پیمانکاران جنگ خاموش؛ مأموریت جدید پس از آشوب

با تغییر آرایش دشمن از نبرد نظامی به «جنگ امنیتی»، جریان‌های وابسته مأموریت یافته‌اند تا خلأ شکست‌های میدانی صهیونیست‌ها را با «شوک‌های اجتماعی» و «پروژه‌های ناامن‌سازی» پر کنند. اما ریشه این تحرکات در کجاست و چرا خلع سلاح ملی به شعار این جریان تبدیل شده است؟

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، تجربه روز‌های اخیر نشان داد که در فضای پس از آتش‌بس جنگ تحمیلی دوم یا به عبارتی جنگ 12 روزه، دشمن به دنبال انتقال نقطه ثقل درگیری به داخل مرزهاست. در این نقشه جدید، جریان‌های اپوزیسیون نه به عنوان یک بدیل سیاسی، بلکه به عنوان بازوی عملیاتی مأموریت دارند تا با ایجاد دوقطبی‌های کاذب، پیروزی‌های میدانی نیرو‌های مسلح را در ذهن مردم به فرسایش بکشانند. مخالفت صریح با توقف درگیری‌ها و تشویق به تداوم حملات علیه زیرساخت‌های ملی، پرده از ماهیت جریانی برمی‌دارد که حیات خود را در ویرانی ایران تعریف کرده است.

مهندسی احساسات و جعل واقعیت

ابزار اصلی این جریان در فاز جدید، سوءاستفاده از حوادث اتفاقی و تبدیل آنها به بحران‌های ساخته‌ شده است. الگوی ثابت آنها، رادیکال‌سازی مطالبات مدنی و تبدیل آنها به بستری برای خشونت عریان است. آنها با استفاده از تکنیک‌های جنگ شناختی، تلاش می‌کنند تا میان بدنه نخبگانی نیرو‌های مسلح و توده مردم شکاف ایجاد کنند؛ پروژه‌ای که با تکیه بر جعل نمادها و نمایش‌های رسانه‌ای، سعی در القای ریزش در ساختار‌های دفاعی کشور دارد، در حالی که واقعیت میدانی، حکایت از انسجام بی‌سابقه در دکترین دفاعی ایران دارد.

دکترین انتحار راهبردی

خطرناک‌ترین لایه این تحرکات، پیشنهاد حراج قدرت دفاعی در ازای کسب حمایت بیگانگان است. طرح موضوعاتی نظیر پذیرش محدودیت‌های موشکی و دفاعی، نشان‌دهنده یک انتحار راهبردی است که هدف نهایی آن، بی‌دفاع کردن ایران در برابر تهدیدات آتی است. پیوند عملیاتی میان مشاوران این جریان و اتاق‌های فکر دشمن برای تعیین بانک اهداف داخل کشور، ثابت می‌کند که ما نه با یک رقیب سیاسی، بلکه با یک شبکه اطلاعاتی رو‌به‌رو هستیم که مأموریتش خلع سلاح ملی و آماده‌سازی زمین برای مداخلات خارجی است.

گذار به فاز هسته‌های ترور

شواهد نشان می‌دهد که این جریان پس از ناکامی در ایجاد آشوب‌های فراگیر، به سمت ترورهای نقطه‌ای و فعال‌سازی هسته‌های کوچک خشن حرکت کرده است. دستورالعمل‌های جدید که بر آموزش مبارزه مسلحانه و شناسایی اهداف متمرکز است، بخشی از یک پروژه وسیع‌تر برای ناامن‌سازی فضای عمومی در دوران پس از جنگ و آشوب‌های اخیر است تا از این طریق، تمرکز دستگاه‌های حاکمیتی از بازسازی و ثبات، به سمت درگیری‌های داخلی منحرف شود.
به همین دلیل ضرورت دارد تا با  تبیین «هزینه-فایده» قدرت دفاعی، خنثی‌سازی جنگ شناختی و دیپلماسی پیش دستانه مراحل عبور عزتمندانه از این پیج تاریخی هم فراهم شود.چراکه اگر به درستی نقش بازدارندگی موشکی در مهار حملات اخیر بازنمایی نشود طبیعتا خلع سلاح منجر به دعوت مستقیم از دشمن برای بمباران شهر‌های ایران می‌شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر