هوشمصنوعی نگاه هنرمندانه ندارد
در شرایطی که ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند در چند لحظه تصاویری با جزئیات تولید کنند، همچنان انتخاب، ایدهپردازی و تشخیص کیفیت خروجی بر عهده انسان است. مسئله از جایی مهم میشود که سرعت و سهولت تولید، جای ایده و نگاه هنرمندانه را بگیرد. این اتفاق بسیار خطرناک است زیرا به گفته محمد روحالامین، طراح گرافیک و مدیر هنری، هوشمصنوعی نگاه هنرمندانه ندارد. در ادامه آناتک درباره تأثیر هوشمصنوعی بر حوزه کارهای گرافیکی با محمد روحالامین گفتوگو کرده است.
هوش مصنوعی چه بخشیهایی در حرفه شما را تغییر داده است؟
نخستین چیزی که با شنیدن موضوع هوش مصنوعی و گرافیک به ذهن میرسد، این است که هوش مصنوعی قرار است فرایندها را آسانتر کند و بهعنوان یک ابزار در اختیار طراح قرار بگیرد. اگر هوش مصنوعی فراتر از این جایگاه عمل کند، به اعتقاد من نقض غرض اتفاق میافتد و در حوزه طراحی، اختلال ایجاد میشود. به هر حال، تأثیر هوش مصنوعی در این حوزه هم جنبههای مثبت داشته است و هم جنبههای منفی.
پوسترهایی که با هوش مصنوعی ساخته میشوند، خلاقیت کافی برای جذب مخاطب دارند؟
تولید یک اثر تصویری مانند پوستر، بیش از آنکه به ابزار وابسته باشد، در ذهن طراح شکل میگیرد. زمانی ابزار طراح، فتوشاپ بود که در ابتدای دهه ۷۰ به کمک طراحان آمد. حالا این ابزار هوشمصنوعی است که امروز با تغییرات و ارتقاهای متعدد، قابلیتهای بیشتری پیدا کرده است. فرقی نمیکند فردی که در حال طراحی است؛ پرامپت مینویسد، تصاویر مختلف را در قالب فوتومونتاژ کنار یکدیگر قرار میدهد یا گرافیک محض تولید میکند؛ در هر سه حالت، به یک آرتیست، هنرمند و نگاه هنرمندانه نیاز است.
اگر هوش مصنوعی کمکی کرده باشد، این کمک مانند یک تیغ دولبه است. استفاده درست از آن مستلزم آن است که فردی که با این ابزار کار میکند، از توانایی و ظرفیت گرافیکی کافی برخوردار باشد. یعنی صرفاً فتوشاپکار نباشد، بلکه واقعاً گرافیست باشد
نگاه هنرمندانه از سوی هنرمند شکل میگیرد. هوش مصنوعی چنین نگاهی ندارد و صرفاً یک ابزار است. حتی برای انتخاب یک تصویر از میان خروجیهای هوش مصنوعی نیز فرد باید از قوه تشخیص و نگاه هنرمندانه برخوردار باشد تا بتواند از میان پیشنهادهای مختلف، گزینه مناسب را انتخاب کند.
برای این انتخاب، شناخت ترکیببندی ضروری است؛ همچنین باید مبانی هنرهای تجسمی، رنگ و قوانین جذب مخاطب را شناخت. در واقع، تمام دانشی که یک طراح گرافیک برای ساخت پوستر به آن نیاز دارد، هنگام قضاوت درباره خروجی هوش مصنوعی نیز ضروری است.
هوش مصنوعی کار شما را سادهتر کرده است؟
در برخی موارد، بله. برای مثال، در گذشته اگر به تصویر خاصی نیاز داشتیم، باید برای تهیه آن عکاسی میکردیم یا برای رسیدن به نتیجه مطلوب، یک فرایند طولانی فوتومونتاژ را پشت سر میگذاشتیم. هوش مصنوعی این مراحل را سادهتر کرده است، اما همین ساده شدن، ما را در اجرای ایدهها سهلانگار کرده است.
امروز بیش از آنکه به ایده فکر کنیم، به اجرا فکر میکنیم. بیش از آنکه به اهمیت موضوع توجه داشته باشیم، به سرعت سراغ چیزی میرویم که هوش مصنوعی پیشنهاد میکند. به جای آنکه ابتدا به دیدگاه خودمان توجه کنیم، پیشنهادهای هوش مصنوعی را بررسی میکنیم تا یکی از آنها را انتخاب کنیم. در نتیجه، دیدگاه خودمان در اولویت دوم قرار میگیرد. این مسئله بسیار خطرناک است.
اگر هوش مصنوعی کمکی کرده باشد، این کمک مانند یک تیغ دولبه است. استفاده درست از آن مستلزم آن است که فردی که با این ابزار کار میکند، از توانایی و ظرفیت گرافیکی کافی برخوردار باشد. یعنی صرفاً فتوشاپکار نباشد، بلکه واقعاً گرافیست باشد.
نباید با دیدن پیشنهاد هوش مصنوعی دچار ذوقزدگی شد. ذهن، خلاقیت و تفکر فرد نسبت به محتوایی که روی آن کار میکند، باید از خروجی هوش مصنوعی جلوتر باشد و نگاه او نیز بیش از آنکه تصویرسازانه باشد، گرافیکی باشد.
امروز بخش زیادی از خروجیهای هوش مصنوعی سرشار از تصویرسازیهای اغراقشده و نورپردازیهای اغراقشده هستند. تصاویر نیز شباهت زیادی به یکدیگر دارند. کافی است فردی یک یا دو بار با هوش مصنوعی کار کرده باشد یا حدود ۳۰ اثر تولیدشده با هوش مصنوعی را دیده باشد؛ بهسرعت متوجه میشود که این اثر متعلق به یک هنرمند نیست. طبیعی است که در چنین شرایطی، بهتدریج ارزش هنری آثار نیز مخدوش شود.
آیا کاهش هزینهها به علت در دسترس بودن هوش مصنوعی باعث شده است تا ورود علاقهمندان به این حوزه راحتتر شود؟
اگر موضوع را از زاویه تصویرسازی بررسی کنیم، باید گفت که پس از فتوشاپ، فرایند تولید تصویر و مهارت لازم برای آن تا حدی تضعیف شد. این اتفاق را میتوان با عکاسی دیجیتال مقایسه کرد. در عکاسی دیجیتال، فرد میتواند بدون شناخت نور، دیافراگم، شاتر و ظرفیتهای آنها، تنها با فشردن دکمه شاتر عکاسی کند؛ بدون آنکه زیباییشناسی لنزهای مختلف را بشناسد.
دوربین میتواند از یک صحنه، مثلاً ۵۰ عکس بگیرد و فرد در نهایت یکی از آنها را انتخاب کند، اما اگر یک عکاس حرفهای میخواست همان تصویر را ثبت کند، باید تمام این فرایند را میشناخت. او باید دانش لازم را میداشت تا در لحظه مناسب شاتر را فشار دهد، نه اینکه ۲۰ عکس بگیرد و بعد یکی را انتخاب کند.
چنین فردی بهطور طبیعی از یک خودآگاهی عالمانه و هنرمندانه برخوردار است و میداند چرا باید شاتر را در آن لحظه فشار دهد. در مقابل، کسی که صرفاً از دکمه دوربین استفاده میکند، در بهترین حالت یک ادیتور یا تکنسین است، نه یک هنرمند.
همین مسئله درباره هوش مصنوعی نیز صدق میکند. این فناوری فرایند را سادهتر کرده است، اما فردی که پشت سیستم مینشیند و با هوش مصنوعی یک اثر گرافیکی تولید میکند، چه نامی دارد؟ نمیتوان او را گرافیست نامید.
بعد از اینکه هوش مصنوعی بهصورت گسترده رواج پیدا کرده، موقعیتهای شغلی در حرفه شما کاهش پیدا کرده است؟
من شخصاً چنین کاهشی را احساس نکردهام، اما هوش مصنوعی گروه دیگری از افراد را وارد این حرفه کرده است که با ابزار آشنا هستند، اما لزوماً صلاحیت و دانش لازم برای فعالیت در این حوزه را ندارند. از سوی دیگر، بسیاری از سفارشدهندگان قدرت تشخیص درستی میان هنرمند و فردی که صرفاً با ابزار کار میکند، ندارند. در نتیجه، این دو گروه میتوانند به یکدیگر متصل شوند. یکی از مهمترین پیامدهای این وضعیت نیز کاهش هزینه تولید است که طبیعتاً به کاهش دستمزدها منجر میشود. بازار ترجیح میدهد کار را با دستمزد پایینتر یا حتی رایگان دریافت کند.
وقتی تشخیص درستی درباره کیفیت آثار، تفاوت میان یک کار و کار دیگر و معنای یک اثر هنرمندانه وجود نداشته باشد، چنین فرایندی میتواند ادامه پیدا کند و حتی در آینده گسترش یابد.
گرافیک برای بخش بزرگی از جامعه، حوزهای ناآشناست. این ناآشنایی طبیعتاً فرصت مناسبی برای افراد سودجو و سوءاستفادهگر ایجاد میکند تا از این فضا استفاده کنند و آن را به بازاری آشفته تبدیل کنند که در آن، امکان عرضه تولیدات مختلف بدون شناخت کافی از کیفیت و ارزش هنری آنها وجود دارد.
آینده حرفهتان را چطور میبینید؟ به نظرتان روزی میرسد که این حرفه کاملا با هوش مصنوعی جایگزین شود؟
بله، امکان جایگزینی وجود دارد، اما باید توجه داشت که تمام موجهایی که در طول زمان وارد بازار شدهاند و بهویژه بازار کار هنری را تحت تأثیر قرار دادهاند، در نهایت جایگاه واقعی خود را پیدا کردهاند.
با گذشت زمان، ماهیت واقعی این جریانها مشخص میشود. بنابراین، کسانی که به دنبال محصول اصیل هستند، در نهایت از زیر گرد و غبار این آشفتگی بیرون خواهند آمد. در آن زمان، تفاوت میان اثر اصیل و اثری که صرفاً با هوش مصنوعی تولید شده است، مشخص خواهد شد.
البته در آن زمان نیز هوش مصنوعی در جایگاه واقعی خود قرار خواهد گرفت؛ یعنی همان جایگاهی که از ابتدا باید در آن قرار میداشت، صرفاً جایگاه یک ابزار. همانطور که فتوشاپ امروز در جایگاه ابزار قرار گرفته است.
فتوشاپ نیز در مقطعی ویرانی بزرگی در گرافیک ایجاد کرد؛ بهویژه از دهه ۷۰ تا تقریباً اواخر دهه ۸۰، اما پس از مدتی در جایگاه واقعی خود قرار گرفت. احتمالاً هوش مصنوعی نیز همین مسیر را طی خواهد کرد. به نظر من، حتی امروز نیز هوش مصنوعی در میان کسانی که واقعاً به دنبال کیفیت هستند، طرفداران چندانی ندارد.
انتهای پیام/