در گفت‌و‌گوی تفصیلی با آنا مطرح شد

رئیس انجمن ملی هوش مصنوعی ایران: نبود میدان عمل برای نخبه، در تعارض با نگاه رهبر شهید است

هوش مصنوعی
رئیس انجمن ملی هوش مصنوعی ایران، با مرور ابعاد مختلف نگاه رهبر شهید انقلاب به جوانان و نخبگان، گفت اعتماد به نسل جوان در این منظومه فکری، مقدمه‌ای برای نوآوری، اقتدار علمی، حل مسائل کشور و حرکت در مسیر تمدن‌سازی است.

به گزارش خبرگزاری آنا، تمرکز بر «جوان‌گرایی» و حمایت از نخبگان، همواره از دغدغه‌های اصلی رهبر انقلاب بوده که در بیانیه گام دوم انقلاب به عنوان نقشه راه پیشرفت کشور ترسیم شده است. در گفت‌وگوی پیشِ رو، با محمدهادی زاهدی، رئیس انجمن ملی هوش مصنوعی ایران و عضو هیات علمی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، ابعاد مختلف این راهبرد و نقش نخبگان در تحقق آن را بررسی کرده‌ایم.

چرا رهبر شهید انقلاب بر اعتماد به جوانان در حوزه علم تأکید داشتند؟

در اندیشه امام شهید انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (قدس الله نفسه الزکیه)، اعتماد به جوانان صرفاً یک توصیه اخلاقی یا عاطفی نیست، بلکه یک راهبرد حکمرانی علمی است. می‌توان این نگاه را در پنج سطح تحلیل کرد. در اولین سطح جوان، به عنوان موتور جهش علمی معرفی شده است؛ ایشان بار‌ها تأکید داشتند که عمده پیشرفت‌های علمی جمهوری اسلامی توسط نسل جوان محقق شده است و انقلاب اسلامی به جوانان «شخصیت، هویت و جرأت» داد تا استعداد‌های خود را شکوفا کنند. در این نگاه، جوان صرفاً نیروی اجرایی نیست؛ بلکه تولیدکننده علم و فناوری است.

دومین سطح را می‌توان قدرت جسارت نسل جوان عنوان داشت؛ جاییکه نوآوری بیش از آنکه محصول تجربه باشد، محصول جسارت است. در منظومه فکری ایشان، جوانان ویژگی‌هایی دارند که آنان را برای فناوری‌های نوظهور مناسب‌تر می‌کند. از جمله جسارت علمی، ریسک‌پذیری، انگیزه‌ی تحول و عدم اسارت در ساختار‌های سنتی؛ به همین دلیل، بسیاری از فناوری‌های راهبردی از نگاه ایشان باید به نسل جوان سپرده شود.

اعتماد به خود، مولد اعتماد به نفس ملی است، این سومین سطح نگاه راهبردی در اندیشه رهبر شهید نسبت به نسل جوان است. یکی از واژه‌های تکرارشونده در بیانات ایشان، «ما می‌توانیم» است. از این منظر، هرگاه کشور به جوانان اعتماد کند، این اعتماد فقط یک فرد را تقویت نمی‌کند، بلکه سرمایه اجتماعی و اعتمادبه‌نفس ملی را نیز افزایش می‌دهد.

چهارمین شاخصه فکری رهبر شهید نسبت به جوان، به سرمایه راهبردی کشور باز می‌گردد. ایشان نخبگان جوان را صرفاً منابع انسانی نمی‌دانند؛ بلکه از آنان با تعابیری مانند «ثروت کشور»، «امانت الهی» و «هدیه الهی» یاد کرده‌اند؛ بنابراین اعتماد به آنان، حفاظت از سرمایه راهبردی کشور تلقی می‌شود.

پنجمین مورد به باور رهبر شهید به تحقق تمدن‌سازی در سایه همراهی نسل جوان است. در این منظومه، هدف نهایی صرفاً افزایش تولید مقاله یا توسعه فناوری نیست؛ بلکه شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی است و این هدف بدون نقش‌آفرینی نسل جوان ممکن نیست.

مهم‌ترین وظیفه نظام در قبال نخبگان از منظر رهبر شهید انقلاب چیست؟

اگر بخواهیم بیانات شهید کبیر انقلاب را در یک جمله خلاصه کنیم به این جمله کلیدی می‌رسیم: مهم‌ترین وظیفه نظام، تبدیل استعداد به اثرگذاری ملی است. این وظیفه چند مؤلفه دارد: شناسایی و پرورش استعدادها، نظام نباید منتظر بماند تا نخبه خود را اثبات کند؛ بلکه باید سازوکار کشف و پرورش استعداد را فراهم سازد؛ تکریم و حفظ کرامت نخبگان، ایشان بار‌ها تأکید داشتند که تکریم صاحبان علم، بهترین مشوق برای گسترش علم است؛ ایجاد میدان اثرگذاری، حمایت مالی به‌تنهایی کافی نیست؛ نخبه باید فرصت حل مسائل واقعی کشور را داشته باشد؛ رفع موانع دیوان‌سالار اداری، از منظر ایشان، ساختار‌های اداری نباید مانع شکوفایی نخبگان شوند و نهایتا حفظ سرمایه انسانی، ایشان تشویق نخبگان به ترک کشور را به‌شدت نقد کرده و آن را مغایر با منافع ملی می‌دانستند.

چه عواملی باعث می‌شود نخبه احساس اثرگذاری کند؟

در تحلیل منظومه فکری رهبر شهید و حکیم انقلاب، احساس اثرگذاری زمانی شکل می‌گیرد که پنج باور وجود داشته باشد. از جمله اعتماد مسئولان، به معنای واگذاری مسئولیت به قشر نخبه و جوان؛ دیگری مشارکت جوانان در حل مسائل واقعی کشور است نه صرفاً مشغول کردن نخبگان به فعالیت‌های نمادین؛ باور سوم حمایت مستمر از این نسل است، این حمایت شامل حمایت‌های معنوی، نهادی و مادی است. باور مهم دیگر احترام اجتماعی است، احساس اینکه جامعه علم را ارزش می‌داند و به عالم احترام می‌گذارد و در نهایت اثربخشی تلاش علمی است، یعنی تبدیل ایده به محصول، سیاست یا خدمت و شکل گیری زنجیره ارزش. با اعتقاد به این باورها، نخبه زمانی احساس اثرگذاری می‌کند که میان «دانش»، «تصمیم‌سازی» و «تحول در جامعه» پیوند برقرار شود.

اگر نخبه میدان عمل نداشته باشد، این وضعیت با نگاه ایشان چه تعارضی دارد؟

این وضعیت با چند اصل اساسی در اندیشه ایشان در تعارض است؛ نخست تعارض با اصل استفاده از سرمایه‌های ملی است، چراکه سرمایه انسانی ارزشمندترین سرمایه هر کشور است. سپس، تعارض با عدالت اجتماعی خواهد بود، زیرا استعداد‌ها فرصت شکوفایی پیدا نمی‌کنند. مورد بعدی، تعارض با پیشرفت است، علمِ بدون منفعت، موتور تحول کشور نخواهد بود و در نهایت، تعارض با اصل خودباوری است، وقتی به نخبه مسئولیت داده نشود، پیام ضمنی آن بی‌اعتمادی به توان داخلی است. در نتیجه، از منظر این منظومه، نبود میدان عمل تنها یک مشکل مدیریتی نیست؛ بلکه مانعی برای تحقق پیشرفت علمی و ملّی محسوب می‌شود.

دانشگاه مطلوب در اندیشه شهید آیت‌الله خامنه‌ای چه ویژگی‌هایی دارد؟

دانشگاه مطلوب را می‌توان در قالب یک الگوی هشت بُعدی ترسیم کرد؛ بُعد اول مسئله‌محوری است، دانشگاه باید برای مسائل واقعی کشور راه‌حل تولید کند، نه صرفاً مقاله. بُعد دیگر مرجعیت علمی است، هدف، حضور ایران در مرز‌های دانش و تولید علم است، نه صرفاً انتقال آن. بُعد مهم دیگر نوآوری است، ایده باید به فناوری تبدیل شود و شرکت‌های دانش‌بنیان حلقه‌ی توسعه و تجاری سازی محصول و خدمت هستند. مولفه دیگر اثرگذاری در حکمرانی است، دانشگاه باید در سیاست‌گذاری، تصمیم‌سازی و آینده نگری و آینده نگاری جامعه و کشور نقش فعال داشته باشد. ویژگی دیگر اتصال به صنعت و جامعه است. پژوهش باید به حل نیاز‌های اقتصادی و صنعتی و مسائل جامعه منجر شود و پیوند دانشگاه و صنعت و جامعه یک اصل مهم است. بُعد دیگر این است که دانشگاه پرورش‌دهنده انسان است، در این نگاه، دانشگاه صرفاً محل آموزش نیست؛ بلکه محل تربیت نیروی مسئولیت‌پذیر، اخلاق‌مدار و متعهد و عاشق به میهن است. ویژگی دیگر امیدآفرین بودن است، دانشگاه باید کانون تقویت اعتماد به نفس ملی و فرهنگ «ما می‌توانیم» باشد و نهایتا اینکه دانشگاه باید تمدن‌ساز باشد، غایت نهایی دانشگاه، مشارکت در پیشرفت همه‌جانبه و ایفای نقش در شکل‌دهی به تمدن آینده است.

چه شاخصی می‌تواند نشان دهد که کشور در مسیر مورد نظر ایشان برای پیشرفت علمی حرکت می‌کند؟

اگر بخواهیم شاخص‌های مورد نظر ایشان را به یک نظام ارزیابی تبدیل کنیم، مجموعه‌ای از شاخص‌های راهبردی را می‌توان در چند بخش بیان داشت. اولین شاخص مرجعیت علمی است، یعنی سهم ایران در تولید علم بر لبه‌های دانش، استناد‌های باکیفیت و ثبت اختراع. دومین شاخص توانایی در حل مسئله است یعنی سهم پژوهش‌هایی که به حل مسائل ملی منجر شده‌اند. سومین شاخص توسعه فناوری است، به معنای تعداد فناوری‌های راهبردی توسعه‌یافته در داخل کشور. چهارمین شاخص، سهم اقتصاد دانش‌بنیان در اقتصاد کل کشور است، یعنی سهم شرکت‌های دانش‌بنیان و فناوری‌های پیشرفته در تولید ناخالص داخلی. شاخص مهم دیگر که نقطه قوت ایران است، سرمایه انسانی می‌باشد، شامل نرخ ماندگاری و اثرگذاری نخبگان در داخل کشور. شاخص دیگر دانشگاه کارآفرین و جامعه محور بودن است یعنی میزان همکاری دانشگاه، صنعت و دولت در پروژه‌های ملی و ایفای نقش اجتماعی. شاخص هفتم نظام نوآوری است، به معنای تعداد پروژه ها، پایان نامه‌ها و رساله‌های تبدیل شده به محصول، خدمت یا استاندارد قابل بهره برداری با استفاده از فناوری‌های نوظهور و تقویت تفکر خلاقانه و نقادانه در بین نسل جوان و نوجوان. آخرین شاخص اقتدار علمی است، یعنی نقش‌آفرینی در تدوین استانداردها، میزان مشارکت در پروژه‌های علمی و فناوری بین‌المللی و استفاده از ظرفیت‌های بین المللی، استقلال و عدم وابستگی در تولید محصولات و خدمات راهبردی، دستیابی به فناوری‌های راهبردی به ویژه در حوزه‌های دفاعی. تحقق این هشت شاخص پیشرفت در سایه فرهنگ علمی تحقق می‌یابد، به معنای تقویت خودباوری و انگیزه علمی در میان نسل جوان و امید به آینده.

در منظومه فکری امام شهید، پیشرفت علمی زمانی محقق خواهد شد که دانش به مولفه اصلی اقتدار ملی تبدیل شود؛ قدرتی که در قالب فناوری، اقتصاد دانش‌بنیان، حل مسائل کشور، ارتقای کیفیت زندگی مردم، مرجعیت علمی و تقویت استقلال و خودباوری ملی خود را به منصه‌ی ظهور برساند که نتیجه آن آرامش کشور و متضمن یک صلح دائم در کشور و حتی منطقه با محوریت جمهوری اسلامی ایران باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر