دونالد ترامپ؛ پادشاه عریان تنگه هرمز

دونالد ترامپ در تنگه هرمز، بیش از یک فرمانروای قدرتمند، به «پادشاه عریان» می‌ماند که با وجود هیاهوی بسیار، نتوانسته واقعیت شکست خود در برابر مقاومت ایران را پنهان کند.

به گزارش خبرگزاری آنا، شهرام فتاحی عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی و دبیر اندیشکده حکمرانی و قانونگذاری مجلس شورای اسلامی در کرمانشاه نوشت: در ادبیات سیاسی جهان، کمتر داستانی به اندازه «پادشاه عریان» هانس کریستین اندرسن توانسته است فاصله میان ادعا و واقعیت را به تصویر بکشد. پادشاهی که همه از ترس یا مصلحت، لباس خیالی او را می‌ستودند تا آنکه کودکی حقیقت را فریاد زد: «پادشاه عریان است.»

امروز و در میانه تحولات پرالتهاب منطقه غرب آسیا، به نظر می‌رسد تنگه هرمز به صحنه‌ای تبدیل شده است که روایت «پادشاه عریان» را بار دیگر بازآفرینی می‌کند؛ با این تفاوت که این بار نقش اصلی را دونالد ترامپ بر عهده دارد.

جنگ چهل‌روزه‌ای که با مشارکت آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، قرار بود از نگاه طراحان آن به نمایش قدرت بی‌رقیب واشنگتن و تل‌آویو تبدیل شود. محاسبه آنان بر این پایه استوار بود که فشار نظامی گسترده، ایران را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد و موازنه قدرت منطقه‌ای را به سود آمریکا و متحدانش تغییر خواهد داد. اما آنچه در میدان رخ داد، تصویری متفاوت را پیش روی افکار عمومی جهان قرار داد.

ایران نه‌تنها فرو نپاشید، بلکه با اتکا به ظرفیت‌های دفاعی، تاب آوری و هم آوایی ملی و توان بازدارندگی خود، نشان داد که می‌تواند در برابر سنگین‌ترین فشار‌ها ایستادگی کند. همین مقاومت بود که معادلات جنگ را از یک نبرد کوتاه و یک‌طرفه به بحرانی پیچیده و فرسایشی برای طراحان ظاهرا متبحر ولی در گل مانده آن تبدیل کرد.

در این میان، تنگه هرمز به مهم‌ترین نماد این رویارویی بدل شد. گذرگاهی که سال‌ها از آن به‌عنوان شریان حیاتی انرژی جهان یاد شده است و هرگونه اختلال در آن می‌تواند اقتصاد بین‌المللی را تحت تأثیر قرار دهد. اهمیت این تنگه تا آنجاست که دولت ترامپ در ماه‌های اخیر بار‌ها موضوع بازگشایی کامل آن را به یکی از اولویت‌های اصلی سیاست خارجی خود تبدیل کرده و مقامات آمریکایی نیز شرط‌های مختلفی را برای عادی‌سازی روابط و کاهش فشار‌ها با موضوع هرمز گره زده‌اند. از نمایش ناو‌های پرهیاهوی هواپیمابر فورد و آیزنهاور تا پروژه عقیم و عاجز آزادی و درگیری‌های آبی-خاکی تقریبا هر روزه و البته استفاده ابزاری از کشورک‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس و ... هیچ کدام خللی در اراده سترگ میراث داران تنگسیری ایجاد نکرد.

اما پرسش اساسی اینجاست: اگر آمریکا همچنان قدرت بلامنازع جهان است، چرا رئیس‌جمهور این کشور ناچار است هر روز درباره باز شدن تنگه هرمز سخن بگوید؟ چرا تهدیدها، اولتیماتوم‌ها و فشار‌های سیاسی و نظامی همچنان ادامه دارد؟ و چرا با وجود برخورداری از بزرگ‌ترین بودجه نظامی جهان، واشنگتن نتوانسته است مسئله‌ای را که خود آن را حیاتی می‌داند، به‌سادگی حل کند؟

پاسخ را شاید بتوان در همان داستان قدیمی جست‌و‌جو کرد. قدرت واقعی، نیازی به نمایش دائمی ندارد. اقتدار حقیقی، هر روز از پشت تریبون‌ها فریاد نمی‌زند که هنوز قدرتمند است. هنگامی که یک قدرت بزرگ ناچار می‌شود پیوسته درباره توانایی خود برای باز کردن یک گذرگاه راهبردی سخن بگوید، این پرسش شکل می‌گیرد که آیا شکاف میان تصویر و واقعیت در حال آشکار شدن نیست؟

ترامپ در ماه‌های گذشته کوشیده است با ادبیاتی تند و تهدیدآمیز، خود را بازیگر مسلط صحنه معرفی کند. از تهدید ایران گرفته تا فشار بر بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، همه در چارچوب همین روایت قرار می‌گیرند. با این حال، واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان می‌دهد. بحران هرمز همچنان پابرجاست و حتی نزدیک‌ترین متحدان آمریکا نیز در بسیاری موارد از همراهی کامل با سیاست‌های تهاجمی واشنگتن خودداری کرده‌اند.

از این منظر، تنگه هرمز تنها یک آبراه نیست؛ آینه‌ای است که تصویر واقعی قدرت‌ها را بازتاب می‌دهد. آینه‌ای که در آن می‌توان فاصله میان شعار و واقعیت را مشاهده کرد. اگر در آغاز جنگ، برخی تصور می‌کردند ایران در برابر فشار‌های نظامی و اقتصادی تسلیم خواهد شد، امروز مقاومت ایران و تداوم چالش هرمز نشان داده است که معادلات منطقه بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که در اتاق‌های فکر واشنگتن طراحی شده بود.

شاید سال‌ها بعد، مورخان درباره این دوره بنویسند که چگونه یکی از مهم‌ترین بحران‌های ژئوپلیتیکی قرن بیست‌ویکم، نه‌فقط قدرت نظامی کشورها، بلکه میزان واقع‌بینی رهبران آنها را نیز به آزمون گذاشت؛ و شاید در میان همه روایت‌ها، این تعبیر بیش از هر چیز در حافظه‌ها باقی بماند: دونالد ترامپ در ماجرای تنگه هرمز، بیش از آنکه فرمانروای بی‌چون‌وچرای میدان باشد، به پادشاه عریانی شباهت داشت که هیاهوی فراوانش نتوانست واقعیت‌های سخت میدان را پنهان کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر