پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

«یک روز بخصوص»؛ جدال کلیشه‌ای آدم‌ها با نفس‌شان

همایون اسعدیان در «یک روز بخصوص» تلاش کرد آدم‌ها را در موقعیت‌های سخت قرار دهد و وادارشان کند عکس‌العملی اخلاقی نشان بدهند و حتی از جان عزیزشان هم برای زنده ماندن ارزش‌ها بگذرند.

سعید طاهری خبرنگار فرهنگی آنا؛ پس از ساختن «طلا و مس» که منتقدان دوستش داشتند و حتی مسعود فراستی هم از آن به عنوان فیلمی کوچک و بی‌ادعا یاد کرده و با «بچه‌های آسمان» مقایسه‌اش کرده بود، اسعدیان سراغ «بوسیدن روی ماه» رفت و باز هم دغدغه‌های اخلاقی‌اش را تصویر کرد. «یک روز بخصوص» سومین فیلم از سه‌گانه ارزشی اسعدیان است که مدام آدم‌ها را در معرض آزمون‌های گاه پیش پا افتاده و گاه سخت و دشوار قرار می‌دهد و نتیجه آزمایشهایش را روی پرده با تماشاگران به تماشا می‌نشیند.


«یک روز بخصوص» روایتگر زندگی روزنامه‌نگاری‌ست که همسرش را از دست داده و تنها خواهرش به دلیل بیماری قلبی در آستانه مرگ قرار گرفته است. او تلاش می‌کند به هر ضرب و زوری خواهرش را عمل کند: از فروش ماشین و دارایی‌هایش تا تن دادن به چاپ مطلبی در ازای پول و خریدن نوبت عمل از مرد بوفه‌دار بیمارستان که در ظاهر هیچ‌کاره است...


مصطفی زمانی در نقش روزنامه‌نگار تلاش می‌کند برای خواهرش نوبت عمل جراحی بگیرد و او را از مرگ نجات دهد اما در ادامه راه متوجه می‌شود نوه پیرمردی بی‌چاره هم در نوبت است و او جای آن‌ها را در نوبت عمل گرفته است. روزنامه‌نگار حالا باید تصمیم بگیرد و میان کودک و خواهرش یکی را انتخاب کند...


روزنامه‌نگارهای «یک روز بخصوص» که مصطفی زمانی، پریناز ایزدیار و محسن کیایی نقش‌هاشان را بازی می‌کنند در کمال تعجب هیج شناختی از فضای مطبوعات ندارند و حتی رفتارشان هم نشانی از این ماجرا ندارد. البته مقصر اصلی کارگردان است که قصه‌اش هیچ توجیهی برای این روزنامه‌نگارهای فرهنگی ندارد و اگر کاراکترها فروشنده محصولات بهداشتی و یا نجات غریق استخر هم بودند، برای مخاطب تفاوتی نداشت چون شغل‌ آن‌ها تاثیری در روند داستان نداشت و ضعف شخصیت پردازیِ کارگردان یکی از بلایایی است که گریبان فیلم را محکم می‌گیرد و تا آخر ول نمی‌کند...


داستان با آهنگی غم‌انگیز پیش می‌رود و همان‌طور که تمام آدم‌های حاضر در سالن هم انتظارش را می‌کشیدند با جوانمردی روزنامه‌نگار و گذشت از نوبت عمل جراحی خواهرش تمام می‌شود...


«یک روز بخصوص» در امتداد فیلم‌های معمولی و بی‌تاثیر جشنواره روی پرده رفت و خیلی زود و با شروع تیتراژ پایانی و خروج آدم‌ها از سالن به فراموشی سپرده شد و آدم‌های داخل سالن پس از اتمام فیلم ، جای آنکه راجع به فیلم اسعدیان و اتفاق‌های تلخش حرف بزنند از عجله‌شان برای رسیدن به طبقه اول و پذیرایی چایی و شیرینی گفتند...


انتهای پیام/

ارسال نظر