هوشمصنوعی هنوز نمیتواند ظرافت یک طراح حرفهای را در ساخت لوگو اجرا کند
با گسترش استفاده از ابزارهای هوشمصنوعی، بسیاری از کسبوکارها از این فناوری برای انجام سریعتر و راحتتر فرایند برندسازی استفاده میکنند. با این حال، این پرسش همچنان مطرح است که آیا هوشمصنوعی میتواند تمام مراحل طراحی لوگو را بهتنهایی و بهصورت بینقص انجام دهد یا همچنان به دانش، تجربه و نگاه خلاق یک طراح برند نیاز است؟ آرین مقبلی، طراح برند، در گفتوگو با آناتک، ضمن تشریح نقش هوشمصنوعی در مراحل مختلف برندینگ، از محدودیتهای این فناوری در طراحی لوگو و آینده این حرفه سخن میگوید.
آرین مقبلی درباره فرایند طراحی لوگو و نقش هوشمصنوعی در آن گفت: «پروسه طراحی لوگو از بخشی آغاز میشود که آن را «استراتژی برند» مینامیم. در این مرحله باید شناخت کافی از شرکتی که قرار است فرایند برندینگ آن انجام شود، مخاطبانش، چشمانداز آن و نیازهای کلی شرکت به دست آوریم. در نهایت قرار است برای آن شرکت لوگویی طراحی شود.»
وی درباره نقش هوشمصنوعی در مرحله استراتژی برند افزود: «هوشمصنوعی از همان ابتدای این فرایند میتواند به ما کمک کند. این ابزار به ما کمک میکند شرکت را دقیقتر و بهتر بشناسیم و مخاطبان آن را سریعتر و جامعتر بررسی کنیم. معمولاً تدوین استراتژی برند فرایندی زمانبر است. گاهی در پروژههای ما، تدوین استراتژی برند یک یا دو ماه و حتی بیشتر زمان میبرد. در این مدت با مخاطبان یا ذینفعان شرکت مصاحبه میکنیم. مصاحبههای عمیقی با افراد مختلف انجام میدهیم تا ببینیم آنها شرکت و خدمات آن را چگونه میشناسند.»
او ادامه داد: «این مرحله بهتنهایی فرایندی طولانی است. انجام این مصاحبهها حداقل یک یا دو هفته زمان میبرد و گاهی بسیار بیشتر طول میکشد. حتی شرکتهایی وجود دارند که شش ماه زمان صرف میکنند تا مخاطبان خود را بررسی کنند و بفهمند آنها شرکت را چگونه میشناسند. باید مشخص شود که مخاطبان در حال حاضر چه شناختی از شرکت، خدمات، شخصیت و برند آن دارند.»
ایدهپردازی به کمک هوشمصنوعی
این طراح برند درباره کاربرد هوشمصنوعی در پژوهش مخاطبان گفت: «هوشمصنوعی از همین نقطه به کمک ما میآید. این ابزار میتواند پیشنهاد دهد چه سؤالهایی بپرسیم، سؤالها را چگونه مطرح کنیم و چه پرسشنامهای طراحی کنیم. امروز با ظهور ایجنتهایی که در نسل جدید هوشهایمصنوعی وجود دارند، حتی میتوان پرسشنامه را بهصورت خودکار تولید کرد. اگر این ابزار به فهرست مخاطبان دسترسی داشته باشد، میتواند پرسشنامه را برای آنها ارسال کند. سپس پاسخها را تحلیل، دستهبندی و الگوبندی کند و دقیقتر توضیح دهد که کاربران، مخاطبان یا ذینفعان شرکت چه شناختی از آن دارند و چه شخصیتی برای آن قائل هستند.»
مقبلی افزود: «هوشمصنوعی از همان نخستین مراحل پروژه به کمک ما میآید. اگر جلوتر برویم، زمانی که استراتژی برند شکل میگیرد و ارائههای اولیه آماده میشود، باز هم میتواند نقش مؤثری داشته باشد. حتی در ایدهپردازی نیز به ما کمک میکند. برای مثال میتوان از هوشمصنوعی خواست بررسی کند نمادی که به ذهنم رسیده، در کشورهای مختلف چه معنا و مفهومی دارد که در انجام پروژههای بینالمللی کمککننده است. ممکن است ما نمادهای رایج و معانی آنها را در فرهنگ خودمان بهخوبی بشناسیم و بدانیم چه نمادی مناسب است یا چه نمادی بار معنایی منفی دارد، اما طبیعی است که نتوانیم بر فرهنگ همه کشورهای دنیا مسلط باشیم.»
