مهندسی اضطراب و جنگ روایتها علیه ایران
به گزارش خبرگزاری آنا، شرایط این روزهای جامعه ایران را نمیتوان صرفاً محصول متغیرهای داخلی دانست. آنچه در سطح افکار عمومی در حال بازنمایی است، بیش از هر چیز نتیجه یک جنگ ترکیبی تمامعیار است؛ جنگی که در آن، اقتصاد، امنیت روانی، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی همزمان هدف قرار گرفتهاند. دشمن بهخوبی دریافته که ضربهزدن مستقیم، هزینهبر و کماثر است؛ بنابراین مسیر فرسایش ذهنی و القای نااطمینانی را جایگزین کرده است. در این چارچوب، «احساس ناامنی دائمی» مهمترین سلاح است.
رسانههای معاند در این پروژه نقش پیادهنظام عملیات روانی را ایفا میکنند. آنها نه به دنبال اطلاعرسانی، بلکه در پی تولید معنا هستند؛ معنایی که ایران را در آستانه فروپاشی، جامعه را در بنبست و آینده را تاریک تصویر کند. این رسانهها با گزینش هدفمند سوژهها و برجستهسازی یکجانبه بحرانها، تلاش میکنند تصویر یک وضعیت غیرقابلکنترل را القا کنند، حتی اگر واقعیتهای میدانی چنین روایتی را تأیید نکند.
نکته مهم آن است که این جریان رسانهای، بهطور همزمان روی «زمان» و «تکرار» سرمایهگذاری میکند. یک گزاره نگرانکننده، اگر بهصورت مستمر و از کانالهای مختلف بازتولید شود، بهتدریج جای تحلیل عقلانی را میگیرد و تبدیل به باور عمومی میشود. هدف نهایی، نه اعتراض، بلکه خستگی اجتماعی و بیاعتمادی مزمن است؛ وضعیتی که جامعه را از درون فرسوده میکند.
ترس ابزار حکمرانی رسانهای دشمن
دشمن بهخوبی میداند که جامعهای که در وضعیت ترس دائمی قرار گیرد، قدرت تصمیمگیری عقلانی خود را از دست میدهد. از همینرو، تمرکز اصلی بر القای سناریوهای مبهم، تهدیدهای نامشخص و آیندهای غیرقابلپیشبینی است. این ترس، نه الزاماً واقعی، بلکه «طراحیشده» است؛ ترسی که باید دائماً تغذیه شود تا اثر خود را حفظ کند.
در این میان، شبکهای از رسانهها، کانالها و چهرههای بهظاهر مستقل، نقش تقویتکننده این فضای روانی را دارند. آنها با زبان دلسوزی سخن میگویند، اما خروجی کارشان تشدید اضطراب است. تضادگویی، بزرگنمایی و حذف عامدانه مؤلفههای امیدبخش، از تکنیکهای ثابت این جریان است. هر نشانهای از ثبات یا مدیریت، یا سانسور میشود یا به حاشیه رانده میشود.
این پروژه بدون پشتوانه سیاسی و امنیتی امکانپذیر نیست. تجربه سالهای گذشته نشان داده هرگاه ایران در مسیر خنثیسازی فشارهای خارجی حرکت کرده، همزمان فشار روانی بر جامعه افزایش یافته است. پیام روشن است: وقتی امکان ضربه سخت وجود ندارد، باید ذهنها را هدف گرفت.
چرا انسجام اجتماعی هدف اصلی است؟
انسجام اجتماعی، بزرگترین سرمایه راهبردی ایران است و دشمن این واقعیت را بهخوبی درک کرده است. به همین دلیل، تلاش میشود شکافهای واقعی یا مصنوعی بهصورت اغراقآمیز برجسته شوند. هر اختلاف نظر، بهعنوان نشانه بحران؛ هر مطالبه، بهعنوان نشانه بنبست؛ و هر نقد، بهعنوان نشانه فروپاشی معرفی میشود. هدف، نه حل مسئله، بلکه القای ناتوانی ساختاری است.
در این مسیر، روایتسازی جای واقعیت را میگیرد. آنچه اهمیت دارد، «برداشت» است نه «حقیقت». رسانه معاند میداند اگر بتواند برداشت عمومی را مدیریت کند، حتی موفقیتها نیز به شکست تعبیر خواهند شد. این همان نقطهای است که جنگ رسانهای از اطلاعرسانی عبور کرده و وارد فاز عملیات شناختی میشود.
با این حال، تجربه نشان داده جامعه ایران در بزنگاههای تاریخی، توان بازسازی اعتماد و عبور از بحرانهای القایی را داشته است. شرط این عبور، شناخت صحنه، تفکیک واقعیت از روایت و تقویت گفتوگوی درونزا است. دشمن از جامعه آگاه و تحلیلگر میترسد؛ جامعهای که اسیر هیجانهای طراحیشده نشود و بداند هر موج رسانهای، لزوماً بازتاب حقیقت نیست.
انتهای پیام/
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس