سخنرانی کامل دکتر ولایتی//////////

/

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم‌الله الرحمن الرحیم. الحمدلله ربّ العالمین و صلّ اللهُ علی محمدٍ و آله الطاهرین. گفت «همی گفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد / دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی» این را نظامی گنجوی در مرگ خاقانی گفت. اینها هر دو با هم یکی اهل شروان و یکی اهل گنجه بود و دوتا از ارکان شعر فارسی هستند. بدون تردید نظامی یکی از پنج رکن است و رکن ششم و هفتمش خاقانی است. واسطه بین سبک خراسانی و سبک عراقی. بله، همی گفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد / دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی! آقای شیخ‌الاسلام رحمة‌الله علیه سنش از بنده کمتر بود ولی به صورت ناباورانه‌ای می‌شود گفت «ناگهان بانگی برآمد، خواجه مرد!» و با عاقبت به خیری از دنیا رفتند.


 


 


خداوند ایشان را رحمت کند. نقش بسیار اساسی در شکل‌گیری دیپلماسی انقلابی کشور داشتند. از اول این جمعی که ملاحظه می‌فرمایید، آقای بروجردی، من و آقای شیخ‌الاسلام، آقای شیخ عطار، این اصغر آقای محمدی بسیار عزیز، دوستان دیگری که در وزارت خارجه بودند و هستند، واقعاً یک ترکیب منسجم و کارآمد و مؤمنی بودند و هستند و لذا می‌بینید که تقریباً همه وزارتخانه‌ها به نوعی تغییراتی داشته در طی این 30 تا 40 سال، ولی مبانی وزارت خارجه تقریباً تغییری نکرده است.


 


 


ما در طی این سال‌ها با تأسیس دانشکده وزارت خارجه و روابط بین‌الملل شاید بیش از 800 نفر کارشناس تربیت کردیم که اینها هر کدام متخصص یک حوزه‌ای هستند و کارآمد و بنام در صحنه‌های بین‌المللی. این نشان می‌دهد که هر چه که در جمهوری اسلامی ایران، تصمیم درست گرفته شود و با شور انقلابی و با حرکت درست پیش برود، می‌تواند موفق باشد و گذشته‌ها و کمبودها را جبران کند.


 


 


 


دانشگاه آزاد اسلامی یکی از پدیده‌های منحصربه‌فردی است که در دنیا تشکیل شده است. مشابه این را جای دیگری در دنیا نداریم. قبل از انقلاب یک دانشگاهی به نام دانشگاه آزاد بود، پسوند اسلامی نداشت که بعد از انقلاب هم یک مدتی بود و بعد شد پیام نور.


 


 


حالا به هر حال الان این دانشگاهی که ما داریم، با ظرفیت‌هایی که دارد، قطعاً می‌تواند کارهای اساسی در کشور و در منطقه و دنیا انجام دهد إن‌شاءالله. من این را هم بگویم که ما اگر ایرادی نسبت به گذشته دانشگاه آزاد اسلامی می‌گیریم، گفت «عیب مِی جمله بگفتی، هنرش نیز بگو» آنهایی که زحمت کشیدند و از واقعاً امکانات خیلی پایین و تقریباً نزدیک به صفر یک چنین امکاناتی فراهم کردند، این جنبه مثبت‌شان بود اما جهت‌گیری، جهت‌گیری بعضاً مناسبی نبود و لذا بعضاً ظرفیت‌ها هدر می‌رفت و لذا ما باید از هدر رفتن این ظرفیت‌ها باید جلوگیری کنیم و قدر کارهایی که دیگران کردند را بدانیم و خودمان سعی کنیم اشکالاتی که به دیگران می‌گیریم، بنده نداشته باشم.


 


 


یعنی واقعاً برای رضای خدا کاری کنیم که مرحوم خواجه نظام‌الملک طوسی کرد، با تأسیس 11 دانشگاه بی‌نظیر در تاریخ علم. نظامیه‌هایی که مرحوم خواجه نظام‌الملک درست کرد در تاریخ علم بی‌نظیر بود. نه در یونان، نه در رم، نه در اسکندریه، نه در جندی‌شاپور، هیچ کجای دیگری چنین مجموعه‌های آموزش عالی وجود نداشت که این‌چنین جامع باشد که سعدی به آن افتخار کند.


 


افرادی مثل سعدی بارها و بارها از نظامیه‌ای که در آن درس، سعدی یک کسی بود که واقعاً هنوز مانده که، گفت «مادر گیتی عقیم است که نظیر سعدی»، افتخار می‌کند، می‌گوید که «چندان که مرا شیخ اجل ابوالفرج جوزی ترک سماع فرمود» یا اینکه «مرا در نظامیه ادرار بود / شب و روز تلقین و تکرار بود» یا اینکه در وصف شیخ دانای مرشد شهاب‌الدین سهروردی، «دو اندرز فرمود بر روی آب / یکی آنکه در نفس خودبین مباش / دیگر آنکه در جمع بدبین مباش»، «شنیدم که بگریستی شیخ زار / چو برخواندی آیات اصحاب نار» یعنی از شیخ شهاب‌الدین سهروردی، از ابوالفرج جوزی و دیگران با افتخار یاد می‌کند که استاد من بودند.


 


 


یا مثلاً ربع رشیدی که خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی در تبریز درست می‌کند واقعاً بی‌نظیر بود. 6 هزار دانشجو داشت از جاهای مختلف، بخش‌های مختلف جهان اسلام نه اینکه به ایران محدود شود و 600 استاد داشت و اولین شهرک دانشگاهی جامع در تاریخ علم در همین تبریز درست شد که معروف است به رَبع رشیدی و نظیرش را ما نداشتیم. در ایران جندی‌شاپور اولین دانشگاهی بود که تقریباً در یک هزار و 700 سال پیش تأسیس شد و قبل از آن چنین دانشگاهی در هیچ‌کجای دنیا تأسیس نشد.


 


 


پس ایرانی‌ها به طور خاص، مسلمین به طور عام، مبدع تأسیس دانشگاه‌های جامع و تأثیرگذار و فرامرزی بودند. یعنی در وقف‌نامه ربع رشیدی، خواجه برای هر بخشی از سرزمین‌های اسلامی یک سهمیه‌ای قائل شده بود. از شام این تعداد، از مصر این تعداد، از هند این تعداد، بیایند و درس بخوانند. انواع رشته‌ها بود. حالا بیاییم زمان خودمان.


 


 


ای کاش دارالفنون، دارالفنون امیرکبیری باقی مانده بود! در سال 67 دارالفنون را تأسیس کرد، قبل از اینکه به نتیجه برسد، سال 68 خودش به شهادت رسید و دارالفنون افتاد دست قاجاریه و شازده‌های قاجار و دارالفنونی نشد که باید بشود. ای کاش دارالفنون، دارالفنون امیرکبیر باقی مانده بود و لذا یک‌خرده خط کجی که پیدا شد و دین را از دنیا جدا کردند و خواستند دین را به گوشه مساجد مثل کلیساهای قرون وسطی برانند و فقط مسائل دنیوی را داشته باشند، نتیجه‌اش این چیزی شد که ما از دانشگاه‌های بعد از دارالفنون داریم، به هیچ وجه قابل مقایسه با دانشگاه‌های قبل از آن و دانشگاه‌های اسلامی نیست.


 


یعنی افراد مطرح در سطح جهان را ما در دانشگاه‌هایی نظیر نظامیه بغداد و ربع رشیدی و الاظهر و مدینة‌الزهرای آندلس، ببینید نکته جالب این است که مدارس مهم به نام حضرت زهرا(س) است و حکایت از این می‌کند که شیعیان این را تأسیس کردند. فاطمی‌ها الأزهر را درست کردند به نام مبارک حضرت زهرا(س)، در آندلس شیعیان آندلس مدینة‌الزهرا را درست کردند که یکی از بزرگ‌ترین دانش‌آموخته‌های آنجا ابوالقاسم زهراوی بود که پیشکسوت علم جراحی در کل تاریخ جراحی است. دیگر دانشگاه‌هایی که بعداً بر پایه کجی گذاشته شد، آدم جهانی نداشتیم.


