پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

یکی از اساتید اخلاق حوزه علمیه عنوان کرد:

خاطره‌ای شیرین از عشق یک جوان به امام حسین (ع)

یکی از اساتید اخلاق حوزه علمیه به مناسبت اعزام زائران اربعین حسینی به عراق، خاطره‌ای را از عشق و ارادت مردم این کشور به حضرت سیدالشهدا (ع) نقل کرد.
3.12.jpg

به گزارش خبرنگار حوزه معارف اسلامی گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا، حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ جعفر ناصری از اساتید حوزه علمیه قم به مناسبت اعزام زائران اربعین حسینی به عراق خاطره‌ای شیرین را از عشق و ارادت مردم عراق به حضرت سیدالشهدا (ع) نقل می‌کند که این خاطره بسیار شنیدنی و تأثیرگذار است که تقدیم خوانندگان محترم می‌شود.


پیرمرد عراقی تعریف می‌کرد: در جریان انتفاضه شیعیان عراق در سال 1991 میلادی، عده‌ای از ما را در کربلا دستگیر کردند و به بیابانی بردند و بر روی تپه‌ای از ریگ پیاده کردند. کامل حسین داماد صدام و مأمور حمله به حرم امام حسین (ع) در آنجا بود، همه را روی ریگ‌ها نشاندند، کامل حسین جلو آمد و یک تفنگ از دست سربازی گرفت و در جلوی ما ایستاد و گفت: شما طرفدار امام حسین هستی یا طرفدار صدام حسین؟


کسی جواب نداد!


بار دوم گفت: هرکس طرفدار امام حسین است بلند شود و هر کس طرفدار صدام حسین است، بنشیند.


کسی بلند نشد!


ناگاه یک جوان 16 ساله بلند شد و گفت: من طرفدار امام حسین علیه‌السلام هستم. کامل حسین گفت: برو آنجا بایست، او رفت در مقابل همه ایستاد.


بار دیگر کامل حسین گفت: هر کس طرفدار امام حسین است، بلند شود؛ کسی جرأت نکرد بلند شود. کامل حسین سلاح را به طرف آن جوان 16 ساله گرفت و او را به شهادت رساند.


بار دیگر رو کرد به ما و گفت: طرفدار امام حسین هستی یا طرفدار صدام حسین؟


جوانی دیگر بلند شد و گفت: من طرفدار امام حسین علیه‌السلام هستم، کامل حسین او را نیز به شهادت رساند و بعد از آن، هر چه گفت: کدامیک از شماها طرفدار امام حسین هستید، کسی جواب نداد. لذا ما را به شهر آوردند و آزاد کردند؛ شب در خواب، امام حسین علیه‌السلام را دیدم که کنار ضریح مطهر ایستاده و جنازه آن جوان 16 ساله را آوردند.


حضرت فرمودند: کنار شهدا دفنش کنید. او را دفن کردند و سپس جنازه شهید دومی را آوردند، حضرت فرمود: او را در ضریح دفن کنید.


برای من این سؤال پیش آمد که چرا امام حسین علیه‌السلام میان این دو شهید تفاوت قائل شدند!


لذا از آن حضرت علتش را پرسیدم.


حضرت فرمودند: جوان اولی نمی‌دانست سرنوشتش چه می‌شود، ولی در عین حال بلند شد و طرفداریش را از ما اعلام کرد.


لذا جزء شهدا دفن شد ...


ولی جوان دومی با اینکه دید آن یکی به شهادت رسیده، ولی باز هم بلند شد و طرفداریش از ما را اعلام کرد.


گفتم: در ضریح دفنش کنند.


صَلَّی اللهُ عَلیک یا اَباعَبدالله


انتهای پیام/4072/خ


انتهای پیام/

ارسال نظر
نظرات شما
ناهید
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۲۸ - ۱۴۰۱/۰۵/۳۰
خیلی قشنگ بود