روش‌ جدید دانشگاه کالیاری برای سیاست‌گذاری دانشگاهی

اگر چه هر کدام از مدل‌های سیاست‌گذاری، در مطالعه‌ نحوه‌ سیاست‌گذاری دانشگاه‌ها موثر هستند، توضیح کاملی وجود ندارد. در این میان، دانشگاه کالیاری در تحقیقات خود روش‌های جایگزینی را برای سیاست‌گذاری معرفی کرده‌، که در نوع خود جالب است.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری آنا به نقل از ژورنال کانادایی «تحصیلات تکمیلی»، ویلیام تیلور معتقد است که سیاست‌گذاری در سازمان‌های بزرگ نظیر دانشگاه‌ها از طریق استفاده از مدل‌های مختلف انجام می‌شود.


نظریه‌پردازان اولیه بیشتر متمایل به استفاده از مدل‌های بوروکراتیک بودند. سیاست‌گذاری در این مدل سازمانی در خیلی از موارد به عنوان یک فرآیند منطقی انجام نشده، بلکه همواره به عنوان یک فعالیت فردی، توسط کسی که مسؤلیت این برنامه‌ریزی را بر عهده داشته معرفی شده‌است. قضاوت‌های این برنامه‌ریزان در مورد انواع راه حل‌های جایگزین برای هر مشکل همواره باید به نوعی باشد که بیشترین همخوانی را با نیازها و اهداف سازمان داشته باشد.


به عقیده میلت، به جای توصیف دانشگاه به عنوان یک سیستم صرفاً بوروکراتیک، باید آن را به عنوان جامعه‌ای متشکل از افراد و گروه هایی در نظر گرفت که اگرچه ممکن است نقش‌ها و تخصص‌های مختلفی داشته باشند اما همگی آنها یک نقطه‌ اشتراک دارند و آن تحقق اهداف مشترک سازمان است.


وی اسم این روش سیاستگذاری را «دانشگاهی» نامید و فرض را بر این گذاشت که حتی اگر در طول فرآیند تصمیم‌گیری اختلافی بین گروه‌های دانشگاهی، حکومتی و دانشجویان باشد، تمامی تفاوت ها در زیر چتر مشترک اهداف سازمان قرار می‌گیرند. در نهایت این فرآیند اجماع به دنبال عقلانی‌تر کردن تصمیم‌گیری هایی است که در جهت منافع کلی جامعه باشند.


در نقدی که «هربرت سایمون» بر این مدل وارد کرده است به این نکته اشاره می‌کند که «وجود محدودیت‌های شناختی تصمیم‌گیرندگان در توجه به همه ‌انتخاب‌های ممکن آنها را وادار می‌کند که به شکلی گزینشی به راهکارها توجه کنند. در این صورت، به احتمال قوی، انتخاب بر اساس زمینه‌های ایدئولوژیک یا سیاسی انجام خواهد شد.»


رویارویی، مصالحه، مذاکره


ویلیام تیلور مدل دیگری را معرفی می کند که توسط باردریج مطرح شد؛ وی پیشنهاد می‌کند که مدل «سیاسی» بهتر از سایر مدل‌ها با سیاستگذاری دانشگاه‌ها همسو است.


این دیدگاه معتقد است که گروه‌های مختلف موجود مانند مدیریت، هیئت‌علمی، دانشجویان و عملکرد هیأت تصمیم‌گیری به عنوان یکی از بلوک قدرت تلاش می‌کنند بر تصمیم‌گیری‌های این حوزه به نحوی تاثیر بگذارند که در جهت منافع خودشان باشد. تفاوت‌های زیادی که بین این گروه‌های مختلف وجود دارد هرگز نمی‌تواند بر مبنای رضایت تمامی بخش‌های دخیل اجرایی شود، در نتیجه تنها راه رسیدن به یک تصمیم مشترک از طریق رویارویی، مصالحه، مذاکره انجام پذیر است. این روش نه تنها غیر متمرکز تر است بلکه از روش‌های بوروکراتیک یا مدل‌های دانشگاهی پیچیده‌تر نیز هست.









کوهن تاکید می‌کند همانطور که اشیاء در سطل زباله تمایل دارند به یکدیگر بچسند مشکلات و راه‌حل‌ها نیز در سازمانها به نوعی به یکدیگر متصل هستند



از بین تمامی مدل‌ها مدل «سطل زباله» که کوهن و مارس، (1974) پیشنهاد کردند کارآمدتر است. آنها معتقدند سازمان‌ها در این مدل، بی‌نظمی‌های سازمان‌یافته محسوب می‌شوند که فاقد وضوح و شفافیت هستند. این مدل در مقایسه با سایر مدل‌ها از انعطاف بیشتری برخوردار است. بر اساس این مدل تصمیم‌گیریی‌های بخش عمومی، تصادفی، اقتضایی، لحظه‌ای و مقطعی‌اند و صرفا اهداف زودگذر و خواسته‌ها و مقایسه‌های آنی‌ و فوری‌اند که تصمیم‌گیری را هدایت می‌کنند. تصمیم‌گیری حاصل ترکیبی غیرقابل پیش‌بینی از اهداف و ابزارها است که از سوی مشارکت‌کنندگان در تصمیم‌گیری ارائه می‌شود و سپس از تلفیقی اتفاقی اتخاذ می‌شود.


در واقع این مدل عکس‌العملی بود در مقابل مدل‌های عقلایی و سیاسی که به عقیده کوهن و همکارانش فاقد قابلیت کافی برای تصمیم‌گیری در دنیای پیچیده بی‌ثبات و پر از ابهام امروز است.


این ابهام به سه صورت جلوه می‌کند: 1- مشکل اولویت‌ها، 2- ابهام در روابط علت ـ معلولی، 3- ابهام ناشی از اعضا دخیل در فرآیند تصمیم‌گیری


ویژگی‌های عمده ای از این مدل‌ها در شکل 1 خلاصه شده است. در حالی که این شرح مدل سیاست‌گذاری جامع نیست اما نشان دهنده‌ انواع مختلف برداشت‌هایی است که در سیستم‌های مدرن سیاست‌گذاری در دانشگاه‌ها به چشم می‌خورد.

















































هرج‌ومرج سازمان‌یافته





سیاسی دانشگاهی بوروکراتیک ویژگی‌ها

فاقد ساختار منسجم،
فن آوری نا‌مشخص، ساختار در پاسخ به
تقاضای بازار برای پرسنل تغییر می‌کند،
ناهمگونی ارزش‌ها، سازمان نیافته






تکه تکه، فدراسیون حرفه‌ای جامعه‌ی همسالان سلسله مراتبی فرضیات ساختاری
کثرت گرا،
اهداف غامض، مشارکت ساختارنیافته اعضا در تصمیم گیری
شامل
گروه های ذینفع مختلف
با ارزش های متفاوت
یکپارچه شدن توسط اجماع اعضا یکپارچه شده توسط سیستم رسمی ویژگی‌های اجتماعی
برنامه‌ریزی شبیه‌سازی شده؛ توزیع قدرت سازمانی تضاد در تحلیل داده‌ها؛ نظریه گروه‌های مورد علاقه؛ قدرت اجتماعی خط‌و مشی انسانگرایانه در سازماندهی بوروکراسی وبری،
مطالعات کلاسیک
سیستم های رسمی
مبانی نظری عمومی
سازماندهی به روش آزمون و خطا، مشکلات کمی با تصمیمات قطعی حل می‌شوند

مذاکره، نفوذ سیاسی،


کارگزاری سیاسی، نفوذ خارجی
به اشتراک گذاشتن تصمیم‌های دانشگاهی: وفاق جمعی، مشارکت جامعه تصمیم‌گیری بر پایه‌ی عقلانیت، رویه ی عمکرد استاندارد فرآیند تصمیم‌گیری
فعالیت‌های برنامه‌ریزی نشده که بستگی به مشلات دراند؛ شرکت‌کنندگان و راهکاردهندگان حق انتخاب دارند

ظهور مسئله خارج از متن اجتماعی؛ کشمکش؛


روند قانون گذاری، اجرا


سیاست؛ بازخورد
همانند مدل بوروکراتیک است، علاوه بر اینکه بر میزان مشارکت همکاران حرفه‌ای تاکید دارد

تعریف مسئله؛


جستجو برای را‌ه‌حل‌های جایگزین؛ اجرا


.


انتخاب؛ پیاده سازی
چرخه‌ تصمیم‌گیری


تیلور سیاستگذاری در دانشگاه کالیاری را مورد تجزیه ‌و‌ تحلیل عمیق قرار می‌دهد. اهداف اولیه این مطالعه به منظور بهبود درک ما از فرایند سیاستگذاری و توسعه روش یا تکنیک برای تجزیه و تحلیل چنین فرایندهایی است.


این مدل‌ها برای بررسی نحوه‌ سیاستگذاری دانشگاه کالیاری ایتالیا استفاده شده است که شامل بررسی مجدد نحوه‌ی انتصاب اعضای هیئت علمی و سیاست‌ها‌ی ترفیع برای یافتن دلیل کاهش ثبت‌نام و حمایت مالی در دانشگاه کالیاری است. توضیح پروسه اجرایی شدن این سیاست، در بهترین حالت از طریق ذکر وقایع مهم مربوط به آن به صورت تاریخی امکان‌پذیر است بنابراین در اینجا مروری زمان‌مند بر اتفاقات مربوط به روند اجرایی این سیاست خواهیم داشت.