 


 


اگر ما آدم جهانی داشتیم، کسانی بودند که محصول مشترک حوزه و دانشگاه بودند. اگر ما می‌گوییم علامه طباطبایی، علامه مطهری، عبدالعزیزخان قریب، استاد جلال همایی، اینها محصول مشترک حوزه و دانشگاه بودند و باعث تأسف است که ما سال‌های طولانی از 1313 شمسی تا حالا دانشگاه‌های متعدد داشتیم، خیلی هم زحمت کشیده شده، افراد بزرگ در اینجا رشد یافتند ولی تأثیرگذاری جهانی یا حداقل جهان اسلامی‌مان تقریباً نزدیک به صفر است. چه تأثیر گذاشتیم در حرکت علم در دنیا و در جهان اسلام؟


 


 


و لذا از دانشگاه آزاد اسلامی انتظار این است که دارالفنون امیرکبیری روزآمد شود. ربع رشیدی روزآمد شود. جندی‌شاپور روزآمد شود. الأزهر روزآمد شود. مدینة‌الزهرا روزآمد شود و الی آخر. مرحوم شیخ طوسی بعد از اینکه طغرل سلجوقی آمد و بغداد را از دست شیعیان گرفت. سال 334 تا 447 بغداد دست آل بویه بود. مرحوم شیخ مفید، مرحوم سید رضی، مرحوم شیخ طوسی، اینها محصولات حوزه علمیه بغداد بودند در زمان آل بویه. طغرل سلجوقی که آمد، در حقیقت گولش زدند، عده‌ای از حنبلی‌های بغداد، کتابخانه 80 هزار جلدی شیخ طوسی را آتش زد.


 


 


شیخ طوسی ناامید نشد، بلند شد رفت نجف، نجف! وادی غریب و جایی که یک بیابانی بود، جایی نبود جز حرم مولی امیرالمؤمنین در حومه کوفه. در آنجا حوزه نجف را درست کرد، حوزه یک هزار ساله نجف که یک چنین محصولات عظیمی در تاریخ علم داشته است. یک نفر آدم بعد از اینکه کتابخانه‌اش را آتش زدند، بلند شد رفت نجف و حوزه‌ای تأسیس کرد که یک چنین سابقه‌ای دارد.


 


 


إن‌شاءالله این دانشگاه آزاد اسلامی ما یادآور جندی‌شاپور، ربع رشیدی، نظامیه‌های بغداد و موصل و نیشابور، الأزهر مصر و مدینة‌الزهرا آندلس باشد. با این دید اگر نگاه کنیم آن‌وقت معلوم می‌شود که آقای شیخ عطار و مرحوم آقای شیخ‌الاسلام و مرحوم آقای بروجردی، ببخشید، ربنّا اغفر لنا و ؟؟؟ (1220) یعنی ما را خدا بیامرزد، رحمت که می‌گوییم که معنی‌اش خدای نکرده، مرحوم آقای بروجردی بعد از 120 سال، خب همه این آقایان، یعنی آقای شیخ عطار که زُل زده به من نگاه می‌کند، از پایه‌گذاران این دیپلماسی محکم جمهوری اسلامی، به شما بگویم با وجود همه آسیب‌هایی که به پیکر وزارت خارجه در طی سال‌های گذشته وارد شده ولی همچنان پایه‌های اساسی دیپلماسی همین تربیت‌یافتگان مکتب انقلاب هستند.


 


همین آقای شیخ عطار، آقای شیخ‌الاسلام، آقای بروجردی، آقای اصغر آقا محمدی که کسی هیچی نمی‌گوید، شما باید یک کلمه‌ای هم بگویید، اصغر آقا این‌طوری نمی‌شود، آقای شیخ عطار بی‌خودی فکر نکند که کنار نشسته است، اصلاً ما بازنشسته نداریم، بله مشاور خواهد بود إن‌شاءالله، کمک می‌کند، کار این‌قدر بزرگ است که گفت کار یک نفر نیست! و إن‌شاءالله زیر سایه


 


 


 


آقای دکتر طهرانچی که انصافاً مدیریت خستگی‌ناپذیر را اعمال می‌کنند و خداوند به ایشان توفیق بیشتری عنایت کند و بتواند إن‌شاءالله جانشین خواجه نظام‌الملک طوسی و البته عمرش طولانی‌تر از او باشد و توسط اسماعیلیه هم ترور نشود. ما بالاخره در بین تحصیلکرده‌هایمان کم نداریم آدم‌هایی که اگر به آنها میدان داده شود، اینها کارِ کارستان می‌کنند و نمونه‌اش هم همین آقای دکتر طهرانچی که بالاخره اگر برایش مجال باشد، مثل هر کس دیگری که صاحب ظرفیت است و مؤمن به اسلام و ایران است، بتواند کار کند که إن‌شاءالله این کار مثل زدنی، ببینید! تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی یک رفع تکلیف نیست. تأسیس یک کار زمین مانده است.


 


 


 


به شما عرض کنم، ما از اینکه امیرکبیر آمد این دارالفنون را درست کرد، دارالفنون هم سابقه‌اش در عثمانی بود، اول آنجا درست شد، آنجا هم عاقبت به خیر نشد. زمان سلطان عبدالمجید درست شد، بعد هم عبدالحمدی زد خرابش کرد و بالاخره نه ترکیه آنی شد که باید می‌شد و نه ایران. چرا؟ برای اینکه پایه‌گذارش مثل امیرکبیر مزدش را گرفت و در حمام فین کاشان رگش را زدند که چرا می‌خواهد کار اساسی کند. إن‌شاءالله که در این عهدی که به برکت قیام امام(ره) که بدون تردید سرآمد علمای زمان غیبت بود، امام(ره) سرآمد علمای شیعه بود، بنده این را یک مقداری با اطلاع عرض می‌کنم، به لحاظ اینکه هم مبنای فقهی، هم مبنای فلسفی، هم مبنای عرفانی و هم تحرک و شجاعتی که مثال زدنی است، شجاعت حسینی! یک چنین کاری کردند که کارستان است و 40 سال که گذشته این انقلاب شکوفاتر شده، برعکس انقلاب‌های دیگری که مبنای دنیایی دارد، مثل انقلاب کبیر فرانسه، مثل انقلاب اکتبر روسیه، اینها بعدش هیچی نشد دیگر، چی شد؟ چی مانده از انقلاب اکتبر روسیه؟ چی مانده از انقلاب کبیر فرانسه؟ جز اینکه محصولش ناپلئون بود مثلاً.


 


 


 


ولی انقلاب اسلامی ایران، احیای اسلام بوده، با همه مشکلاتی که دارد الحمدلله موفق است. یکی از راه‌های بسیار مهم توسعه توفیق ما در حوزه علم به صورت فرامرزی عرض کردم، موقعی که یک کسی مثل محی‌الدین عربی، اصالتاً اهل یمن، ‌در آندلس به دنیا می‌آید، درس می‌خواند، می‌آید شمال آفریقا، از آنجا می‌آید در شام، آن‌وقت امثالش مثل صدرالدین قونوی، مثل مولانا در مکتبش تربیت پیدا می‌کنند


 


. یمنی متولد شده در آندلس مهاجر به شمال آفریقای ساکن در شام، این‌طوری کار می‌کردند. یعنی واقعاً بین کشورهای اسلامی مرز فرهنگی وجود نداشت. همین حالا هم همین‌طور است. یعنی مرز فرهنگی و مرز علمی بین کشورهای اسلامی نباید وجود داشته باشد و هر چه دستاورد در یک کشور اسلامی هست در جای دیگر هم باید همین‌طور بشود. همه ساله عده‌ای از دانشمندان از آندلس می‌آمدند در شرق اسلامی ببینند چه تألیف شده، چه چیزی جدیدی دارد، کتاب‌هایش را تهیه کنند ببرند به آندلس و در آنجا علم را نشر دهند، در کل جهان اسلام. به هر حال امیدواریم که اگر بخواهیم احیای تمدن اسلامی داشته باشیم باید جهان اسلامی باشیم.


 


معنی‌اش دخالت در امور داخلی دیگران نیست. فرهنگ که مرز ندارد. همان‌طور که مارکسیست در کشور ما آمد، لیبرالیسم در کشور ما آمد، اسلام هم به کشورهای دیگر می‌رود و مرزی ندارد و معنی هم ندارد که مرزی داشته باشد.


 


 


إن‌شاءالله با همت بزرگان این دانشگاه، اساتید، به ریاست آقای دکتر طهرانچی، با کسب رهنمود از مقام معظم رهبری که امیدواریم این چیزی که ایشان مد نظرشان است در مورد آموزش عالی، در دانشگاه آزاد اسلامی محقق شود و هست، این ظرفیت هست. قید و بندهای بروکراسی و تکنوکراسی معمول را ندارد و ما باید خلق کنیم.


 


آن سدهای مصنوعی که ساخته شده در گذشته، إن‌شاءالله به یاری، اگر نیت‌مان را خالص کنیم، برای رضایت خدا کار کنیم، خداوند هم کمک خواهد کرد. إن تنصرالله ینصرکم و یثبّت اقدامکم. والسلام و علیکم و رحمة‌الله.


 


انتهای پیام/

ارسال نظر