روایت واشنگتن زیر تیغ افشاگری/ نبرد بر سر واقعیت از تهران تا کاخ سفید
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، این روزها، نبرد نفسگیر تهران ـ واشنگتن در عرصه روایت وارد مرحله تازهای شده است؛ بهویژه آنکه بخشی از هزینهها و خسارتهای جنگ، از دل گزارشهای رسمی و تصاویری که نظامیان آمریکایی منتشر کردهاند، سر برمیآورد. در میان این اسناد، گزارش دفتر بازرسی کل پنتاگون از کاهش ذخایر مهمات و دشواری جایگزینی آنها خبر میدهد؛ گزارشی که در تضاد آشکار با ادعای پیشین دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا درباره «تقریباً نامحدود» بودن ذخایر مهمات آمریکا قرار میگیرد.
ترامپ و دیگر مقامهای دولتش پیشتر گزارشهای مربوط به کمبود تسلیحات را رد کرده و حتی برخی از این گزارشها را «خائنانه» خوانده بودند!
با اتکا به همین دادههای رسمی درباره خسارتهای واردشده به نیروها و تأسیسات آمریکا است که سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان ادعای «بیدفاع» بودن ایران را به چالش کشیده و مینویسد: اینکه صدها پایگاه و تأسیسات نظامی آمریکا در هم کوبیده شده و دهها فروند هواپیمای آمریکایی به آتش کشیده شدهاند؛ فقط مشتی از خروار است و وقتش که برسد میزان واقعی تلفات نیروهای آمریکایی را افشا خواهیم کرد.
اهمیت این موضع در آن است که بخشی از شواهد مورد استناد عراقچی، نه از منابع ایرانی، بلکه از داخل ساختار رسمی آمریکا منتشر شده است. گزارش دفتر بازرسی کل پنتاگون میگوید آمریکا در فاصله ۲۸ فوریه تا ۳۰ ژوئن بیش از ۲۲ میلیارد دلار برای مهمات هزینه کرده و این مصرف گسترده به «کسری راهبردی ذخایر» و ایجاد گلوگاههایی در تأمین مجدد مهمات منجر شده است.
این گزارش تنها از مصرف سنگین مهمات سخن نمیگوید. خسارت تجهیزات نظامی آمریکا حدود ۳.۷ میلیارد دلار برآورد شده و در میان تجهیزات از دسترفته، چهار فروند F-۱۵E، یک فروند F-۳۵ و ۳۰ فروند پهپاد MQ-۹ قرار دارند. از سوی دیگر، ظرفیت تولید موتورهای موشک سوخت جامد، مواد منفجره و پیشرانهای باکیفیت و همچنین تأمین نیروی متخصص، با محدودیتهایی روبهرو شده است.
به این ترتیب، مسئله فقط هزینه تسلیحات مصرفشده نیست؛ بازسازی ذخایری که در جریان عملیات به کار گرفته شدهاند نیز به یک چالش برای وزارت دفاع ایالات متحذه تبدیل شده است. همین بخش از گزارش، جنگ را از یک محاسبه صرفاً مالی فراتر میبرد و آن را به مسئلهای مرتبط با ظرفیت عملیاتی و لجستیکی آمریکا تبدیل میکند.
وقتی تصاویر، نسخه آمریکایی روایت را به چالش میکشند
این تصویر با گزارشهای مربوط به خسارت پایگاههای آمریکا در منطقه کاملتر میشود. حملات ایران به صدها ساختمان و تأسیسات در پایگاههای آمریکایی در هشت کشور منطقه آسیب زده و حمله به مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین نیز مسیرهای پشتیبانی نظامی واشنگتن را تحت تأثیر قرار داده است؛ تا جایی که استفاده از مراکز دورتری مانند دیهگو گارسیا برای بخشی از پشتیبانی ضروری شده است.
همزمان، شبکه CBS تصاویر تازهای از خسارتهای واردشده به چند پایگاه آمریکایی منتشر کرد. در یکی از این تصاویر، یک فروند هواپیمای E-۳ Sentry در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان عربستان سوخته و بخشهایی از بدنه آن از هم جدا شده است.
یکی از نظامیان آمریکایی که با این شبکه گفتوگو کرده، درباره وضعیت پایگاهها گفته است: این خسارت بزرگی به پایگاههای ماست که به مردم آمریکا منتقل نشده است. ما آنجا ایستادهایم، چشمانمان بسته است و مشت به صورتمان میخورد.
همزمان، این اظهارنظر، وجه دیگری از ماجرا را نشان میدهد: فاصله میان آنچه در میدان رخ داده و آنچه به افکار عمومی آمریکا منتقل شده است.
فشار موشکهای ایران بر ذخایر تسلیحاتی آمریکا
در حوزه پدافند نیز نشانههایی از فشار بر ذخایر آمریکا دیده میشود. گزارشهایی درباره شیوه استفاده ایران از موشکهای پیشرفته و کلاهکهایی که پیش از اصابت به چند پرتابه تقسیم میشوند، نشان دادهاند که مقابله با برخی حملات به مصرف تعداد قابل توجهی رهگیر پاتریوت و تاد نیاز داشته است.
والاستریت ژورنال در گزارشی درباره یکی از این حملات نوشت که نیروهای آمریکایی برای مقابله با حدود ۲۰ موشک بالستیک در اردن، دهها فروند رهگیر پاتریوت و بیش از ۱۲ رهگیر تاد شلیک کردند. چنین وضعیتی تنها به معنای هزینه مالی بیشتر نیست؛ زیرا هرچه سرعت مصرف مهمات پیشرفته افزایش یابد، فشار بیشتری برای جایگزینی آنها به صنایع دفاعی وارد میشود.
در همین حال، دفتر بودجه کنگره آمریکا هزینه جنگ را تا اول اوت حدود ۳۸ میلیارد دلار برآورد کرده است. این دفتر همچنین از آثار جنگ بر بازار انرژی سخن گفته؛ اختلال در انتقال نفت و گاز از مسیر تنگه هرمز و اختلال در کشتیرانی دریای سرخ، قیمت انرژی را تحت تأثیر قرار داده و بخشی از فشار تورمی در آمریکا را افزایش داده است.
به این ترتیب، جنگ برای واشنگتن فقط یک عملیات نظامی پرهزینه نبوده است. مصرف مهمات، از دست رفتن تجهیزات، آسیب به پایگاهها و دشواری بازسازی ذخایر، مجموعهای از هزینهها را شکل داده که آثار آن میتواند پس از پایان عملیات نیز ادامه پیدا کند.
آزمون روایت آمریکا در افکار عمومی
این دادهها در حالی منتشر میشوند که دولت آمریکا پیشتر بر کفایت ذخایر تسلیحاتی این کشور تأکید داشت. فاصله میان ادعای مقامات آمریکایی و نهادها یا رسانههای مستقل، میدان دیگری را در کنار میدان نظامی شکل داده است؛ میدان روایت. هر تصویر منتشرشده از یک پایگاه آسیبدیده، هر گزارش درباره مهمات مصرفشده و هر سند درباره دشواری بازسازی ذخایر، بخشی از تصویری را شکل میدهد که پیش از این کمتر در معرض دید افکار عمومی آمریکا قرار داشت.
این فاصله در نگاه افکار عمومی آمریکا نیز قابل مشاهده است. در نظرسنجی رویترز/ایپسوس، حمایت از جنگ با ایران به ۳۱ درصد رسیده بود و ۸۳ درصد شرکتکنندگان نیز انتظار داشتند این درگیری طولانی شود. در نظرسنجی اکونومیست/یوگاو نیز ۵۰ درصد رأیدهندگان ثبتنامشده، اعزام نیرو برای جنگ با ایران را یک اشتباه دانستهاند. در همین نظرسنجی، ۵۳ درصد ترامپ را «فاسد» و ۵۱ درصد «خطرناک» توصیف کردهاند؛ دادههایی که نشان میدهد تصویر ارائهشده از سوی دولت، الزاماً با برداشت بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا همخوان نیست.
در این میان، توییت عراقچی را میتوان نقطه اتصال روایت ایران با همین دادهها دانست. تهران میگوید آنچه تاکنون از خسارتهای آمریکا دیده شده، تنها «مشتی از خروار» است و دروغهای طرف آمریکایی هر روز بیشتر از گذشته افشا میشود.
چهار روز بعد از انتشار این توییت عراقچی، روزنامه «واشنگتنپست» نور حقیقت را روی بخش دیگری از روایت جعلی آمریکا تاباند و گزارش داد شمار نظامیان آمریکایی کشتهشده در جنگ علیه ایران بیشتر از آماری است که پنتاگون بهصورت رسمی اعلام کرده است.
این روزنامه به نقل از پنج منبع آگاه نوشت دستکم ۲۲ نظامی آمریکایی در جریان جنگ کشته شدهاند و یک مقام دیگر شمار تلفات را ۲۳ نفر اعلام کرده است؛ در حالی که پایگاه داده پنتاگون در حال حاضر ۱۸ کشته را ثبت کرده است. این یعنی تعداد نظامیان کشته شده آمریکایی ۶ نفر بیشتر از آمار رسمی وزارت دفاع این کشور است!
این افشاگری به حدی به پیت هگست وزیر جنگ ایالات متحده فشار آورد که با انتشار توییتی، واشنگتنپست را به همدستی با رسانههای دولتی ایران متهم کرد.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، پیشتر گفته بود دروغگویی برای طرفهای آمریکایی یک تفنن و سرگرمی است و بعداً به بخشی از دیپلماسی عمومی آنها تبدیل شد.
به گفته این دیپلمات ارشد ایرانی، اکنون جامعه جهانی به این جمعبندی رسیده که دروغگویی به یک صنعت پردرآمد (برای آمریکا) تبدیل شده است.
اکنون مسئله این است که فاصله میان ادعا و واقعیت تا چه زمانی میتواند پنهان بماند. هرچه اطلاعات بیشتری از داخل ساختار نظامی و سیاسی آمریکا منتشر شود، سنجش ادعاهای مطرحشده درباره جنگ نیز دقیقتر خواهد شد. بخشی از این واقعیت ممکن است همین حالا در گزارشها، تصاویر و اظهارات پراکنده دیده شود؛ اما پرونده جنگ هنوز اسناد منتشرنشدهای دارد که میتواند تصویر امروز را کاملتر کند.
انتهای پیام/