کمک به دیگران مغز را جوانتر نگه میدارد
پیری مغز یکی از نگرانیهای اصلی جوامع امروزی است؛ نگرانیای که با افزایش امید به زندگی، هر سال پررنگتر میشود. در حالی که پیشرفتهای پزشکی باعث شده انسانها عمر طولانیتری داشته باشند، حفظ کیفیت عملکرد ذهنی در سالهای پایانی زندگی همچنان یک چالش جدی باقی مانده است. افت حافظه، کاهش تمرکز و کندشدن پردازش شناختی، نهتنها زندگی فردی را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای نیز به همراه دارد.
براساس گزارش «ساینس آلرت» (science alert)؛ دانشمندان سالهاست به دنبال عواملی هستند که بتوانند روند پیری مغز را کند کنند. عواملی که برخلاف ژنتیک یا برخی بیماریها، قابل تغییر باشند. رژیم غذایی، فعالیت بدنی، خواب کافی و تحریک ذهنی از جمله مواردی هستند که بارها مورد بررسی قرار گرفتهاند. در سالهای اخیر، نقش روابط اجتماعی نیز بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ اینکه مغز انسان، مانند سایر اندامها، در انزوا سریعتر تحلیل میرود و در تعامل، فعالتر باقی میماند.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد افرادی که بهطور منظم به دیگران کمک میکنند، چه از طریق فعالیتهای داوطلبانه رسمی و چه در قالب کمکهای غیررسمی به دوستان، خانواده و همسایهها، با سرعت کمتری دچار افت شناختی میشوند.
پژوهش چه چیزی را بررسی کرده است
این مطالعه بر اساس دادههای نزدیک به دو دهه از بیش از ۳۱ هزار نفر بالای ۵۰ سال انجام شده است. شرکتکنندگان در این پژوهش بهطور منظم در مصاحبههای تلفنی شرکت کرده و در آزمونهای شناختی مختلفی مورد ارزیابی قرار گرفتهاند. در کنار این آزمونها، از آنها پرسیده شده که تا چه اندازه در فعالیتهای کمکرسانی مشارکت دارند؛ از داوطلبی در سازمانها گرفته تا کمکهای روزمره به اطرافیان.
پژوهشگران سپس این اطلاعات را کنار هم قرار دادند تا ببینند آیا ارتباطی میان میزان کمککردن و روند تغییر عملکرد شناختی در طول زمان وجود دارد یا نه. نتیجه، حتی برای خود محققان هم قابل توجه بود.
کمککردن و کاهش سرعت افت شناختی
بر اساس تحلیلهای آماری، افرادی که بهطور منظم به دیگران کمک میکردند، بهطور متوسط ۱۵ تا ۲۰ درصد افت شناختی کمتری نسبت به افرادی داشتند که در چنین فعالیتهایی مشارکت نداشتند. این اثر فقط به یک مقطع زمانی محدود نبود، بلکه با ادامه کمککردن در طول سالها، تقویت میشد.
نکته مهم این است که این مزایا هم در مورد داوطلبی رسمی و هم در مورد کمکهای غیررسمی دیده شد. به عبارت دیگر، لازم نبود افراد حتماً عضو یک سازمان خیریه باشند؛ حتی کمکهای ساده و روزمره نیز با فواید شناختی همراه بود.
چند ساعت در هفته کافی است
یکی از یافتههای جالب پژوهش این بود که میزان کمککردن اهمیت زیادی دارد. به نظر میرسد نقطه بهینه، حدود دو تا چهار ساعت در هفته باشد. افرادی که در این بازه زمانی به دیگران کمک میکردند، بیشترین سود شناختی را تجربه کردند.
مقاله چاپ شده در مجله «سوشال ساینس اند مدیسن» (Social Science & Medicine) نشان میدهد که پژوهشگران معتقدند کمککردن بیش از حد ممکن است به خستگی جسمی و ذهنی منجر شود و اثرات مثبت آن را کاهش دهد. به بیان دیگر، تعادل در این زمینه نقش کلیدی دارد؛ نه بیتفاوتی کامل و نه فرسودگی ناشی از مسئولیت بیشازحد.
چرا کمککردن به مغز کمک میکند
این پژوهش رابطه علت و معلولی مستقیم را ثابت نمیکند، اما پژوهشگران چند توضیح محتمل برای این ارتباط ارائه میدهند. کمککردن معمولاً با تعامل اجتماعی همراه است و تعامل اجتماعی یکی از عوامل شناختهشده در حفظ سلامت مغز به شمار میرود. انزوا و تنهایی، در مقابل، با افزایش خطر افت شناختی و زوال عقل مرتبط دانسته شدهاند.
علاوه بر این، کمککردن اغلب به فعالیت ذهنی نیاز دارد؛ برنامهریزی، تصمیمگیری، ارتباط برقرار کردن و واکنش به نیازهای دیگران، همگی مغز را فعال نگه میدارند. در برخی موارد، فعالیتهای کمکرسانی با تحرک بدنی نیز همراهاند که خود عامل مهمی در سلامت مغز است.
تفاوتی در نتیجه کمک رسمی و غیررسمی نیست
در بسیاری از مطالعات پیشین، فرض بر این بوده که داوطلبی رسمی به دلیل ساختار اجتماعی و دریافت بازخورد، فواید بیشتری دارد. اما این پژوهش نشان میدهد کمکهای غیررسمی نیز اثر مشابهی دارند.
طبق مطالعه منتشر شده در سایت «پنس» (PANS)؛ کمک به یک دوست، مراقبت از یک همسایه یا همراهی با یکی از اعضای خانواده، همگی میتوانند همان اندازه برای مغز مفید باشند. این یافته اهمیت ویژهای دارد، زیرا نشان میدهد حتی افرادی که به دلایل مختلف امکان فعالیت رسمی ندارند، میتوانند از مزایای شناختی کمککردن بهرهمند شوند.
وقتی کمککردن متوقف میشود
یکی دیگر از یافتههای مهم پژوهش این بود که توقف فعالیتهای کمکرسانی با کاهش نمرات شناختی و افزایش سرعت افت ذهنی همراه بود. این موضوع نشان میدهد که اثرات مثبت کمککردن پایدار نیستند و برای حفظ آنها، تداوم اهمیت دارد.
به همین دلیل، پژوهشگران بر لزوم ایجاد فرصتهای پایدار برای مشارکت اجتماعی افراد سالمند تأکید میکنند؛ فرصتهایی که متناسب با توان جسمی و شرایط زندگی آنها باشد.
اهمیت این یافتهها در دنیای امروز
با افزایش امید به زندگی، شمار افراد سالمند در بسیاری از کشورها رو به افزایش است. همزمان، موارد ابتلا به زوال عقل و اختلالات شناختی نیز در حال افزایش است. به همین دلیل، شناسایی عوامل قابل تغییر که بتوانند سلامت مغز را حفظ کنند، اهمیت زیادی دارد.
کمککردن به دیگران، برخلاف بسیاری از مداخلات پزشکی، کمهزینه، در دسترس و بدون عوارض جانبی است. این پژوهش نشان میدهد چنین رفتار سادهای میتواند بخشی از راهبردهای پیشگیرانه برای حفظ سلامت شناختی در سنین بالاتر باشد.
پیشگیری از پیری نهفته در روابط انسانی روزمره
پژوهش تازه نشان میدهد کمککردن به دیگران فقط یک رفتار اخلاقی یا اجتماعی نیست، بلکه میتواند بهطور مستقیم با سلامت مغز در ارتباط باشد. مشارکت منظم، حتی در حد چند ساعت در هفته، با کاهش سرعت افت شناختی همراه است و این اثر در طول زمان تقویت میشود.
در جهانی که بهدنبال راههایی برای سالم پیرشدن است، شاید یکی از سادهترین پاسخها در همان روابط انسانی روزمره نهفته باشد؛ در دستگرفتن دست دیگری، وقتی خودمان هم به مراقبت نیاز داریم.
انتهای پیام/