3 هفته درس خواندم؛ رتبه یک شدم/ موفقیت دیگران در فضای مجازی برایم تعیینکننده نبود+فیلم
به گزارش خبرگزاری آنا کنکور سراسری برای بسیاری از داوطلبان، آزمونی تعیینکننده برای ورود به مرحلهای تازه از زندگی تحصیلی و شغلی است؛ آزمونی که ماهها برنامهریزی، مطالعه و تلاش را با خود به همراه دارد و در سالهای اخیر، شرایطی همچون تغییرات آموزشی، تعدد منابع و حتی رخدادهای خارج از فضای آموزشی نیز بر مسیر داوطلبان اثر گذاشته است.
کنکور سراسری سال ۱۴۰۵ نیز برای داوطلبان در شرایطی برگزار شد که فضای کشور تحت تأثیر جنگ قرار داشت و بسیاری از دانشآموزان و خانوادهها ناچار بودند در کنار دغدغههای معمول دوران کنکور، شرایط متفاوتی را نیز مدیریت کنند.
به همین منظور، خبرگزاری آنا میزبان سنا اکرمی رتبه اول کنکور سراسری ۱۴۰۵ بود تا درباره شیوه مطالعه، مدیریت استرس، تأثیر شرایط جنگی، حمایت خانواده، استفاده از فضای مجازی، انتخاب رشته و دانشگاه و مهمترین تجربههای وی گفتوگو کند، به همین منظور مشروح آن را در ادامه میخوانید.
تشویق خواهر رتبه هفتی برای شرکت دوباره در کنکور
خانم اکرمی، شما پیش از این در رشته پزشکی تحصیل کرده و فارغالتحصیل شدهاید. چه شد که تصمیم گرفتید دوباره در کنکور شرکت کنید؟
این اتفاق بیشتر با تشویق خواهرم رقم خورد. خواهرم چند سال پیش خودش رتبه هفت کنکور شده بود و همیشه به من میگفت اگر خودت در کنکور شرکت کنی، جزء سه رتبه اول میشوی. من همیشه به او میگفتم چنین اتفاقی دیگر پیش نمیآید، اما او تشویقم کرد و حتی برای ثبتنام هم پیگیر شد و در نهایت این اتفاق افتاد.
من دانشآموخته پزشکی دانشگاه آزاد هستم و واقعاً به پزشکی علاقه داشتم و همچنان هم علاقهمندم. پزشکی برای من یک آرزوی جدی بود و تحصیل در این رشته را هم دوست داشتم، اما معتقدم انسان باید در زندگی اهداف جدید داشته باشد و تجربههای متفاوت را امتحان کند.
حالا که دوباره قرار است وارد فضای دانشگاه شوید، چه حسی دارید؟
فضای دانشگاهی برای من جذاب است. تجربه دانشگاه را قبلاً داشتم، اما وقتی فضای دانشگاه تهران را دیدم، امکانات، شرایط تحصیلی و سطح علمی آن برایم جالب و تشویقکننده بود. هنوز دقیقاً درباره رشته تصمیم نگرفتهام، اما احتمالاً در دانشگاه تهران و در حوزه زبان ادامه خواهم داد.
سه هفته مطالعه جدی برای کسب رتبه یک
نکته قابل توجه درباره موفقیت شما این است که گفتهاید مدت بسیار کوتاهی برای کنکور مطالعه کردهاید. دقیقاً چقدر؟
به دلیل مشغلههای حرفهای، زمان خیلی کمی داشتم. تقریباً کمتر از یک ماه و به صورت جدی حدود سه هفته قبل از کنکور شروع کردم و اصلا فکر نمیکردم رتبه اول را کسب کنم.

زبان تخصصی من فرانسه است. برای زبان انگلیسی منابع کمکدرسی زیادی وجود دارد، اما برای زبان فرانسه تقریباً منبع کمکدرسی، کتاب تست یا درسنامهای وجود ندارد و بیشتر همان منابعی است که سازمان سنجش معرفی میکند. به صورت خودخوان مطالعه کردم و تستهای ۱۰ سال اخیر کنکور را زدم.
«در آن مدت تمرکز ۱۰۰ درصدی داشتم»
آیا این نتیجه را میتوان به سه هفته مطالعه نسبت داد؟
من از قبل با زبان فرانسه آشنا بودم و این موضوع قطعاً تأثیر داشت. اما نمیتوانم این شیوه را به دیگران توصیه کنم؛ چون شرایط هر فرد متفاوت است.
در همان مدت کوتاهی که مطالعه کردم، تمرکز ۱۰۰ درصدی داشتم و هیچ کار دیگری انجام نمیدادم. توصیه من به داوطلبان این است که زمان بیشتری برای مطالعه داشته باشند و از پایه و با برنامه جلو بروند.
پزشکی؛ رشتهای که یادگیری در آن پایان ندارد
شما حدود یک دهه در مسیر پزشکی بودهاید. تجربهتان از این رشته و شرایط شغلی آن چگونه است؟
دانشگاه آزاد اسلامی از نظر سطح علمی برای بنده بسیار خوب بود و از سطح کیفی بالایی برخوردار بود. پزشکی برخلاف تصور عمومی، رشتهای نیست که بعد از فارغالتحصیلی همه چیز تمام شود. پزشکی رشتهای است که فرد باید تا پایان عمر در آن مطالعه و تلاش داشته باشد. حتی زمانی که در بیمارستان یا مطب نیستید، مسئولیت نسبت به بیمار در ذهن شما وجود دارد.
من هم در بخش درمان فعالیت کردهام و هم در حوزه پژوهش کار کردهام. یکی از مشکلات جدی که در سالهای اخیر داشتیم، تأثیر شرایط جنگی و قطعی اینترنت بر فعالیتهای پژوهشی بود.
«قطعی اینترنت به پژوهش آسیب جدی زد»
پژوهش تا حد زیادی به ارتباطات بینالمللی وابسته است. من حتی پنج مقاله داشتم که به دلیل قطع ارتباطات و اینکه امکان دریافت ایمیل و پاسخگویی نداشتیم، از دست رفتند و ریجکت شدند.
برای رسیدن به نتیجه پژوهشی ممکن است چند سال زمان صرف شده باشد و از دست رفتن چنین فرصتهایی آسیب جبرانناپذیری به همراه دارد.
تجربه شما از تحصیل پزشکی در دانشگاه آزاد چطور بود؟
از نظر سطح علمی، استادان و شرایط آموزشی، تجربه من مثبت بود و علوم پزشکی دانشگاه آزاد سطح خوبی دارد.
یکی از اتفاقات جالب درباره مسیر شما این است که در آزمونهای سالهای گذشته هنگام تستزنی معمولاً زمان اضافه میآوردید، اما سر جلسه کنکور با کمبود وقت مواجه شدید. این تجربه را چگونه ارزیابی میکنید؟
زمانی که تستهای سالهای اخیر را میزدم، همیشه زمان زیادی اضافه میآوردم؛ معمولاً حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه. به همین دلیل فکر میکردم سر جلسه کنکور هم شرایط به همین شکل خواهد بود، اما در جلسه آزمون متوجه شدم مدیریت زمان اهمیت بسیار زیادی دارد و زمان کم آوردم. تا لحظه آخر مشغول پاسخ دادن به سؤالات بودم و این تجربه به من نشان داد که شرایط تستزنی در خانه با شرایط واقعی جلسه کنکور متفاوت است.
آیا در مقطعی از مسیر آمادهسازی برای کنکور به این فکر افتادید که از شرکت در آزمون انصراف دهید؟
نه، واقعاً چنین چیزی پیش نیامد. به هر حال شرکت نکردن در کنکور تفاوت چندانی با گرفتن یک نتیجه ضعیف ندارد؛ در هر صورت یک نتیجهای به دست میآید؛ بنابراین ترجیح دادم در آزمون شرکت کنم و ببینم نتیجه چه خواهد شد.
به نظر شما بزرگترین باور غلطی که درباره کنکور وجود دارد چیست؟
اینکه فکر کنیم کنکور همه چیز است و تنها راه موفقیت در زندگی همین آزمون است. به نظرم این بزرگترین اشتباه است. زندگی مسیرهای بسیار متفاوتی دارد و همه چیز به کنکور ختم نمیشود. حتی اگر کسی نتیجه مطلوبی از کنکور نگیرد، این موضوع قرار نیست همه ابعاد زندگی او را تحت تأثیر قرار دهد و همیشه راههای دیگری وجود دارد.
اگر بخواهید مهمترین جملهای را که در طول این یک سال شنیدید انتخاب کنید، چه جملهای بود؟
خواهرم همیشه من را تشویق میکرد و میگفت که حتماً رتبه میآوری. خودم اصلاً باور نداشتم که چنین اتفاقی بیفتد، اما او همیشه این اعتماد را به من داشت و این موضوع برایم خیلی ارزشمند بود.
کنکور از نگاه رتبه یک؛ «یک درام کمدی»
اگر بخواهید دوران کنکور را به یک فیلم سینمایی تبدیل کنید، چه ژانری برای آن انتخاب میکنید؟
فکر میکنم یک درام کمدی باشد؛ هم لحظات غمانگیز دارد و هم اتفاقات زیادی که بعداً میتوان به آنها خندید.
در دوران مطالعه، بیشترین زمانی که ذهنتان از درس فاصله میگرفت و وارد خیالپردازی میشدید، چقدر بود؟
این اتفاق پیش میآمد، اما خیلی طولانی نبود. شاید ۱۰ دقیقه یا یک ربع. به نظرم طبیعی است که آدم در طول روز برای مدتی تمرکزش را از دست بدهد، اما مهم این است که بتواند دوباره به درس برگردد.
اگر میتوانستید در دوران کنکور یک ابرقدرت داشته باشید، چه قدرتی را انتخاب میکردید؟
اینکه بتوانم زمان را برای همه داوطلبان متوقف کنم! فکر میکنم این قدرت برای همه داوطلبان، فارغ از رشتهای که در آن کنکور میدهند، خیلی کاربردی بود.
«کنکور غول ترسناکی نیست»
اگر بخواهید کنکور را برای یک موجود فضایی توضیح دهید، چه میگویید؟
میگویم کنکور آنقدر چیز عجیب و غریبی نیست و یک هیولا یا غول نیست؛ در نهایت یک امتحان است، مثل هر امتحان دیگری. البته نتیجه آن ممکن است تأثیرگذار باشد، اما نباید آن را به یک غول ترسناک تبدیل کرد. شاید شبیه همان غولی باشد که در داستانها از دور خیلی ترسناک به نظر میرسد، اما وقتی نزدیکش میشوید، میبینید آنقدرها هم ترسناک نیست.
کدام شخصیت کتاب یا فیلم را به شخصیت خودتان در دوران کنکور نزدیک میدانید؟
شاید «شازده کوچولو». چون معمولاً مسائل را خارج از چارچوبهای معمول نگاه میکنم و سعی میکنم از زاویهای متفاوت به موضوعات نگاه کنم.
استفاده شما از شبکههای اجتماعی در دوران مطالعه چگونه بود؟
خیلی کم. واقعاً زمان زیادی برای فضای مجازی نداشتم. برای ارتباطات بیشتر از شبکههای خارجی استفاده میکردم، چون بعضی از شبکههای داخلی برای انتقال فایل و مسائل مربوط به آن زمان بیشتری میگیرند. برای سرگرمی هم گاهی از یوتیوب استفاده میکردم.
اگر وسط مطالعه نوتیفیکیشنی دریافت میکردید و تمرکزتان به هم میریخت، چطور شرایط را مدیریت میکردید؟
این اتفاق زیاد پیش میآمد، چون در کنار مطالعه، کارهای دیگری هم داشتم و به دلیل فعالیت پژوهشی، دائماً با ددلاین مواجه بودم و مجبور بودم به آن کارها هم برسم. اما در آن سه هفته به خودم میگفتم فعلاً باید همه این کارها را رها کنم؛ این سه هفته فقط برای همین فرصت است و باید از آن استفاده کنم.
استفاده از فضای مجازی برای شما بیشتر جنبه سرگرمی داشت یا راهی برای کاهش استرس و فاصله گرفتن از فضای درس بود؟
بیشتر برای استراحت تفریحی بود. وقتی مدت زیادی درس میخوانید، مغز خسته میشود و لازم است برای مدت کوتاهی، مثلاً ۱۵ تا ۲۰ دقیقه، تمرکزتان را روی موضوع دیگری بگذارید تا ذهن دوباره آماده شود. برای من فضای مجازی بیشتر چنین کاربردی داشت؛ یک جور استراحت و ریست کردن ذهن.

«موفقیت دیگران در فضای مجازی برایم تعیینکننده نبود»
درباره رتبههای کنکور چندان تحت تأثیر قرار نمیگرفتم. درباره مسائل دیگر هم سعی میکنم خیلی توجه نکنم، چون مسیر زندگی من با آن افراد متفاوت است؛ بنابراین ترجیح میدهم روی کار خودم تمرکز کنم.
اگر بخواهید برای داوطلبی که درگیر استفاده زیاد از گوشی است، یک قانون طلایی برای مدیریت فضای مجازی پیشنهاد کنید، چه میگویید؟
به نظرم به جای اینکه مدام به خودتان بگویید «نباید از گوشی استفاده کنم»، بهتر است تمرکزتان را روی کاری که قرار است انجام دهید بگذارید. مثلاً به خودتان بگویید در سه دقیقه آینده فقط این پاراگراف را میخوانم، بدون اینکه سراغ گوشی بروم، یا در پنج دقیقه آینده فقط این یک صفحه را مطالعه میکنم.
به نظرم این روش خیلی کمککننده است؛ یعنی به جای تمرکز روی «انجام ندادن» یک کار، تمرکزتان را روی «انجام دادن» یک کار مشخص بگذارید.
حالا که رتبه یک کنکور زبانهای خارجه شدهاید، نگاهتان به اپلیکیشنهایی که قبلاً بخشی از وقتتان را میگرفتند، تغییر کرده است؟ احساس پیروزی یا پشیمانی دارید؟
احساس خاصی ندارم. فکر میکنم در نهایت هر کاری که انجام دادم نتیجه خودش را داد و خدا را شکر از عملکردم پشیمان نیستم.
«بزرگترین حمایت خانواده، حمایت عاطفی است»
اگر بخواهم توصیهای داشته باشم، این توصیه فقط برای کسانی نیست که قرار است سال آینده کنکور بدهند؛ بلکه برای کسانی هم هست که امسال نتیجه مطلوبشان را نگرفتند. واقعاً باید بدانند که کنکور همه چیز نیست و همه راهها به کنکور ختم نمیشود.
حتی همین امسال برای ما که رتبههای برتر شدیم، کنکور تمام شد و از ماه آینده هرکدام از ما وارد مسائل و مسیرهای متفاوت زندگی خودمان میشویم؛ بنابراین اگر کسی سال آینده دوست دارد کنکور بدهد، میتواند این مسیر را ادامه دهد و اگر هم دوست ندارد، میتواند راه دیگری را امتحان کند. مسیرهای متفاوتی در زندگی وجود دارد.
آرزو میکنم برای همه داوطلبان همان چیزی اتفاق بیفتد که باعث خوشحالیشان میشود؛ چون همیشه چیزی که باعث خوشحالی ما میشود، لزوماً همان چیزی نیست که از قبل آرزویش را داشتهایم.
در دبیرستان نمونه دولتی تحصیل کردهام. به نظرم بزرگترین حمایت خانواده، حمایت عاطفی است. درست است که مسائل مالی هم نقش دارد، اما چیزی که یک پدر، مادر یا حتی اعضای خانواده گسترده مثل پدربزرگ، مادربزرگ، خاله، عمو و دایی میتوانند به یک داوطلب بدهند، باور و حمایت عاطفی و ذهنی است.

خیلی وقتها آدم در مسیر کنکور ناامید و خسته میشود و با خودش میگوید شاید این تلاش نتیجهای نداشته باشد یا اصلاً «برای چه باید ادامه بدهم؟» در چنین شرایطی، حمایت خانواده میتواند باعث شود فرد دوباره به مسیرش برگردد و حتی تلاشش را چند برابر کند.
فکر میکنم این حمایت عاطفی و باور خانواده به فرد، در بسیاری از مواقع میتواند حتی از خیلی از امکانات دیگر تأثیرگذارتر باشد. امیدوارم همه خانوادهها سالم و موفق باشند و بتوانند این حمایت را به فرزندانشان ارائه کنند.
انتهای پیام/