پادزهر امنیتی علیه پروژه «بلعیدن ایران» چیست؟
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، بررسی فنی تحولات میدانی اخیر نشانگر یک تغییر فاز خطرناک در الگوی ناآرامیهاست. آنچه در کف خیابان مشاهده شد، تلفیقی از اعتراض شهروندی و عملیات شبهنظامی بود. تفکیک این دو لایه، پیششرط هرگونه تحلیل واقعبینانه است. لایه نخست، ریشه در واقعیتهای اقتصادی نظیر فقر، ناکارآمدی و فساد دارد؛ اما لایه دوم، یک مهندسی دقیق برای تبدیل «نقد» به «نفرت» و «اعتراض» به «جنایت» است.
آنالیز فنی «خشونت وارداتی»
مشاهدات میدانی از سطح خشونتها (تخریب کور، حملات مرگبار به شهروندان و اماکن عمومی) نشان میدهد که ما با یک پدیده خودجوش مواجه نیستیم. الگوهای رفتاری مشاهدهشده شباهت عجیبی به تاکتیکهای جنگ شهریِ نیابتی دارد.
در اینجا یک «حفره اطلاعاتی» قابل تأمل وجود دارد؛ چگونه با وجود اشراف نظارتی بر فضای سیاسی و اجتماعی، حجم قابلتوجهی از تجهیزات تخریب و لجستیک عملیاتی وارد چرخه ناآرامیها شده است؟ این موضوع نشان میدهد که دشمن بر روی غفلتهای ساختاری حساب باز کرده است. اگرچه پیادهنظام این آشوب ممکن است از جوانان همین بوم باشند، اما شواهد دیپلماتیک و رسانهای (حمایت صریح مقامات آمریکا و اسرائیل) تردیدی باقی نمیگذارد که هدف نهایی، زدنِ زیربنای «همبستگی ملی» است.
خطای محاسباتی در تحلیل «سکوت مردم»
یک گزاره تحلیلی غلط در برخی محافل وجود دارد که عدم همراهی توده مردم با اغتشاشگران را به معنای رضایت کامل از شرایط حکمرانی تفسیر میکنند. این یک خطای راهبردی است. ایستادگی مردم در برابر تجزیهطلبی و دخالت بیگانه، ناشی از درک بالای ژئوپلیتیک جامعه ایرانی است، نه تایید وضعیت معیشتی موجود.
نباید فراموش کرد که انباشت مطالبات بیپاسخ، جامعه را در وضعیت شکنندهای قرار داده است. تلاش برای عادینمایی اوضاع، پاک کردن صورت مسئله است. چالش اصلی فراتر از این شیوه برخود است و ریشه یابی این موضوع به برخی ناکارآمدیهای سیستمی که منجر به عدم انطباق خروجی سیستم با نیازهای جامعه شده است برمیگردد .
استراتژی «دوقطبیسازی»
دکترین امنیتی دشمن بر روی دوقطبیسازی استوار شده است. آنها میخواهند جامعه را به دو تکه متخاصم تقسیم کنند تا از شکاف میان آنها برای پیشبرد پروژه ویرانی بهره ببرند. در چنین شرایطی، هر اقدامی که به تشدید نفرت و دوقطبی در داخل منجر شود، بازی در پازل حریف است.
راه مقابله با این استراتژی، بازگشت به اصول عقلانیت سیاسی است. حکمرانی هوشمند میداند که امنیت پایدار، محصول رضایت عمومی است، نه صرفاً برخورد انتظامی.
نقشه راه برونرفت
برای عبور از این گردنه تاریخی که ابعاد اقتصادی، سیاسی و بینالمللی در هم تنیدهای دارد، نیازمند یک تغییر ریل هستیم. این تغییر باید در سه محور اصلی ترمیم شکاف،. اولویتبخشی به منافع ملی و پرهیز از شعارزدگی صورت گیرد.
به تعبری ساختار حکمرانی باید بیش از گذشته به مسئله مشارکت واقعی مردم و حق اعتراض آنها توجه داشته باشد و سیاست داخلی و خارجی باید بر مدار توسعه و عدالت، بازتنظیم شود.
مسئله مهم دیگر این است مردم از وعدههای محققنشده خستهاند. نهادهای قدرت باید با کسانی که با رویا فروشی به مردم باعث نا امدی آنها از حاکمیت شدهاند باید ورود جدی به این مسئله داشته باشند تا پیش از این کسی نتواند از اعتماد عمومی جامعه سواستفاده کند.
بزرگترین سپر دفاعی
آینده ایران یکپارچه و قدرتمند در گرو درک این واقعیت است که بزرگترین سپر دفاعی کشور در برابر توطئههای خارجی، اعتماد مردم است. اگر برخی خطاها و رویکردهای خارج از آنچه مقام معظم رهبری ترسیم کردهاند اصلاح شود، هیچ نیروی خارجی توانایی برهم زدن ثبات داخلی را نخواهد داشت.
انتهای پیام/
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس