پیشنهاد سردبیر
از تنگه هرمز تا فضای مجازی در همایش ملی مهندسی کامپیوتر

دبیر ششمین همایش پژوهش‌های نوین در مهندسی کامپیوتر عنوان کرد

رصدخانه مراغه؛ احیاکننده علم در دل ویرانی‌های مغول

یک استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با آناتک:

گفت‌وگوی آنا با تقی شامخی رئیس سابق انجمن جنگل‌های ایران، به مناسبت روز‌ جهانی جنگل؛

بحران جنگلی مهار نشود، ناهنجاری طبیعی ایران را فرا‌ می‌گیرد

نابودی عرصه‌های جنگلی کشور در سال‌های اخیر باعث شده تا بسیاری از کارشناسان با ابراز نگرانی در این خصوص خواستار آموزش مردم و اعمال مدیریت‌های جنگل‌داری شوند. رئیس سابق انجمن علمی جنگل‌های ایران با تایید این مطلب، تاکید می‌کند در صورتی که این مدیریت در دستور کار قرار نگیرد به زودی شاهد بروز ناهنجاری‌های بسیاری در عرصه‌های طبیعی خواهیم بود.

آرزو میرزاخانی،گروه اجتماعی- آتش‌سوزی‌های گسترده، چرای بی‌رویه دام، بهره‌برداری‌های بی‌ضابطه و عوامل دیگری باعث شده تا در سال‌های اخیر حجم زیادی از جنگل‌های کشور نابود شود. ریه‌های تنفسی که ایران نیمه خشک را برای زندگی انسان‌ها قابل تحمل کرده و در صورت نابودی آنها، چیزی جز برهوت باقی نخواهد ماند. به بهانه روز هشتم مردادماه که به عنوان روز جنگل نامگذاری شده است، دکتر تقی شا‌مخی، استاد دانشگاه و رئیس سابق انجمن علمی جنگل‌های ایران در گفت‌و‌گو با آنا به پرسش‌هایی در این زمینه پاسخ داده است.


*بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی کارشناسان کشور، در 50 سال گذشته، یک سوم از جنگل‌های ایران نابود شده‌اند. شما به عنوان فردی که در این زمینه مطالعه و مسئولیت داشته‌اید، وضعیت کنونی جنگل‌های کشور را چطور ارزیابی می‌کنید؟


- به طور حتم سطح جنگل‌های ایران در حال کاهش است و امروز هم دلیلی نداریم که بگوییم این روند تغییر کرده است، در کنار آن کیفیت جنگل‌ها نیز کاهش یافته است. دو شاخص تخریب یعنی کاهش سطح و کیفیت، در کنار پایین آمدن کیفیت خاک، وضعیت جنگل‌های کشور را در شرایط نامناسبی قرار داده است. متاسفانه مدیریت جنگل‌ در کشور، فقط در جنگل‌‌های خزری متمرکز بوده است. در سال 1340، سطح اراضی جنگل‌های خزری 3.4 میلیون هکتار برآورد شد و این در حالی است که در سال‌های اخیر سطح جنگل‌های شمال عموما 1.8 میلیون هکتار اعلام شد. هرچند سازمان جنگل‌ها مدعی است که با جنگل‌کاری‌هایی که انجام داده و اجرای طرح‌های جنگل‌داری، وسعت این جنگل‌ها کاهش نیافته و حتی در بعضی موارد ارقامی ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد سطح جنگل‌های شمال افزایش داشته است اما اگر ما این را هم بپذیریم، با این وجود می‌توان گفت که کیفیت جنگل‌های کشور در سال‌های اخیر کاهش یافته است زیرا اگر سطح جنگل‌های شمال را دو میلیون هکتار در نظر بگیریم، حدود یک میلیون هکتار از آن طرح جنگلداری دارد و 1.2 هکتار از آن طرح ندارد. بنابراین تخریب جنگل‌ها در مناطقی که طرح جنگلداری ندارد نسبت به مناطقی که دارای این طرح است، بیشتر است چرا که این طرح عاملی برای مدیریت جنگل بوده و قرار بوده تا حساب و کتاب و دخل و خرج جنگل از نظر میزان رویش و میزان بهره‌برداری در آن مشخص باشد و سعی شود میزان بهره‌برداری از رویش تجاوز نکند.


* تصور می‌کنید، مدیریت جنگل‌ها تا چه اندازه توانسته در جلوگیری از تخریب جنگل‌ها موثر واقع شود؟


- متاسفانه شاهد آن هستیم که در جنگل‌هایی که طرح مدیریتی در آنها اعمال شده است، وضعیت جنگل خوب نیست و تعهدات مدیر طرح به خوبی اجرا نشده است. چرای بی‌رویه دام و همچنین بهره‌برداری از چوب - که قرار بود حل و فصل شود- باعث شده که یکسری از جنگل‌های تحت مدیریت هم وضعیت خوبی نداشته باشند اما در مواردی هم خوب عمل شده است. به عنوان مثال شرکتی مانند «چوب و کاغذ مازندران» به نظر می‌رسد توانسته بهره‌برداری از جنگل‌های خزری را مدیریت و حفاظت از جنگل‌ها را تقویت کند که می‌توان به کاهش اثرات دام در جنگل اشاره کرد. همچنین بعضی از تعاونی‌هایی که در این زمینه ایجاد شدند از جمله «صفارود و بنشکی» که در حوزه نوشهر یا برخی از تعاونی‌های مازندران توانستند جنگل‌های مخروبه‌ای را که در اطرافشان بود ترمیم کرده و وضعیت این مناطق را به سمت بهبود پیش ببرند. گرچه این تعاونی‌ها اکنون منحل شده‌اند.


*وضعیت جنگل‌های سایر مناطق کشور چگونه است؟


- وضعیت احیا و حفاظت در جنگل‌های دیگر کشور از جمله جنگل‌های زاگرس، حاشیه دریای عمان و خلیج‌فارس، فلات ایران و ارسباران، در حد جنگل‌های شمال هم نبوده و آثار تخریب در آنها بیشتر مشاهده می‌شود. به عنوان مثال به نظر می‌رسد بحرانی که در جنگل‌های زاگرس در سال‌های اخیر از نظر مرگ درختان بلوط ایجاد شد، ناشی از فشارهای گسترده انسانی بود که در طول دهه‌های مختلف روی این عرصه‌های طبیعی وجود داشت و در کنار آن بروز ریزگردها و تنش‌ آب‌وهوایی باعث تخریب گسترده این جنگل و مرگ درختان بلوط شد.



*طبق آنچه که شما عنوان کردید وضعیت جنگل‌های ایران بحرانی است اما چرا تاکنون اقدام مناسبی برای جلوگیری از تخریب گسترده منابع جنگلی کشور صورت نگرفته است؟


- زیرا رابطه جنگل‌ها و مدیریت منابع طبیعی با توسعه اجتماعی-اقتصادی کشور، جمعیت و تامین نیازهای جاری مردم کاملا در ارتباط است. در کشور ما ظرف دهه‌های گذشته جمعیت‌ به شدت افزایش یافته است یعنی در طول 60 سال گذشته جمعیت ایران از 20 میلیون نفر به 80 میلیون نفر رسیده و در واقع تقریبا جمعیت کشور ما در طول این سال‌ها 4 برابر شده است. بنابراین باید در درجه اول نیازهای غذایی و معیشتی این جمعیت تامین شود. اگر توسعه مناسب از نظر اشتغال و تامین معاش و همچنین کشاورزی پیشرفته داشتیم، نیازهای این جمعیت جدید تامین می‌شد و تعرضی هم به محیط‌ خود نداشت اما وقتی نتوانستیم این کار را انجام دهیم و برای افراد ایجاد اشتغال نکردیم، نتیجه آن می‌شود که در ساده‌ترین حالت، فرزندان جدید روستاییان و عشایر که اکنون چند برابر شده‌اند، برای رفع نیازهای معیشتی خود دام‌هایشان را وارد اراضی جنگلی کرده یا برای برداشت محصول این اراضی جنگلی را شخم می‌زنند به امید آنکه بتوانند تولیدی داشته باشند و شکم خود را سیر کنند. یا اینکه برای گرم کردن خود و به دست آوردن انرژی لازم برای زندگی، درختان و بوته‌ها را می‌سوزانند و به هیزم تبدیل می‌کنند. بنابراین روز به روز وضعیت عرصه‌های جنگلی بدتر خواهد شد و در نتیجه شاهد بروز توفان‌های شن، تشدید خشکسالی و از بین رفتن تالاب‌ها و ناهنجاری‌های طبیعی که به وجود آمده است، خواهیم بود.


*با وضعیت موجود آیا ممکن است اراضی جنگلی که از بین رفته‌اند را بتوان دوباره احیا کرد؟


- باید به احیای جنگل آن هم از سوی جوانان این مرز و بوم امیدوار بود زیرا تجربه نشان می‌دهد که کشورهای بسیاری در جهان روزی با چنین مشکلی مواجه و شاهد تخریب گسترده جنگل، فرسایش خاک و ایجاد سیلاب‌ها بوده‌اند اما متوجه شده‌اند که باید رفتار و روش خود در برخورد با طبیعت را تغییر داده و نیازهای خود را به شکل دیگری تامین کنند. آنان به این باور رسیدند که باید فشار بر طبیعت را کاهش دهند و بنابراین طبیعت نیز پاسخ مثبتی به آنها داد و کم کم خود را احیا کرده است. البته باید توجه داشت که اگر این تخریب از حدی بگذرد به همان اندازه احتمال احیای آن نیز کمتر خواهد شد و هزینه‌های بیشتری برای بازگرداندن آن به وضعیت اولیه باید پرداخت. در این زمان فرصت‌ها بیشتر از دست خواهد رفت و عواقب آن گریبان همه را خواهد گرفت.


* به اعتقاد برخی از کارشناسان مدل آتش‌سوزی در جنگل‌های ایران تغییر یافته است و یکی از علل تخریب جنگل‌های کشور محسوب می‌شود. نظر شما در این باره چیست؟


- ما اکنون در دوره خشکسالی قرار داریم زیرا در سال‌های اخیر نرخ بارندگی در کشور ما زیر متوسط جهانی بوده است و این عامل می‌تواند روند تخریب جنگل‌ها را تشدید و خود باعث آتش‌سوزی در عرصه‌های جنگلی شود. بنابراین باید خشکسالی را هم در کاهش سطح جنگل‌ها موثر دانست و در برنامه‌های کلان حفاظت از جنگل‌ها این موضوع را نیز مدنظر داشت. باید توجه داشت که کشور ما کشوری نیست که آتش‌سوزی‌های طبیعی داشته باشد و این اتفاق برای جنگل‌های ما بسیار نادر است چرا که در کشور ما رعد و برق و حوادث طبیعی کمتر منجر به آتش‌سوزی در جنگل می‌شود و در مقابل می‌توان گفت که علت اصلی آتش‌سوزی جنگل‌های ما «انسانی» است.


هرچه نفوذ انسان به طبیعت بیشتر شود، متاسفانه تعداد آتش‌سوزی‌ها نیز به تبع بیشتر می‌شود. روزگاری فقط چوپانان و افرادی که در طبیعت کار می‌کردند وارد عرصه‌های طبیعی می‌شدند اما با ساخت جاده‌های بسیاری که به دل طبیعت نفوذ یافته‌اند رفت‌وآمد مردم و گردشگران نیز به دل طبیعت بیشتر شده و بی ملاحظگی در روشن کردن آتش برای طبخ غذا یا گرم شدن، به عاملی در به آتش کشیدن عرصه‌های جنگلی کشور تبدیل شده است. بنابراین باید آموزش‌های کافی در این باره به مردم داده شود تا بدانند وقتی وارد طبیعت می‌شوند، باید چه اقداماتی انجام دهند تا باعث تخریب آن نشوند. همچنین اگر مشاهده کردند در بخشی از جنگل آتشی به پا شده است خودشان را در قبال آن مسئول بدانند و به عنوان یک شهروند وظیفه خود بدانند که قبل از دیگران آتش را خاموش کنند. در صورتی که این آموزش‌ها و احساس مسئولیت‌ها وجود داشته باشد، مسلما آتش‌سوزی‌های انسانی کاهش می‌یابد و می‌توان به احیای دوباره بخشی از جنگل‌ها امیدوار بود.


*به باور شما کدام عامل، انسانی یا طبیعی بیش از دیگری در تخریب و از بین رفتن جنگل‌های کشور ما تاثیر داشته است؟


- سیستم طبیعی که به دست ما رسیده میلیون‌ها سال عمر دارد و ممکن است بخش‌هایی از آن در اثر سیل یا بیماری و آفت از بین رفته باشد اما این عوامل خود جزئی از اکوسیستم طبیعی آن است و بعدا سیستم خود را ترمیم خواهد کرد. طبیعت هرگز دست به نابودی خود نمی‌زند و بنابراین عاملی خارجی باعث از بین رفتن آن می‌شود. همانطور که در کشور خودمان شاهد این بودیم که گونه‌ای طبیعی در دوره‌ای باعث از بین رفتن اکوسیستم شده است و برخی که با طبیعت آشنایی ندارند قصد داشتند در آن منطقه سم‌پاشی کنند اما این نظریه کاملا اشتباه است زیرا یک سیستم طبیعی هرگز دست به تخریب خودش نمی‌زند و بنابراین علت اصلی نابودی اکوسیستم‌های طبیعی انسانی است و اگر بخواهیم آن را به طبیعت ارتباط دهیم درست نیست. در صورتی که بهره‌برداری و استفاده از جنگل‌ها عقلانی و طبق برنامه‌ریزی‌های دقیق باشد، عرصه‌های جنگلی قابل ترمیم است اما اگر رانت و بی‌برنامگی وجود داشته باشد، متاسفانه شاهد آن خواهیم بود که روز به روز ناهنجاری‌های زیست‌محیطی افزایش خواهد یافت.


انتهای پیام/

ارسال نظر