چرا برندها به سراغ اینفلوئنسرهای ساختهشده با هوشمصنوعی رفتهاند
به گزارش خبرگزاری آنا؛ شاید باور این موضوع سخت باشد، اما هوشمصنوعی، در حالی که شغل بسیاری از افراد را تحت تأثیر قرار داده است، در حال تغییر دادن حوزه اینفلوئنسری نیز هست. امروز در فضای مجازی، از جمله اینستاگرام و تیکتاک، اینفلوئنسرهای زیادی هستند که انسان نیستند، اما به نظر میرسد مانند ما زندگی میکنند. بسیاری از آنها برای انسانتر بودن، ادعا میکنند که کودکی دشواری داشتهاند، یا مادر خود را از دست دادهاند، یا درباره روابط دوستانه خود صحبت میکنند؛ در حالی که وجود خارجی ندارند و تمام این داستانها برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطبان ساخته شده است و جالب این است که بهنظر میرسد اینفلوئنسرهای دیجیتالی با پیروی از این روشها به محبوبیت زیادی رسیدهاند.
مؤسسه «Grand View Research» پیشبینی کرده است ارزش بازار جهانی اینفلوئنسرهای مجازی تا سال ۲۰۳۰ به بیش از ۴۵ میلیارد دلار برسد. همزمان، براساس پژوهش یک شرکت بازاریابی ۷۹ درصد مدیران ارشد بازاریابی در آمریکا و بریتانیا اعلام کردهاند سرمایهگذاری خود را روی محتوای تولیدشده با هوشمصنوعی افزایش دادهاند.
تبلیغات ارزانتر، سریعتر و قابل کنترلتر
مهمترین دلیل استقبال برندها از اینفلوئنسرهای غیرواقعی، کاهش هزینهها است. تولید یک کمپین تبلیغاتی با اینفلوئنسرهای مشهور معمولاً به تیم فیلمبرداری، عکاس، گریم، سفر، هماهنگی زمانی و پرداخت دستمزدهای سنگین نیاز دارد. در مقابل، یک شخصیت ساخته شده با هوشمصنوعی میتواند در مدت کوتاهی و با هزینه بسیار کمتر، دهها تصویر و ویدئو تولید کند.
«کلاریسا منزبریج»، سازنده اینفلوئنسرهای هوشمصنوعی، به گاردین میگوید برندها تصاویر حرفهای میخواهند، اما حاضر نیستند برای یک پروژه عکاسی بین ۲۰ تا ۷۰ هزار دلار هزینه کنند. به گفته او، بسیاری از شرکتها ترجیح میدهند بهجای پرداخت چنین هزینههایی، از شخصیتهای دیجیتالی استفاده کنند.
اینفلوئنسری که هیچوقت دردسر درست نمیکند
کاهش هزینه تنها مزیت این شخصیتها نیست. برخلاف اینفلوئنسرهای واقعی، نسخههای هوشمصنوعی هیچگاه دچار حاشیههای شخصی، اختلاف با برندها یا تغییر ناگهانی مواضع نخواهند شد. آنها بیمار نمیشوند، برنامه کاریشان به هم نمیریزد و هر زمان که برند بخواهد، دقیقاً همان چیزی را میگویند که برایشان نوشته شده است.
کاهش هزینه تنها مزیت این شخصیتها نیست. برخلاف اینفلوئنسرهای واقعی، نسخههای هوشمصنوعی هیچگاه دچار حاشیههای شخصی، اختلاف با برندها یا تغییر ناگهانی مواضع نخواهند شد. آنها بیمار نمیشوند، برنامه کاریشان به هم نمیریزد و هر زمان که برند بخواهد، دقیقاً همان چیزی را میگویند که برایشان نوشته شده است
آژانس اسپانیایی «The Clueless» که سازنده یکی از اینفلوئنسرهای مشهور غیرواقعی است، حتی اعلام کرده است که یکی از علل فاصله گرفتن از مدلهای انسانی، غیرقابل پیشبینی بودن آنها است. امروز یکی از اینفلوئنسرهای مشهور این آژانس با چند برند قرارداد دائمی دارد و طبق اعلام سازندگانش، ماهانه بین ۷۵ تا ۱۰۰ هزار دلار درآمد ایجاد میکند.
