چین میان ایران و آمریکا کدام را انتخاب می‌کند؟/ منافع پکن در تداوم مقاومت تهران

پرچم ایران و چین
کشوریان استاد روابط بین‌الملل تأکید کرد: پکن همراهی با کارزار اقتصادی واشنگتن علیه تهران را در امتداد سیاست مهار چین می‌داند و حفظ جایگاه ژئوپلیتیک ایران را برای افزایش نقش‌آفرینی خود در نظم منطقه‌ای خاورمیانه ضروری ارزیابی می‌کند؛ رویکردی که مانع از همراهی چین با فشارهای آمریکا علیه ایران خواهد شد.

«محسن کشوریان» استاد روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی و پژوهشگر مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه در گفت‌و‌گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در پاسخ به سوالی در رابطه با «انگیزه چین برای عدم تسلیم در برابر تهدید‌های آمریکا به قطع روابط اقتصادی با ایران»، اظهار کرد: پکن به چند دلیل با آمریکا در کارزار فشار اقتصادی بر ایران همراهی نخواهد کرد؛ اول اینکه می‌داند در نهایت هدف اصلی آمریکا از تنش‌آفرینی در خاورمیانه، تضعیف منافع چین است و با اعمال فشار بر ایران، فضا برای آمریکا جهت مهار چین بیشتر می‌شود.

همراهی با فشار آمریکا علیه ایران، همراهی با سیاست مهار چین است

وی افزود: دلیل دوم این است که آمریکا همانند ایران سیاست جداسازی اقتصاد جهانی از چین را نیز آغاز کرده است و با اعمال فشار بر شرکای لیبرالی همچون استرالیا، ژاپن، کره جنوبی و کشور‌های آمریکای لاتین درصدد جداسازی آنها از چین است.

به این ترتیب، اگر چین، سیاست آمریکا برای جداسازی ایران از اقتصاد جهانی را همراهی کند، در واقع، با کلان‌سیاست آمریکا علیه خود همراهی کرده است.

کشوریان در ادامه عنوان داشت: دلیل سوم این است که دستاورد‌های اقتصادی چین در جهان از تیررس فشار‌های آمریکا خارج شده است، به عنوان مثال بیش از ۲ تریلیون تأمین مالی در جهان پس از ۲۰۰۷، بزرگترین سرمایه‌گذار در بخش زیرساخت، ارائه وام‌های کلان به کشور‌های دیگر و موارد زیادی از این قبیل نمود توانمندی چین است.

وی با اشاره به اینکه سیاست چین مبتنی بر الگوی «مصمم در شعار» و «محتاط در عمل» است، بیان کرد: به عنوان دلیل چهارم، چین در تلاش است خود را به عنوان کشور الگو ساز (نظم ساز) در جهان معرفی کند، بنابراین، لازم است در حمایت از شرکا کمی قاطع‌تر باشد.

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی ادامه داد: به عنوان دلیل پنجم، چین برای نقش‌آفرینی بیشتر در نظم منطقه خاورمیانه به جایگاه ژئوپلیتیک ایران نیاز دارد و برای آن مهم است که تا حدی از سیاست‌های ایران در تعریف نظم منطقه حمایت کند. مثلا وتوی قطعنامه ضد ایرانی در جنگ ۳۹ روزه به دلایل مذکور است.

کنترل ایران بر هرمز به نفع چین است

کشوریان در پاسخ به سوالی درباره «احتمال همراهی سیاسی پکن با آمریکا برای ترغیب ایران به مذاکره» تاکید کرد: اگر از لنز و منطق نظریه واقع‌گرایانه در روابط بین‌الملل به این مسئله نگاه کنیم، میانجیگری یا اعمال نفوذ چین بر ایران برای مذاکره و توافق نمی‌تواند «منافع ملی» آن کشور را تأمین کند.

وی افزود: به عنوان مثال، اگرچه محدودیت تنگه هرمز می‌تواند بر اقتصاد چین به ویژه در بخش تأمین انرژی فشار وارد کند، اما کنترل هرمز توسط ایران نیز می‌تواند در آینده در بحث موازنه تنگه‌ها، فضای مانور بیشتری برای چین ایجاد کند که این به نوبه خود، لطمه بزرگی به اعتبار آمریکا وارد خواهد کرد.

کشوریان عنوان داشت: چین در صورتی حاضر به اعمال نفوذ بر ایران برای مذاکره با آمریکا خواهد بود که وضعیت ایران در کنترل تنگه هرمز، تأمین کالا‌های اساسی برای حفظ ثبات اقتصادی، بحران اقتصاد داخلی و یا توانمندی نظامی ایران را شکننده ببیند. در غیر این صورت تنش و دوئل نظامی کنونی ایران با آمریکا می‌تواند به منافع ملی چین کمک کند.
چنانچه بحران‌های عراق، افغانستان و بحران ۲۰۰۸ به دلیل درگیری آمریکا، از بازه‌های تاریخی گسترش نفوذ چین در جهان است.

الگوی تحریم‌های آمریکا علیه چین

استاد دانشگاه خوارزمی با اشاره به اینکه استفاده آمریکا از ابزار تحریم علیه چین امر جدیدی نیست و پیشتر هم به دلیل همکاری اقتصادی پکن-تهران، برخی از پالایشگاه‌های خصوصی یا شرکت‌های کوچک چینی تحریم شده بودند، گفت: تحریم‌های آمریکا علیه چین دو دسته هستند، یک دسته که مستقیماً مرتبط با همکاری با ایران است و دسته دیگر که خود چین را بدون همکاری با ایران تحریم می‌کند.

وی ادامه داد: تحریم‌های نوع دوم، معمولا صنایع مرتبط با سرمایه‌گذاری‌های نوظهور و حوزه‌های دیگری را هدف می‌گیرد که بازارهای آمریکا را تحت تأثیر قرار می‌دهند. از این زاویه شرکت‌های مرتبط با فناوری، خودروسازی، انرژی به ویژه انرژی تجدیدپذیر و شرکت‌های مرتبط با فناوری نظامی احتمالا در آینده تحت تحریم آمریکا قرار گیرند.

نفت، تجارت، سرمایه‌گذاری و خطوط اعتباری؛ چهار حوزه همکاری چین با ایران

پژوهشگر مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه در پاسخ به این سوال که در دور جدید کارزار فشار بر ایران، کدام شرکت‌ها یا صنایع چینی هدف انتقام‌جویی ترامپ قرار خواهند گرفت، گفت: چین در ۴ حوزه با چین همکاری دارد که شامل خرید نفت، مبادلات تجاری، سرمایه‌گذاری و خطوط اعتباری است. طبیعتا شرکت‌های مرتبط با این حوزه‌ها در چین در آینده تحت تحریم قرار خواهند گرفت. به عنوان مثال شرکت‌های بزرگ نفتی همچون ساینوپک و CNPC و دیگر شرکت بزرگ می‌تواند مد نظر آمریکا باشد.

وی افزود: البته با توجه به حوزه نفوذ چنین شرکت‌هایی سخت است آمریکا مستقیماً در کوتاه‌مدت اقدام به تحریم خود این شرکت‌ها نماید؛ بلکه ابتدا شرکت‌های کوچک وابسته به آنها را تحریم خواهد کرد.

کشوریان ادامه داد: یا در حوزه سرمایه‌گذاری و تأمین مالی شرکت‌های فعال در بخش زیرساخت، بنادر، صنعت نفت، پتروشیمی، انرژی تجدیدپذیر می‌تواند هدف آمریکا باشد.

ضرورت تلاش برای استفاده از ارزهای ملی در تجارت با شرکای بین‌المللی

پژوهشگر گروه بررسی مطالعات استراتژیک چین در خاورمیانه در پاسخ به سوالی درباره پتانسیل استفاده از ارز ملی در تبادلات تجاری و نقش سازمان‌هایی مانند بریکس و شانگهای اظهار داشت: در وضعیت فعلی با توجه به آهسته بودن پیشرفت سازوکارهای مالی، پولی و سرمایه‌گذاری در درون گروه شانگهای و بریکس و عدم اقدامات عملی مؤثر در حوزه‌های مذکور، نمی‌توان در زمینه همکاری مالی، انتظار زیادی از آنها داشت.

وی تأکید کرد: البته رویه‌ها و فرایندهایی برای همکاری مالی بیرون از چرخه دلار در جریان است، اما به دلیل کندی این روندها، آنها در کوتاه‌مدت نمی‌توانند چاره‌ساز بحران ارزی ایران باشند.

پژوهشگر روابط بین‌الملل در نهایت گفت: به صورت کلی تجارت با ارزهای ملی به ویژه با چین و روسیه مسیر هموارتری از سازمان شانگهای و گروه بریکس خواهد بود. این مدل در روابط چین و روسیه نتایج مطلوبی در عصر تحریم‌ها داشته است. اما متأسفانه در ارتباط با ایران، این سازوکار هنوز آن‌طور که باید شکل نگرفته و تحقق آن نیازمند تلاش بیشتری است؛ چنانچه یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری تراستی‌ها در امارات و استفاده از ارز درهم برای مبادلات تجاری با چین، عدم شکل‌گیری چنین سازوکارهای رسمی مالی میان تهران-پکن است.

 

انتهای پیام/

ارسال نظر