فراخوان داریم تا فراخوان!
به گزارش خبرگزاری آنا، «آیةالله برای من و شما مشکل ایجاد میکند؛ میخواهید من این مشکل را حل کنم؟» این سؤالی است که صدام دیکتاتور پیشین عراق، مرداد ۵۷ از محمدرضا، آخرین شاه ایران پرسید. منظور مستبد خونخوار عراق از آیةالله، حضرت امام خمینی بود که در نجف تبعید بودند و قصد داشتند رژیم ستمشاهی ایران را سرنگون و نظام اسلامی برقرار کنند. امام را دوست داشت؟! نه؛ فقط ترسید ترور و شهادت امام، مردم انقلابی ایران را خشمگینتر کند. محمدرضا با وجود عقل ناقص خود، قدرت ولایت فقیه را شناخته بود؛ بزرگ مرجع شیعیان جهان که ۱۵ سال قبل دستگیر، زندانی و سپس تبعید شده بود و با وجود همه اینها یک ملت او را میخواست و عاشقانه تا حد پرستش دوستش داشت. ۳۵ روز پس از فراخوان رضا پهلوی، اینک دیکتاتورزاده محمدرضا، مغموم و شکستخورده این پرسش را مطرح میکند: با آنکه تمام مستکبران دنیا قصد کردند نظام اسلامی ایران را سرنگون کنند و توانستم با فراخوانم عدهای را فریب دهم و به خیابان بکشانم، چرا اغتشاش، آشوب، ترور و از همه بالاتر هزاران دروغ نتوانست انقلابی مانند انقلاب اسلامی ۵۷ مردم ایران ایجاد و نظام جمهوری اسلامی را از بین ببرد؟ این پرسش فقط سوال ربع پهلوی هم نیست. حتی حامیان نظام هم شگفتزدهاند چطور انقلاب اسلامی بدون کمترین هزینهای این کودتا را مهار کرد؛ طوری که امروز فراخوانهای مکرر وی و شاهبانو(!) عجوزه و مادر مسألهدار وی و تلاشهای مکرر رسانههای ضدانقلاب برای تجمع و ایجاد اغتشاش دوباره، کسی را به خیابان نمیکشاند. خبرگزاری آنا در این باره با «محمدمهدی تقوی» جامعهشناس سیاسی و پژوهشگر گفتوگو کرد.
***
چرا دشمن همواره از جمهوری اسلامی شکست میخورد؟
بسم الله الرحمن الرحیم. «ولایت فقیه» رکنی است که در تمام بزنگاههای مهم ۴۷ سال اخیر ایران، نقش بزرگی در مهار دشمنان و آرامش دوستان داشته است. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، تجزیهطلبان با سوءاستفاده از موقعیت وقوع آن، اقدام به جدا کردن بخشهایی از کشور و اعلام استقلال یا لااقل خودمختاری کردند. وقایع کردستان، گنبد و سیستان و بلوچستان و پس از آن دست به اسلحه بردن منافقین و سایر تروریستها و با گذشت کمتر از یک سال و نیم از استقرار نظام، حمله همهجانبه صدام با حمایت لجستیکی - اطلاعاتی ابرقدرتهای شرق و غرب به قصد تصرف یک هفتهای ایران(!) برای سقوط سریع هر نظام نوپایی کافی بود ولی با یک فرمان حضرت امام هر یک از این جبههها پر از فداییان اسلام و نظام و امام میشد و با توفیق انقلابیون و شکست مفتضحانه دشمنان این آب و خاک پایان مییافت. فتنه ۸۸ که نخستوزیر سابق و رئیس پیشین مجلس با همراهی ۲ رئیسجمهور اسبق ایران به راه انداختند نیز، گرچه ۸ ماه کشور را به چالش کشید و رای ۸۶ درصدی مردم به نظام اسلامی را پس از گذشت ۲۰ سال از پیروزی انقلاب بلااستفاده کرد ولی قدرت ولایت فقیه در مدیریت جامعه و گذراندن سالم ملت از توفانی سهمگین را بار دیگر این بار با رهبری حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای نشان داد. سالها پس از فتنه ۸۸، اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ گرچه سخت بود ولی از سوی رهبر حکیم انقلاب، حتی «فتنه» هم نامیده نشد. طبعا وقتی کشوری جنگ، ترورهای گسترده - از بالاترین مسؤولان گرفته تا مردم عادی - تجزیهطلبی و تحریمهای فلجکننده را با موفقیت پشت سر میگذارد و محکم و استوار میماند، اغتشاش را راحتتر از تمام آن موارد مهار میکند.
به عنوان یک مثال از مدیریت رهبر انقلاب در آشوبهای پاییز ۱۴۰۱ کافی است بدانیم تمام به اصطلاح سلبریتیهای مخالف که حتی فستیوالی هنری چون چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر را تحریم کرده بودند، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، برای حضور در جشنوارههای ۴۲ و ۴۳، از هم سبقت میگرفتند و حتی گریان نسبت به عدم راهیابی فیلمشان به بخش مسابقه، اعتراض میکردند(مصاحبه الناز شاکردوست و ابراز ناراحتی شدید از کنار رفتن فیلم سینمایی بیبدن از بخش مسابقه جشنواره!).
آنها طبق معمول با سادهلوحی مفرط و گرفتاری در حباب هواداران مجازی خود، جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر را هم تحریم کردند و اغلبشان حتی برای دریافت جایزه و سیمرغ روی استیج هم نیامدند ولی دور نیست بار دیگر دست از پا درازتر و البته با وقاحت تمام بدون اینکه به روی خود بیاورند چه غلطی مرتکب شدهاند، بازگردند و به پارو کردن پولهای بیتالمال ادامه دهند.
دلیل اینکه دشمن هر برنامه و اقدامی علیه کشورمان را، انقلاب نام میگذارد، چیست؟
قصدشان اینهمانی است در حالیکه بین انقلاب دینداران مدافع حق و حقیقت و انقلاب مفسدان حامی و پیرو باطل حتی قیاس هم نمیتوان کرد. مخالفان نظام، برای فریب جوانان با بیانصافی بسیار، نظام جمهوری اسلامی را با رژیم ستمشاهی مقایسه و توقع داشتند علاوه بر جوانان غافل و جاهل، جوانان عاقل و بالغ نیز به صف انقلابیون(!) بپیوندند. بنده اسم به اصطلاح انقلابهای آنها را «انقلاب کارتونی» میگذارم. آنها با نمایش کاریکاتورگونه از انقلاب، مثلا وضعیت ارتش شاه در اواخر دوره پهلوی دوم را با نیروهای مسلح وفادار به ولی فقیه قیاس میکردند. آنها میگفتند دیگر کار بالا گرفته و همانطور که نظامیان جانی وابسته به محمدرضا، در آستانه انقلاب با چپاول اموال مردم ایران، از کشور گریختند، نظامیان فعلی نیز میگریزند! آنها تضاد مشخص و واضح ۲ نیروی مسلح پیش و پس از انقلاب را نادیده گرفته و وفاداری سپاه، ارتش و بسیج به نظام ولایی را زیر سوال میبردند! جالب آنجا بود که ضدانقلاب خارجنشین در حالی که بسیجیان و مردم عادی خودشان داوطلبانه وظیفه فرونشاندن اغتشاشات را بر عهده گرفتند و ۲۵۰۰ تن از آنان(۳ برابر هلاکشدگان اغتشاشگر تروریست) برای حفظ وطن شهید شدند، چنین اراجیفی را مطرح میکردند.
اشتباهات مهم اپوزیسیون در قضایای دیماه چه بود؟
به عقیده بنده، ضربه اول، حضور و نقشآفرینی ربع پهلوی بود. اربابان آمریکایی، اروپایی و موساد و عملههای ضدانقلاب با تمام اپوزیسیون نظام در یک اجماع منسجم وحدت کردند و از تجزیهطلبان کُرد تا سلطنتطلبان حامی پهلوی و از بازیگران بدنام تا فوتبالیست ناقصالعقل سابق و فراری که حتی بلد نیست ۲ جمله ادا کند را در بین خود جا دادند تا بلکه موفق به انقلاب(!) شوند. نخستین اشتباه استراتژیک آنها نیز همین بود. مردم ایران اگرچه از وضعیت اقتصادی - معیشتی خود ناراضیاند اما طعم عدالت را در دوران جمهوری اسلامی چشیدهاند؛ آن هم پس از درک ۵۳ سال حکومت پهلوی که کشور را افراد فاسدی نظیر اشرف و خاندان هزار فامیل اداره میکردند و حلبیآبادها و حاشیه شهرها پر بود از افرادی که نان نداشتند ولی صدها میلیون دلار خرج جشنهای موسوم به ۲۵۰۰ ساله میشد. همانطور که مضحکه «وکالت میدهم» در سال ۱۴۰۱ هواداران چندانی نداشت و تبدیل به کمدیای برای محو ۳ ساله شاهزاده(!) شد، این بار هم فراخوان وی جز کشتار ناجوانمردانه مدافعان غیور وطن نتیجهای نداشت و جمهوری اسلامی مستحکمتر هم شد.
ضربه دوم، ورود تروریستهای تجزیهطلب بود. وقتی عبدالله مهتدی دبیرکل گروهک تجزیهطلب کومله و تروریست نشاندار و مأمور رسمی سیا و موساد که در چند دهه گذشته برای جدا شدن کردستان از خاک عزیز ایران همه کار کرده است در غرب کشور و گروهکهای تروریست تکفیری در شرق کشور با هماهنگی موساد و سیا وارد شدند و وقتی ترامپ و نتانیاهو بدون پردهپوشی، رسما به تروریستها گفتند شما وارد شوید؛ ما هم بلافاصله میآییم و وحشیگریهای ۱۸ و ۱۹ دی مشاهده شد، بسیاری از مردم معترض به وضع موجود، اپوزیسیون که قصد دارد ایران را تکهتکه کند را نه تنها رد کردند بلکه علیه آن شدند. حتی معدود کسانی که مخالف نظامند، حاضر به تجزیه ایران نیستند جز عدهای انگشتشمار مانند پهلوی که حاضر است حتی شاه یک شهرک یا روستا باشد تا ناکام نمیرد! بله او حاضر شده برای رسیدن به سلطنت در نقشه آمریکا و رژیم صهیونیستی بازی کند و تنها راضی است او را شاه صدا کنند حتی اگر ایران تکهتکه شود.
زمانی که ضدانقلاب با حداکثر توان و کنار گذاشتن اختلافات برای تمام کردن کار نظام به میدان آمد، یک موضوع را فراموش کرد! آنها به قدری با توجه به حمایتهای غرب تصور پیروزی قطعی کردند که از آلودهترین مفسدان اخلاقی تا تجزیهطلبان و منافقین تروریست در این اجتماعات واقعیت خود را نمایش دادند. مردم بعینه مشاهده کردند سمپاتهای احزاب جداییطلب، تروریست و فاسدالاخلاق با ترورهای فجیع و قتلهای غیر قابل تصور قصد دارند مدیران آینده ایران شوند! همین موضوع تعداد دیگری از منتقدان و معترضان عادی را از ادامه همراهی با اپوزیسیون منصرف کرد.
از سوی دیگر ترور بسیجیان بیسلاح و به آتش کشیدن خانهها و مغازههای مردم عادی و افراد مومن و انقلابی در کنار تخریب بانکها، فروشگاهها و حتی بیمارستانها و آتشنشانیها و خشونت سبعانه مردم را بیزار کرد. در واقع مدعیان به دست خود، افرادی از ملت ایران را که دچار غفلت کوتاهمدت شده بودند، بیدار کردند. رهبر انقلاب هم مانند فتنه ۸۸ و رخدادهای ۱۴۰۱، همین را میخواستند: مردم خودشان به اشتباهی که درباره اپوزیسیون بدان دچار شده بودند، پی ببرند و خودشان با ترک اجتماعات آنها، غائله را به شکست بکشانند.
با وجود تلاش فراوان اپوزیسیون و به رغم قرار داشتن کشور در اوضاع ملتهب - نه جنگ، نه صلح - اتفاقات تلخ اخیر با ۲ راهپیمایی میلیونی حماسی و عظیم ۲۲ دی و ۲۲ بهمن عملا پشت سر گذاشته شد و کسی کمترین اعتنایی به خودکشی ربع پهلوی و سایر ضدانقلابها برای شعلهور کردن مجدد آتش آشوب نمیکند. مدیریت هوشمندانه رهبر انقلاب، حضور و جانفشانی بسیج، شناخت دشمن از سوی مردم، بیاثر شدن تبلیغات رسانهای اینترنشنال، بیبیسی و منوتو با رو شدن میزان پلیدی و خشن بودن این شبکههای به ظاهر خبری ولی در واقع تروریست، وفاداری اغلب منتقدان به کشور به رغم ناراحتی از وضع موجود و برافتادن نقاب از چهره جریانات مختلف اپوزیسیون که امروز شکست انقلابشان(!) را گردن یکدیگر میاندازند و بالاتر از همه این موارد لطف و نگاه خداوند متعال و اهل بیت به این کشور و ملت موجب شد توطئهای عظیم با شکست دیگری برای دشمنان ایران و ایرانی مواجه و کشور به رغم خساراتی که از وحشیگری اپوزیسیون خارجنشین و رفتارهای وندالیستی/ تروریستی اراذل و اوباش و افرادی ساده و فریبخورده متحمل شد، بار دیگر متحد و منسجم شود.
آینده را چطور پیشبینی میکنید؟
با گذار ایران از التهابات آن روزها، امروز باید اندیشید چه کنیم چنین مواردی دیگر تکرار نشود و در آینده با چنین رخدادهای تلخی روبرو نشویم. نخستین دستور کار، تلاش تمام کشور برای بهبود عاجل اوضاع اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی است. اولویت کشور باید همیشه فرهنگی باشد ولی از آنجا که مردم بیش از یک دهه است در فشار و مضیقه شدید اقتصادی - معیشتیاند، اولویت امروز اقتصاد و بهبود شرایط رفاهی مردم صبور است. مسؤولان فراموش نکنند مردم ۸ ماه پیش در جنگ ۱۲ روزه چگونه متحد شدند و با پیروی کامل از رهبر معظم انقلاب و حمایت حداکثری از نیروهای مسلح، یکجا آمریکا، رژیم صهیونی و ناتو را با شکست مواجه کردند. حق این مردم این وضعیت اقتصادی نیست و گرچه دولت ناچار شد با حذف ارز ترجیحی شوکی وارد کند تا منابع کشور بیش از این از بین نرود ولی قطعا میشد و اکنون نیز میشود با اداره بهتر و جراحی دقیقتر و کمدردتر اقتصاد، ملت کمتر تحت فشار قرار گیرد. لازم است با برنامههای کوتاهمدت و میانمدت، از فشار بر مردم کاسته شود و ملت لااقل در تامین مایحتاج ضروری خود دچار ناراحتی و اضطراب نباشد. بهینه کردن وضعیت مستأجران و رسیدگی به مشکل مسکن و اجاره آن که امروز با رقمهای افسانهای مواجه شده است، موضوع مهم دیگری است که رفع آن آرامش عمومی را در پی خواهد داشت. بسیاری از آمارهای جرم و جنایت با بدتر شدن اقتصاد کشور بالا میرود که نشاندهنده اولویت برطرف شدن این معضل بزرگ است.
ممکن است باز هم شاهد چنین رخدادهایی باشیم؟
باید واقعبین باشیم؛ نظام اسلامی، جدا از برخی ناکارآمدیهای مزمن، برحق است و تا زمانی که جمهوری اسلامی در مسیر الهی است، ظلم جهان سلطه، تحریمها، ایجاد مشکلات متعدد و تلاش افراد فاسد، فاسق و جاهطلب ضدانقلاب برای اداره کشور نیز ادامه خواهد داشت و فقط کسانی که عهدشان را تغییر نمیدهند، حامی نظام ۳۰۰ هزار شهید میمانند. همه مایلیم دیگر هیچگاه شاهد چنین اتفاقات تلخی نباشیم ولی مهم است تلاش شود جرقه نخست نخورد. این یک واقعیت است که افراد نفوذی زیادند و در چنین بزنگاههایی به دستور دشمن روانه خیابانها میشوند تا اعتراضات بحق را به چنین فجایعی مبدل کنند. تا کاملا قدرتمند نشویم و به فرمایش رهبر حکیم انقلاب، دشمن از نتیجهبخش بودن اقدامات کور خود مأیوس نشود، احتمال رخ دادن مواردی که متاسفانه دیماه شاهد بودیم وجود دارد. تدابیر مختلفی باید اندیشیده شود تا احتمال ایجاد چنین شرایطی به حداقل برسد و همزمان برنامههای مناسب و شدنیای ریخته شود تا هر چه زودتر شیاطین دنیا از کارآمدی اغتشاش و ترور دچار یاس همیشگی شوند.
انتهای پیام/