از «مرجعیت علمی» تا احیای رنسانس پارسی/ تبیین دکترین «زبان فارسی- زبان علم» در منظومه تمدنی رهبر شهید
به گزارش خبرگزاری آنا، در جهان معاصر، تعاریف سنتی از قدرت که بر وسعت جغرافیایی یا حجم تسلیحات نظامی تکیه داشت، جای خود را به مفهومی بنیادینتر داده است: «قدرت برخاسته از دانایی». حضرت آیتالله خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، با درک عمیق از این چرخش پارادایمیک، طی سه دهه هدایت مستمر، دکترین «العلمُ سلطان» را به عنوان زیربنای امنیت ملی و استقلال ایران ترسیم کردند. اما در نگاه غایی ایشان، علم تنها برای «داشتن» نبود، بلکه برای «ساختن» یک تمدن بود. تمدنی که هویت آن با زبان، اخلاق و حکمت ایرانی-اسلامی گره خورده است. امروز در هنگامه گرامیداشت زبان فارسی، بازخوانی وصیتنامه علمی ایشان نشان میدهد که لبه تیزِ پیشرفت ایران، رسیدن به مرحلهای است که «زبان فارسی» به عنوان «زبانِ بینالمللی علم» بر صدر کرسیهای جهانی بنشیند.
رؤیای مرجعیت؛ چرا زبان فارسی باید زبان علم باشد؟
رهبر معظم انقلاب در دیدارهای متعدد با نخبگان و اساتید دانشگاه افقی ۵۰ ساله را ترسیم کردند که در آن، جایگاه علمی ایران به چنان ترازی برسد که دانشمندان جهان برای دستیابی به دانشهای نوظهور، ناچار به فراگیری زبان فارسی باشند. این تنها یک آرزوی ادیبانه نبود، بلکه یک «راهبرد نفوذ تمدنی» بود.
دکتر سعیدرضا عاملی، دبیر سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی، در توصیف این نگاه میگوید: «زبان، ظرفِ اندیشه است. وقتی شما علم را با زبان خود تولید میکنید، در واقع فرهنگ و مدل ذهنی خود را به جهان صادر میکنید.» از منظر وی، سلطه ۳۰۰ ساله غرب بیش از آنکه مدیون ناوهای جنگی باشد، مدیون تحمیل زبان انگلیسی به عنوان تنها معبرِ دانش بود. رهبر شهید با درک این نکته، به دنبال «استعمارزدایی از ساحت علم» بودند. ایشان میفرمودند اگر ما در نانو، هستهای و سلولهای بنیادی پیشرو باشیم و مقالات و یافتههای کلیدی خود را با اصطلاحات فارسی برندسازی کنیم، دنیا ناچار به تکریم این زبان خواهد شد.
دکتر مخبر دزفولی، رئیس فرهنگستان علوم، با اشاره به این بخش از بیانات رهبری، تأکید میکند که این هدفگذاری بر پایه «شتاب علمی ۱۳ برابری ایران» صورت گرفته است. او معتقد است وقتی ایران از رتبه ۵۰ علمی جهان به رتبه ۱۵ و در برخی حوزهها به رتبه ۴ دنیا میرسد، یعنی نیمی از راه مرجعیت طی شده است. مرجعیت علمی یعنی «دیگران به شما ارجاع دهند»؛ و این ارجاع، بزرگترین تبلیغ برای زبان و تمدن ایرانی است.
هندسه تمدن در «نقشه جامع علمی کشور»
برای اینکه زبان فارسی به زبان علم تبدیل شود، نیازمند یک نقشه ساختمانی بودیم. دکتر منصور کبگانیان، که خود از معماران «نقشه جامع علمی کشور» است، توصیف میکند که رهبر معظم انقلاب با چه جزئینگری عجیبی بر تدوین این سند نظارت
داشتند. کبگانیان معتقد است رویکرد علمی رهبری، یک رویکرد «نظاممند» بود. ایشان تأکید داشتند که نباید فقط در شاخههای فرعی علم پیشرفت کنیم، بلکه باید سراغ «علوم مرزگستر» و «فناوریهای خطشکن» برویم. چرا؟ چون در این حوزهها (مانند کوانتوم یا هوش مصنوعی)، واژگان هنوز در حال شکلگیری هستند. اگر دانشمند ایرانی در این حوزهها تولیدگر باشد، میتواند واژگان فارسی را بر مفاهیم جهانی بنشاند. این همان مهندسی تمدنی است که زبان را از یک ابزار ارتباطی به یک ابزار قدرت تبدیل میکند.
علمِ حکمتبنیان؛ تمایز پارسی با زبانهای استعماری
یکی از لایههای عمیق رویکرد رهبر شهید، بررسی پیوند «علم، اخلاق و معنویت» است. در اندیشه رهبر شهید، زبان فارسی به عنوان زبان علم، باید حامل پیامی متفاوت از زبانهای غربی باشد. حجتالاسلام والمسلمین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در این باره توصیفی دقیق دارد: «تمدن غربی علمی را تولید کرد که در خدمت استعمار و تخریب محیطزیست بود؛ چون علم را از حکمت جدا کرد.»، اما در دکترین رهبری، ما به دنبال «علمِ نافع» هستیم.
خسروپناه معتقد است تأکید رهبری بر «علوم انسانیِ اسلامی» و «حکمتبنیانی»، برای این است که زبان فارسی به زبانِ «علمِ رهاییبخش» تبدیل شود. در این تمدن، آزمایشگاه شعبهای از عبادتگاه است. وقتی دانشمند ما با نیت الهی در پی کشف سلولهای بنیادی برای درمان بیماران است، این فعالیت یک «جهاد» است؛ لذا زبان فارسی که حامل این معناست، در دنیا به عنوان زبانِ علمی شناخته خواهد شد که در آن «پیشرفت» با «عدالت» و «اخلاق» گره خورده است.
دانشگاه؛ کارخانه تمدنسازی و مرجعیتافزایی
در مسیر تبدیل شدن فارسی به زبان علم، دانشگاه نقش سنگر مقدم را دارد. دکتر محمدمهدی طهرانچی، رئیس فقید دانشگاه آزاد، از تبیینگران اصلی این نگاه بود. او معتقد بود دانشگاه نباید صرفاً مترجم متون غربی باشد. طهرانچی در گفتوگوهای خود تأکید میکرد که «اگر دانشگاه ما حلالمسائل جامعه نباشد، هرگز به مرجعیت نمیرسد.»
او میراث رهبری را گذار از «آموزشمحوری» به «اقتدار علمی» میدانست. زمانی که دانشگاههای ما بتوانند برای پیچیدهترین بحرانهای اقتصادی و صنعتی، مدلهای بومی ارائه دهند، نخبگان سایر کشورها برای یادگیری این مدلها به ایران سرازیر میشوند. حضور دانشجوی خارجی در ایران، یعنی تبدیل شدن محیط دانشگاهی به مرکز ترویج زبان فارسی.
بیانیه گام دوم؛ وصیتنامهی رنسانس علمی
بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی منشور اصلی این حرکت تمدنی است. رهبر معظم انقلاب در این بیانیه، علم و پژوهش را به عنوان اولین توصیه مطرح کردهاند. ایشان با نگاهی تاریخی، تبیین میکنند که غرب با استفاده از علم، «سبک زندگی» خود را تحمیل کرد.
در گام دوم، هدف ما «مهندسی معکوس» این فرآیند است. ما میخواهیم با تکیه بر علم، سبک زندگی اسلامی-ایرانی را به جهان پیشنهاد دهیم. برای این کار، باید «زبان فارسی» را به زبانِ تولید فکر تبدیل کنیم. ایشان در این بیانیه به جوانان امید میدهند که ما میتوانیم عقبماندگیهای دوران طاغوت را جبران کنیم. آمار رشد ۲۵ برابری اعضای هیئت علمی (از ۵ هزار به ۱۰۰ هزار نفر) که دکتر مخبر دزفولی، رئیس فرهنگستان علوم به آن اشاره کرد، گواهی است بر اینکه زیرساختِ این جهش بزرگ آماده شده است.