هوشمصنوعی در تصویرسازی و حتی ساخت موسیقی عملکرد بسیار خوبی دارد، اما هنوز در پروژهای که بخواهم طراحی کامل لوگو را به آن بسپارم و انتظار داشته باشم تصویری دقیق و نهایی تحویل دهد، به آن اعتماد نمیکنم. در این بخش هنوز فاصله زیادی وجود دارد. هوشمصنوعی هنوز نمیتواند ظرافتی را که یک طراح حرفهای در طراحی لوگو به کار میگیرد، پیاده کند. با این حال، در بخشهای مختلف فرایند برندینگ کمک میکند تا مسیر شکلگیری برند بهدرستی طی شود
وی درباره نقش هوشمصنوعی در نامگذاری برند گفت: «این موضوع درباره نامگذاری نیز صدق میکند. ممکن است در فرایند طراحی هویت بصری و برندینگ یک شرکت نوظهور، لازم باشد برای آن نام انتخاب کنیم. هوشمصنوعی میتواند بررسی کند که آن نام چند بار استفاده شده است، چه معناهایی دارد و آیا در جایی از دنیا ممکن است بار معنایی منفی یا برداشت نادرستی ایجاد کند.»
او درباره محدودیتهای هوشمصنوعی در طراحی لوگو اظهار کرد: «هوشمصنوعی هنوز در طراحی کامل لوگو قابل اعتماد نیست. نباید انتظار داشت که این ابزار تصویری دقیق و نهایی تحویل دهد. در این بخش هنوز فاصله زیادی وجود دارد. هوشمصنوعی هنوز نمیتواند ظرافتی را که یک طراح حرفهای در طراحی لوگو به کار میگیرد، پیاده کند. با این حال، در بخشهای مختلف فرایند برندینگ کمک میکند تا مسیر شکلگیری بهدرستی طی شود.»
این طراح برند در تشریح نحوه عملکرد هوشمصنوعی افزود: «نکته مهم این است که سازوکار هوشمصنوعی را بشناسیم و بدانیم این ابزار بر چه ساختاری کار میکند. هوشمصنوعی حجم بزرگی از طرحها، فرمها و شکلهایی را که در اینترنت یا منابع دیگر وجود دارند، گردآوری میکند. سپس آنها را کنار هم قرار میدهد، فرمها را میخواند، تحلیل میکند و الگوهای آنها را تشخیص میدهد.»
او ادامه داد: «برای مثال، اگر بخواهیم تصویری یا لوگویی با موضوع گربه طراحی کنیم، شرکتهایی که هوشمصنوعی را آموزش میدهند، هزاران تصویر از گربه را در اختیار آن قرار میدهند؛ از تصاویر واقعی گرفته تا سادهترین طرحها، نمونههای رنگی و سیاهوسفید و صدها لوگوی مرتبط با گربه. هدف این است که هوشمصنوعی بفهمد گربه چیست، چه شکلی دارد و در چه سبکها و استایلهایی نمایش داده میشود.»
هوشمصنوعی ظرافت انسانی در طراحی ندارد
آرین مقبلی درباره فرایند تولید خروجی در هوشمصنوعی گفت: «در مرحله بعد، زمانی که از هوشمصنوعی میخواهیم لوگویی با فرم گربه طراحی کند، این ابزار به تمام نمونههایی که پیشتر دیده است مراجعه میکند. اگر بخواهم سادهتر توضیح بدهم، این فرایند شبیه یادگیری زبان مادری در انسان است. ما زبان را از همان نخستین کلماتی که از پدر و مادر میشنویم، یاد میگیریم و سعی میکنیم آنها را تقلید کنیم. هرچه واژههای بیشتری از اطرافیان بشنویم، سریعتر زبان را یاد میگیریم. بعد آنها را با یکدیگر ترکیب میکنیم و گاهی واژه یا ترکیب تازهای میسازیم. هوشمصنوعی نیز در ذات اولیه خود به همین شکل یاد میگیرد و بر همان اساس میتواند به ما خروجی ارائه دهد.»
وی افزود: «اما چون آنچه دیده، بر پایه المانهایی است که پیشتر طراحی شدهاند، هنگام ترکیب آنها هنوز نمیتواند به ظرافتی برسد که یک طراح حرفهای در طراحی لوگو به کار میگیرد. دستکم در حوزه طراحی لوگو، هنوز هوشمصنوعی به مرحلهای نرسیده است که بتواند این ظرافت را بهخوبی اجرا کند.»
او درباره نقش خلاقیت انسانی در طراحی لوگو گفت: «من همیشه میگویم وقتی لوگویی طراحی میکنیم، معمولاً روایتی پشت آن وجود دارد. آن لوگو داستانی، معنا یا کانسپتی دارد. ترکیبی از چند ویژگی است یا قرار است حسی را نسبت به آن برند منتقل کند. وقتی از خلاقیت صحبت میکنیم، معمولاً منظور این است که چیزی را که از قبل وجود داشته است، با افزودن یا کاستن بخشی از آن، به شکلی تازه و با ظرافتی متفاوت ارائه کنیم.»
این طراح برند ادامه داد: « در طراحی هماهنگی میان خط، رنگ و فرم است که هارمونی را به وجود میآورد. من هنوز ندیدهام هوشمصنوعی در زمینه طراحی لوگو بتواند این هماهنگی و هارمونی را با همان دقت، جذابیت و مهارتی که یک طراح حرفهای دارد، ایجاد کند.»
وی درباره نقش انسان در استفاده از هوشمصنوعی گفت: «هوشمصنوعی تین امکان را به افراد میدهد تا هر شخص بتواند کار خود را سادهتر و راحتتر انجام دهد. حتی اگر کارفرما پشت سیستم بنشیند و از هوشمصنوعی بخواهد لوگویی با ویژگیهای مشخص طراحی کند، باز هم مسئله اصلی این است که چه ویژگیهایی را در اختیار هوشمصنوعی قرار میدهد تا به نتیجه مطلوب برسد.»
پشت هر لوگو یک داستان نهفته است
مقبلی درباره مفهوم یک لوگو و نقش آن در هویت بنیادی برندها گفت: «حتی امروز هم بسیاری از کارفرماها، وقتی درباره فرایند طراحی استراتژی برند یا پژوهش برند صحبت میکنیم، شناخت دقیقی از این مراحل ندارند. آنها نمیدانند چه لوگویی برای کسبوکارشان مناسب است یا اساساً قرار است آن لوگو چه نقشی ایفا کند. نهایت انتظارشان این است که لوگو زیبا باشد و خودشان آن را بپسندند.»
وی ادامه داد: «اما وقتی با آنها صحبت میکنم، توضیح میدهم که قرار نیست فقط خودشان لوگو را دوست داشته باشند. مهم این است که لوگو بتواند مخاطبان را به سمت برند جذب کند. سؤال اصلی این است که آیا این لوگو چنین کاری انجام میدهد؟»
مقبلی درباره نقش برند در انتخاب مخاطب گفت: «بارها پیش میآید که وارد محلی میشویم که در آن رستورانها یا فروشگاههای متعددی کنار هم قرار دارند. در چنین شرایطی، توجه ما بیشتر به برندها و لوگوها جلب میشود. اگر برندی را بارها دیده باشیم یا احساس کنیم ویژگی متفاوتی دارد یا به سلیقه و نیاز ما نزدیکتر است، معمولاً به آن جذب میشویم و ترجیح میدهیم خرید خود را از همان انجام دهیم. این همان نقشی است که لوگو ایفا میکند.»
آرین مقبلی افزود: «بنابراین، ممکن است هدف اولیه کارفرما تنها رسیدن به یک فرم ظاهری باشد، اما پیش از آن باید این مسائل و جزئیات را بداند تا در نهایت به نتیجهای دقیقتر و درستتر برسد. به همین دلیل، همچنان به فردی نیاز است که هنگام استفاده از هوشمصنوعی این دانش را در اختیار داشته باشد. حتی اگر روزی هوشمصنوعی به ابزاری کاملاً کارآمد تبدیل شود، باز هم برای رسیدن به نتیجهای مؤثر به سراغ کسی میآید که بتواند مسیر درست را برای آن مشخص کند و خروجی نتیجهبخشتری به دست آورد.»
آیا هوشمصنوعی میتواند جایگزین طراحان لوگو شود؟
بعید میدانم هوشمصنوعی بتواند مشاغل را آنگونه که امروز درباره آن صحبت میشود، بهطور کامل از بین ببرد. البته ممکن است این نگرانی وجود داشته باشد که شاید روزی هوشمصنوعی شغل من را بگیرد. اما در مقابل، من هم خودم را بهروز میکنم، استفاده از هوشمصنوعی را یاد میگیرم و میتوانم بر موج این فناوری سوار شوم تا کارهای بیشتری را به نتیجه برسانم. این همان بخشی است که من نسبت به آن نگاه امیدوارانهای دارم.
او درباره تأثیر هوشمصنوعی بر آینده مشاغل گفت: «بعید میدانم هوشمصنوعی بتواند مشاغل را آنگونه که امروز درباره آن صحبت میشود، بهطور کامل از بین ببرد.»
وی برای توضیح این دیدگاه افزود: «در گذشته، اگر کسی میخواست کتابی بنویسد، به افراد مختلفی نیاز داشت. یک نفر باید نقاشیهای کتاب را میکشید، فرد دیگری خطاطی میکرد، شخص دیگری تهذیب را انجام میداد و معمولاً هر استادکار مسئول بخشی از کار بود. هر کتاب حاصل همکاری چند نفر بود و هر کدام روی بخشی از آن کار میکردند. به همین دلیل، معمولاً تنها یک نسخه یا تعداد محدودی از آن امکان تولید داشت، زیرا همه مراحل بهصورت دستی انجام میشد. حتی صحافی کتاب نیز بر عهده استادکار دیگری بود.»
این طراح برند ادامه داد: «در نتیجه، این کتابها بیشتر در اختیار پادشاهان و قشر مرفه جامعه قرار میگرفتند. با ورود صنعت چاپ، بخشی از نقش آن استادکاران کمرنگ شد، اما در مقابل، سواد میان مردم عادی گسترش پیدا کرد. قیمت کتاب کاهش یافت و دسترسی به آن بسیار آسانتر شد.»
مقبلی درباره نمونهای دیگر از این تحول گفت: «در گذشته، اگر یک کارگردان میخواست ایده خود را اجرا کند، به بازیگران حرفهای، بودجه زیاد، تجهیزات ویژه، دوربینهای مناسب و یک گروه بزرگ نیاز داشت تا بتواند فیلمش را به سرانجام برساند. حتی برای اتود کردن ایده هم راهکار ارزان و سادهای وجود نداشت. معمولاً لازم بود ابتدا فیلمنامهای نوشته شود و افراد مختلف در فرایند تولید مشارکت کنند.»
این طراح برند ادامه داد: «از نظر من، این اتفاق بسیار شبیه همان تغییری است که با ورود صنعت چاپ رخ داد. شاید بخشی از نقش استادکاران نقاش، خطاط یا صحاف کمرنگ شد، اما در مقابل، امکان مطالعه، یادگیری، پرسشگری و پیشرفت برای همه فراهم شد، زیرا کتاب در دسترس عموم قرار گرفت.»
وی درباره جنبههای مثبت این تحول گفت: «میتوان با نگاه مثبت به این تحول نگاه کرد. این روند فضایی ایجاد میکند که به همه فرصت میدهد ایده فیلم، موسیقی، تصویرسازی، نقاشی یا هر ایده دیگری را با هزینه و امکانات کمتر اجرا کنم. این بخش، جنبه مثبت ماجراست.»
آرین مقبلی در پایان اظهار کرد: «البته ممکن است این نگرانی وجود داشته باشد که شاید روزی هوشمصنوعی شغل من را بگیرد، اما در مقابل، من هم خودم را بهروز میکنم، استفاده از هوشمصنوعی را یاد میگیرم و میتوانم بر موج این فناوری سوار شوم تا کارهای بیشتری را به نتیجه برسانم. این همان بخشی است که من نسبت به آن نگاه امیدوارانهای دارم.»
انتهای پیام/