی ارائه داد: امروز دقیقاً همان داستانی تکرار شده که در جنگ خندق رخ داد. جنگ خندق، یک جنگ نابرابر بود؛ جمعیت بزرگی از مشرکان بر علیه پیامبر گرامی اسلام (ص) و یاران اندک ایشان توطئه کردند تا غلبه کنند. در آن لحظه حساس، وقتی عمرو بن عبدود از خندق گذشت و رجزخوانی کرد، پیامبر (ص) فرمودند: بَرَزَ الإِسلامُ کُلُّهُ إِلَی الکُفرِ کُلِّهِ؛ امروز همه اسلام در برابر همه کفر قرار گرفته است.
وی ادامه داد: وقتی امیرالمومنین علی (ع) با آن جبار مواجه شد و او را به خاک افکند، در روایات آمده که پیامبر (ص) فرمودند: فضیلت این مبارزه، از عبادت همه امت من تا روز قیامت بالاتر است. گاهی یک ایستادگی، یک مقاومت، یک نه گفتنِ بهموقع، چنان ارزش راهبردی و معنوی پیدا میکند که معادل تمام خوبیهای تاریخ میشود.
عاملی با ارجاع به فرمایش تاریخی امام حسین (ع) در پاسخ به پیشنهاد یزید، این اصل را به شرایط امروز تعمیم داد: رهبر معظم انقلاب در آخرین بیانات ارزشمندشان، به آن فرمایش نورانی سیدالشهدا (ع) اشاره فرمودند که «مَثَلِی لا یُبایِعُ مِثلَک؛ یعنی کسی مثل حسین بن علی (ع)، با کسی مثل یزید – که سخیفترین انسان روی زمین بود – هرگز بیعت نمیکند. امروز آقا این اصل را دوباره ترجمه راهبردی کردند، کسی مثل رهبر فرهیخته، مؤمن، مجاهد و خستگیناپذیری مثل آیتالله خامنهای، با کسی مثل ترامپ – که تجسم همه رذایل روزگار است – بیعتی نخواهد داشت.
وی هشدار داد: این بیعت، اگر رخ دهد، نتیجهای جز خفت، ذلت، بدبختی، فقر و نکبت برای ملت نخواهد داشت؛ لذا امروز مردم شریف ما باید عمیقاً باور داشته باشند که جبهه ایران، در مقابل جبههای قرار گرفته که انشاءالله پیروزی بر آن، یک پیروزی بزرگ تاریخی و نقطه عطفی در سقوط هیمنه پوشالی آمریکا و اسرائیل خواهد بود. مشارکت به هر شکلی در این جهاد الهی، فضیلت بزرگی را برای ملت ایران ثبت خواهد کرد.
فروپاشی اسطورههای نظامی؛ از گنبد آهنین تا پایگاههای یازدهگانه/ فروریختن هیمنه سیستم دفاعی آمریکا
رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با تحلیل تحولات میدانی اخیر، بر شکستناپذیری جبهه مقاومت تأکید کرد: اسرائیل غاصب از سال ۱۹۴۸ تا پیش از جنگ ۱۲ روزه، هیمنهای ساخته بود که گویی شکستناپذیر است؛ گنبد آهنینش را به رخ جهان میکشید و هیچکس جرات مقابله با او را نداشت. اما امروز شما میبینید که آن هیمنه فرو ریخته است. در همان جنگ ۱۲ روزه و بهویژه در روزهای اخیر، در روز سوم درگیری، به ۱۱ پایگاه آمریکایی در ۱۱ کشور مختلف ضربات مهلک و دقیقی وارد شده است. طی دهههای گذشته علیرغم ظلمهای گسترده آمریکائیها هیچ کشور جرئت بمباران کردن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را به خود نداده بود. این بار رزمندگان سلحشور با قدرت نظام تعین بخش، هیمنه آمریکا را ریختند و از امروز باید شاهد حملات سایر مبارزان جهان به ۷۴۰ پایگاه نظامی آمریکا در جهان باشیم. قدرت نظامی ایران محصول یک فهم عمیق از قلمروهای آسیب پذیر جبهه دشمنان بشریت است.
عاملی افزود: هیمنه سیستم دفاعی آنها ریخته شده و این واقعیت ثابت شده که قدرت نظامی آمریکا، قدرتی است که در جنگ فرسایشی و بلندمدت، حتماً مغلوب خواهد شد. این یک امر مسلم راهبردی است؛ لذا امروز، ایستادگی ملت ایران پشت سر رزمندگان، جهادگران و مجاهدین خستگیناپذیر نظام دفاعی کشور، یک وظیفه تاریخی و آیندهساز است.
سرمایه اجتماعی؛ سپر بلای ایران در برابر توطئههای داخلی و خارجی
در پاسخ به پرسش خبرنگار درباره سرمایهاجتماعی و هوشیاری لازم در برابر تهدیدها، رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی در تبیین چگونگی تقویت همبستگی اجتماعی در شرایط حساس کنونی، «اعتماد را بنیان اصلی سرمایه ملی دانست و اظهار داشت: سرمایه اجتماعی بر پایه یک اعتماد عمیق شکل میگیرد؛ اعتماد به حکمتبنیان بودن این مبارزه، اعتماد به ضرورت آن و در نهایت، ایمان به برحق بودن مسیری که ملت ایران در آن گام برداشته است. امروز صحنه جهانی به شفافترین شکل ممکن بازنمایی شده است؛ ما با دو جبهه عیان روبهرو هستیم: جبهه ائمه نور و جبهه ائمه نار (کفر). قرار نگرفتن در صف مخالفین حق، مستلزم بصیرتی است که ریشه در اعتماد به راهبری نظام دارد.
عاملی با استناد به معارف وحیانی، نسخه پیروزی ملت ایران را در دو واژه صبر و یقین خلاصه کرد: مردم شریف ما به لطف خدای متعال در جبههای قرار گرفتهاند که اهل صبر و بردباری است. مصداق بارز این وضعیت، آیه ۲۴ سوره مبارکه سجده است که میفرماید: «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا ۖ وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ. اینها کسانی هستند که به مقام هدایت الهی میرسند، چرا که مسیر صبر و بردباری را پیشه کردهاند. بنیان سرمایه اجتماعی امروز ما، صبر ملت ایران همراه با اعتماد است. خداوند عهد کرده که از مؤمنان دفاع کند و ما باید با تکیه بر این یقین، کانون آیات الهی را در جامعه تقویت کنیم.
مردم ایران بعد از شهادت رهبر حکیم انقلاب یکپارچهتر و دلباخته ترند
این استاد دانشگاه با ارائه یک توصیه راهبردی در حوزه جنگ روانی و اجتماعی تأکید کرد: توصیه اکید من این است که در شعارها و موضعگیریها، نوک پیکان حمله باید منحصراً به سمت اسرائیل غاصب و آمریکای جنایتکار باشد. نباید اجازه دهیم هیجانات و عواطف، ما را به سمت تقابل با کسانی در داخل بکشاند که ممکن است تحت تأثیر القائات دشمن دچار خطای تحلیلی شده باشند. ما باید جبهه حق را با محبت و سعهصدر تقویت کنیم. امروز بیش از هر زمان دیگری به عضویتهای جدید در جبهه حق نیاز داریم و نباید با رفتارهای ناصواب، ظرفیتهای مردمی را دفع کرد.
عاملی با اشاره به صحنههای بدیع همبستگی ملی در روزهای اخیر خاطرنشان کرد: ببینید! امروز در میان مردم چه تنوع عجیبی حاکم است. وقتی دختر خانمی با حجابی متفاوت در میدان فردوسی برای فراق رهبر حکیم انقلاب اشک میریزد، یا خانمهایی با تعلقات اجتماعی گوناگون همه از یک داغ مشترک سخن میگویند، یعنی پیوند ملت با رهبری از مرزهای ظاهری عبور کرده است. من معتقدم ملت ایرانِ بعد از شهادت رهبر حکیم، با ایرانِ قبل از آن تفاوت اساسی دارد. مردم با چشم خود دیدند که رهبر عزیزشان چگونه جان خود را فدای عزت آنها کرد.
۶۵ سال جهاد بیامان؛ از ترور منافقین تا ایستادگی در برابر امپریالیسم
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی در پایان با بازخوانی کارنامه مبارزاتی رهبر معظم انقلاب، ایشان را الگویی بیبدیل در جهان دانست: کدام رهبر را در جهان سراغ دارید که از ۸۶ سال عمر خود، ۶۵ سال آن را در مبارزه بیامان، زندان، تبعید و جهاد سپری کرده باشد؟ ایشان از همان تیرماه سال ۱۳۶۰ که هدف ترور ناجوانمردانه منافقین قرار گرفتند، جراحت جانبازی را به جان خریدند، اما لحظهای از آرمانهای ملت عقب ننشستند. جالب است که امروز همان منافقین کوردل، زیر پرچم بقایای رژیم پهلوی ایستادهاند و مدعی مبارزه با ایران هستند. اما تاریخ ثابت کرده است که پیوند این ملت با رهبر شهید و حکیم خود، مستحکمتر از آن است که با توطئههای ورشکستگان سیاسی گسسته شود.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با اشاره به جراحات ناشی از ترور سال ۱۳۶۰، ابعاد ناگفتهای از ایستادگی رهبر معظم انقلاب را بازخوانی کرد: دشمنان باید بدانند که ایشان از تیرماه ۱۳۶۰ تا لحظه شهادت، ۴۴ سال با پیکری که استخوان ترقوهاش شکسته و دست راستش معلول شده بود، دردی مداوم را تحمل کردند. ایشان در این سالهای سخت و پرمرارت، حسرت شنیدن یک آه ناشی از درد جسمانی را بر دل دشمنان گذاشتند و تمام توان خود را صرف ساخت زیرساختهای یک ایران مستقل و قوی کردند. در تمام این سالها، با قامتی استوار و انسجام فکری بینظیر، ایران را در حوزههای علم، هنر، سینما، ورزش و اقتصاد به سمت قلهها هدایت کردند.