واقعه اول: تشخیص مسئله


این طرح در دسامبر 1977 اجرایی شد زمانی که معاون رییس جمهوری ایتالیا اعلام کرد، کمک هزینه هایی که به دانشگاه اختصاص ‌یافته با نرخ تورم همخوان نیست، در نتیجه دولت مجبور شد مجددا به دانشگاه بودجه اختصاص دهد تا دانشگاه بتواند حقوق کارکنان را پرداخت کند. رییس جمهوری با پذیرش مشکلات موجود در سیاست‌های جاری دولت به معاون وقت اعلام کرد که به دنبال ایجاد یک سیاست جدید از طریق همکاری با شورای ریاستی دانشگاه باشند. این واقعه سر آغازی بود برای نظامی از سیاست‌گذاری که امروزه آن را به عنوان مدل مفهومی سیاست‌گذاری می‌شناسند. در این مدل اول باید از طریق مطالعه‌ محیط اجرایی، مسئله شناسایی می‌شود، وضعیت به عنوان مشکل بررسی می‌شود و بعد پروسه‌ای برای پاسخ دادن به مسائل شروع می‌شود.


واقعه دوم: فاز اول اجرایی


در فوریه‌ی 1978، معاون اول رییس جمهور یک بسته سیاستی برای دانشگاه را به شورای روسای دانشگاه‌ها پیشنهاد داد. پس از ارائه این طرح کمیته‌ی ویژه‌ای برای اجرایی کردن آن ایجاد شد که مسئولیتش اصلاح و بهینه سازی این بسته سیاستی بود. بنای کار بر این بود که در حداقل زمان ممکن این طرح به مرحله اجرایی برسد.


واقعه سوم: یک وقفه طولانی


پس از چند روز، مشکلی در روند اجرایی پیش آمد. مشکل مربوط می‌شد به انتصاب اعضا و کارکنان در بخش آکادمیک. این مشکل مستقیماً به کمیته مربوط ارجاع داده شد و سپس تغییرات مربوط به آن باعث شد که مدتی طولانی در کار وقفه بیفتد. ریاست کمیتة مربوط، شورای موقتی را برای بررسی این مسئله ایجاد کرد که به صورت مستقیم فقط بروی حل این مسئله کار کنند.


واقعه چهارم: تشخیص مجدد مسئله و فاز دوم اجرایی


در آوریل 1978 کمیته ناظر بر اجرای سیاست در زیر مجموعه خود کمیته جزیی دیگری را منصوب کرد که مستقیماً به ریاست دانشگاه و معاون رئیس‌جمهوری پاسخ می‌گفتند. مسئولیت این کمیته بازخوانی مشکلات و ارائه راه‌حل به نحوی بود که مثل فاز اول اجرایی طرح با وقفه مواجه نشود.


واقعه پنجم: ارزیابی


کمیته اجرایی سیاست سپس با جلسات متعددی که با اعضای شوراهای مختلف دانشگاه داشت تلاش کرد که نتایج عملی و اجرایی سیاست را بسنجد. نظرات اعضا و دپارتمان‌های مختلف دانشگاهی به صورت پیشنهاد به مسئولین بالادستی و تنظیم‌کنندگان بسته سیاستی ارجاع داده شد.


واقعة ششم: انتخاب و رسمیت بخشی


در اکتبر 1979 طرح به فاز نهایی خود رسید، پیشنهادهای جمع‌آوری شد، سپس کمیتة مسئول اصلاح و اجرای طرح با گذاشتن جلسة مشترک با شورای رؤسا و مسئولین بالادستی به راه‌حل‌های منتخب رسمیت قانونی بخشیدند و اجازه عزل و نصب‌های قانونی را یافتند، به نحوی که می‌توانست مسئولان بخش‌های آکادمیک را هم تغییر دهد و همه این تغییرات به این دلیل صورت گرفت که مشکلاتی که در سیستم قبلا شناسایی شده بودند حل شوند.برای آنالیز میزان موفقیت این طرح به دو روش داده جمع‌آوری شد: 1- از طریق مستندات رسمی. 2_ از طریق مصاحبه با افراد.


هدف از این ارزیابی این بود که ببینند سیاست اجرا شده تا چه حد در پاسخ دادن به مشکلات شناسایی شده موفق عمل می‌کردند و نیز در صورت اجرایی شدن مدل دیگری از سیاست این دستورالعمل تا چه حد می‌تواند مفید باشد.


در نهایت به این نتیجه رسیدند که برای سیاست گذاری در حوزه دانشگاه باید از این روش پیروی کنند. یعنی شبکه‌ای از سیاست گذاری باشد که هر کدام به صورت موقت در محیط علمی قابلیت اجرایی داشته باشند.


محیط دانشگاه شامل تمامی عوامل اداری و علمی است و منظور از سیستم سیاست‌گذاری روندی است که آن مسائل و مسئولیت‌ها در تعامل با هم به صورت یک ابزار کاربردی در راه رسیدن به اهداف تلاش می‌کنند.


ترجمه و تلخیص: طاهره کوپالی



انتهای پیام/

ارسال نظر