یادداشت میکائیل دیانی|

سفرنامه آبجی مظفر؛ تئاتری علیه ادعا‌های خودش!

سفرنامه آبجی مظفر؛ تئاتری علیه ادعا‌های خودش!
آنچه «سفرنامه آبجی مظفر» را از ناحیه متن و اجرا زیر سوال می‌برد فاصله ادعا و خروجی اثر است. نمایشنامه به مخاطب القا می‌کند که جامعه ایرانی زنان را جنس درجه دوم به حساب می‌آورد و امکان رشد و پرورش استعداد‌های زنان گرفته شده است.

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، میکائیل دیانی روزنامه نگار و مستندساز- نام دکتر قطب‌الدین صادقی برای آنکه یک نمایش روی سِن تالار اصلی تئاتر شهر مورد توجه قرار بگیرد کافی است و به صورت مرسوم مخاطب از او توقع نمایشنامه‌ای جدی و اثرگذار را دارد؛ اما «سفرنامه آبجی مظفر» آن نمایشی نیست که مخاطب از وزن و اهمیت صادقی در تئاتر توقع دارد.

«سفرنامه آبجی مظفر» اثری است که اگرچه چند صحنه پردازی و چند پرده خوب و تاثیرگذار مثل پرده پایانی‌اش دارد، اما در بخش‌های زیادی از اجرا تبدیل به نمایش‌های روحوضی و حتی تئاترهای آزاد و موزیکال بدل می‌شود.

راوی قصه در همان پرده اول با تماشاگران سخن می‌گوید که قرار است قصه سفر مظفرالدین شاه به فرانسه را روایت کند و او از منظر یک فرانسوی با ایرانیان مواجه می‌شود و در تمام طول قصه به تحقیر ایران و فرهنگ ایرانی می‌پردازد و ایرانیان را انسان‌های عقب‌افتاده و به دور از مدرنیته می‌داند. این روایت تا آنجاست که مواجهه جامعه ایران با زندگی مدرن را در عیش و نوش و مستی و هوس‌رانی خلاصه می‌کند. 

قطب الدین صادقی در متن بیش از آنکه به دوران قاجار کنایه بزند، انگار می‌خواهد تعریض‌های مکرری به دوران فعلی ایران بزند و این را می‌توان از کنایه‌هایی که در دیالوگ‌های هنرپیشگانش گنجانده است به وضوح دید. از تعریض بر ایرانی که در آن دکل‌های نفتش گم می‌شود تا ماجرای چای دبش! و البته که همه اینها هم گل‌درشت و وصله‌ای ناچسب به اجرا شده است.

نمایش در پرده آخر با یک خطابه اعتراضی به پایان می‌رسد که؛ همه چیز گران است؛ اعتراض نمی‌شود کرد و در صورت اعتراض تنها چیز ارزان که به راحتی از سوی حکومت ستانده می‌شود جان است و این درحالی است که صادقی همین نمایشنامه را با این همه حاشیه به راحتی در یک ساختار ارگانی روی صحنه آورده است.

آنچه «سفرنامه آبجی مظفر» را از ناحیه متن و اجرا زیر سوال می‌برد فاصله ادعا و خروجی اثر است. نمایشنامه در سراسر پرده‌ها به مخاطب این القا را می‌کند که جامعه ایرانی زنان را جنس درجه دوم به حساب می‌آورد، به زنان در تاریخ ایران همواره ظلم شده است و امکان رشد و پرورش استعدادهای زنان گرفته شده است. آنها زینت المجلس شاهانی هستند و همراهی شان هم به جهت لذت مردان است نه اعتبار درونی‌شان! گزافیه – ملازم فرانسوی مظفرالدین شاه- با کنایه‌ها و عموما صراحت لهجه این را به شاه ایران گوش‌زد می‌کند و شاه به نمایندگی از جامعه ایران اتفاقا مواجهه اینگونه با زنان را درست می‌داند.

حالا قطب الدین صادقی همه این اعتراض‌ها را به چه ابزاری برای مخاطب تصویر می‌کند؟ با استفاده ابزاری از همین جاذبه‌های جنسی و جنسیت زنان متعدد روی صحنه‌اش!

از دو ساعت تئاتر «سفرنامه آبجی مظفر» روی صحنه تئاتر شهر، قریب به یک ساعت و نیمش زنان روی صحنه در حال رقص، عشوه‌گری و آوازخوانی هنروران و هنرپیشگان هستیم و این مسیر هم باعث می‌شود هر جا ریتم کار می‌افتد با یک رقص و آواز دوباره فضای سالن را متوجه صحنه کند.

این شوخی‌ها که نه تنها اجرای «سفرنامه آبجی مظفر» را برای زیر سن 18 سال ممیزی می‌کند، بلکه حتی شوخی‌ها و متلک‌های جنسی ناباورانه روی صحنه تئاتر شهر، نمایش را برای مردان و زنان حاضر در سالن هم ناخوشایند می‌کند.

رقاصی و مطربی بازیگر قدمشاد در پرده‌های متعدد کار، ارجاع مکرر بازیگر مظفرالدین شاه به اندام جنسی در کار، بغل کردن گزافیه و قدمشاد در پایان بسیاری از پرده‌ها و حتی سینه لرزانی زن چاق اصطلاحا فرانسوی نمایش به حدی مشمئزکننده می‌شود که مخاطب پس زده می‌شود.  

حال باید دید «قطب الدین صادقی» با این نمایش ضعیف و اثری که جلوبرندگی داستانش را بر سواستفاده از جاذبه‌های جنسی، خصوصا جنس مونث گذاشته و جذابیت‌های زنانه اساسا ابزار توجه در نمایشنامه‌اند، چگونه می‌تواند داعیه حمایت از زنان را فریاد بزند؟

گزارش پیشین خبرگزاری آنا درباره این تئاتر با تیتر ««آبجی مظفر» نمایشنامه‌ای با محتوای اروتیک و حرکات موزون» را از اینجا بخوانید.

انتهای پیام/

ارسال نظر