پیشنهاد سردبیر
آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

ماجرای روح آریایی سید جمال‌الدین افغانی از نگاه نژادپرستان فرانسوی

تعرض جنسی دو مأمور پادشاهی عربستان سعودی به دو زائر ایرانی احساسات ضدعربی را به غلغل درآورده. عوام و خواص درگیر هیجان ابلهانه‌ شده‌اند و برای دشنام دادن و خوار کردن اعراب مسابقه می‌دهند.

به گزارش گروه رسانه‌های دیگر خبرگزاری آنا، نویسنده وبلاگ راوی مستوری با این مقدمه افزود است:بخشی از بدنه روشنفکران ایرانی منتقد این غلیانِ تنفر است. انتقاد و انزجارشان از این رفتار به جاست اما نامی که بر آن می‌نهند خطاست: این مصداق نژادپرستی نیست.


چندسالی است که اصطلاح نژادپرستی در مناظره روشنفکری بر سر هویت ایرانی و نسبت «ما» و«دیگران» دست‌ودلبازانه به کار برده می‌شود. مهم نیست حکایت از چه باشد؛ از خودبرتربینی ایرانی که هنر نزد اوست و بس، از بیگانه‌هراسی و آزار مهاجران افغان، یا از تحقیر و توهین به ترک و عرب. هر چه باشد، تند و سریع نشانه نژادپرستی ایرانیان خوانده می‌شود.
این رفتار و پندارها همه خطرناکند و با هیچ معیار اخلاقی‌ای هم توجیه‌پذیر نیستند اما نژادپرستانه خواندن‌شان درست نیست. نژادپرستی هم تعریف مشخصی دارد و هم تاریخ مشخصی. فرض اساسی نژادپرستی، نابرابری جنس بشر است و برای این نابرابری توضیح زیست‌شناسانه دارد. معتقد است که پیشرفت یا عقب‌ماندگی قوم‌ها و مردم‌های مختلف به خاطر شرایط محیطی‌شان، و یا به خاطر میزان دسترسی‌شان به فرصت‌ها نیست، بلکه نهفته و ناشی در ژن‌هاست، ذاتی است لایتغیر و ابدی و ازلی. تاریخ نژادپرستی، تاریخ اروپایی است. در طول دو سه سده انبوهی از خزعبلات در اثبات برتری نژاد سفیدپوست بافته و نگاشته شد و کم‌کم از دل نژاد سفیدپوست هم نژاد آریایی سربرآورد.
جالب این‌جاست که همین اروپایی‌ها بودند که ما ایرانی‌ها را با مفهوم نژاد (آن‌چنان که مدنظرشان بود و نه آن‌چنان که پیش از آن در ادبیات فارسی به کار می‌رفت) آشنا کردند. یکی‌شان ارنست رنان بود که نژاد سامی (عرب و یهود) را ذاتا پست و زیردست می‌خواند و نژاد آریایی را سرور و برتر. کمتر کسی می‌داند که جمال‌الدین افغانی/اسدآبادی از جمله کسانی بود که در این‌باره به رنان پاسخ داد و در دو شماره از یک نشریه فرانسوی (Journal des Débats) نظریاتش را نقد کرد. حدس می‌زنید پاسخ جدلی رنان چه بود؟ گفت، تو خودت چون عرب نیستی، بلکه افغانی هستی و روح آریایی در تو دمیده شده‌ می‌توانی به این خوبی مناظره و استدلال کنی!


انتهای پیام/

ارسال نظر