گریه عجیب شهید حسن باقری
به گزارش خبرنگار حوزه حماسه و مقاومت گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا، غلامحسین افشردی که بعدها در جبهه با نام مستعار حسن باقری شناخته میشد،در اسفند 1334 در تهران به دنیا آمد.در سال 1354 در رشته دامپروری دانشگاه اروميه پذيرفته ميشود اما به دلیل فعالیت های سیاسی از دانشگاه اخراج شد. در سال 56 به خدمت سربازی رفت. در دوران سربازی هم مبارزه با رژیم را کنار نگذاشت؛ بهگونهای که در جریان تصرف كلانتری 14 و پادگان عشرت آباد نقشآفرین بود. پس از پیروزی انقلاب به واحد اطلاعات سپاه پیوست و با آغاز جنگ به جبهه های جنوب اعزام شد. او با هوش و توان بالا خیلی زود و در دی ماه 1359 به عنوان یکی از معاونان ستاد عملیات جنوب انتخاب شد. این شهید بزرگوار سرانجام بعد از مجاهدت های فراوان در روز نهم بهمن سال1361 در منطقه عملیاتی فکه و بر اثر اصابت ترکشهای گلوله خمپاره که در سنگر فرماندهان سپاه فرود آمده بود، به شهادت رسید.
در بخشی از کتاب «من اینجا نمیمانم»که زندگینامه این شهید بزرگوار به قلم علی اکبری است، به نقل از یکی از همرزمانش به نام حسین اسماعیلی چنین میخوانیم:
«یک بار که برادر حاج صادق آهنگران به مقر ما آمده بود، شهید حسن باقری از او در خواست کرد با توجه به این که فردا پنجشنبه است، صبح فردا برای رزمندگان زیارت عاشورا بخواند. آقای آهنگران هم که ساعت 4/30 صبح از راه رسیده بود، با این که خیلی خسته بود، اما قبول کرد.او یک ساعت استراحت کرد و بعد از نماز صبح آماده قرائت زیارت عاشورا شد.
شهید باقری از او خواست که روضه حضرت رقیه (س) را هم بخواند، چون علاقه شدیدی به حضرت رقیه داشت. ما همه نگران او بودیم، چون میدانستم که احتمال دارد از هوش برود و بهعلت اینکه فاصله ما تا مرکز بهداری زیاد بود، مشکلی پیش بیاید.
وقتی حاج صادق آهنگران شروع به خواندن روضه حضرت رقیه(س) کردف این شهید بزرگوار حدود بیست دقیقه بهشدت گریه کرد. گریه او پایان نداشت، بهگونهای که پس از پایان مراسم مدت زیادی در سجده بود.
همه نگران بودیم که آیا او از سجده بلند می شود یا نه؟ وقتی سر از سجده برداشت بر اثر گریهای که کرده بود، به اندازه دو کف دست، پتوی سربازی که زیر چشمش بود خیس شده بود».
انتهای پیام/4072/خ
انتهای پیام/