حمید محمدزاده /////////////

///////////

شرایط برای حرکت دانشگاه‌ها در حل مسائل کشور، چه مسائل صنعتی، چه مسائل اجتماعی و ... فراهم است؟ اگر نه، چه کارهایی باید در این زمینه انجام داد؟


- محمدزاده هستم، رئیس دانشگاه علم و فناوری مازندران. بحث مسائل کشور یکی از چالش‌هایش که بحث امروز هم بود و فکر می‌کنم یکی از اولین جلساتی بود که ترکیبی از صنعت و دانشگاه و وزرای وابسته به وزارت علوم، اداره کار و بحث صنعت، معدن و تجارت حضور داشتند، همین‌جا چالش‌هایی مطرح شد و یکی از نکات آن چالش‌ها شاید بی‌اعتمادی صنعت به دانشگاه‌ها است که باور دارد شبیه پایان‌نامه‌هایی که خود این بزرگواران تحصیل کردند یا دیدند یا شنیدند، در حد کاغذ و متن، پایان‌نامه تحویل می‌دهند و لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری‌شان را می‌گیرند و این باور وجود ندارد که باید پایان‌نامه‌ها به سمتی برود که مشکلی از کشور حل کند.


یک مشکل هم از طرف ماست، به‌عنوان مسئولان دانشگاه وقتی بحث موضوع پایان‌نامه‌ها می‌شود، خصوصاً در رشته‌هایی که می‌تواند مشکلاتی را حل کند، شاید حساسیت لازم را در دانشگاه‌ها اعلام نکردیم که ما زمانی به شما پایان‌نامه یا کار تحقیقاتی یا گرنت می‌دهیم که به من بگویی چه مشکلی را می‌خواهی حل کنی؛ اگر مشکلی را حل کردی، دو برابر به شما دانشجو می‌دهیم، سه برابر دانشجو می‌دهیم. دقیقاً اگر مطالعه کنید خیلی از کشورهایی که شاید دانشجویان خوب ما با فاند، اسکولارشیپ یا گرنت می‌گیرند و می‌روند، چه موضوعی است؟ استادی، حتی رشته علوم انسانی یا پایه، گرنتی دارد و از آن گرنت دانشجو پرورش می‌دهد. این گرنت را چه زمانی به یک استاد در خارج می‌دهند؟ زمانی که مشکلی از جامعه‌اش را حل کند. صنعت باشد همین‌طور. فکر می‌کنم چالش بین همین دو موضوع است وگرنه الان مسائل و مشکلات کشور یا مسائل روز حتی در خانواده‌ها هم طرح می‌شود. یعنی الان بچه‌های کوچک راهنمایی و دبیرستان هم می‌دانند مشکل کجاست. شبکه توزیع است، شبکه تأمین است، بحث صنایع در آن مطرح است، بحث مدیریت در آن مطرح است، بحث ارتباط یا حتی خصوصی‌سازی مطرح است. بحث جاهایی است که دولت دست گذاشته، هنوز خصوصی واقعی نیست، مثل خودرو که هنوز خصوصی واقعی نیست و چالش‌هایش دارد گریبانگیر کشور می‌شود. بحث شبکه بانکی است که هنوز سیاست‌های کلی برای فعالیت شبکه‌های بانکی وجود ندارد. بانکی دارند خودشان وارد کارهای درآمدی و تجاری می‌شوند. اینها یک نقاط کاملاً مشخص است، راه‌حلش اعتماد به هم است. این اعتماد الان در دو سه صنعت شروع شده. دانشگاه‌ها که کار را خیلی خوب کار را شروع کرده‌اند، شاید در اخبار و متن‌ها هم دیده‌اید، چند ماه است ابلاغ شده که اعضای هیئت‌علمی می‌توانند از دانشگاه حقوق بگیرند در صنعت کار کنند. یعنی تا قبل از این، ما همین الان هم با همکاران‌مان دغدغه داریم، این است که چرا بعضی از هیئت‌علمی‌ها در دانشگاه نیستند. می‌کنیم نگاه کنید سؤال‌های ما کجاست، مثل حاضر غیاب بچه‌های مدرسه‌ای شده‌اند که آقا بگو نیستی، کجایی؟ اصلاً نگو چرا نیستی؟ بگو حالا که نیستی کجایی؟ اگر داری مشکلی حل می‌کنی، مشکل خانواده‌ات را هم حل می‌کنی نیا، رشته محله‌تان را هم داری حل می‌کنی نیا اگر رشته تخصصی است، بیا درست را بده، کار و فعالیتت را انجام بده من باورم این شود که هیئت علمی ترمی یک مشکل را دارد حل می‌کند. یعنی ما بعضی مواقع صورت مسائل نظارتی‌مان در حد بچه‌های دبستانی است، خواسته‌های‌مان در حد دانشگاه‌های رنکینگ یک دنیاست. دولت هم همین است. ما توقع‌مان مثلاً از شبکه دولت یا نشست هیئت دولت چه باید باشد که وقتی وزیر علوم و وزیر صنعت کنار هم می‌نشینند هر ماه یک چیزی باید بیاید بیرون دیگر. اگر نمی‌آید، منِ رئیس دانشگاه هم می‌گویم خیلی خب، من هم همین هستم. همین الان هم می‌شنوم که برخی از اساتید می‌گویند‌ آقا خسته شدیم از جلسه. مگر می‌شود؟! یعنی جلسه‌ای که چالشی است نباید طوری اداره شود که فرد خسته شود. باید همیشه گوشش تیز باشد، ببیند نفر بعدی چه می‌خواهد بگوید، چه چیزی را دارد مطرح می‌کند، آیا مشکل من هم هست، آیا من می‌توانم مشکل را حل کنم؟ یا ... فکر می‌کنم همین که این ارتباط برقرار است خوب است. خیلی از دانشگاه‌ها شروع کردند ولی دانشگاه‌های جوان شهرستانی، شاید ماها هنوز خیلی کوچک هستیم، به جوان‌های شهرستانی باید بیشتر اعتماد شود و مسائل کشور به نظر من خیلی راحت‌تر از این چیزهایی هست که می‌گویند است.


دانشگاه شما چه ظرفیت‌ها و چه برنامه‌هایی دارد؟


- دانشگاه ما در اصل سابقه 25 ساله دارد ولی 6 سال است مستقل شده. خودش یک واحد اقماری از دانشگاه علم و صنعت ایران بوده. ما تقریباً شاید تنها دانشگاه کشور هستیم که 60 هیئت‌علمی داریم، میانگین سابقه‌شان دو سال و نیم است، در 6 سال، چون مرحله مرحله هیئت‌علمی جذب کردیم، بالاترین سابقه هفت ساله است، من قدیمی هستم، 20 ساله هستم، دو سه‌تا 20 ساله داریم، بقیه هفت، 6، چهار، دو و یک هستند. الان هیئت‌علمی‌های جوان من تقریباً هر کدام‌شان یک پروژه صنعتی گرفته‌اند. با اینکه ادعای خیلی از دانشگاه‌ها این است که پروژه صنعتی نمی‌دهند به ما! در صورتی که ما به هیئت‌علمی‌مان چه گفتیم؟ گفتیم وقتی می‌خواهید بروید صنعت پروژه بگیرید، اول مبلغ برایت مهم نباشد. یعنی برو اداره برق برو، شرکت نیرو برو، هر رشته‌ای که هست، عمران، تأسیسات، هر چه که می‌خوانی، برو بگو مجانی برایت کار می‌کنم، اعتمادش را جلب کن. حقوق مگر از من نمی‌گیری؟ خب بگیر! هیئت‌علمی هستی حقوق تمام وقتت را هم به شما می‌دهم، تو برایم بنویس که من رفته‌ام صنعت برق 6 ماه دارم بیگاری می‌کنم، جارو می‌زنم، شاید به جایی برسم که به من اعتماد کنند پروژه بدهند. الان یک هیئت‌علمی جوان دو سال سابقه من 9 پروژه گرفته. چرا؟ چون آن اعتماد را اول به وجود آورده. همه این مدیران، همه این وزرا، منِ رئیس دانشگاه، این هیئت‌علمی نه، یک دانشجو؛ من دانشجوی لیسانس دارم پروژه دارد! دانشجوی لیسانس دارم 5 میلیارد ترن‌اور شرکتش است در صورتی که کل بودجه دانشگاهت من 20 میلیارد است. یعنی یک دانشجوی کارشناسی من ترن‌اور مالی شرکتش یک چهارم کل دانشگاه من است، چرا؟ یک روز آمد به من گفت آقای دکتر، من از همه جا مانده شدم، هیچ‌کس به من جواب نمی‌دهد، من یک میلیون پول می‌خواهم که روی پنل خورشیدی کار کنم. همان‌جا معاون پژوهشی را خواستم گفتم به او 2 میلیون بدهد. اینکه دارد هشت سال درس می‌خواند، چهار سال درس می‌خواند، 20 میلیون برای من هزینه دارد، اینکه زرنگ بوده، انگار تنبل بوده، یک سال بیشتر خوانده، همان فرد الان چهار پنج پرسنل دارد. کارشناسی. آن باور بچه‌ها هم هست. بچه‌ها هم خیلی انگیزه دارند. الان شما هم دانشجو هستید. نگرانی شما به‌عنوان یک دانشجو چیست؟ شما دیده نمی‌شویم! یعنی همین الان استادت، حتی رشته مدیریت، روان‌شناسی، علوم اجتماعی، استاد بیاید یک موضوع را از بیرون بگیرد، با بهداشت، با صنعت، با درمان، با ... بیاید بگوید بیا من و تو با هم کار کنیم، تو لذت می‌بری، می‌گویی من یک موضوعی دارم کار می‌کنم، شاید نمره بد بگیرم، شاید یک سال تمدید شود، ولی بعداً می‌گویم یک مشکلی از یک محله را حل کردم. اینها را اتفاقاً می‌شود این کار را کرد. دانشگاه‌های جوان اتفاقاً بهتر از دانشگاه‌های پیر هستند. دانشگاه‌هایی که مسن و جا افتاده‌اند، افراد دیگر حال تدریس‌شان را هم ندارند. اگر پروژه هم بگیرند، پروژه را می‌گیرند، می‌دهند به دانشجویان‌شان. یعنی کمتر استاد بالای 60 سال پیدا می‌کنی که دیگر خودشان انجام‌دهنده باشند. پس باز هم چه کسی انجام‌دهنده است؟ دانشجو! پس انگیزه دادن به دانشجوها خیلی خوب است. در مورد دولت هم انگیزه دادن به ما برای‌مان خوب است. نه اینکه ما را دعوت کنند بگویند، الان یکی از همکاران در جلسه گفت دیگر، گفت آمدید به ما بگویید صرفه‌جویی کنید؟! ما بلدیم صرفه‌جویی کنیم! به ماه بگویید چه‌کار کنیم مفیدتر باشیم وگرنه ما رئیس دانشگاه هستیم، می‌دانیم باید اداره کنیم. مثل یک پدر خانواده‌ایم. پول اضافه که به ما نمی‌دهید. هر کاری کنید با همان پول اداره می‌کنیم. دانشجو را سرش را دست می‌کشیم، غذا را یک‌مقدار کم می‌کنیم، نصفش می‌کنیم تا اداره کنیم.


انتهای پیام/

ارسال نظر