رویوران در گفت‌و‌گو با آنا:

پایگاه‌های آمریکا سربار امنیتی کشورهای منطقه شده‌اند/ تبدیل اسرائیل به منزوی‌ترین رژیم دنیا

رویوران
کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا، با اشاره به دیدار چهارجانبه ایران، ترکیه، پاکستان و عربستان گفت: پایگاه‌های نظامی آمریکا به‌جای تأمین امنیت، کشورهای منطقه را در معرض تهدید قرار داده‌اند.
نویسنده : علی رحمانی

به گزارش خبرگزاری آنا، تحولات امنیتی غرب آسیا و پیامد‌های درگیری‌های اخیر، ضرورت بازنگری در الگو‌های امنیتی منطقه را بیش از گذشته برجسته کرده است. در این میان، دیدار چهارجانبه ایران، ترکیه، پاکستان و عربستان و تأکید بر شکل‌گیری سازوکار‌های امنیتی منطقه‌ای، می‌تواند زمینه‌ای برای بررسی ظرفیت همکاری کشور‌های منطقه در مدیریت بحران‌ها و کاهش تنش‌ها باشد.

هم‌زمان، تحولات سیاسی سرزمین‌های اشغالی، رقابت‌های انتخاباتی در رژیم صهیونیستی، آینده مناقشه لبنان و جایگاه جنبش حماس در معادلات فلسطین، از جمله موضوعاتی هستند که بر چشم‌انداز امنیتی منطقه تأثیر می‌گذارند.

«حسین رویوران»، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری آنا، با تشریح ابعاد دیدار چهارجانبه ایران، ترکیه، پاکستان و عربستان، به بررسی چشم‌انداز امنیت درون‌زای منطقه‌ای، آینده سیاسی رژیم صهیونیستی، تحولات لبنان و جایگاه جنبش حماس پرداخت.

امنیت منطقه‌ای؛ محور اصلی دیدار چهارجانبه

آنا: دیدار چهارجانبه ایران، ترکیه، پاکستان و عربستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ این نشست چه ظرفیت‌هایی برای شکل‌گیری امنیت درون‌زای منطقه‌ای دارد؟

رویوران: ایده برگزاری این دیدار از سوی عاصم منیر، در جریان سفر اخیر وی به ایران، مطرح شد. ایران نیز با اصل برگزاری نشست مخالفتی نداشت، اما بر این نکته تأکید کرد که چارچوب گفت‌و‌گو‌ها باید امنیت منطقه‌ای باشد؛ زیرا تعریف این نشست در قالبی محدود به اعضای یک پیمان خاص، با رویکرد ایران به امنیت منطقه همخوانی نداشت.

از نگاه ایران، منطقه با چند تهدید مهم مواجه است. درگیری آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، تهدید‌های رژیم صهیونیستی علیه کشور‌های منطقه نکته دیگر استمرار مناقشه یمن از جمله عواملی هستند که بر امنیت غرب آسیا تأثیر می‌گذارند. بنابراین، ضروری است که مسائل امنیتی منطقه در چارچوبی جامع و با مشارکت کشور‌های منطقه بررسی شود.

مسئله دیگر این است که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بزرگترین تهدید  و در واقع تهدیدی آنی علیه امنیت منطقه است. به عبارتی لازم است که برای این مسئله چاره ای اندیشیده شود زیرا آمریکا با تهدید دوباره ایران قصد دارد که دور جدیدی از حملات خود عله ایران را آغاز کند. طبیعتاً ایران هم اعلام کرده که اگر حمله جدیدی از طرف آمریکا صورت بگیرد جغرافیای جنگ را گسترش خواهد داد و سلاح‌های جدیدی را به کار خواهد برد.

نکته مهم این است که سه کشور حاضر در این نشست، یعنی ترکیه، پاکستان و عربستان، روابط نزدیکی با آمریکا دارند. ترکیه عضو ناتو است، پاکستان نیز با واشنگتن رابطه خوبی دارد و عربستان از شرکای مهم آمریکا در حوزه امنیتی و تسلیحاتی محسوب می‌شود. به نحوی که سالانه بیش از 50 میلیارد دلار خرید تسلیحاتی از آمریکا دارد.

از این منظر، برگزاری نشست در چارچوب امنیت منطقه‌ای اهمیت دارد؛ زیرا می‌تواند زمینه گفت‌و‌گو درباره کاهش تنش‌ها و جلوگیری از گسترش درگیری‌ها را میان کشور‌هایی فراهم کند که هرکدام در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی از جایگاه خاصی برخوردارند. طبق بیانیه اخیر تهران که از سوی هر چهار کشور صادر شد این سه کشور مکلف هستند که به آمریکا فشار بیاورند واز ایجاد تنش در منطقه جلوگیری کنند. به همین علت برگزاری نشست تهران و صدور بیانیه آن در چارچوب مدنظر ایران نکته بسیار مهمی است.

پایگاه‌های آمریکا؛ عامل امنیت یا منشأ تهدید؟

آنا: با توجه به تجربه درگیری‌های اخیر و تهدید زیرساخت‌های راهبردی منطقه، عربستان تا چه اندازه ممکن است به سمت امنیت درون‌زای منطقه‌ای حرکت کند؟ آیا امکان هماهنگی بیشتر ریاض با تهران در این زمینه وجود دارد؟

رویوران: یکی از نکات مهمی که تحولات اخیر آشکار کرد، این است که حضور نظامی آمریکا در منطقه لزوماً به معنای افزایش امنیت کشور‌های میزبان نیست و پایگاه‌های آمریکا در منطقه نه تنها امینت‌ساز نبود بلکه تهدید ایجاد کرد زیرا وقتی آمریکا به ایران حمله کرد ایران طبیعتاً باید پاسخ می داد و این پاسخ قطعاً متوجه پایگاه‌های آمریکا در منطقه می‌شد بنابراین امروزه پایگاه‌های امریکا در منطقه به جای این که امنیت ساز باشد سربار کشورهای منطقه است. بنابراین هنگامی که یک قدرت فرامنطقه‌ای وارد درگیری می‌شود، پایگاه‌های آن در کشور‌های دیگر نیز ممکن است در معرض پیامد‌های همان درگیری قرار گیرند. در چنین شرایطی، کشور میزبان به‌جای برخورداری از امنیت بیشتر، ممکن است با تهدید‌های تازه‌ای روبه‌رو شود.

به همین دلیل، باید این پرسش را مطرح کرد که آیا پایگاه‌های نظامی آمریکا واقعاً امنیت‌ساز هستند یا در برخی شرایط، خود به عاملی برای افزایش آسیب‌پذیری کشور‌های منطقه تبدیل می‌شوند؟

اگر عربستان و دیگر کشور‌های منطقه به این واقعیت توجه کنند و به این جمع‌بندی برسند که امنیت پایدار از مسیر همکاری منطقه‌ای تأمین می‌شود، می‌توان این رویکرد را نشانه‌ای مثبت ارزیابی کرد. چنین برداشتی می‌تواند زمینه توافق‌های امنیتی و دفاعی مشترک را فراهم کند.

انتخابات رژیم صهیونیستی؛ رقابت بر سر آینده نتانیاهو

آنا: با توجه به تحولات داخلی سرزمین‌های اشغالی و انتخابات پیش‌رو، آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ همچنین، احزاب عرب چه نقشی در تعیین ترکیب دولت آینده خواهند داشت؟

رویوران: یکی از مهمترین محور‌های اصلی انتخابات در رژیم صهیونیستی، ماندن یا رفتن بنیامین نتانیاهو است. یعنی به عبارت دقیق تر رأی مردم نشان خواهد داد که آیا نتانیاهو با همه جنایاتش می‌ماند یا خیر.

در کنار این موضوع، ائتلاف‌های سیاسی و میزان مشارکت انتخاباتی نیز اهمیت دارند. در ارزیابی رقابت میان نتانیاهو و مخالفانش، میزان مشارکت رأی‌دهندگان می‌تواند بر نتیجه نهایی تأثیر بگذارد.

در این میان، احزاب عرب نیز ظرفیت اثرگذاری بر معادلات پارلمانی را دارند. جمعیت قابل توجه 2 میلیون و دویست هزار نفری عرب‌های دارای تابعیت اسرائیلی، در صورت مشارکت گسترده‌تر در انتخابات، می‌تواند وزن سیاسی بیشتری پیدا کند. با این حال، میزان مشارکت این گروه همواره تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و نگرش آنان به ساختار حاکم قرار داشته است و این بخش از جمعیت اراضی اشغالی در انتخابات شرکت نمی‌کنند و همواره احساس می کنند که شرکت کردن در انتخابات به معنای تأیید نظامی است که زمین آنها را اشغال کرده است. به همین دلیل معمولاً عرب‌های اسرائیلی بیش از 9 کرسی در کنست به دست نمی آوردند. 

اما نظرسنجی ها این بار نشان می‌دهد که با توجه به جنایات اخیر نتانیاهو علیه مردم غزه و کرانه باختری اعراب اسرائیلی به دنبال مشارکت بیشتر در انتخابات و ممانعت از انتخاب مجدد نتانیاهو هستند. اگر احزاب عرب بتوانند کرسی‌های بیشتری در پارلمان به دست آورند، ممکن است هیچ‌یک از دو جریان اصلی به‌تنهایی قادر به تشکیل اکثریت نباشند و در نتیجه، آرای نمایندگان عرب در معادلات ائتلافی تعیین‌کننده شود. الان عرب‌ها در دو لیست وارد انتخابات شده‌اند. به همین دلیل به نظرم می‌توانند براساس منافع خود نقش ایفا کنند.

البته باید میان تأثیرگذاری پارلمانی و مشارکت مستقیم در کابینه تفاوت قائل شد. حتی اگر احزاب عرب در دولت آینده حضور نداشته باشند، امکان دارد با حمایت مشروط از یک ائتلاف، در تصمیم‌گیری‌های سیاسی نقش‌آفرینی کنند. بنابراین، میزان مشارکت و نحوه ائتلاف این احزاب می‌تواند یکی از عوامل مؤثر بر آینده سیاسی نتانیاهو باشد.

تغییر دولت در تل‌آویو؛ لزوماً به معنای تغییر سیاست نیست

آنا: با توجه به مناقشه لبنان و تخریب مناطق جنوبی این کشور، آیا تغییر احتمالی دولت در سرزمین‌های اشغالی می‌تواند به تعدیل سیاست‌های رژیم صهیونیستی منجر شود؟ همچنین، فرانسه و دیگر بازیگران غربی چه میزان توان اثرگذاری بر تحولات لبنان را دارند؟

رویوران: برای ارزیابی این موضوع، نباید صرفاً به تغییر چهره‌های سیاسی در رژیم صهیونیستی توجه کرد؛ بلکه باید رویکرد و سابقه امنیتی و نظامی افراد و جریان‌های رقیب را نیز بررسی کرد.

برای مثال، حتی اگر فردی مانند گادی آیزنکوت که یک یهودی عرب تبار است در رقابت‌های سیاسی جایگاه برجسته‌ای پیدا کند، نمی‌توان صرفاً بر اساس تغییر احتمالی مدیریت سیاسی، انتظار داشت که رویکرد‌های نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی به‌طور بنیادین تغییر کند. او سابقه ریاست ستاد ارتش را دارد و طراح استراتژی ضاحیه است که دربرگیرنده نابودی کامل مناطق تحت تسلط ارتش اسرائیل است. به همین دلیل در ارزیابی سیاست‌های احتمالی آینده باید به دیدگاه‌ها و عملکرد پیشین او نیز توجه کرد. زیرا آنچه که آیزنکوت طراحی کرده نتانیاهو به اجرا گذاشته است به همین دلیل هم ما نباید تصور کنیم که اگر آیزنکوت نخست وزیر شود شرایط بهتر خواهد شد.

در لبنان نیز، رژیم صهیونیستی الان جنوب لیتانی را اشغال کرده است و متعاقب آن تقریباً تمام منطقه را 100 درصد تخریب کرده است. این جنایت با چند هدف انجام شده یکی این که جمعیتی به این مناطق بازنگردد و دوم این که محل ارتزاقی برای ساکنان این مناطق نباشد. قطعاً این اقدام رژیم صهیونیستی یک جنایت جنگی است و با معاهده چهارم ژنو در تعارض کامل است چون این کیفرهای دسته جمعی علیه مردم جنوب لبنان قطعاً جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است.

از این رو من بعید می‌دانم، تغییر دولت در اسرائیل  و آمدن احتمالی آیزنکوت شرایط را بهتر کند. به دلیل این که او در مصاحبه‌های خود تا به امروز تلاش کرده که بگوید من در رفتار خشن کمتر از نتانیاهو نیستم و این نشان می‌دهد که آمدن آیزنکوت به معنای تغییر سیاستهای خشن و توقف جنایتهای جنگی نخواهد بود.

حماس؛ پیوند با جامعه فلسطینی همچنان پابرجاست

آنا: با توجه به تحولات اخیر، ترور فرماندهان و خروج بخشی از کادر‌های سیاسی حماس از سرزمین‌های اشغالی، آینده این جنبش را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این تحولات می‌تواند جایگاه اجتماعی و سیاسی حماس را تضعیف کند؟

رویوران: حماس جنبشی است که توسط مرحوم شهید شیخ احمد یاسین تأسیس شد و ریشه در جامعه فلسطینی دارد و خواهد داشت این جنبش در انتخابات سال 2006 در کرانه باختری، نوار غزه و قدس شریف بیشترین رأی را آورد بنابراین این جنبش برخوردار است. اما در مورد این که آیا جنایات اسرائیل وضعیت پایگاه مردمی این جنبش را تغییر داده است یا خیر باید گفت: خیر زیرا زمانی که مردم ماهیت جنایتکارانه اسرائیل را از نزدیک دیدند به این باور رسیدند که باید یک حامی داشته باشند و یک جنبش مقاومتی باید از اینها حمایت کند وگرنه ممکن است اسرائیل ممکن است جنایات بیشتری را انجام دهند.

به همین دلیل با تمام مشکلاتی که در غزه اتفاق افتاده است. اگر نظر سنجی کنند باز هم حماس بیشترین رأی را خواهد آورد و این نشان می‌دهد که حماس یک جنبش مردمی است که مردم آن را باور دارند. حالا ممکن است برخی فکر کنند که اعضای جنبش حماس در ارزیابی عملیات طوفان الأقصی اشتباه کرده‌اند که البته من به این مسئله معتقد نیستم اما احساس‌ آنها این بود که باید کاری کرد تا دنیا بفهمد صهیونیستها چه جنایتکارانی هستند.

بنابراین، حماس با طوفان الأقصی اسرائیل را وادار کرد ماهیت خود را آشکار کند به نحوی که الان کل دنیا علیه اسرائیل بسیج شده و اسرائیل تبدیل به منزوی ترین رژیم در کل دنیا شده است. هنگام سخنرانی نخست وزیر اسرائیل نمایندگان 80 کشور از سالن خارج شدند زیرا برای آنها افتخار نیست زمانی که نتانیاهو سخنرانی می‌کند در آنجا حضور داشته باشند.

در پایان باید بگویم: حماس بخشی از جامعه فلسطینی بوده، هست و خواهد بود و طوفان الأقصی جایگاه حماس را تغییر نداده و نخواهد داد و حماس همچنان به عنوان جنبشی ادامه حیات خواهد داد که بیشترین پایگاه را در فلسطین دارد.

انتهای پیام/

ارسال نظر