رسم یاران - صفحه 9

برچسب ها - رسم یاران
رسم یاران/ 18
چهل و سه ترکشی که از بدن حسین عبور کرده بود، خورده بود به من، ولی شدت اولیه رو نداشت.
کد خبر: ۳۱۸۳۷۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۲۴

رسم یاران/ 17
ذوالفقار حسن عزالدین به مادرش گفت: با توجه به خوابی که دیده‌ام این آخرین ناهاری است که با هم می‌خوریم!
کد خبر: ۳۱۸۰۷۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۲۳

رسم یاران/ 16
یک قطعه زمین به شاهرخ دادند.اما شاهرخ گفت:خیلی از مردم با داشتن چندین فرزند هنوز زمین نگرفته‌اند.
کد خبر: ۳۱۷۸۳۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۲۲

رسم یاران/ 14
از خدا می‌خواهم جنازه من هم مثل فرزندان شما مفقودالاثر شود تا کمی از شرمندگی شما در بیایم.
کد خبر: ۳۱۷۳۸۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۲۰

رسم یاران/ 13
وقتی خبر آوردند که عملیات لغو شده، روحیه بچه‌ها فوق‌العاده کم شد.
کد خبر: ۳۱۷۲۳۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۹

رسم یاران/ 12
اسلحه‌ای که همیشه روی دوش چمران بود، همان سلاحی بود که آن جا غنیمت گرفتیم.
کد خبر: ۳۱۶۹۳۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۸

رسم یاران/ 50
رئیس زندان، آب را دید و مقداری به سقف و اطراف نگاه کرد، اما اثری از آب گرم وجود نداشت.
کد خبر: ۳۱۶۷۸۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۸/۲۶

رسم یاران/ 11
لب خندان و چهره دوست‌داشتنی این طلبه رزمنده هیچ‌گاه از ذهن ما پاک نمی‌شد.
کد خبر: ۳۱۶۵۵۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۷

رسم یاران/ 10
منوچهر سه روزه تو كوه و كمر داره راه می‌ره، امروز كه از مأموریت اومد، بوی عطرش خونه رو پر كرد.
کد خبر: ۳۱۶۱۷۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۶

رسم یاران/ 9
شهید صیاد شیرازی حفظ مصالح اسلام را به مصالح خودش ترجیح می‌داد.
کد خبر: ۳۱۶۰۱۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۵

رسم یاران/ 8
رو به یکی از نیروهایش کرد و گفت: به بچه‌ها بگو جمع شوند، می‌خواهیم عزاداری کنیم.
کد خبر: ۳۱۵۷۵۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۴

رسم یاران/ 7
یک روز به من گفت کنار خانه خدا، از او چند چیز خواستم.
کد خبر: ۳۱۵۶۱۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۳

رسم یاران/ 6
شهید ابراهیم هادی گفت:چفیه دستمال گردن نیست.بچه‌های رزمنده هروقت وضو می‌گیرند چفیه برایشان حوله است و هر وقت نماز می‌خوانند سجاده است.
کد خبر: ۳۱۵۴۹۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۲

رسم یاران/ 5
من فریاد این حیوان بی‌گناه را می‌شنوم؛ من درد او را احساس می‌کنم؛ من اشکی را که در چشمانش می‌غلتد، می‌بینم.
کد خبر: ۳۱۴۹۳۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۱

رسم یاران/ 4
موقع خداحافظی با صدایی که می‌لرزید گفتم دلم برایت تنگ می‌شود.
کد خبر: ۳۱۴۶۴۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۰۹

رسم یاران/ 3
وقتی سر از سجده برداشت، بر اثر گریه‌‌، پتوی سربازی که زیر چشمش بود خیس شده بود.
کد خبر: ۳۱۴۳۴۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۰۷

رسم یاران/ 2
برای خیلی‌ها کفن خریده بود؛ ولی هیچ کدام مال خودش نبود. با خنده پرسیدم: پس مال خودت کو؟
کد خبر: ۳۱۴۰۱۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۰۷

رسم یاران/ 1
وقتی وارد خانه شدیم، بغض عباس ترکید و پیوسته خودش را سرزنش می‌کرد.
کد خبر: ۳۱۳۵۶۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۰۴