برندها صرفاً بهدنبال یک چهره جذاب برای تبلیغات نیستند، بلکه بهدنبال تبلیغ محصولات خود بدون حاشیهسازی هستند. اینفلوئنسر بودن بهصورت عادی شغلی همراه با حاشیه است. در فضای مجازی زمانی که بیشتر حاشیهسازی کنی، بیشتر دیده میشوی، با وجود اینکه این اتفاق برای خود اینفلوئنسرها ممکن است سودآور باشد، ممکن است به نام و شهرت برندها آسیب بزند.
مخاطبان نمیتوانند چهرههای واقعی از غیرواقعی را تشخیص دهند
یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای این روند، شباهت بسیار زیاد این شخصیتها به انسانهای واقعی است. بررسی روزنامه گاردین نشان میدهد برخی برندها از ویدئوهایی استفاده کردهاند که تجربه مشتریان واقعی را شبیهسازی میکند، بدون آنکه مشخص باشد افراد حاضر در تصویر واقعی نیستند. در بسیاری از کشورها هنوز قانونی وجود ندارد که برندها را ملزم کند هنگام استفاده از اینفلوئنسرهای هوشمصنوعی، این موضوع را به مخاطبان اعلام کنند؛ موضوعی که نگرانی کارشناسان درباره گمراه شدن کاربران را افزایش داده است.
طبیعتاً همه از این روند استقبال نمیکنند
در کنار مزایای اقتصادی، استفاده از اینفلوئنسرهای هوشمصنوعی با انتقادهای جدی نیز روبهرو شده است. بسیاری از تولیدکنندگان محتوا و اینفلوئنسرهای واقعی معتقدند این فناوری در حال تبدیل شدن به ابزاری برای حذف نیروی انسانی از صنعت تبلیغات است. به گفته آنها، اگر برندها بتوانند با هزینه کمتر و بدون دردسرهای همکاری با افراد واقعی، محتوای تبلیغاتی تولید کنند، طبیعی است که فرصتهای شغلی برای اینفلوئنسرها، عکاسان، فیلمبرداران، گریمورها و حتی مدلها کاهش پیدا کند.
نمونههایی از این نگرانیها نیز دیده شده است. «نیلسون»، یک اینفلوئنسر آمریکایی، اوایل امسال متوجه شد شخصیتی که گفته میشود با هوشمصنوعی ساخته شده است، یکی از ویدئوهای او را تقریباً فریمبهفریم کپی کرده بود. او این تجربه را بسیار ناراحتکننده توصیف کرد و گفت احساس میکند هویت دیجیتالیاش بدون اجازه مورد استفاده قرار گرفته است.
نگرانیها تنها به فعالان این حوزه محدود نمیشود. بسیاری از کاربران نیز میگویند وقتی متوجه میشوند فردی که مدتها او را دنبال میکردهاند یا حتی موسیقیاش را گوش میدادهاند، در واقع وجود خارجی ندارد، احساس فریبخوردگی میکنند. به همین دلیل، گروههای حمایت از حقوق مصرفکنندگان خواستار آن شدهاند که برندها هنگام استفاده از شخصیتهای تولیدشده با هوشمصنوعی، این موضوع را بهطور شفاف اعلام کنند.
در کنار این مسائل، کارشناسان حقوقی نیز نسبت به پیامدهای استفاده از این فناوری هشدار دادهاند. هرچه شخصیتهای هوشمصنوعی واقعیتر میشوند، احتمال شباهت آنها به افراد حقیقی نیز افزایش مییابد؛ موضوعی که میتواند به اختلافهای حقوقی بر سر مالکیت تصویر، هویت و استفاده تجاری از شباهت افراد منجر شود. در بسیاری از کشورها نیز هنوز قوانین مشخصی برای رسیدگی به چنین پروندههایی وجود ندارد.
با وجود این انتقادها، روند استفاده از اینفلوئنسرهای ساختهشده با هوشمصنوعی همچنان رو به افزایش است. پیشبینیها نشان میدهد این بازار در سالهای آینده با سرعت زیادی رشد خواهد کرد و بسیاری از برندها نیز در حال افزایش سرمایهگذاری روی این نوع محتوا هستند. به نظر میرسد برای شرکتها، مزایایی مانند کاهش هزینههای تولید، کنترل کامل بر پیام تبلیغاتی، امکان تولید سریع و انبوه محتوا و حذف ریسکهای ناشی از همکاری با اینفلوئنسرهای واقعی، فعلاً بر نگرانیهای اخلاقی و حقوقی غلبه کرده است.
انتهای پیام/