رامونا میریان*

غوغای ستارگان برفراز میراث هنر

هنرمندان همواره این دغدغه را داشته‌اند که هنر عصر و زمانه خود را با سنتی که از هنر پیشینیان برجای مانده، پیوند دهند. این دغدغه در دنیای امروز که مفاهیم هنری با سرعت سرسام‌آوری درحال تحول هستند، مهم‌تر نیز به نظر می‌رسد. گویا هنرمند با برقراری این رابطه تعریف‌نشدنی بین دو اثر هنری، نه تنها روح دو زمانه را به هم نزدیک کرده، که برای خود و اثرش نیز اعتبار کسب کرده، به این صورت که خود را در ادامه و خَلَف یک سنت مقدس قرار داده است.

بابک امین‌تفرشی –که برای علاقه‌مندان به نجوم و آسمان شب چهره شناخته‌شده‌ای است- در ابتدای هزاره سوم میلادی، سبک جدیدی از عکاسی نجومی را پایه‌گذاری کرد که از آن با عنوان عکاسی «جهان در شب» (یا The World at Night) یاد می‌کنند. او تلاش کرد تا با گنجاندن دو عنصر مهمِ آسمان و زمین در قاب دوربین خود، به مفاهیم «آسمانِ بدون مرز» و «همه فرزندان آدم، زیر یک آسمان» و در نتیجه به مفهوم «صلح جهانی» دست پیدا کند. تفرشی با قرار دادن بناها یا مناظر زیبای زمینی در مقابلِ زمینه‌ای از ستارگانِ آسمان، جهان را -آن‌گونه که باید در شبی پُرستاره و عاری از آلودگی نوری دیده شود- به تصویر کشید. بناهایی که با وجود تفاوت‌های عمده و انکارناپذیر همگی زیر سقفی از آسمانی زیبا و یکسان قد کشیده‌اند.


پس از ثبت عکس‌ها و تصاویری زیبا و چشم‌نواز از آثار باستانی ایرانی با زمینه‌ای از ستارگان درخشان آسمان، بابک امین‌تفرشی از دوستان و همکاران خود -و بعدتر از عکاسان نجومی سرتاسر دنیا- دعوت کرد تا علاقه‌شان به آسمان و تعلق‌شان به زمینِ زیر پا را در قالب عکس‌های «جهان درشبی» -و یا آن‌طور که یک دهه بعد معروف شد، عکس‌های سبک «توان» (TWAN)- به تصویر بکشند. این بهمنِ ایده خلاقانه و نو آنچنان مورد استقبال عکاسان نجومی قرار گرفت که امروزه نه تنها عکاسی «توان» به‌عنوان سبکی مقبول و محبوب شناخته می‌شود که بزرگ‌ترین عکاسان نجومی جهان به کار در این سبک می‌پردازند.


اهمیت پیدایش این سبک از یک حرکت فرهنگیِ شخصی برای رسیدن به مفاهیم مطبوع و انسان‌دوستانه فراتر می‌رود. عکاسی نجومی تا پیش از «توان» در عکاسی با تلسکوپ (یعنی فواصل کانونی بسیار زیاد) از اجرام اعماق آسمان (نظیر سحابی‌ها، خوشه‌های ستاره‌ای و کهکشان‌های دیگر) خلاصه می‌شد و نتیجه آن تصاویری بودند که با پیچیدگی‌ها و دشواری‌های فنیِ بسیار زیاد تهیه می‌شد و برای استفاده علمی در اختیار دانشمندان و منجمان قرار می‌گرفت. در نتیجه این نوع عکاسی از هرگونه ارزش هنری عاری بود. اما پیدایش عکاسی «جهان در شب» باعث شد تا در کالبد خشک و علمیِ عکاسی نجومی روح هنر دمیده شود و به تنها سبک عکاسیِ علمی‌هنری تبدیل شود. سبکی که در آن البته دیگر تلسکوپ وجود ندارد و اتفاقاً به جای تجهیزات رصدی از لنزهای واید (با میدان‌دید خیلی باز) استفاده می‌شود، اما همچنان برخورداری از دانش نجومی در کنار مهارت و هنر عکاسی از الزامات است.


