پیشنهاد سردبیر
چه کسی فرمان ایست به «قانون جهش تولید» را داد؟

قربانی کردن برنامه هفتم پای بروکراسی

۵ گام فوری برای جلوگیری از انفجار قیمت مرغ و گوشت و قحطی مصنوعی

از بن‌بست کنجاله تا جهنم دموراژ؛ هشدار نسبت به سقوط تولید پروتئین

ایران به دنبال ایجاد «قطب جاذبه تخصصی» برای نخبگان جهان

چگونه جابجایی مرز‌های مهاجرت با «دیپلماسی مجازی» 

چرا نقدینگی بخش خصوصی در بنادر رسوب کرد؟

وقتی کشتی‌های نهاده قربانی سیاست پولی می‌شوند

یاران مهربان/ 167

خوش‌وبش طنازانه با مهمان‌هایی با کفش‌های لنگه به لنگه

«مهمان‌هایی با کفش‌های لنگه به لنگه» گوشه‌هایی از زندگی جانبازان دفاع مقدس را با زبانی همه فهم و طنزی شیرین به رشته تحریر درآورده است.
20006.jpg

به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات و کتاب گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا، نگاه طنازانه به مقوله‌های جدی و عاطفی در ادبیات داستانی و شعر ظرافت‌های خاصی را می‌طلبد. موضوعاتی که به اشکال گوناگون با ارزش‌های ملی و دینی و یا خاطرات جمعی ملت گره خورده‌اند، بهسختی می‌توانند با قلمی طنازانه به مخاطب ارائه شوند و نویسنده می‌بایست اوج هنر و خلاقیت و تسلط خود را در خلق چنین آثاری نشان دهد.


مجموعه داستان و یا در حقیقت داستانک‌هایی که اسماعیل الله‌دادی و محمد دهریزی در قالب کتاب «مهمان‌هایی با کفش‌های لنگه به لنگه» به چاپ رسانده‌اند نیز در دایره همین موضوعات می‌گنجد.


داستان‌های این کتاب گوشه‌هایی از تلخی و شیرینی زندگی جانبازان دفاع مقدس را با زبانی همه فهم و طنزی پیدا و پنهان به رشته تحریر درآورده است. طنزی که صرفاً نه برای خنداندن خوانندگان که برای دعوت از آنان به تأمل و ایجاد تکانه‌های عاطفی ارائه شده است.


این نگاه متفاوت به زندگی جانبازان در قالب 29 داستانک ارائه شده است. در این داستان‌ها، از سبک زندگی، مشکلات و البته روح بلند و عزت‌طلب یادگاران دوران حماسه و دفاع رونمایی می‌شود. تصویرهایی عینی و ملموس که در قاب یک کتاب تدوین شده و خوانندگان با خواندن آنها خود را در کنار جانبازان و خانواده‌های آنها می‌بیند. راوی داستان‌ها اغلب فرزندان جانبازان دفاع مقدس هستند. نگاه طنز و یا به تعبیر بهتر قلم شیرینی که بر محتوا و فرم این کتاب غلبه دارد، باعث می‌شود تا مشکلات زندگی این عزیزان برای مخاطب قابل درک و ملموس باشد.


مهمان‌هایی با کفش‌های لنگه به لنگه اوج رشادت، ایثار و جان‌فشانی جانبازان دفاع مقدس را با بیان چگونگی تعامل آنها با پدیده‌ها و اتفاقات روزمره جامعه بیان می‌کند. این روایتگری با قلمی طنازانه و در قالبی کوتاه اما گیرا، تأثیرگذاری بیشتری دارد. در این کتاب، جانباز بودن صرفاً به معنای نشستن روی ویلچر نیست. همچنین مجروحیت شیمیایی عاملی برای انزوا و گوشه‌گیری محسوب نمی‌شود بلکه حتی گاه زمینه‌ساز نفش‌آفرینی بیشتر و مؤثرتر در جامعه معرفی می‌شود.


در یکی از این داستانک‌ها به نام «من انگشت بابا هستم» چنین می‌خوانیم: بابا آمده بود مدرسه رضایت‌نامه امضا کند تا من به اردوی کشوری بروم. آقای مدیر، رضایت‌نامه را پر کرد و به بابا گفت: لطفاً امضا و انگشت. من رضایت‌نامه را گرفتم و امضا کردم. انگشتم را هم جوهری کردم و زدم پای رضایت‌نامه. آقای مدیر که خیلی تعجب کرده بود، به بابا گفت: چرا خودت انگشت نمی‌زنی؟ قبل از اینکه بابا حرفی بزند، من انگشت جوهری‌ام را به آقای مدیر نشان دادم و گفتم: آخه من انگشت بابا هستم. بابا هم بلافاصله دستش را که از مچ قطع شده بود، از توی آستینش درآورد و به آقای مدیر نشان داد. آقای مدیر سرش را تکان داد و گفت: اشکالی نداره. با اون یکی دستت انگشت بزن. بابا آن یکی دستش را هم که مصنوعی بود، به آقای مدیر نشان داد. آقای مدیر از روی صندلی‌اش بلند شد، خندید و به من گفت: حق با توست. همه بچه‌ها، عصای دست باباشون می‌شن. تو انگشت دست بابات شدی.


انتشارات سوره مهر، کتاب مهمان‌هایی با کفش‌های لنگه به لنگه، نوشته اسماعیل الله‌دادی و محمد دهریزی را در 74 صفحه و به قیمت 9 هزار تومان به بازار کتاب عرضه کرده است.


انتهای پیام/4072/4104/ن


انتهای پیام/

ارسال نظر