چالشها و چشمانداز؛ عبور از صخرهها برای رسیدن به قله
تبدیل کردن زبان فارسی به زبان علم، مسیری هموار نیست. رهبر شهید خود به خوبی از موانع آگاه بودند: «بیماری وابستگی علمی»، «عدم اعتماد به نفس» و «تلاش دشمن برای فرار مغزها». اما نخبگان روایت میکنند که چگونه رهبری با دیدارهای مستقیم و حمایتهای بیدریغ، روحیه «ما میتوانیم» را در کالبد دانشگاه دمیدند. ایشان با پیگیری پروژههای کلانی مثل «رصدخانه ملی»، «شتابگر ملی» و «پژوهشگاه رویان»، به دانشمندان ثابت کردند که حاکمیت در بلندترین سطوح، خادمِ علم است.
بر این اساس اگر امروز در حوزههای نانو و بیوتکنولوژی رتبههای تکرقمی داریم، اینها پلههایی هستند برای رسیدن به آن «مرجعیت بلامنازع». مرجعیتی که در آن، یک دانشمند آلمانی یا چینی، برای اینکه از آخرین یافتههای «حکمتبنیانِ» ایران در حوزه هوش مصنوعی عقب نماند، ناچار باشد دیوان حافظ را به دست بگیرد تا با ریشههای زبانیِ این تمدن آشنا شود.
فصل هفتم: میراث ماندگار؛ ایرانی که قطب عالم میشود
آیتالله خامنهای در حالی به مقام شهادت نائل آمدند که بذرهای «رنسانس علمی ایران» را در دل کویر تحریم کاشته بودند. میراث ایشان، ایرانی است که دیگر از ابهت پوشالی غرب نمیهراسد. ایشان تمدن نوین اسلامی را تمدنی میدانستند که در آن «قدرت» از لوله تفنگ بیرون نمیآید، بلکه از «نوک قلم دانشمند» جاری میشود. زبان فارسی در این تمدن، زبانِ صلح، دانش و عدالت است.
همانطور که نخبگان تأکید کردهاند، امروز وظیفه ماست که این مسیر را با قدرت ادامه دهیم. ما باید «تولید علم» را به «اقتدار ملی» و اقتدار ملی را به «مرجعیت زبانی» گره بزنیم. اگر امروز درصد قابل توجهی از داروهای مورد نیاز را در داخل میسازیم، این یعنی زبان فارسی در داروخانههای ما به زبانِ نجاتبخش تبدیل شده است. اگر پهپادها و موشکهای ما لرزه بر تن دشمن میاندازند، این یعنی زبان فارسی در حوزه دفاعی به زبانِ اقتدار تبدیل شده است.
وصیت علمی شهید؛ پارسی را پاس بداریم، علم را فتح کنیم
در پایان، باید گفت دکترین «زبان فارسی؛ زبان علم»، وصیتنامه تمدنی رهبر شهید انقلاب اسلامی است. ایشان به ما آموختند که برای بزرگ بودن، باید در مرزهای دانش حرکت کرد. ایشان ثابت کردند که میتوان با تکیه بر «ذکاوت ایرانی» (که طبق آمارهای جهانی جزو برترینهای دنیاست)، عقبماندگیهای تاریخی را جبران کرد.
امروز در هنگامه گرامیداشت زبان فارسی، بهترین تکریم برای این زبان، نه فقط سرودن شعر، بلکه «نوشتن مقالات تراز اول جهانی به زبان فارسی» است. ما باید به سمتی برویم که مجلات علمی فارسیزبان ما، معتبرترین منابع ارجاعی جهان شوند. این همان افق مرجعیت علمی است؛ جایی که «زبان فارسی»، «علمِ نافع» و «تمدن نوین اسلامی» در یک نقطه به هم میرسند تا صبح صادقِ ظهور را رقم بزنند. میراث رهبر شهید، جادهای گشوده به سوی قله است؛ جادهای که تابلوهای راهنمای آن به زبان فارسی نوشته شده است تا هر که میخواهد به حقیقت و قدرت دست یابد، پارسی بیاموزد.
انتهای پیام/