آخرین اخبار:

چرا داروهای لاغری معجزه‌آسا برای همه معجزه نمی‌کنند

چاقی
«آنا اولسون» از کودکی با اضافه‌وزن دست‌وپنجه نرم می‌کرد. ده‌ها رژیم غذایی و دارو را امتحان کرد و هر بار همان توصیه‌ تکراری را شنید: «کمتر بخور». وقتی بالاخره داروی نسل جدید ضدچاقی را امتحان کرد، نتیجه فوری نبود تا اینکه فهمید بدنش به دسته‌ خاصی از این داروها بهتر پاسخ می‌دهد. داستان او، که در گزارشی از «ان‌پی‌آر » روایت شده، تصویری کوچک از یک معمای بزرگ‌تر علمی است: چرا داروهایی که برای میلیون‌ها نفر «معجزه» نامیده می‌شوند، برای گروهی دیگر تقریبا هیچ اثری ندارند؟

به گزارش خبرگزاری آنا؛ دارو‌های موسوم به «جی‌ال‌پی-۱» (GLP-۱) - با نام‌های تجاری آشنایی مثل اوزمپیک، چند سال اخیر شیوه‌ درمان چاقی را دگرگون کرده‌اند. این نام برگرفته از هورمونی طبیعی به همین نام است. براساس گزارش «ساینس‌دیلی» از دانشگاه استنفورد، این هورمون در روده تولید می‌شود و با تحریک ترشح انسولین، کند کردن تخلیهی معده و کاهش اشتها، قندخون را پس از غذا تنظیم می‌کند؛ دارو‌های این خانواده برای تقلید از همین هورمون طراحی شده‌اند. کاربرد اصلی و نخستین این دارو‌ها هم درمان دیابت نوع ۲ بوده - طبق همین گزارش، بیش از یک‌چهارم بیماران دیابتی از آنها استفاده می‌کنند - و کاربرد لاغری بعد‌ها به آن اضافه شد.

بر اساس مطالعه‌ای که گزارش نشریه «نیچر» به آن اشاره کرده، بیشتر مصرف‌کنندگان این دارو‌ها به‌طور میانگین یک‌چهارم وزن بدن خود را از دست می‌دهند؛ رقمی که تا چند سال پیش برای بسیاری از بیماران چاقی دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید. اما همین گزارش پرسشی کنارگذاشته شده را هم مطرح می‌کند: چرا ۱۰ تا ۱۵ درصد از مصرف‌کنندگان، وزن کمی از دست می‌دهند یا اصلا کاهش وزنی تجربه نمی‌کنند؟ به گفته «دنیل دراکر» (Daniel Drucker)، متخصص غدد‌درون‌ریز دانشگاه تورنتو که پژوهش‌هایش در توسعه همین دارو‌ها نقش داشته، «ناهمگونی فوق‌العاده‌ای» در پاسخ بدن‌ها به این دارو‌ها وجود دارد که «هنوز واقعا آن را نمی‌فهمیم».

«پاسخ ندادن»؛ برچسبی که باید با احتیاط به کار برد

پزشکان برای این گروه از بیماران اصطلاح خاصی دارند: «ناپاسخ‌دهنده». (nonresponder) طبق تعریفی که «ییل مدیسین» در گزارش اختصاصی خود ارائه کرده، این اصطلاح به کسانی گفته می‌شود که پس از دوز و مدت‌زمان کافی، حداقل ۵ درصد از وزن اولیه‌شان را - آستانه‌ای که با بهبود سلامت همراه است - از دست نمی‌دهند. دکتر «آولین ایمائدا» (Avlin Imaeda)، متخصص گوارش ییل مدیسین، تأکید می‌کند که پاسخ ندادن واقعی نادر است و بسیاری از نارضایتی‌ها ناشی از انتظارات بیش از حد بیماران است، نه شکست واقعی دارو. دکتر «جان مورتون» (John Morton)، رئیس بخش جراحی چاقی همین مرکز، حتی از به‌کاربردن واژه‌ی «شکست» پرهیز می‌کند: «این واژه ممکن است القا کند که مسئولیت کاهش وزن بر عهده‌ی خود فرد است، در حالی که عوامل ژنتیکی، درمانی یا محیطی می‌توانند علت باشند». به گفته او، بیمارانی که پاسخ نمی‌دهند اغلب شاخص توده بدنی بالای ۴۰ دارند؛ گروهی که در بیشتر کارآزمایی‌های بالینی این داروها، کم‌نماینده بوده است.

رد پای یک آنزیم

عمیق‌ترین سرنخ برای این معما را باید در سطح مولکولی جست‌و‌جو کرد. به گزارش ساینس‌دیلی از پژوهشی در دانشگاه استنفورد، حدود ۱۰ درصد از جمعیت، واریانت‌های ژنتیکی خاصی را حمل می‌کنند که بر عملکرد آنزیمی به‌نام PAM اثر می‌گذارند؛ آنزیمی که در فعال‌سازی چند هورمون بدن از جمله GLP-۱ نقش دارد. این مطالعه اساسا روی بیماران دیابتی و کنترل قندخون آنها انجام شده است: در افراد دارای این واریانت ژنتیکی، سطح هورمون GLP-۱ نه پایین‌تر بلکه بالاتر از حد طبیعی است، اما این هورمون اضافی اثربخشی لازم را ندارد. «آنا گلوین»، یکی از پژوهشگران ارشد این مطالعه، این وضعیت را «مقاومت به GLP-۱» می‌نامد و اعتراف می‌کند هنوز علت دقیق آن را نیافته‌اند: «این سؤال میلیون‌دلاری است». داده‌های بالینی گویا هستند: پس از شش ماه درمان، تنها ۱۱.۵ درصد از افراد دارای این واریانت به هدف کنترل قندخون رسیدند، در برابر ۲۵ درصد در افراد بدون آن. نکته مهم اینجاست که پژوهشگران هنوز مطمئن نیستند همین واریانت ژنتیکی، دلیل کم‌اثر بودن دارو برای کاهش وزن هم باشد؛ این سؤالی است که بی پاسخ مانده است.

چرا زنان به این دارو‌ها بهتر پاسخ می‌دهند؟

یک الگوی دیگر که در چند منبع مستقل تکرار شده، تفاوت جنسیتی در پاسخ به این داروهاست. طبق گزارش نیچر، کارآزمایی‌های بالینی و داده‌های واقعی به‌طور مداوم نشان داده‌اند که زنان با این دارو‌ها بیشتر از مردان وزن کم می‌کنند. در مطالعه‌ای روی زنان یائسه، کسانی که هم‌زمان هورمون‌درمانی جایگزین (شامل استروژن) دریافت می‌کردند، کاهش وزن بیشتری داشتند. دراکر می‌گوید مکانیسم مولکولی این پدیده هنوز روشن نیست، هرچند مطالعات حیوانی نشان داده‌اند استروژن روی نواحی مشابهی از مغز که GLP-۱ هدف قرار می‌دهد اثر می‌گذارد. دکتر ایمائدا در ییل مدیسین هم همین الگو را در بیماران خود دیده، اما محتاطانه یادآوری می‌کند: «شاید هورمونی باشد، شاید رفتاری، یا ترکیبی از هر دو»؛ نکته‌ای که نشان می‌دهد این حوزه هنوز بیشتر پرسش دارد تا پاسخ.

آینده: داروی واحد یا نقشه‌ی شخصی‌سازی‌شده؟

شاید مهم‌ترین چشم‌انداز این پژوهش‌ها را بتوان در مفهومی خلاصه کرد که گزارش «ان‌پی‌آر» (رادیوی عمومی ملی آمریکا) به آن پرداخته است: چاقی شکل واحدی ندارد و احتمالا انواع مختلفی دارد. دکتر «آندرس آکوستا» از کلینیک مایو، این ایده را تا مرحله عملی هم پیش برده و بیماران را بر اساس آزمایش ژنتیکی به چهار گروه تقسیم می‌کند: «شکم گرسنه»، «مغز گرسنه»، «گرسنگی احساسی» و «سوخت‌وساز کند». آنا اولسون، همان بیماری که در ابتدای این گزارش از او گفتیم، دقیقا از طریق همین آزمایش فهمید در گروه «مغز گرسنه» قرار دارد و به بیماری ژنتیکی نادری به‌نام سندرم باردت-بیدل هم مبتلاست؛ این آگاهی مسیر درمانش را کاملا تغییر داد و در نهایت به کاهش ۳۰ کیلوگرمی وزنش انجامید.

با این حال، به گفته دکتر «جنیفر مان-گوهلر»، متخصص بیماری‌های متابولیک دانشگاه هاروارد، نباید فراموش کرد چاقی وضعیتی مزمن و مادام‌العمر است: «یک ابزار برای همه کار نمی‌کند و اغلب یک ابزار به‌تنهایی برای کنترل این وضعیت در طول عمر یک فرد کافی نیست». به گفته او، تقریبا نیمی از مصرف‌کنندگان این دارو‌ها بیش از ۱۵ درصد وزن خود را از دست می‌دهند؛ آماری چشمگیر که ناخواسته انتظارات همه، از جمله نیمه دیگر جمعیت را هم بالا برده است.

آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد به دست می‌آید، نه یک داستان شکست، بلکه روایت یک علم در حال بلوغ است: علمی که به‌تدریج از پرسش ساده «این دارو کار می‌کند یا نه؟»، به پرسشی دقیق‌تر می‌رسد: «این دارو، برای کدام بدن، با کدام ژن، و در کدام مرحله از چاقی، کار می‌کند؟».

انتهای پیام/

ارسال نظر