الزام وجود این دانش نجومی در عکس‌هایی نظیر «ستاره قطبی و هنر پیشاتاریخ» بیشتر به چشم می‌آید. در این عکس زمینه تصویر یک اسپیرالِ هندسی است که از خطوط منحنی کوتاه و درخشان تشکیل شده. این اسپیرال توسط تکنیک نوردهیِ بالا از ستاره قطبی (که -به واسطه انحرافِ محورِ کره زمین- آسمان و دیگر ستارگان از دید ناظر زمینی به دور آن می‌چرخد) ثبت شده است و نشان می‌دهد که هنرمند عکاس غیر از شناخت ترکیب‌بندی و امکانات دوربین به دانش نجوم رصدی و در نتیجه شناخت دقیقی از آسمان شب بهره برده است.


البته در این اثر علاوه بر پیوند آسمان و زمین در قالب ترکیب هنر عکاسی و دانش نجومی، شاهد ارزش‌های منحصر به‌فرد دیگری نیز هستیم. آنچه که در مقابل دوربین تفرشی خودنمایی می‌کند، یکی از حدود بیست‌هزار سنگ‌نگاره باستانی (متعلق به حدود 4500 تا 17000 سال پیش) است که درمیان صخره‌های تیمره (در استان مرکزی) کشف شده‌اند. این بار در عکسی «جهان در شبی»، نه یک مگالیت عظیم و مدرن (نظیر ساختمان اِمپایرستِیت نیویورک یا حتی برج پیزا) بلکه اثری هنری کوچکی که هزاران سال پیش توسط نخستین هنرمندان تاریخ به ثبت رسیده است می‌درخشد. بدین ترتیب هنرمندِ عکاس در اثر هنری خود پیوندی زیبا و جادویی برقرار کرده است با هنری که از پدران ما به یادگار مانده و بدین‌گونه خود را (و اثر هنری‌اش را) در امتداد تاریخ هنر به پیشینیان متصل کرده و نیز روح دو زمانه و عصر کاملاً بیگانه را به یکدیگر پیوند داده است. ضمن این‌که فلسفه اصلی و ابتدایی «توان» - که همانا برابری انسان‌ها در عرض جغرافیا است - نه‌تنها همچنان حفظ شده که با این ترکیب منحصر به‌فرد، این برابری را به طول تاریخ نیز گسترش داده است.


از دیگر ویژگی‌های بصریِ فوق‌العاده این عکس می‌توان به تلاش هنرمند برای ثبت مفهوم زمان اشاره کرد. پیوند دنیای باستانی سنگ‌نگارهای تیمره به دنیای مدرن (که خودِ دوربین نمادِ بی چون و چرای آن است) توسط یک عنصر دیداری روی می‌دهد: اسپیرال زمینه که حاصل چرخش ستارگان آسمان به‌دور ستاره قطبی (و در واقع چرخش زمین به‌دور محور خود) است. همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره شد این اسپیرال حاصل نوردهی بالا و محصولِ گذشت زمان است و خود نیز (به واسطه چرخش زمین که روز و شب را تداعی می‌کند) زمان و گذشت زمان را یادآور می‌شود. زمان طولانی‌ای که بر این نگاره‌های رازآمیز و باستانی گذشته تا از دریچه دوربین بابک امین‌تفرشی به چشم ما برسد و پس از گذشت زمانی به همین اندازه طول و دراز برای آیندگان به یادگار بماند.


مشخصات عکس:


نام اثر: ستاره قطبی و هنر پیشاتاریخ


نام هنرمند: بابک امین‌تفرشی


تاریخ عکس: دی‌ماه 1390


محل عکس: تیمره، ایران



* عکاس


انتهای پیام/

ارسال نظر