۱۵ خرداد؛ آغاز تقابل علنی مردم با استبداد و استعمار

مورخ و نویسنده تاریخ معاصر گفت: شما در تمام صحیفه امام یک اعلامیه در تأیید حرکت فدائیان اسلام نمی‌بینید و حتی بعد از سال ۱۳۴۲ هیچ تأییدی از حرکت حزب مؤتلفه اسلامی نمی‌بینید، زیرا ایشان معتقد بودند که اگر شما مردم را بیدار و آگاه کنید خود آنها راه را پیدا می‌کنند.
نویسنده : علی رحمانی

«محمدحسن رجبی دوانی» نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ معاصر ایران در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری آنا، ضمن اشاره به شباهت‌ها و تفاوت‌های موجود بین نهضت ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به رهبری امام خمینی(ره) با جنبش‌ها و نهضت‌های پیش از خود اظهار کرد: اگر انقلاب را به عنوان یک جنبش سیاسی و دارای رهبری مشخص بدانیم که اهداف یک قوم یا ملتی را برآورده می‌سازد. بنابراین،هر انقلابی دارای دو وجه بارز سلبی و ایجابی است. به یک اعتبار هر انقلابی باید دارای این دو وجه باشد. در وجه سلبی رهبران و توده انقلابی می‌دانند که علیه چه چیزی قیام می‌کنند و وجه ایجابی آن شامل این نکته است که بعد از نظام سیاسی موجود باید چه نظامی و با چه مشخصاتی روی کار بیاید.

وی تأکید کرد: در انقلاب مشروطه رهبران روحانی نهضت در آغاز انقلاب به دنبال عدالتخانه بودند و تعریف کلی و نسبتاً روشنی از این مسئله داشتند. یعنی؛ خواهان تعدیل استبداد براساس یکسری اصول و قوانین بودند بنابراین وجه ایجابی این انقلاب شامل عدالتخانه با تصویر نسبتاً کلی از حکومت حضرت امیر (ع) بود، اما نظام مشروطه که شامل پارلمانتاریسم نولیبرال بود هیچ نسبی با این مسئله نداشت. به همین دلیل مردم و رهبران مشروطه نمی‌دانستند این نظام جدید که براساس انتخابات و قانون موضوعه که منبعث از قانون فرانسه و بلژیک به وجود آمده بود چه نسبتی با اهداف اولیه انقلاب مشروطه دارد. از این نظر رهبران اصلی مشروطه بعد از پیروزی انقلاب به حاشیه رانده شده و مؤید نظام جدید شدند به نحوی که سعی کردند نظام جدید را به گونه‌ای تفسیر دینی کنند.

فلسفه سیاسی امام (ره) مشخص بود

این پژوهشگر تاریخ در ادامه بیان کرد: به علاوه انقلاب مشروطه رهبر مشخص و معینی نداشت یعنی در تهران سیدمحمد طباطبایی و سیدعبدالله بهبهانی و در نجف اشرف مرحوم آخوند خراسانی به همراه شیح عبدالله مازندرانی و حاج میرزا خلیل تهرانی رهبری نهضت را برعهده داشتند که البته مرحوم آخوند خراسانی در صدر قرار داشت. به همان نسبت نظام سیاسی برآمده از مشروطه منتقدانی هم داشت که در نجف اشرف شامل مرحوم سیدکاظم یزدی و در تهران مرحوم شیخ شهید فضل‌الله نوری بود. امام در انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) از اغاز رهبری نهضت را برعهده داشت و همه مراجع و علما در طول زمان با امام راحل همراه و همزبان شدند. سایر گروه‌های سیاسی مخالف ایشان هم یا متقاعد شدند و یا براساس مصالح سیاسی خود مجبور شدند که در آن برهه تاریخی از ایشان حمایت کنند.

وی اضافه کرد: نکته دیگر این است که فلسفه سیاسی امام (ره) مشخص بود، زیرا ایشان حدود سال ۱۳۲۳ کتاب کشف الاسرار را نوشتند و در آنجا خطوط کلی نظام آرمانی مدنظر خود را ترسیم کردند و بعداً در اواخر سال ۱۳۴۸ نظریه ولایت فقیه را مبسوطاً تشریح کردند که به صورت کتاب ولایت فقیه در آمد. حال آنکه تا قبل از آن ما حتی یک رساله درباب شناخت نظام مشروطه نداشتیم به همین دلیل انقلاب مشروطه فاقد پیشینه نظری بود. از این نظر وقتی که تحولات مربوط به انقلاب مشروطه پیش آمد انقلابیون معادلی برای نظام جدید نداشتند و به آن قنستیتاسیون که ترکی شده کلمه کنستیتوسیون فرانسوی است می‌گفتند. این مسئله نشان می‌دهد که نظام مشروطه برخواسته از یک مطالبه عمومی و ملی نبوده به نحوی که بعد‌ها حتی تقی‌زاده هم در خصوص ریشه لغوی این اصطلاح سخنرانی کرد.

ماهیت ضداستبدادی و ضداستعماری نهضت امام خمینی (ره)

رجبی دوانی عنوان کرد: برخلاف نهضت مشروطه وجه سلبی و ایجابی انقلاب برای امام (ره) کاملاً روشن بود و ایشان به خصوص پس از تصویب لایحه کاپیتالاسیون کاملاً به دنبال براندازی رژیم بودند پس از آن هم در آثار، پیام‌ها و مصاحبه‌های خود به این مسئله اشاره می‌کردند. در خصوص مقایسه قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ با نهضت ملی شدن صنعت نفت که نهضت مشروطه جنبشی ضداستبدادی بود و بعد ضداستعماری آن بسیار کم بود. حال آنکه نهضت ملی شدن صنعت نفت یک جنبش ضداستعماری بود که وجه ضداستبدادی نداشت، چون رهبران اصلی آن یعنی دکتر مصدق و آیت‌الله کاشانی به این جمع‌بندی رسیده بودند که پایگاه اصلی حضور انگلستان در ایران شرکت نفت ایران و انگلیس است و اگر بتوانند از این شرکت خلع ید کنند حضور استعمار انگلیس در ایران خاتمه می‌یابد.

وی افزود: به همین دلیل جنبشی توسط دکتر مصدق شروع شد و با حمایت آیت‌الله کاشانی و سایر مراجع بسیاری از مردم به این نهضت پیوستند و حتی سعی کردند که از دولت دکتر مصدق دربرابر تحریم نفتی انگلستان حمایت کنند. اما باز می‌بینیم که مرجعیت وقت یعنی آیت‌الله بروجردی و علمای عراق اثباتاً و نفیاً واکنشی به این نهضت نشان ندادند. به علاوه شناخت ماهیت نهضت ملی شدن صنعت نفت برای بسیاری از مردم دشوار بود به همین علت در جریان این نهضت فقط بخشی از مردم در صحنه حاضر شدند. اما همان‌طور که عرض کردم نهضت امام (ره) همزمان ضداستبدادی و ضداستعماری بود. به همین سبب هم ایشان در سخنرانی معروف خود فرمودند: «انگلیس از امریکا بدتر، آمریکا از انگلیس بدتر و شوروی از هر دو بدتر است.» 

انقلاب اسلامی خواستار تغییر نظام پیشین بود

این نویسنده مطرح تاریخ معاصر یادآور شد: نکته مهم دیگر این است که امام راحل رژیم شاه و سلطنت را آلت دست استعمار می‌دانستند در حالی که نهضت ملی شدن صنعت نفت بعد ضداستبدادی نداشت و رهبران نهضت با حفظ مشروطه و حضور سلطنت در عرصه سیاسی به دنبال برپایی یک نهضت ضداستعماری بودند. در حالی که عوامل استعمار در نظام سلطنت، ارتش کشور و سایر ساختار‌های باقی مانده از دوره رضاخان مستقر بودند به همین دلیل با وجود نهاد سلطنت برپایی یک نهضت ضداستعماری ممکن نبود. مسئله دیگر این است که نهضت ملی شدن صنعت نفت با وجود اهمیت خود به تغییر ساختار نظام سیاسی نمی‌انجامید. حال آنکه انقلاب اسلامی خواهان تغییر ساختار نظام پیشین و استقرار نظام نوین بود. 

علل عدم سقوط رژیم پهلوی در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲

فرزند مرحوم علامه علی دوانی ادامه داد: قیام ۱۵ خرداد که در سال ۱۳۴۲ آغاز شد در آن زمان مراجع متعددی وجود داشتند و امام (ره) یکی از مراجع شاخص بود، اما همه مراجع الزاماً در خط امام حرکت نمی‌کردند و نظرات متفاوتی داشتند. اگر چه مراجع وقت به صورت یکپارچه مخالفت خودشان را با دستگیری و تبعید ایشان اعلام کردند. اما چون امام حرکت اصلی را آغاز کرده بود دیدیم که بعد از تبعید ایشان این حرکت ادامه پیدا نکرد. مسئله دیگر این است که مردم هنوز به آن آگاهی سیاسی عمومی نرسیده بودند یعنی حرکت امام فراگیر نشده بود؛ بنابراین زمان لازم بود تا حرکت امام (ره) در بین توده‌ها و اقشار مختلف مردم گسترش یابد.

وی تشریح کرد: عامل دیگری که در این زمینه قابل توجه است، این است که رژیم شاه در آن زمان هنوز ویژگی‌های خود را به طور کامل بروز نداده بود. از نظر اقتصادی، پیش از اصلاحات ارضی، ایران در حوزه کشاورزی نوعی خودکفایی داشت، اما پس از اجرای انقلاب سفید و اصلاحات ارضی، به طور عمده به واردکننده محصولات کشاورزی تبدیل شد. از نظر فرهنگی نیز، در دوران پس از تبعید امام خمینی (ره)، نوعی هویت‌زدایی در جامعه به وجود آمده بود. رژیم شاه تلاش می‌کرد با تبلیغ ناسیونالیسم رمانتیک و ملی‌گرایی خیال‌پردازانه، هویت ایرانی را تقویت کند. این تلاش به وضوح در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی نمایان بود. سلطنت پهلوی خود را به عنوان تداومی از سلطنت باستانی ساسانیان و وارث تمدن هخامنشی معرفی می‌کرد. به همین دلیل، دوران اسلامی تاریخ ایران به نوعی به فراموشی سپرده شده بود.

ابتذال فرهنگی ایران بعد از ۱۵ خرداد

این مورخ ایرانی تأکید کرد: از طرفی یک فرهنگ شبه‌مدرنیستی و شبه‌سرمایه‌داری در ایران رایج بود که شامل نوعی ولنگاری کامل می‌شد یکی از نمونه‌های رواج این فرهنگ در داستان معروف جشن هنر شیراز مشخص شد. حتی در کتاب خاطرات دو سفیر آمده است که بعد از واقعه‌ای که در جشن هنر شیراز افتاد و باعث اعتراض مردم و علما و متعاقب آن دستگیری مرحوم آیت‌الله دستغیب شد سفیر انگلستان به شاه می‌گوید: «اعلیحضرت اگر چنین واقعه‌ای حتی در یکی از شهر‌های نسبتاً آزاد انگلستان از نظر اجتماعی رخ می‌داد باعث یک آشوب می‌شد چطور چنین جشنی در ایران اتفاق افتاد!» وی در پاسخ با لبخند شاه مواجه می‌شود! از دیگر اتفاقات مهم در این زمینه تغییر تاریخ رسمی ایران از هجری شمسی به شاهنشاهی بود.

وی افزود: چنین اقداماتی با خشم توده‌های مردم رو‌به‌رو شد در کنار این مسئله اختناق سیاسی حاکم بر ایران در این سال‌ها و سرکوب جنبش‌های مسلحانه و غیرمسلحانه در این دوره باعث نارضایتی توده‌های مردم اعم از روشنفکران و روحانیت شد و متعاقب آن موج دستگیری، تبعید و زندانی کردن مخالفان شروع شد؛ بنابراین، با توجه به این عوامل در کنار وابستگی بیش از پیش رژیم شاه به آمریکا نوعی نارضایتی عمومی در بین اقشار مختلف مردم به وجود آمد.

ریشه تقسیم کار سیاسی بین علمای شیعه ایرانی و عراقی

این نویسنده و پژوهشگر ایرانی اضافه کرد: بعد از داستان قانون اساسی عراق و تأسیس نظام پادشاهی در این کشور توسط انگلستان با مخالفت علمای شیعه ایرانی مقیم عراق رو‌به‌رو شد مهاجرت این عده از علما من جمله مرحوم نائینی، مرحوم آیت‌الله آقاسیدابوالحسن اصفهانی، مرحوم شهرستانی و بعد هم آیت‌الله خالصی به ایران واکنشی از سوی مردم عراق در پی نداشت. اگرچه این شخصیت‌های برجسته با پذیرایی وزیر خارجه وقت یعنی دکتر مصدق و آیت‌الله حائری رو‌به‌رو شده و پس از آن در ایران با جنبش جمهوری‌خواهی مواجه گشته و درگیر مسائل داخلی ایران شدند، اما جایگاه اصلی اینها در عراق بود. زیرا مرجعیت شیعه تا قبل از آیت‌الله بروجردی در عراق تعریف شده بود لذا اینها به طور طبیعی متوجه شدند که علمای شیعه ایرانی مقیم عراق میهمان مردم این کشور هستند.

وی تصریح کرد: بنابراین طبق شواهد تاریخی از این دوره به بعد علمای شیعه ایرانی مقیم عراق دیگر نقش اصلی را در مسائل سیاسی این کشور ایفا نکردند. همچنین علمای عراقی مقیم ایران هم مسائل سیاسی و اصلی کشور را به علمای ایرانی سپردند. به همین دلیل وقتی امام راحل در نهضت ۱۵ خرداد قیام کردند علمای ایرانی از ایشان حمایت کرده و علمای عراقی هم این موضع را تأیید کردند. به همین علت شما می‌بینید که حضرت امام حتی زمانی که در عراق بودند هیچ واکنشی نسبت به حزب بعث نشان ندادند، اما آیت‌الله سیدمحسن حکیم حزب بعث و کمونیست‌ها را تحریم کردند. همچنان که در دوران بعد از سقوط صدام هم رهبر شهید و بزرگوار ما مسائل عراق را عمدتاً به آیت‌الله سیستانی سپرده بودند و متعاقباً آیت‌الله سیستانی هم در مسائل ایران این حق تقدم را به رهبری شهید دادند.

مبارزه مسلحانه راه به جایی نمی‌برد

رجبی دوانی افزود: تفاوت امام با مراجع و رهبران مذهبی پیش از خودشان این بود که ایشان مردم را مخاطب خود قرار دادند در حالی مراجع قبلی با هدف تحقق اصلاحات سیاسی عمدتاً دولتی‌ها را خطاب قرار می‌دادند. وجه دیگر شخصیت ایشان شامل تأثیرگذاری امام بر جوانان و بانوان بود. که در هیچکدام از نهضت‌های قبلی بانوان مطرح نیستند، اما حضرت امام با تجلیل از بانوان نوعی آگاهی عمومی وسیع به مردم می‌دهند و با کشاندن آنها به صحنه تحولات سیاسی کشور باعث می‌شوند که مردم بعد از تبعید امام نهضت را ادامه دهند. نکته مهم اینجا است که ایشان به هیچ وجه به روش مبارزه اشاره نمی‌کنند و در اعلامیه‌های خود خطاب به اقشار مختلف جامعه فقط به لزوم آگاه کردن مردم تأکید می‌کنند.

وی در ادامه یادآور شد: بنابراین ایشان در تمام دوران مبارزات سیاسی خود قبل و بعد از سال ۱۳۴۲ به شدت مخالف مبارزات سیاسی مسلحانه بودند به همین علت در تمام صحیفه امام یک اعلامیه در تأیید حرکت فدائیان اسلام نمی‌بینید، زیرا ایشان معتقد بودند که اگر شما مردم را بیدار و آگاه کنید خود آنها راه را پیدا می‌کنند. به همین علت هم در سال‌های ۱۳۴۹-۵۰ وقتی دو نفر از سران سازمان مجاهدین خلق خدمت ایشان رفتند و چندین روز برای امام نهج البلاغه خواندند ایشان فرمودند: «اولاً مبانی فکری شما اسلامی نیست و مادی است و دوم این که مبارزه مسلحانه راه به جایی نمی‌برد و با شکست قطعی مواجه می‌شود.»

اگر مردم آگاه شوند همه توطئه‌ها را خنثی می‌کنند

رجبی دوانی در پایان خاطرنشان کرد: حضرت امام (ره) معتقد بود که اگر مردم آگاه شوند خودشان همه توطئه‌ها را خنثی می‌کنند؛ بنابراین نیازی نیست که ما راه و روش خاصی را برای آنها تعیین کنیم. این موضع امام مربوط به هر دو دوره پیش و پس از پیروزی انقلاب است به همین سبب در ماه‌های منتهی به پیروزی انقلاب برخی از اعضای جریانات اسلامی فکر می‌کردند که شکست مجاهدین خلق به دلیل تغییر ایدئولوژی آنها در سال ۱۳۵۴ بود لذا همان مبارزه مسلحانه را با آرمان‌های اسلامی در پیش گرفتند که آن هم مورد تأیید امام واقع نشد. زیرا ایشان به دنبال آگاه کردن مردم و معرفی رژیم شاه به عنوان عامل سیه‌روزی جامعه بودند تا اینگونه استعمار و استبداد در کشور از بین برود.

وی افزود: حال آنکه گروه‌های سیاسی به وجود آمده بعد از سال ۱۳۴۲ تصور می‌کردند که عامل شکست قیام ۱۵ خرداد این بود که مردم مسلح نبودند و اگر مسلح می‌شدند این قیام به پیروزی می‌رسید در حالی که امام تا پایان و حتی پس از پیروزی انقلاب چنین نظری نداشتند و به همین دلیل هم پس از پیروزی انقلاب مردم را مخاطب قرار داده و این گروه‌ها را معرفی کردند. نمونه چنین برخوردی توسط ایشان را می‌توان در ماجرای معرفی سازمان فدائیان خلق به عنوان چپ‌های آمریکایی در ابتدای انقلاب دید. بهترین نمونه این رویکرد در دوره کنونی را نیز می‌توان در روند اداره کشور توسط خود مردم پس از شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی دید این همان روش امام و رهبری شهید برای آگاه کردم مردم است.

انتهای پیام/

ارسال نظر