«خسته نیستم»، چراغ راهی برای رئیس‌جمهور‌های آینده

آئین رونمایی از کتاب‌های «خسته نیستم» در روز چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت در سکوی اصلی باغ کتاب برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری آنا، آئین رونمایی از کتاب‌های «خسته نیستم» در روز چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت در سکوی اصلی باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، مهدی مجاهد، نویسنده کتاب در کنار محمدمهدی اسماعیلی، مدیرعامل بنیاد شهید رئیسی، وحید یامین‌پور، فعال رسانه‌ای و معاون سابق وزارت ورزش و جوانان، ریحانه‌سادات رئیسی، دختر شهید جمهور، فضه‌سادات حسینی، مجری و کارشناس رسانه ملی و رضا نقی‌پور حضور داشت.

فضه‌سادات حسینی در ابتدای نشست، شعری از محمد رسولی در سوگ شهید جمهور خواند:

دست او در آسمان دست شهادت را گرفت

بال در بال شهادت مزد خدمت را گرفت

دیشب از هرجا خبر می‌آمد از پرواز او

رفته رفته این خبر رنگ حقیقت را گرفت

میتوانست او نباشد در میان کوه و دشت

آسمان، اما صدایش کرد دعوت را گرفت

چشمهایش را تماشا کردم و بغضم گرفت

چشم‌هایی را که از آن خواب راحت را گرفت

کار کرد و کار کرد و کار کرد و کار کرد

این دویدن‌ها مسیر بی نهایت را گرفت

از علی ابن ابیطالب نشان مهر را

از حسین ابن علی مهر سیادت را گرفت

او دلش تنگ امام مهربان خویش بود

در شب میلاد او اذن زیارت را گرفت

خدا حالا رئیسی را به یک حجت بدل کرده است

چه زیبا پیکرش را پرچم ایران بغل کرده است

خدا این اشک‌ها را عصر عاشورا سیاسی کرد

یکایک سوگواری‌های ما را هم حماسی کرد

وی افزود: امروز بنا است که کتاب «خسته نیستم» به قلم مهدی مجاهد رونمایی شود. این خاطرات در فصول و بخش‌های مختلف نگارش شده تا کمک کند نقاب از رئیس جمهور عزیز ما برداشته شود و حقایق به صورتی که وجود داشت، بیان شود. رئیس جمهوری که رهبر شهید درباره ایشان گفتند با مهر از تمام طعنه‌ها و گزند‌ها گذشتند.

سپس مدیر نشر معارف بر روی سکو آمد و بیان کرد: اخلاص نقطه گم‌شده بشر امروزی است و این اخلاص بود که جناب رئیسی را به مقام شهادت رساند. حقیقت مطلب این است که درباره این شخصیت عزیز و بزرگوار که رهبر شهید درباره ایشان فرمودند «دلم برای رئیسی سوخت!» کتاب‌های زیادی نوشته شد. اما این کتاب حاوی روایات دست اول است. شاخصه دوم این کتاب، مستند بودن آن است، تمام روایات سند ثبت‌شده‌ای دارد و خاطره نیست. مهدی مجاهد تلاش کرده بخشی از شخصیت شهید جمهور، که بیان نشده را روایت کند. نشر معارف به نوبه خود، کار خاصی در برابر اخلاص و مجاهدت رئیس‌جمهور شهید کاری نکرده است. به نظر من این گفتار‌ها به قدری باید تکثر پیدا کند تا مظلومیت شهید جمهور نمایش داده شود و مهجوریت ایشان حل شود.

بعد از سخنان مدیر نشر معارف، وحید یامین‌پور، مهدی مجاهد و رضا نقی‌پور، محمدمهدی اسماعیلی و ریحانه‌سادات رئیسی روی سکو حاضر شدند.

مهدی مجاهد در ابتدا گفت: یکی از ویژگی‌های اصلی شهید رئیسی، خستگی‌ناپذیری ایشان است و این مسئله برای هر فرد، جلوه خاصی داشت. من به اتفاق نظر داشتم که این ویژگی، مولفه اصلی شخصیت او است. بیش از ۱۰۰۰ خاطره درباره شهید جمهور جمع‌آوری شد و از میان آنها گلچین اتفاق افتاد. در ابتدا قرار بود اسم این کتاب «آقای رئیس جمهور» بود، می‌خواستم این کتاب روایتی ساده و راحت‌خوان داشته باشد و از گزارش‌کارنویسی دور باشم. در این کتاب، من یک لایه از پشت‌صحنه قرائن باز کردم. وضعیت ذخایر راهبردی در ابتدای دولت سیزدهم و خالی بودن خزانه و ماجرای کرونا یکی از این پشت‌صحنه‌ها است. این اتفاقاتی بود که در آن زمان نمی‌شد درباره آن صحبت کرد؛ اما امروز، روایت این اتفاقات، نه تنها ناامیدکننده نیست؛ بلکه برای مردم امیدبخش خواهد بود که چگونه با مدیریت از بحران‌ها عبور کرده‌ایم. در پایان اجلاس شانگهای، قرار بود روسای جمهور، با همکاری یکدیگر در حیاط، نهالی بکارند. شهید رئیسی آخر از همه به لابی وارد شد تا منتظر سایر روسای جمهور نشود، بعد از اتمام مراسم، هجمه رسانه‌ای سنگینی بر شهید رئیسی وارد شد که «ابراهیم رئیسی پای میز مشروبات الکلی نشسته است». این خاطره و اتفاقات حول محور آن نیز از جمله پشت‌صحنه‌هایی است که مردم با آن رو‌به‌رو نشده‌اند و می‌توانند در این کتاب بخوانند.

وحید یامین‌پور در ادامه تصریح کرد: بین شهادت آیت‌الله رئیسی و روایت خاطرات ایشان نباید فاصله زیادی می‌افتاد. قبل از شهادت ایشان، کارگروهی در دولت تشکیل شد تا برنامه‌ها و رخداد‌ها را ثبت و ضبط کند. حتی قبل از شهادت نیز این ضرورت مشاهده شده بود تا نحوه مدیریت کشور توسط مدیری فرهیخته و مدبر مثل ایشان باید نگاشته شود. علاقه رهبر شهید به ایشان، عادی نبود؛ بلکه تمام علایق شخصی خود در حکمرانی را در شهید رئیسی می‌دیدند. من همان زمان به دکتر مجاهد گفتم که فاصله نیندازید و در گرماگرم داغ شهادت این کتاب را بنویسید و همچنین سانسور نکنید. من در بخشی از این روایات حضور داشتم و در بخشی دیگر نیز حضور داشتم؛ اما خواندن آن لطف دیگری داشت. روایت نماز شب شهید جمهور در سفر پرفشار به کشور‌های آفریقایی، روایت موردعلاقه من از این ۱۰۰ روایت است.

محمدمهدی اسماعیلی نیز گفت: من در مورد این کتاب، در مراسمات مختلف صحبت کردم و اینجا باز تاکید می‌کنم که مهدی مجاهد، سزاوارترین فرد برای روایت خستگی‌ناپذیری شهید جمهور بود. آیت‌الله تقریبا هیچ سفری را بدون حضور مهدی مجاهد انجام ندادند و تمام سفر‌ها با همراهی ایشان انجام شد. من نیز برادرانه از ایشان درخواست می‌کردم که اجازه ندهند غبار فراموشی بر این مباحث بنشیند. طی رخداد‌های بعد از شهادت آیت‌الله رئیسی، فراغتی برای اقای مجاهد ایجاد شد که توانستند تمرکز کاملی بر روی این کتاب داشته باشند. من در منظر شما مخاطبان فرهیخته این انتقاد را به نویسنده می‌کنم که کمی سرگشاده‌تر، به روایت‌گری بپردازند و در کتاب بعدی، کمی از این لحن خشک، فاصله بگیرند. به نظر من این کتاب، باید منشا آثار دیگری بشود. فیلم‌نامه‌های مختلف، کتاب‌های متنوع و ... از این اثر برداشت شود. مهدی مجاهد در این کتاب، نقطه‌ها را گذاشته و نقشه را منتشر کرده است. تک به تک این روایات، گرچه کم‌حجم است، اما می‌تواند آغازگر ۱۰۰ تولید دیگر باشد. معلومات حوزه عملی حکمرانی باید انتقال پیدا کند و این اثر به خوبی، نظام حکمرانی و روابط پیچیده میان نهاد‌های حاکمیتی را روایت می‌کند. ما در بنیاد شهید رئیسی بیش از هزار ساعت، مصاحبه با مدیران آرشیو شده است و اگر نمایشگاه کتاب، امسال برگزار می‌شد، ما نزدیک ده عنوان کتاب دراین‌باره منتشر می‌کردیم. ما امروز در حال نگارش دو رمان نوجوان از شهید جمهور نیز هستیم.

