پیشنهاد سردبیر
مردم بازنده رقابت قیمت و یارانه

تاخت‌وتاز قیمت‌ها و عقب‌ماندگی یارانه‌ها

تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

14:00 02 / 12 /1404
موش‌ها به همنوع بی‌هوشِ خود، واکنش امدادی نشان دادند

موش‌ها با کمک‌های اولیه یکدیگر را نجات می‌دهند

موش‌ها در مواجهه با هم‌نوعی که ناگهان از حرکت می‌ایستد، رفتاری مرحله‌به‌مرحله از خود نشان می‌دهند؛ ابتدا بو کشیدن و بررسی، سپس تمیز کردن و در صورت ادامه بی‌پاسخی، تمرکز بر دهان و زبان برای تحریک تنفس او. این واکنش‌ها با بازگشت هوشیاری متوقف می‌شوند و نشان می‌دهند آنچه رخ می‌دهد، صرفاً کنجکاوی یا رفتار تصادفی نیست.

پژوهشگران صحنه‌ای را ثبت کرده‌اند که نشان‌دهنده موشی است که هم‌قفس آشنایش بی‌هوش روی زمین افتاده است. ابتدا با احتیاط او را بو می‌کند و چند لحظه بعد بدنش را تمیز می‌کند. وقتی واکنشی مشاهده نمی‌شود، تمرکز بر صورت معطوف می‌شود؛ دهان لمس می‌شود، اطراف چشم لیس زده می‌شود و حتی زبان بی‌حرکت همنوع کشیده می‌شود. این رفتار ادامه می‌یابد تا موش بی‌هوش نشانه‌ای از بازگشت هوشیاری نشان دهد. با مشاهده حرکت کوچکی، شدت رفتار کاهش یافته و نهایتاً متوقف می‌شود.

بررسی‌های رفتاری و عصبی نشان می‌دهد این واکنش به بی‌پاسخی با فعال شدن مدار‌هایی در مغز همراه است که در پیوند اجتماعی و رفتار‌های مراقبتی نقش دارند. نورون‌های مرتبط با «اکسی‌توسین» (Oxytocin)، هورمونی که در بسیاری از پستانداران با تعامل اجتماعی و توجه به همنوع مرتبط است، در این لحظات فعال می‌شوند. اگرچه این رفتار معادل احیای پزشکی انسانی نیست، شواهد نشان می‌دهد می‌تواند بازگشت پاسخ‌پذیری را تسریع کند. یافته‌ای که نگاه به ریشه‌های زیستی رفتار‌های امدادی در حیوانات اجتماعی را عمیق‌تر می‌کند.

این یافته توجه پژوهشگران رفتار حیوانی و علوم اعصاب را جلب کرده است. پرسشی که سال‌ها مطرح بود اکنون شواهد آزمایشگاهی جدی‌تری دارد. واکنش به همنوع بی‌پاسخ ریشه‌ای عمیق در زیست‌شناسی اجتماعی پستانداران دارد یا خیر؟

رفتاری شبیه کمک‌های اولیه در موش‌ها دیده شد

سکوتی که عادی نبود

در طبیعت، بی‌حرکتی همیشه به معنای خطر نیست. حیوانات می‌خوابند، استراحت می‌کنند یا بی‌حرکت می‌مانند تا از شکارچی پنهان شوند. اما در این آزمایش، وضعیت متفاوت بود. موش بی‌هوش زنده بود، اما هیچ پاسخی به تماس نشان نمی‌داد. برای هم‌قفسش، این سکوت با خواب فرق داشت.

پژوهشگران برای بررسی دقیق واکنش‌ها، یک طراحی آزمایشی کنترل‌شده انجام دادند. یک موش در قفس خانگی‌اش بیدار نگه داشته شد و هم‌قفس آشنای او برای مدت کوتاهی با داروی بیهوشی، بی‌پاسخ شد. سپس رفتار موش بیدار در برابر این وضعیت با رفتار او در حضور همان هم‌قفس در حالت عادی مقایسه شد.

الگوی رفتاری که ثبت شد، تصادفی به نظر نمی‌رسید. موش بیدار ابتدا بررسی می‌کرد؛ بو کشیدن، لمس ملایم، حرکت اطراف بدن. این مرحله شبیه ارزیابی اولیه بود. اگر همچنان واکنشی دیده نمی‌شد، مرحله دوم آغاز می‌شد؛ نظافت اجتماعی یا «گروومینگ» (grooming)، رفتاری رایج در میان پستانداران که معمولاً برای تقویت پیوند اجتماعی انجام می‌شود. اما اگر بی‌پاسخی ادامه داشت، رفتار وارد مرحله‌ای شدیدتر می‌شد. تمرکز روی صورت، دهان و زبان. تصاویر با وضوح بالا نشان داد که موش‌ها گاهی زبان همنوع بی‌هوش را می‌کشند، پوزه را گاز می‌گیرند یا اطراف چشم را لیس می‌زنند. این حرکات هدفمند بودند و با بازگشت هوشیاری متوقف می‌شدند.

بی‌حرکتی یا بی‌پاسخی؟

یکی از پرسش‌های مهم این بود که چه چیزی این رفتار را فعال می‌کند. آیا صرفاً بی‌حرکتی کافی است؟ پژوهشگران سناریو‌های مختلفی را آزمایش کردند. وقتی یک موش فقط خواب بود و با تماس واکنش نشان می‌داد، رفتار‌های شدید ادامه نمی‌یافت. در مقابل، وقتی موش کاملاً بی‌پاسخ بود، واکنش‌ها تشدید می‌شد. این تفاوت نشان می‌دهد که محرک اصلی «بی‌پاسخی» است، نه صرفاً ساکن بودن. حتی مواجهه با یک موش مرده نیز برخی از این رفتار‌های صورت‌محور را فعال کرد، هرچند الگو دقیقاً مشابه نبود. به نظر می‌رسد مغز موش میان خواب، بیهوشی و مرگ تمایز قائل می‌شود، اما در هر وضعیت غیرعادی، نوعی پاسخ اجتماعی فعال می‌شود.

عامل دیگری که اهمیت داشت، آشنایی بود. موش‌ها نسبت به هم‌قفس‌های خود واکنش بسیار قوی‌تری نشان دادند تا نسبت به موش‌های غریبه. این موضوع با آنچه در بسیاری از پستانداران دیده می‌شود یعنی پیوند اجتماعی، هم‌خوانی دارد و شدت واکنش را افزایش می‌دهد.

نقش «هورمون پیوند»

بر اساس گزارش سایت «اِرف» (Earth)، برای فهمیدن اینکه در مغز چه می‌گذرد، پژوهشگران فعالیت نورون‌هایی را بررسی کردند که «اکسی‌توسین» (Oxytocin) آزاد می‌کنند. اکسی‌توسین هورمونی است که در بسیاری از مهره‌داران با پیوند اجتماعی، مراقبت و رفتار‌های همدلانه مرتبط است. در انسان نیز این هورمون با رفتار‌های مراقبتی و ارتباط عاطفی شناخته می‌شود.

در این مطالعه، نورون‌های آزادکننده اکسی‌توسین در دو ناحیه مهم مغز فعال شدند؛ «آمیگدالا» (Amygdala) که در پردازش هیجان نقش دارد، و «هیپوتالاموس» (Hypothalamus) که در تنظیم رفتار‌های حیاتی و اجتماعی مؤثر است. وقتی پژوهشگران این نورون‌ها را غیرفعال کردند یا مانع ترشح اکسی‌توسین شدند، رفتار‌های کمک‌گونه کاهش یافت. در مقابل، فعال‌سازی این مسیر‌ها شدت رفتار‌های صورت‌محور را افزایش داد. این یافته نشان می‌دهد که مدار‌های عصبی مرتبط با پیوند اجتماعی، در این واکنش نیز نقش دارند.

آیا این «کمک اولیه» واقعی است؟

دانشمندان با احتیاط تأکید می‌کنند که این رفتار را نباید معادل «احیای قلبی–ریوی» (CPR) در انسان دانست. در احیای انسانی، فرد آگاهانه تلاش می‌کند جریان خون و تنفس را بازگرداند. در موش‌ها، چنین آگاهی‌ای اثبات نشده است. اما نکته مهم، کارکرد رفتار است. داده‌ها نشان داد موش‌هایی که توسط هم‌قفس بیدار تحریک شدند، سریع‌تر از بیهوشی خارج شدند نسبت به آنهایی که تنها رها شدند. هرچند این تفاوت زمانی کوتاه بود، اما در محیط طبیعی یعنی جایی که خطر شکارچی یا شرایط سخت وجود دارد، حتی چند ثانیه می‌تواند تعیین‌کننده باشد.

ریشه‌های تکاملی یک واکنش

بسیاری از حیوانات اجتماعی برای بقا به گروه وابسته‌اند. همکاری در یافتن غذا، مراقبت از نوزادان و دفاع در برابر شکارچیان همگی به انسجام گروه نیاز دارند. در چنین شرایطی، از دست دادن ناگهانی یک عضو می‌تواند ساختار گروه را تضعیف کند. ممکن است واکنش به بی‌پاسخی، یک سازوکار تکاملی باشد که به حفظ انسجام و افزایش شانس بقا کمک می‌کند. این رفتار شاید نه از همدلی انسانی، بلکه از یک برنامه عصبی–اجتماعی عمیق‌تر ناشی شود که در بسیاری از پستانداران مشترک است.

فراتر از موش‌ها

این مطالعه منتشر شده در مجله علمی «ساینس»؛ نشان می‌دهد در گونه‌های بزرگ‌تر مانند دلفین‌ها، فیل‌ها و شامپانزه‌ها، رفتار‌های کمک‌گونه پیش‌تر گزارش شده است. دلفین‌ها گاهی همنوع زخمی را به سطح آب می‌رسانند تا بتواند نفس بکشد. فیل‌ها کنار فرد آسیب‌دیده می‌ایستند و او را با خرطوم لمس می‌کنند. اما ثبت چنین رفتار‌هایی در جوندگان دشوار است، زیرا در طبیعت به‌سختی قابل مشاهده‌اند. این آزمایش آزمایشگاهی، فرصتی فراهم کرده تا این واکنش‌ها در شرایط کنترل‌شده بررسی شوند.

این یافته‌ها پایان داستان نیست. پژوهشگران اکنون می‌خواهند بدانند آیا این رفتار در همه سویه‌های موش یکسان است یا تفاوت‌های ژنتیکی نقش دارد. آیا استرس یا ازدحام احتمال بروز این واکنش را تغییر می‌دهد؟ آیا گونه‌های دیگر جوندگان نیز چنین واکنشی دارند؟ پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند درک ما را از تکامل رفتار‌های اجتماعی عمیق‌تر کند.

در نهایت، این مطالعه موش‌ها را به امدادگر حرفه‌ای تبدیل نمی‌کند. اما نشان می‌دهد حتی در کوچک‌ترین پستانداران آزمایشگاهی، مدار‌هایی وجود دارد که هنگام سکوت ناگهانی یک همراه، فعال می‌شوند. شاید واکنش به دیگریِ بی‌پاسخ، بخشی از معماری عمیق مغز اجتماعی باشد؛ معماری‌ای که در گونه‌های مختلف، به شکل‌های متفاوت، اما با هدفی مشترک ظاهر می‌شود: حفظ دیگری برای حفظ گروه.

انتهای پیام/

ارسال نظر