عاملی شهادت رهبری و همراهان ایشان را نه یک پایان، بلکه آغازی بر فروپاشی نهایی استکبار دانست و گفت: شهادت مظلومانه ایشان به همراه خانواده و مسئولان دفترشان، بدون شک وضعیت جامعه ایران و کل منطقه غرب آسیا را تغییر خواهد داد. ملت ما اطمینان داشته باشند که آمریکا و اسرائیل در این نبرد، بازنده مطلق هستند و نشانههای این شکست از همین امروز آشکار شده است. دانش دفاعی کشور، مقاومت و یکپارچگی ملت و خون این شهیدان، ریشههای مقاومت را چنان مستحکم خواهد کرد که هیمنه پوشالی دشمن بیش از پیش فرو خواهد ریخت.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با تأکید بر ضرورت رسیدگی به وضعیت معیشتی و روانی جامعه در شرایط فعلی، خاطرنشان کرد: امروز زمان آن است که مردم بیش از پیش هوای یکدیگر را داشته باشند. اگرچه دولت با تمام توان در حال خدمترسانی است، اما دولت به تنهایی نمیتواند تمام نیازها را پوشش دهد. ما نیازمند یک همبستگی اجتماعی از جنس دوران جنگ تحمیلی هستیم. اگر کسی نیاز مالی یا درمانی دارد، باید او را همچون اعضای خانواده خود بدانیم. این همدلی و همراهی، بزرگترین سپر در برابر توطئههای دشمن برای ناامید کردن مردم است.
اقتدار دفاعی؛ ثمره پیوند نهاد علم با صنعت دفاعی
استاد علوم ارتباطات اجتماعی در تحلیل نقش نهاد علم در اقتدار دفاعی کشور تصریح کرد: سرمایه علمی امروز ایران با پیش از انقلاب و حتی با بسیاری از کشورهای جهان قابل مقایسه نیست. ما در حوزههای هوش مصنوعی، نانو، بایو و علوم پایه (فیزیک، ریاضی و شیمی) و بسیاری دیگر از حوزه مهم و راهبردی علم جزو ۱۰ کشور برتر جهان هستیم. این قدرت دفاعی که امروز تمام دنیا را به تحسین واداشته، سرجمعِ توان علمی دانشگاهیان ماست. امروز خودِ دشمنان معترفند که ایران موازنه قدرت را تغییر داده است؛ آنها ناچارند برای زدن یک پهپاد ۳۵ هزار دلاری ایران، موشکی یک میلیون دلاری هزینه کنند. این یعنی پیروزی دانشبنیان بر هژمونی نظامی.
عاملی با تمجید از خیرخواهی اساتید و نخبگان کشور افزود: دانشگاهیان ما، فارغ از رویکردهای متفاوت سیاسی که نشانه بالندگی علمی است، در بزنگاهها همواره در خدمت ایران عزیز بودهاند. وظیفه امروز نهاد علم، مدیریت شرایط بحران، مقابله با جنگ شناختی دشمن و تقویت بنیه اقتصادی و اجتماعی کشور است. کادر درمان، پزشکان، پرستاران و مرزداران ما همگی بخشی از این برونزایی قوی هستند که ریشه در تقویت زیرساختهای استقلال دارد.
وی با تبیین مفهوم استقلال از منظر رهبری معظم انقلاب گفت: استقلال سیاسی به تنهایی کافی نیست؛ قدرت واقعی در گرو استقلال در توان علمی، اقتصادی، درمانی و هنری است. امروز ما به ظرفیت ۱۰۰ هزار عضو هیئت علمی در دانشگاههای کشور رسیدهایم. بیش از ۳.۵ میلیون دانشجو و ۱۷ میلیون دانشآموز، بنیه دانشی این کشور را تشکیل میدهند. این پیکره عظیم علمی، پشتوانه مقاومت و استقلال ایران است.
عاملی در پایان با استناد به وعده الهی خاطرنشان کرد: نوید الهی این است که ان الارض یرثها عبادی الصالحون؛ زمین در نهایت از آن صالحان است و سهم ظالمان چیزی جز سیاهی، نکبت و حقارت نخواهد بود. پیروزی نهایی متعلق به جبهه حق است.
انتهای پیام/