ریحانه‌سادات رئیسی در ادامه تصریح کرد: این کتاب عمده روایات کوتاهی است که جنبه مدیریتی شهید جمهور را روایت می‌کند. «خسته نیستم» نشان می‌دهد که می‌شود ۲۴ ساعته خدمت کرد و مصداق آن نیز شهید رئیسی است. همانگونه که حضرت آقا فرمودند «شهید جمهور باید الگوی مدیریتی کشور باشد» و به ایشان لقب امیرکبیر زمانه را دادند. مسئله پنهان دیگری نیز موجود است که جوانان در کنار الگوی مجربی، چون شهید جمهور، می‌توانند کنشگری‌ای در حوزه رسانه انجام دهند. به نظر من، ما باید دیدی نظریه‌نویسانه را به الگوی روایت‌نویسی ورود دهیم. امروزه، جوانان ما که می‌خواهند کنشگری اجتماعی داشته باشند، پیشنهاد می‌شود به این کتاب مراجعه کنند.

رضا نقی‌پور نیز بیان کرد: خیلی خوشحالم که این کتاب چاپ شد، اما این ساعت‌ها را دوست ندارم. دقیقا دو سال پیش، برای افتتاح سد همراه آقای رئیس جمهور به مرز ایران و آذربایجان رفتیم و این ساعات، دقیقا همان ساعت‌هایی است که ما در جنگل‌های مه‌گرفته، به دنبال ایشان می‌گشتیم. دیشب کتاب آقای مجاهد را مطالعه می‌کردم تا برای این جلسه آماده شوم؛ اما بعد از خواندن سه روایت، دیگر نتوانستم مطالعه را ادامه بدهم. نمی‌دانم چه حکمتی بود که فردی با این مجاهدت و اخلاص، به این سرنوشت دچار شدند.

وی افزود: به نظرم بهترین عنوانی که می‌شد برای این کتاب، انتخاب شود؛ همین عنوان «خسته نیستم» است. ما شاید در مواقعی خسته می‌شدیم، استراحت می‌کردیم، اما شهید رئیسی، خستگی نمی‌شناخت. ایشان واقعا کسی بود که فقط برای مردم و رضایت خدا، خدمت می‌کرد. رئیس جمهور ما روزی ۱۸ الی ۲۰ ساعت کار می‌کردند، که شاید تصور آن برای هیچکس ممکن نباشد. شنیده‌اید که به افراد خوش‌قلب می‌گویند «طرف نون دلش را می‌خورد». به نظر من آقای مجاهد نون دل و صبرش را می‌خورد؛ من می‌دانم که نوشتن از شهید رئیسی چقدر سخت است. حتی مطالعه این کتاب هم برای من سنگین است، چه برسد بخواهم به نوشتن آن فکر کنم.

او ادامه داد: مزد این همه مجاهدت و خستگی شهید رئیسی، شهادت بود که در روزی منتسب به امام رضا گرفتند. البته افرادی بودند که خستگی را به تن ایشان گذاشتند و اگر بخواهیم درباره این اتفاقات کتابی بنویسیم، شاید ده‌ها جلد بشود.

نویسنده کتاب در پایان با تشکر از تمامی مهمانان بیان کرد: آقای رئیسی مظلوم بود، خانواده ایشان هم مظلوم بودند. من سعی کردم در بخشی کوتاه از این کتاب، به مظلومیت این خانواده و همسر محترم ایشان اشاره کنم. اساسا نقش آقای رئیسی و خانواده ایشان در حکمرانی چه بود؟ به نظر من یکی از مهم‌ترین مولفه‌ها در شخصیت سیاسی ایشان، خانواده‌اش بود. یاران شهید رئیسی نیز مظلوم بودند، حرف جناب اسماعیلی درست است. من جرئت نکردم تمام روایات را بدون سانسور ارائه دهم؛ اما سعی کردم به کسی اجازه ندهم تا تاریخ را تحریف کند. به قول معروف من دروغ نگفتم، امام تمام حقیقت را نیز نگفتم. این کتاب را ۳ بار بازنویسی کردم و هر دفعه با خود می‌گفتم، اگر این کتاب به دست حضرت آقا برسد و از من دلخور شوند چه؟ به همین دلیل سعی کردم، توصیفات را دقیق، مستند و درست ارائه دهم. من معتقد بودم این کتاب باید چراغ راهی شود برای رئیس‌جمهور‌های آینده.

او ادامه داد: همچنین تلاش کردم کتاب، تلخ نباشد و مخاطب بعد از پایان مطالعه با حسرت از دست رفتن شهید رئیسی رها نشود، البته که روایتی از یک راه ناتمام است، اما تمام تلاش من این بود که روایت امیدبخش باشد. من ورزقان را محل سقوط شهید رئیسی نمی‌دانم، بلکه، محل پرواز شهید رئیسی و شروع «شهید جمهور» است. شهید رئیسی در سفر‌های استانی، دیدار‌های خاصی با فرزندان و خانواده‌های شهدا داشتند. ایشان در یکی از سفرها، در کنار هدایا، این جمله را نوشتند «خداوند متعال، توفیق ادامه راه شهیدان را مرحمت فرماید» من همان لحظه عکسی از این نوشته گرفتم که طرح پشت جلد کتاب است.

علیرضا زاکانی، شهردار تهران در پایان نشست روی سکو حاضر شد و بیان کرد: کتاب «خسته نیستم» مشتی از خروار است، اما چیزی که برای من جالب بود. تغییر جدی ایشان بعد از قبول مسئولیت ریاست جمهوری بود. ایشان بعد از انتخاب، تغییری جدی کردند که ما در صحبت با دوستان خود می‌گفتیم «رئیسی امروز، رئیسی قبل نیست» گویی که عنایت ویژه‌ای از حضرات معصومین به ایشان شده است. اولین ویژگی خاص ایشان این بود که خود را سرباز نظام اسلامی می‌دانست. ویژگی دوم، تبعیت ایشان از رهبری بود که در این حوزه سر از پا نمی‌شناخت. ویژگی سوم، خدمت به مردم بود. مردم عیار الهی هستند و ایشان تمام هم‌وغم خود را می‌گذاشت تا به مردم خدمت کند. شهید رئیسی دائما در میان مردم بود، همانند ماهی که حیات خود را در آب می‌بیند، شهید رئیسی نیز اوج لذت و بشاشیت خود را هنگام بودن در میان مردم، کسب می‌کرد. ویژگی بعدی نیز، توجه و اتصال به امام معصوم بود. شهید رئیسی به اعتقاد من، عنصر ویژه‌ای بود که خود را وقف مردم، انقلاب، نظام و ایران کرده بود که لحظه‌ای در انجام وظایف خود، کوتاهی نمی‌کرد. انشاالله ما بتوانیم او را یک الگو برای خود بپذیریم.

انتهای پیام/

ارسال نظر