در گفت‌وگو با آنا تاکید شد

تولید ۴۰ درصد نفت جهان در خلیج فارس و عبور ۸۰ درصد تجارت نفت منطقه از تنگه؛ اگر هرمز بسته شود اقتصاد جهان چه می‌شود؟

عضو هیئت رئیسه دانشگاه و کارشناس اقتصاد انرژی با اشاره به تولید روزانه حدود ۳۸ تا ۴۰ میلیون بشکه نفت در کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت: این میزان معادل حدود ۴۰ درصد تولید جهانی نفت است و در عین حال روزانه ۲۵ تا ۲۸ میلیون بشکه نفت نیز از این منطقه تجارت می‌شود که نزدیک به ۸۰ درصد آن از تنگه هرمز عبور می‌کند؛ موضوعی که این گذرگاه را به یکی از مهم‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی امنیت انرژی جهان تبدیل کرده است.

به گزارش خبرگزاری آنا، منطقه خلیج فارس به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های تأمین انرژی جهان، نقشی تعیین‌کننده در معادلات اقتصادی و ژئوپلیتیکی بین‌المللی ایفا می‌کند؛ منطقه‌ای که بخش قابل‌توجهی از تولید و تجارت نفت جهان در آن متمرکز شده و تنگه هرمز نیز به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انتقال انرژی در جهان شناخته می‌شود. در چنین شرایطی هرگونه تحول یا ناامنی در این منطقه می‌تواند پیامد‌هایی فراتر از مرز‌های خاورمیانه داشته باشد و بازار‌های جهانی انرژی و اقتصاد بین‌الملل را تحت تأثیر قرار دهد. علیرضا سلطانی، عضو هیئت رئیسه دانشگاه و کارشناس اقتصاد انرژی، در گفت‌وگویی با خبرنگار اقتصادی آنا به بررسی جایگاه خلیج فارس و تنگه هرمز در امنیت انرژی جهان پرداخته است.

عضو هیئت رئیسه دانشگاه، در خصوص وضعیت نفت منطقه خلیج فارس، گفت: کشور‌های حاشیه این منطقه در حدود ۳۸ تا ۴۰ میلیون بشکه نفت در روز تولید می‌کنند که این میزان تولید در حدود ۴۰ درصد تولید جهانی نفت است. در واقع اگر تخمین بزنیم که روزانه در دنیا حدود ۹۸ تا ۱۰۱ یا ۱۰۲ میلیون بشکه نفت در روز تولید می‌شود که نوسان دارد، حدود ۴۰ درصد آن، یعنی نزدیک به ۴۰ میلیون بشکه در روز در منطقه خلیج فارس تولید می‌شود.

وی افزود: این میزان تولید طبیعتاً منطقه خلیج فارس را به یکی از مهم‌ترین مناطق اقتصادی، ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی جهان تبدیل کرده است.

سلطانی ادامه داد: در عین حال، تا چند سال پیش بزرگ‌ترین کشور دارنده ذخایر نفتی دنیا یعنی عربستان سعودی در منطقه خلیج فارس بود و همچنان هم هست، اما از حدود سال ۲۰۱۰ به این طرف، رتبه اول کشور‌های دارنده ذخایر نفتی دنیا به ونزوئلا اختصاص پیدا کرده است. عربستان دومین کشور است، سومین کشور کانادا و چهارمین کشور ایران با حدود ۱۶۰ میلیارد بشکه ذخایر نفتی است. کشور بعدی هم عراق است با چیزی حدود ۱۴۰ میلیارد بشکه ذخایر نفتی.

وی تصریح کرد: طبیعتاً این منطقه، منطقه‌ای بسیار مهم و تأثیرگذار در روندها، تحولات و ژئوپلیتیک جهانی است، به لحاظ تأمین انرژی. امنیت انرژی در دنیا تا حد زیادی وابسته است به مسائل سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقه خلیج فارس؛ مسئله‌ای که در طول ۱۰۰ سال گذشته برای دنیا ثابت شده و اقتصاد جهانی، سیاست بین‌المللی و امنیت بین‌المللی تا حد زیادی متأثر از تحولات منطقه خلیج فارس و خاورمیانه بوده است. 

در کنار بحث تولید، حدود ۲۵ تا ۲۸ میلیون بشکه در روز هم از منطقه خلیج فارس تجارت نفت صورت می‌گیرد که این میزان در حدود یک‌چهارم تجارت جهانی نفت است. تقریباً ۸۰ درصد این میزان از تنگه هرمز عبور می‌کند و همین مسئله، تنگه هرمز را به یکی از مناطق بسیار مهم و ژئوپلیتیکی در معادلات امنیت بین‌المللی انرژی تبدیل کرده است

وی افزود: هرچند در دو دهه گذشته تلاش‌های زیادی برای عبور از مصرف انرژی‌های فسیلی، به‌خصوص نفت و مشتقات نفتی، و گرایش به سمت انرژی‌های پاک و جایگزین صورت گرفته، اما روند این گذار روندی طولانی و کند است و بعضاً تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی حتی ممکن است متوقف شود.

سلطانی ادامه داد: برای مثال، در دوره دولت ترامپ در ایالات متحده، به دلیل عدم اعتقاد ایشان به این روند، سرمایه‌گذاری‌ها در انرژی‌های پاک عملاً متوقف شد و دوباره به سمت انرژی‌های فسیلی بازگشت.

وی بیان کرد: با این حال، روند کلی جهانی به سمت عبور از انرژی‌های فسیلی است، اما این اتفاق یک بازه زمانی چهار تا پنج دهه‌ای را شامل می‌شود تا وابستگی جهان به انرژی‌های فسیلی تا حد زیادی کاهش پیدا کند که البته این خبر خوبی برای کشور‌های دارنده نفت، از جمله ایران، نیست.

این کارشناس اقتصاد انرژی گفت: با وجود این، تنگه هرمز همچنان یک تنگه مهم و استراتژیک در معادلات جهانی انرژی است و تأمین امنیت آن از دهه‌های قبل همواره دغدغه قدرت‌های بزرگی بوده که به نفت خاورمیانه و خلیج فارس وابسته هستند. با این حال، کمتر مقطعی در تاریخ صدساله نفت خاورمیانه را می‌توان یافت که مانند چند هفته اخیر، عبور منابع نفتی از منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز تا این حد با مخاطره مواجه شده باشد.

وی افزود: البته در جنگ‌های خلیج فارس، چه جنگ ایران و عراق، چه جنگ اول و دوم خلیج فارس، چنین چالش‌هایی وجود داشت، اما شدت آنها به اندازه شرایط فعلی نبود؛ به‌ویژه با توجه به هشدار‌ها و تحرکاتی که ایران برای کنترل و مدیریت تنگه هرمز و استفاده از این موضوع برای تحت فشار قرار دادن کشور‌های متجاوز، به‌خصوص آمریکا، اسرائیل و هم‌پیمانان آنها، انجام داده است.

سلطانی ادامه داد: در این شرایط، کشور‌های نوظهور اقتصادی مانند چین، هند و کشور‌های جنوب شرق آسیا که به‌شدت به منابع نفتی خاورمیانه وابسته‌اند، از اخلال در انتقال نفت از تنگه هرمز دچار مشکل می‌شوند. البته این مسئله فقط محدود به این کشور‌ها نیست، زیرا با افزایش قیمت نفت، کل اقتصاد جهانی تحت تأثیر قرار می‌گیرد؛ از اروپا گرفته تا آمریکای لاتین و آفریقا.

وی گفت: چین روزانه حدود ۵ میلیون بشکه نفت از خاورمیانه دریافت می‌کند و هند حدود ۳ میلیون بشکه. این میزان می‌تواند روند توسعه این کشور‌ها را دچار اختلال کند، هرچند آنها دارای ذخایر استراتژیک هستند و در شرایط بحرانی می‌توانند از آن استفاده کنند. اما افزایش قیمت نفت و فشار جایگزینی این ذخایر در آینده، اقتصاد آنها را با چالش‌های جدی مواجه خواهد کرد.

این کارشناس اقتصاد انرژی افزود: این مسئله طبیعتاً برای اقتصاد جهانی پیامد‌های منفی دارد، چون کشور‌هایی مثل چین و هند بخش قابل‌توجهی از رشد اقتصادی جهان را به دوش می‌کشند و کندی یا توقف رشد اقتصادی آنها می‌تواند کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

وی اظهار کرد: با این حال، به نظر نمی‌رسد این وضعیت طولانی‌مدت باشد و پیش‌بینی می‌شود در یک بازه زمانی حدود دو هفته‌ای، روند انتقال انرژی و نفت از خلیج فارس و تنگه هرمز به شرایط عادی‌تری بازگردد. به نظر می‌رسد یک تحرک بین‌المللی برای تضمین انتقال امن منابع انرژی از منطقه خلیج فارس به بازار‌های جهانی آغاز شده و در این میان چین و هند نقش پیشتاز دارند و تلاش می‌کنند ایران را متقاعد کنند که انتقال پایدار انرژی ادامه پیدا کند، حتی اگر درگیری‌ها به‌صورت محدود ادامه داشته باشد.

سلطانی خاطرنشان کرد: در این شرایط، کشوری که بیشترین بهره‌برداری را می‌کند روسیه است. روس‌ها با توجه به تحریم‌های نفتی چند سال اخیر به‌دلیل جنگ اوکراین، از اخلال در انتقال نفت از تنگه هرمز استفاده می‌کنند تا صادرات نفت خود به چین و هند را افزایش دهند؛ کشور‌هایی که پیش‌تر تحت فشار آمریکا واردات نفت از روسیه را کاهش داده بودند.

وی گفت: در مجموع، می‌توان گفت روسیه به‌صورت غیرمستقیم از این بحران بیشترین بهره را برده است. با این حال، ایران نمی‌تواند برای مدت طولانی، به‌ویژه در قبال متحدانی مثل چین و هند، اخلال در انتقال انرژی از تنگه هرمز را ادامه دهد و پیش‌بینی می‌شود در آینده نزدیک این روند تا حدی حل شود و انتقال انرژی حتی با وجود تداوم درگیری‌ها ادامه پیدا کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر