پیشنهاد سردبیر
از تنگه هرمز تا فضای مجازی در همایش ملی مهندسی کامپیوتر

دبیر ششمین همایش پژوهش‌های نوین در مهندسی کامپیوتر عنوان کرد

رصدخانه مراغه؛ احیاکننده علم در دل ویرانی‌های مغول

یک استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با آناتک:

در مراسم رونمایی از آلبوم «نوای دریا» عنوان شد

حمید متبسم: انسان امروز به‌دنبال فست‌فود فرهنگی است/ ماجرای خواستگاری از «زیبا» + تصاویر

روز گذشته، 3 شهریور، آلبوم تک‌نوازی سه‌تار حمید متبسم با عنوان «نوای دریا» در شهر کتاب مرکزی رونمایی شد و این موسیقی‌دان، ضمن اجرای قطعه کوتاهی از این آلبوم، به پرسش‌های تخصصی مخاطبان درباره نواختن ساز پاسخ داد.

به‌گزارش گروه فرهنگی آنا در ابتدای این مراسم، افشین معصومی، مدیرعامل نشر نغمه حصار نسبت به انتشار دومین آلبوم حمید متبسم اظهار خرسندی کرد و گفت: «کار کردن در این روزگار در حوزه نشر بسیار سخت شده و متأسفانه موسیقی ملی ما از این نظر، چه در حوزه نشر و چه در اجرا، اقبال کمتری دارد اما ما تمام تلاش خود را می‌کنیم که این نوع موسیقی را بیشتر نشر دهیم چون به نظرم شالوده اصلی موسیقی ایران همین تک‌نوازی‌ها و دونوازی‌هاست.»


حمید متبسم، نوازنده نیز با حضور در این مراسم گفت: «همیشه معتقد بوده‌ام که با مردم نرو بلکه برای مردم برو. از همین رو، هرچه در جهت کیفیت بهتر آثار بیشتر تلاش کنیم، بازهم کم است.»


موسیقی، زبان مشترک تمام مردم دنیاست


وی در پاسخ به این سؤال که مهاجرت و نبودن در فضای هنری کشور، چقدر اثر و صاحب اثر را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اظهار داشت: «اصل بر این است که ارتباط هنرمند با جامعه قطع نشود و ارتباط، تنگاتنگ باشد ولی به نظر من، وطن اصلی هنرمند، باید اتاق کار موسیقی، سی‌دی‌ها و کارهایی باشد که انجام می‌دهد؛ به‌خصوص که جوامع آن‌قدر کوچک شده‌اند که نیازی نیست در میدان انقلاب راه برویم و آب‌میوه بخوریم تا حس کنیم در فضای هنری هستیم.»



متبسم اضافه کرد: «موسیقی، زبان مشترک تمام مردم دنیاست و شاید نتوانم تمام حرف‌هایم را با موزیسین‌های غیر ایرانی در میان بگذارم اما وقتی ساز به دست می‌گیریم، حرف‌های مشترک بسیار زیادی پیدا می‌کنیم و حتی متوجه می‌شویم با هم فامیل هستیم! بنابراین نیازی نیست برای اینکه هنرمندان حرف یکدیگر را بفهمند، اهل یک کشور و شهر باشند، اروپایی‌هایی هستند که بهتر از ما موسیقی ایرانی را می‌فهمند و حتی بلد هستند.»


این موسیقی‌دان ادامه داد: «همان‌طور که جامعه ما دستخوش تغییر و تحولات مثبت و منفی می‌شود، موسیقی ایرانی هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد. به نظرم انسان امروز بیشتر به دنبال نوعی فست فود فرهنگی است؛ به این معنا که مخاطب امروز به دنبال درک سریع و نداشتن تفکر و تأمل است. به نظر می‌رسد توقع اکثر مردم از هنر موسیقی، شادی‌بخش بودن است درحالی‌که شادی، یکی از چندین و چند احساساتی است که هنر می‌تواند بیان کند. حتی برخی شادی‌ها هستند که اشک به چشم می‌آورند و آن، درک یک زیبایی است.»


وی گفت: «بنابراین آنچه باید روی آن کار شود، این است که هنرمند همیشه یک گام به‌پیش باشد و تلاش کند مخاطب را به فکر وادارد و از سوی دیگر فکر می‌کنم باید وارد تجارت موسیقی شویم، تجارت از این منظر که مردم چه می‌خواهند و چه چیزی را در این حوزه می‌پسندند.»


سه‌تار مهجور مانده است


متبسم در بخش دیگری از سخنانش به نخستین سال‌هایی که نوازندگی سه‌تار را آغاز کرده بود، پرداخت و گفت: «داستان سه‌تار نوازی من به سال‌های 62-61 بازمی‌گردد؛ در آن زمان، نزدیک به هشت سال بود که می‌نواختم. سه‌تار اصولاً سازی است که باوجوداینکه سبک است و یادگیری آن ساده، اما هنوز مهجور مانده و آن‌طور که باید، شناخته نشده، به‌خصوص به شکل حرفه‌ای آن.»



وی با اشاره به اینکه برای نواختن سه‌تار هیچ استادی نداشته است، گفت: «ازآنجاکه در کانون چاووش، شاهد سه‌تار نوازی استاد حسین علی‌زاده و محمدرضا لطفی بودم؛ کسی که به شیوه صبا و هرمزی می‌نواخت، یک سه‌تار تهیه کردم و در یک تعطیلات طولانی، سعی کردم از این دو استاد تقلید کنم. تا اینکه از کشور رفتم و نواختن سه‌تار را در اروپا ادامه دادم.»


این نوازنده ادامه داد: «من سال‌ها می‌نواختم تا اینکه یک‌بار در سال 74، رامین جزایری و کیهان کلهر به اطلاعم رساندند که استاد کمالیان، تعدادی از سازهایش را برای فروش گذاشته ولی سازهایش را به هرکسی نمی‌فروشد چون باید از نوازنده و شخصیت او خوشش بیاید و با او ارتباط برقرار کند. بالاخره یک شب به منزل ایشان رفتم، همان‌طور که ایشان در حال مرتب کردن وسائل‌شان برای سفر به فرانسه بودند، من چند سه‌تار را امتحان کردم تا اینکه به «زیبا» - نام سازم زیباست- رسیدم و کار به جایی رسید هر ساز دیگری را که برمی‌داشتم، بلافاصله بعد از آن، زیبا را دوباره امتحان می‌کردم.»


وی اظهار داشت: «درنهایت استاد کمالیان گفتند حمید از زیبا خوشش آمده. کلهر و جزایری رو کردند به من و گفتند: می‌خواهی برایت برویم خواستگاری؟ من گفتم با کمال میل. اگر استاد مرا قبول کنند، حتماً می‌خواهم. بعد آقای جزایری به‌طور خصوصی با استاد صحبت کرد و ایشان گفته بود: حمید زیبا را دوست دارد و من هم حمید را، مبارک باشد! حالا بعد از گذشت این‌همه سال باید بگویم که این ساز به من آموزش داد و این حرف را کسانی متوجه می‌شوند که ساز می‌زنند.»


متبسم در بخش دیگری از سخنانش گفت: «بعد از این اتفاقات، من بیشتر به آثار گذشتگان توجه و سه‌تار استاد هرمزی، صبا و لطفی را بیشتر گوش کردم و نتیجه سال‌ها نواختن، نوای دریا شد. هرچند که در کارهای گروهی یا سه‌نوازی هم شرکت داشتم و تأثیر سه‌تار کمالیان در هرکدام از آن کارها هویداست.»



انتهای پیام/

ارسال نظر