پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

منطق پدرانه و وحدت ملی در اوج فتنه

وقایع نیمه دی‌ماه امسال، فراتر از یک اعتراض خیابانی، بازنمایی یک کودتای برنامه‌ریزی شده و نبرد ترکیبی علیه ثبات ملی ایران بود. این پروژه که با الگوبرداری از خشونت‌های تکفیری و هدایت دستگاه‌های جاسوسی طراحی شده بود، با سد مستحکم اتحاد ملت و نیرو‌های امنیتی در هم شکست. 

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، آنچه در نیمه دی‌ماه امسال رخ داد، صرفاً یک اعتراض خیابانی یا حرکت هیجانی عده‌ای جوان نبود که از سر دغدغه‌های روزمره به خیابان آمده باشند. تبیین ابعاد این واقعه نشان می‌دهد که ما با یک کودتای برنامه‌ریزی شده رو‌به‌رو بودیم که توسط دستگاه‌های جاسوسی آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشور‌های دیگر طراحی شده بود.

در تحلیل‌های امنیتی، تفاوت میان اعتراض مدنی و کودتای نرم در نوع تسلیحات، شبکه ارتباطی و اهداف استراتژیک نهفته است. در این پروژه، تمام ارکان یک نبرد هیبریدی یا ترکیبی مشاهده شد که هدف آن از کار انداختن موتور‌های اصلی کشور بود.

دشمن با جذب عناصر شرور و آموزش آنها در خارج از کشور، به دنبال ایجاد آشوبی از جنس اقدامات داعش بود. این عناصر با صرف هزینه‌های گزاف، آموزش‌های لازم برای نبرد شهری و تخریب سیستماتیک را دریافت کرده بودند.

استفاده از الگو‌های خشونتی که پیش‌تر در جغرافیای سوریه و عراق توسط گروه‌های تکفیری پیاده شده بود، نشان داد که طراحان این آشوب به دنبال ایجاد یک خلاء امنیتی پایدار در قلب ایران بودند. چراکه شاهد خشونتی عجیب، آتش زدن، کشتن و تخریب مراکز نظامی و دولتی بودیم که هیچ شباهتی به رفتار‌های اعتراضی نداشت.

هدف اصلی این پروژه، نه اصلاح امور یا پیگیری مطالبات اقتصادی، بلکه متزلزل کردن پایه‌های نظام بود. اما این فتنه سنگین در برابر سد مستحکم ملت و فداکاری نیرو‌های انتظامی، بسیج و سپاه متوقف شد. قدرت یک سیستم سیاسی در مدیریت بحران، به میزان همبستگی بدنه مردمی با بازو‌های اجرایی آن بستگی دارد و در این واقعه، پیوند میان مردم و نیرو‌های مدافع امنیت، محاسبات دشمن را در همان روز‌های نخست برهم زد.

در این میان، برخورد نظام با جان‌باختگان این حوادث، نشان‌دهنده اوج عقلانیت و عطوفت اسلامی است. رهبر انقلاب با نگاهی فراجناحی و پدرانه، جان‌باختگان را به دسته‌های مختلف تقسیم کردند که این خود یک اقدام دقیق بود.

این تقسیم‌بندی دقیق مانع شد تا دشمن با پروژه «کشته‌سازی» تمام هزینه‌ها را به دوش نظام بیندازد و شکاف میان ملت و حاکمیت را عمیق‌تر کند. نیرو‌های مدافع امنیت که جان خود را فدای آرامش جامعه کردند، شهیدان برتر راه حق هستند و در خط مقدم مقابله با تروریسم شهری ایستادند تا امنیت پایدار کشور آسیب نبیند. هم‌زمان، رهگذران و مردم بی‌گناهی که در میان شعله‌های فتنه آسیب دیدند نیز شهید محسوب می‌شوند؛ این نشان‌دهنده پذیرش مسئولیت اخلاقی و حقوقی نظام در قبال تمامی آحاد جامعه است، حتی کسانی که به طور تصادفی در معرض خشونت سازمان‌یافته قرار گرفته‌اند.

نکته تکان‌دهنده و مهم، نگاه رهبر انقلاب به فریب‌خوردگان است؛ افرادی که بر اثر سادگی یا عصبانیت با فتنه‌گران همراه شدند. نظام اسلامی آنها را نیز فرزندان خود می‌داند و برایشان عزادار است. این تفکیک دقیق میان عناصر مزدور و بدنه فریب‌خورده، راهبرد دوقطبی‌سازی دشمن را خنثی کرده و وحدت ملی را حفظ می‌کند.

این رویکرد دقیق و انسانی، راه را برای بازگشت کسانی که پشیمان شده‌اند باز می‌گذارد. اعتراف برخی از این افراد در نامه‌هایی به رهبری و طلب حلالیت، نشان می‌دهد که منطق نظام اسلامی حتی در اوج بحران، منطق جذب و هدایت است. در تئوری‌های نوین کشورداری، قدرت نرم زمانی تجلی می‌یابد که حاکمیت بتواند مخالف فریب‌خورده را به یک شهروند آگاه تبدیل کند و این نامه‌ها گواهی بر موفقیت این منطق است. با این حال، نباید از خطر داعش‌های جدید غافل شد. دشمن پس از شکست در پروژه دی‌ماه، بیکار نخواهد نشست و در صدد است با بازسازی هسته‌های عملیاتی خود در بستر‌های جدید، از مردم انتقام بگیرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر