وقتی آتشبس خود به سلاح تهدید بدل میشود
به گزارش خبرگزاری آنا، محمد شیرکوند در یادداشتی اختصاصی نوشت: آیا واقعاً «جنگ» دشمن ماست، یا «آتشبس»هایی که قرار است آن را پایان دهند؟
مسئله این نیست که ما از جنگ میترسیم یا نه؛ مسئله این است که به چرخه «حمله، توقف، مذاکره، بازسازی توان دشمن و تکرار» عادت کردهایم و نامش را «مدیریت بحران» گذاشتهایم. این چرخه، جنگ نیست؛ یک «معماری فرسایش» است و معماریها با تصمیمهای مقطعی فرو نمیریزند، با تغییر منطقشان فرو میریزند.
صورت مسئله، نه مدیریت تنش است و نه موازنه وحشت؛ مسئله، یک الگوی پایدار ژئوپلیتیکی است که منطقه را در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نگه میدارد. در این الگو، هر توقف درگیری به جای پایان دادن به تهدید، صرفاً به رقیب فرصت میدهد تا لایههای دفاعی خود را ارتقا دهد، شبکههای سایبری را با هوش مصنوعی بازطراحی کند و برای نوبت بعدی، ضربهای دقیقتر و کمهزینهتر آماده کند؛ و گویی ما تمایلی به باور این مسئله نداریم که بقای استراتژیک یک ملت، نه به توانایی آن در تحمل ضربه، بلکه به توانایی آن در قطع زنجیرهی تولید ضربه بستگی دارد.
برداشت رایج و فریبنده این است که میتوان با ترکیبی از بازدارندگی نظامی، دیپلماسی پرهزینه و توافقهای موقت، این چرخه را «کنترل» کرد. در همین راستا تحلیلهای متداول تصور میکنند که اگر هزینه جنگ را برای طرف مقابل بالا ببریم، او دست از توسعهطلبی برمیدارد. اما اسناد راهبردی و رفتارشناسی امنیتی رژیم صهیونیستی دقیقاً عکس این را نشان میدهد، زیرا برای آنها، آتشبس و مذاکره، تاکتیک نیستند؛ بلکه بخشی از دکترین بقای خودشاناند. در واقع مذاکره، ابزار توقف نیست؛ ابزار بازآرایی است. هر وقفه، فرصتی است برای شناخت بیشتر، نفوذ عمیقتر و آمادهسازی ضربه بعدی.
با فهم این موضوع باید زاویه دید راهبردی خود را تغییر دهیم و باور کنیم که امنیت پایدار، محصول «مدیریت تهدید» نیست؛ محصول «حذف منبع تولید تهدید» است. آنچه امروز با آن مواجهیم، صرفاً یک قدرت نظامی نیست؛ یک اکوسیستم پویا از فناوری، اطلاعات و قدرت تهاجمی است که با هر توقف، خود را بازتولید و تقویت میکند. در برابر چنین ساختاری، افزایش بازدارندگی بهتنهایی کافی نیست، چون بازی در همان زمینی ادامه پیدا میکند که قواعدش به نفع بازتولید بحران طراحی شده است. در چنین شرایطی، وقتی مسئله از «موازنه قوا» به «مدیریت چرخهی فرسایش» تغییر میکند، راهحل دیگر افزایش ضریب بازدارندگی نیست، بلکه شکستن قواعد بازی است. در منطق استراتژیک، نمیتوان یک سیستم را که ذاتش بر تولید بیثباتی و نوسازی مداوم تهدید است، با ابزارهای موقت مهار کرد بلکه آن سیستم باید از ریشه خنثی شود. زیرا هزینه اصلی این چرخه، در انفجارهای ناشی از جنگ مستقیم نیست؛ بلکه از فرسایش ناشی از «تکرار» است.
اسناد تحلیلشده از توانمندیهای نظامی و سایبری رژیم صهیونیستی، این گزاره را تأیید میکند. نگاهی به سیر تحول حملات این رژیم از الگوریتمهای هوش مصنوعیِ پیشبینیکننده تهیه شده در واحد ۸۲۰۰ تا پهپادهای پرسهزن و کالبراسیون سامانههای دفاع هوایی آنها، نشان میدهد که هر دورهی «توقف درگیری»، به جای کاهش تهدید، منجر به جهش کیفی آن شده است، زیرا وقتی یک بازیگر منطقهای، بقای خود را در گروِ دائمالنقش بودنِ «بحران کنترلشده» میداند، ادامهی چرخهی جنگ و آتشبس، تنها به معنای تمرین دادن دشمن روی نقاط ضعف ما و عادیسازی تهدید است.
تجربهی دهههای اخیر ثابت کرده است که هیچ توافق یا آتشبسی، ذاتِ توسعهطلبانهی یک ساختار مبتنی بر اشغال و نوسازی مداوم توان تهاجمی را تغییر نمیدهد. در چنین شرایطی چرخهی جنگ، مذاکره و آتشبس باید متوقف شود؛ چرا که تداوم آن تنها به فرسایش اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی ما میانجامد؛ و در معادلهی امنیت ملی امروز ایران، تنها راه عملی برای توقف این ماشین فرسایش، پایان دادن به موجودیت رژیم صهیونیستی است؛ بنابراین مسئله این نیست که چرا جنگها تمام نمیشوند؛ مسئله این است که چرا در چارچوبی بازی میکنیم که «تمام شدن» در آن تعریف نشده است و تا کنون به این باور نرسیدهایم که تا زمانی که درگیر این «معماری فرسایش» هستیم، هر آتشبس فقط نام دیگری برای جنگ بعدی خواهد بود
انتهای پیام/
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس