حجت‌الاسلام بیرانوند در گفت‌وگو با آنا مطرح کرد:

قرآن‌سوزی در خیابان، فرمان در اتاق فکر/ رد پای فرقه‌ها در اغتشاشات دی‌ماه

مدیر اندیشکده مطالعاتی «حافّین» گفت: تخریب مساجد و اهانت به قرآن در جریان حوادث دی‌ماه، بخشی از یک پروژه طراحی‌شده برای تحریک احساسات مذهبی و تغییر ماهیت اعتراضات مردمی بود؛ پروژه‌ای که با نقش‌آفرینی فرقه‌های افراطی و پشتیبانی رسانه‌ای بیرونی دنبال شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا؛ در جریان اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، هم‌زمان با سوءاستفاده جریان‌های معاند از مطالبات اقتصادی مردم، شاهد بروز رفتار‌هایی خشونت‌بار و سازمان‌یافته از سوی برخی گروه‌ها و فرقه‌های افراطی بودیم؛ اقداماتی که نه‌تنها منجر به تخریب مساجد، قرآن‌سوزی و هتک حرمت مقدسات اسلامی شد، بلکه با عملیات‌های کور و تروریستی، به شهادت رسیدن تعدادی از هموطنان را نیز رقم زد.

بررسی شواهد میدانی و رسانه‌ای نشان می‌دهد که فرقه‌های ضاله و گروهک‌های رادیکال، در نقش پیاده‌نظام پروژه‌های براندازانه تلاش کردند اعتراضات مردمی را از مسیر مطالبه‌گری مشروع خارج کرده و به سمت آشوب، ناامنی و تقابل هویتی سوق دهند. در همین راستا حجت‌الاسلام عبدالرحیم بیرانوند، پژوهشگر و مدرس فرق و ادیان و مدیر اندیشکده مطالعاتی «حافّین»، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری آنا به بررسی ریشه‌ها، اهداف و پیامد‌های تخریب مساجد و قرآن‌سوزی در دی‌ماه پرداخته و نقش فرقه‌ها و اتاق‌های فکر بیرونی در هدایت این اقدامات را تشریح کرده است که در ادامه می‌خوانیم:

پروژه‌سازی فرقه‌ای یا واکنش‌های هیجانی؟

آیا می‌توان تخریب مسجد و قرآن‌سوزی در دی‌ماه را پروژه‌سازی فرقه‌ای دانست؟

اگر وقایع دی‌ماه را با نگاه تحلیلی بررسی کنیم، به وضوح می‌بینیم که تخریب مساجد و اهانت به مقدسات اسلامی، نه پدیده‌ای تصادفی و هیجانی، بلکه رفتاری هدفمند و طراحی‌شده بوده است. این اقدامات در چندین شهر و دقیقاً در اوج التهاب اجتماعی و اعتراضات به حق مردم به وضعیت گرانی‌ها در کشور رخ داد و تصاویر آن با سرعت قابل‌توجهی در رسانه‌ها و کانال‌های ضد انقلاب بازنشر شد.

چنین الگویی نشان می‌دهد که با یک کنش احساسی لحظه‌ای مواجه نیستیم، بلکه با پروژه‌ای حساب‌شده برای تحریک احساسات مذهبی و تغییر ماهیت و زمین بازی اعتراضات روبه‌رو هستیم. ریشه اهانت به مقدسات اسلامی، به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، را باید در اتاق‌های فکر سرویس‌های امنیتی دشمنان متخاصم جست‌و‌جو کرد.

از برجسته‌سازی کتاب «آیات شیطانی» سلمان رشدی به عنوان یک نماد ضد اسلامی تا توهین‌های سازمان‌یافته به پیامبر گرامی اسلام (ص)، انتشار کاریکاتور‌های موهن، حمایت برخی مقامات سیاسی غربی از این اقدامات و در ادامه قرآن‌سوزی و آتش‌زدن مساجد در کشور‌های مختلف، همگی در یک مسیر قابل تحلیل است.
هدف اصلی این پروژه‌ها، تابوشکنی، اسلام‌ستیزی و مهار رشد و نفوذ اسلام در جوامع غربی است. در این میان، فرقه‌ها عملاً در نقش پیاده‌نظام و مجریان پروژه‌های طراحی‌شده از سوی سرویس‌های اطلاعاتی غربی عمل می‌کنند.

از داعش تا ری‌استارت؛ تکرار یک الگوی مشترک

فرقه‌های ضاله چه سابقه‌ای در تخریب نماد‌های دینی دارند؟

در کارنامه بسیاری از فرقه‌های ضاله، جریان‌های تکفیری و عرفان‌های کاذب، تقابل با مسجد، روحانیت و شعائر دینی سابقه‌ای روشن دارد. این جریان‌ها معمولاً دین را به امری کاملاً فردی تقلیل می‌دهند و با هر نمادی که دین را در عرصه اجتماعی نمایندگی کند، دچار تعارض می‌شوند. در شرایط بحرانی نیز به‌جای طرح مطالبات مدنی یا گفت‌و‌گو، به تخریب نماد‌ها روی می‌آورند؛ زیرا می‌دانند ضربه‌زدن به نماد‌های دینی، اثر روانی عمیق‌تری دارد و می‌تواند جامعه را به سمت دوقطبی‌سازی و واکنش‌های تند سوق دهد.

 نگاهی به تحولات سوریه و عراق گواه روشنی بر این مدعا است؛ جایی که بار‌ها شاهد تخریب و انفجار مساجد، کلیساها، حرم امامان معصوم، امام‌زادگان، صحابه پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) توسط داعش و دیگر جریان‌های تکفیری بوده‌ایم. امروز با گذشت زمان، تردیدی باقی نمانده که پشت‌پرده این اقدامات، رژیم صهیونیستی و سرویس‌های امنیتی غربی قرار داشته‌اند.

همچنین در فتنه زمستان ۱۳۹۶، نقش گروهک رادیکال «ری‌استارت» و لیدر آن در صدور فرمان مستقیم برای آتش‌زدن مساجد، حسینیه‌ها و مراکز دینی کاملاً مشهود بود. به طور کلی، فرقه‌ها با شست‌وشوی مغزی پیروان خود و با نگاهی صفر و یکی، که خود را حق مطلق و دیگران را خاطی و گمراه می‌دانند، به اهانت و تخریب باور‌ها و نماد‌های دینی روی می‌آورند.  

مسجد؛ فراتر از یک ساختمان

چرا در اغتشاشات دی‌ماه تمرکز بر مسجد و شعائر دینی بود؟

اغتشاشات دی‌ماه را نمی‌توان صرفاً ناآرامی‌های پراکنده اجتماعی دانست؛ این وقایع در چارچوب یک طرح براندازانه و شبه‌کودتا قابل تحلیل است که با نقش‌آفرینی آمریکا و رژیم صهیونیستی و با «اجماع موقت» جریان‌های معارض، ضدانقلاب، فرقه‌های اپوزیسیونی و گروه‌های تجزیه‌طلب دنبال شد. با این حال، هوشمندی مردم و حضور معنادار آنان در ۲۲ دی‌ماه، موجب شد کمر این فتنه شکسته و طرح دشمن نقش بر آب شود.

در واقع، فتنه دی‌ماه ۱۴۰۴ را می‌توان نوعی «جنگ احزاب فرقه‌ای» دانست که در آن، فرقه‌ها در نقش پیاده‌نظام و صحنه‌گردان اتاق فکر دشمن عمل کردند. جمهوری اسلامی ایران بر دو پایه اساسی استوار است: مردم و اسلام. دشمن دقیقاً این دو مؤلفه هویتی را هدف گرفته و تلاش می‌کند پیوند میان هویت ملی و هویت دینی را تضعیف کند.

مسجد، قرآن و اهل بیت، نماد عینی اسلامیت این نظام هستند و به همین دلیل، به طور هوشمندانه در کانون حملات قرار گرفتند. مسجد تنها یک ساختمان نیست؛ بلکه نماد پیوند دین، مردم و نظم اجتماعی است. هدف‌قرار دادن مسجد این پیام را مخابره می‌کند که منازعه دیگر صرفاً بر سر مسائل اقتصادی یا معیشتی نیست، بلکه به سطح تقابل هویتی کشیده شده است. این دقیقاً همان هدفی است که جریان‌های افراطی و هدایت‌گران بیرونی دنبال می‌کنند؛ رادیکال‌سازی فضا و بستن مسیر هرگونه اصلاح، مطالبه‌گری و گفت‌وگوی عقلانی. با این حال، دشمن در این مسیر دچار خطای محاسباتی شد؛ چراکه نه شناخت دقیقی از مردم ایران دارد و نه فهم درستی از جایگاه اسلام در جامعه ایرانی.

حرکت فرقه‌ها به سمت مشی مسلحانه

این اقدامات خشونت کور است یا جنگ نمادها؟

آنچه در دی‌ماه شاهد بودیم، بیشتر به «جنگ نمادها» شباهت داشت تا خشونت کور. خشونت، ابزار و مدل عملیاتی پیاده‌نظام دشمن بود. تقریباً از چند سال پیش، جریان‌های معارض و ضد انقلاب به سمت راه‌اندازی شاخه‌های نظامی حرکت کردند. برخی از این گروه‌ها مانند جریان‌های تجزیه‌طلب قومی (پژاک، کومله، دمکرات)، گروه‌های الاحوازیه، برخی از سازمان‌های وهابی تکفیری در پشت مرز‌های شرقی و جنوب شرق کشور و به ویژه سازمان منافقین، رویکرد مسلحانه و تروریستی را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

اما پس از فتنه مهسا در سال ۱۴۰۱، سایر گروه‌ها و جریانات فرقه‌ای و اپوزیسیونی نیز به این سمت حرکت کردند. در این میان می‌توان به گروه سلطنت‌طلبان به لیدری خاندان پهلوی اشاره کرد. این جریان، از ماه‌ها قبل به سمت راه‌اندازی شاخه‌ای نظامی تحت عنوان «گارد جاویدان» پیش رفته بود. یا فرقه عرفان حلقه که لیدر آن در کانادا متواری شده، پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، در چند وبینار برای پیروان خود اعلام کرد که «تنهاترین راه برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران»، مشی مسلحانه است یا گروهک رادیکال «ری استارت»، که ادعا کرده بود شاخه نظامی راه‌اندازی کرده و گارد ویژه خود را تحت عنوان «وندتا» معرفی کرد. دراویش صهیونیستی به محوریت مصطفی آزمایش و وحید بهشتی در لندن نیز بار‌ها به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده و در کنست از رژیم صهیونیستی درخواست حمله نظامی به خاک ایران را مطرح کردند.

فرقه ضاله بهائیت از سال ۸۸ به این طرف رویکرد سیاسی تندی پیداکرده و بار‌ها عوامل این فرقه در داخل و در موقعیت‌های مختلفی دست به خرابکاری و توطئه علیه کشور زده‌اند که در طول این سال‌های اخیر و در همین اغتشاشات عده‌ای از آنان دستگیر شدند. بهائیت در طول ماه‌های گذشته با راه‌اندازی یک کمپین و ترند کردن هشتگ داستان ما یکی است، در محافل خارجی و بین‌المللی دست به سیاه‌نمایی علیه جمهوری اسلامی ایران زده بود، به طوری که عده‌ای از مسئولان بلندپایه غربی به حمایت از کمپین این فرقه ضاله پیوستند.

تمامی این گروه‌ها با گفتمان مسجد و مقدسات دینی مشکل دارند، چرا که قرآن، اهل بیت (ع) و اسلام با فرقه‌گرایی، بدعت و انحراف مخالف است. این فرقه‌های ضاله و جریان‌های لیبرال، دین را مانع اصلی خود می‌دانند. در این نوع جنگ‌ها، هدف تنها تخریب فیزیکی نیست، بلکه هدف اصلی، ضربه زدن به قداست‌ها و ارزش‌های جمعی است. انتخاب قرآن، مساجد و دیگر نماد‌های دینی، خود نشان‌دهنده دقت در انتخاب اهداف است.

در جنگ نمادها، تلاش بر این است که بی‌حرمتی به مقدسات به امری عادی تبدیل شود و حساسیت جامعه نسبت به این موضوعات کاهش یابد. به عبارت دیگر، هدف ایجاد فضایی روانی است که در آن، شکستن تابو‌ها و اهانت به مقدسات، به امری طبیعی و پذیرفته‌شده تبدیل شود. این اقدامات نه تنها احساسات مذهبی را تحریک می‌کند، بلکه باعث چنددستگی اجتماعی و ایجاد شکاف‌های عمیق در جامعه می‌شود که خود می‌تواند بحران‌ها را تشدید کرده و در نهایت به بی‌ثباتی بیشتر دامن بزند.

پیوند میدان و رسانه؛ نشانه طراحی بیرونی

قرآن‌سوزی و مسجدستیزی چه سودی برای فرقه‌های ضاله دارد؟

هدف اصلی فرقه‌های ضاله به عنوان پیاده‌نظام دشمنان، از این نوع اقدامات، شکستن خطوط قرمز جامعه دینی است. وقتی توهین به مقدسات به امری عادی و بی‌اهمیت تبدیل شود، انسجام اجتماعی به خطر می‌افتد و جامعه دچار تفرقه و دوگانگی می‌شود. از این رو، آنها سعی دارند با تحریک احساسات مذهبی، شکاف‌های اجتماعی عمیق‌تری ایجاد کنند. علاوه بر این، چنین اقدامات خشونت‌آمیزی می‌تواند باعث شود مطالبات واقعی مردم، که ممکن است به طور موجه و قانونی مطرح شود، به حاشیه رانده شود و در نتیجه فضا به سمت تنش‌های غیرقابل کنترل پیش رود. این دقیقا همان هدفی است که این فرقه‌ها و اربابان آنها از آن بهره‌برداری می‌کنند. این نوع اقدامات، فضای جامعه را ملتهب کرده و از مسائل اصلی دور می‌کند. به جای آنکه مسائل معیشتی و اجتماعی حل شوند، جامعه وارد چالش‌های هویتی، دینی، و ناامنی روانی و اجتماعی می‌شود که راه‌حل‌های آن بسیار پیچیده‌تر خواهد بود.

وحدت مردم؛ رمز شکست فتنه

آیا میان این اقدامات و طراحی بیرونی ارتباطی وجود دارد؟

هم‌زمانی این اقدامات با فعالیت‌های رسانه‌ای جبهه دشمن کاملاً معنادار است. تقریباً بلافاصله پس از هر اقدام ضد مقدسات، بازتاب آن در رسانه‌های خارج‌نشین و شبکه‌های برانداز مشاهده می‌شود. این رسانه‌ها، به ویژه با استفاده از روایت‌های مشابه و تیتر‌هایی که از پیش آماده شده‌اند، این موضوعات را به‌طور گسترده منتشر می‌کنند. این هماهنگی نشان‌دهنده آن است که عرصه‌های میدانی و رسانه‌ای، به‌ویژه در سطح روایت‌سازی، به‌طور جدایی‌ناپذیری با یکدیگر در ارتباط هستند.

در واقع، این بازتاب‌های رسانه‌ای نه تنها تأثیرات اجتماعی و روانی این اقدامات را گسترش می‌دهند، بلکه به‌نوعی در تلاش برای به‌هم‌ریختن نظم اجتماعی و ایجاد بحران هویتی در کشور هستند. این هم‌راستایی میان اقدامات میدانی و رسانه‌ای، نشان از طراحی هوشمندانه و از پیش‌برنامه‌ریزی‌شده‌ای دارد که هدف آن، تشدید بحران‌های اجتماعی و ایجاد شکاف عمیق در جامعه ایرانی است.

دشمن پس از آنکه در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به اهداف خود نرسید، از همان روز‌های ابتدایی پس از جنگ به سمت سازماندهی گروهک‌های فرقه‌ای، اپوزیسیونی و تجزیه‌طلب قومی برای ایجاد آشوب و بلوا در کشور رفت و جلسات متعددی با سران این جریان‌ها برگزار کرد. طرح دشمن این بود که این بار این جریانات معارض وارد عمل شوند تا رژیم صهیونیستی و آمریکا با حمله نظامی از آنها پشتیبانی کرده و مسیر را به سمت براندازی و فروپاشی ایران هدایت کنند. اما مردم با اقدام به موقع و حضور خود، به‌طور مؤثر به فتنه‌گران پاسخ دادند. واقعیتی که بر کسی پوشیده نیست این است که این فرقه‌ها و گروهک‌ها هیچ‌گونه بدنه اجتماعی ندارند و لذا مترصد یک فرصت بودند تا بر زخم‌های مردم بنشینند و موج‌سواری کنند. از همین رو، از همان ابتدا مسیر اعتراضات را با اقدامات وحشیانه و تروریستی به سمت اغتشاش و آشوب هدایت کردند. رمز پیروزی مردم در وحدت کلمه، دشمن‌شناسی و هوشمندی آنان بود که طرح دشمن را ناکام گذاشت.  

انتهای پیام/

ارسال نظر