بن بست الگوی امنیت وارداتی در غرب آسیا/ تهران در کانون معادلات جدید منطقه

امنیت منطقه
سفر مقامات ارشد امنیتی و دفاعی پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی به تهران را می‌توان نشانه‌ای از افزایش اهمیت نقش ایران در معادلات امنیتی غرب آسیا ارزیابی کرد؛ تحولی که در سایه تداوم تنش‌های منطقه‌ای، نگرانی از گسترش دامنه درگیری‌ها و تردید‌ها درباره کارآمدی الگو‌های متکی بر قدرت‌های فرامنطقه‌ای، ضرورت بازنگری در سازوکار‌های تأمین امنیت منطقه را برجسته می‌کند.

به گزارش خبرگزاری آنا، اکبر معصومی کارشناس مسائل بین الملل نوشت: سفر مقامات ارشد امنیتی و دفاعی پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی به تهران، در شرایط تشدید تنش‌ها در غرب آسیا، بار دیگر نقش جمهوری اسلامی ایران در معادلات امنیتی منطقه را برجسته کرده است. این تحرکات را می‌توان نشانه‌ای از بازنگری در الگو‌های سنتی تأمین امنیت و افزایش ضرورت همکاری میان کشور‌های منطقه دانست؛ روندی که در صورت عبور از اختلافات راهبردی و تقویت اعتماد متقابل، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری سازوکار‌های جدید برای مدیریت بحران‌های منطقه‌ای باشد.

افول کارآمدی الگوی امنیت وارداتی

نخستین پیام این تحولات را می‌توان در بازنگری عربستان سعودی در محاسبات امنیتی خود جست‌و‌جو کرد. ریاض طی سال‌های گذشته، بخش مهمی از راهبرد دفاعی خود را بر همکاری نظامی با ایالات متحده، خرید تسلیحات پیشرفته و اتکا به حضور نیرو‌های خارجی استوار کرده است. با این حال، تحولات امنیتی غرب آسیا نشان داده است که برخورداری از تجهیزات نظامی پیشرفته و میزبانی از نیرو‌های خارجی، به‌تنهایی تضمین‌کننده امنیت پایدار نیست.

آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی، تداوم بحران‌های منطقه‌ای و پیامد‌های گسترش درگیری‌ها، محدودیت‌های این الگو را بیش از پیش آشکار کرده است. از این منظر، تقویت مناسبات با تهران و حرکت به سمت سازوکار‌های منطقه‌ای برای مدیریت تنش‌ها می‌تواند بخشی از تلاش عربستان برای بازتعریف اولویت‌های امنیتی خود باشد.

بر این اساس، نمی‌توان از کنار این واقعیت گذشت که امنیت پایدار در غرب آسیا، بدون توجه به ملاحظات امنیتی جمهوری اسلامی ایران و نقش آن در معادلات منطقه‌ای، با موانع جدی روبه‌رو خواهد بود.

اسلام‌آباد؛ حلقه اتصال تهران و ریاض

پاکستان به دلیل برخورداری از روابط دفاعی با عربستان سعودی و حفظ روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی ایران، ظرفیت ایفای نقش تسهیل‌کننده در گفت‌و‌گو‌های منطقه‌ای را دارد. اسلام‌آباد می‌تواند از این موقعیت برای کاهش سوءتفاهم‌ها، نزدیک کردن دیدگاه‌های طرفین و کمک به مدیریت اختلافات امنیتی بهره بگیرد.

با این حال، همگرایی منطقه‌ای صرفاً با برگزاری نشست‌های دیپلماتیک و تبادل پیام‌های سیاسی محقق نمی‌شود. تحقق این هدف به ایجاد کانال‌های ارتباطی پایدار، احترام به حاکمیت ملی کشور‌ها و توافق بر سر سازوکار‌های عملی برای جلوگیری از تشدید بحران‌ها نیاز دارد.

در همین چارچوب، یکی از محور‌های مهم سیاست امنیتی ایران، مخالفت با استفاده از خاک کشور‌های منطقه برای اقدامات نظامی علیه جمهوری اسلامی است. از نگاه تهران، تبدیل قلمرو کشور‌های همسایه به سکوی عملیات علیه ایران، نه‌تنها به افزایش امنیت میزبانان منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند آنها را نیز در معرض پیامد‌های مستقیم و پرهزینه درگیری قرار دهد.

از پیمان‌های محدود تا امنیت فراگیر منطقه‌ای

یکی دیگر از ابعاد مهم تحولات اخیر، طرح این پرسش است که آیا امکان شکل‌گیری یک چارچوب فراگیر امنیتی با مشارکت کشور‌های اصلی منطقه، از جمله ایران، ترکیه، عربستان و پاکستان وجود دارد؟

چنین ایده‌ای از نظر نظری قابل بررسی است، اما تحقق آن با موانع مهمی روبه‌روست. عضویت ترکیه در ناتو، پیوند‌های دفاعی عربستان با ایالات متحده و تفاوت برداشت کشور‌های منطقه از تهدید‌های امنیتی، شکل‌گیری یک پیمان دفاعی مشترک را دشوار می‌کند.

از این رو، طرح ایده‌هایی مانند «ناتوی اسلامی» بدون توجه به اختلافات راهبردی و الزامات اجرایی، نمی‌تواند به‌عنوان چشم‌اندازی نزدیک و قطعی در نظر گرفته شود. مسیر واقع‌بینانه‌تر، حرکت تدریجی به سوی گفت‌وگوی امنیتی منطقه‌ای، ایجاد سازوکار‌های اعتمادساز و توافق بر سر اصول مشترکی همچون احترام به حاکمیت ملی، عدم مداخله و جلوگیری از گسترش درگیری‌هاست.

چنین روندی می‌تواند زمینه را برای همکاری‌های گسترده‌تر در آینده فراهم کند؛ همکاری‌هایی که به‌جای اتکای صرف به ترتیبات امنیتی خارج از منطقه، بر مسئولیت‌پذیری و مشارکت کشور‌های منطقه استوار باشند.

پرونده یمن؛ آزمون دشوار سیاست منطقه‌ای ریاض

پرونده یمن نیز یکی از متغیر‌های مهم در محاسبات امنیتی عربستان سعودی به شمار می‌رود. سال‌ها درگیری، محدودیت‌های انسانی و اقتصادی و تداوم اختلافات میان طرف‌های یمنی نشان داده است که راه‌حل نظامی به‌تنهایی قادر به پایان دادن به این بحران نیست.

تداوم ناامنی در یمن، علاوه بر تحمیل هزینه‌های انسانی و اقتصادی بر مردم این کشور، پیامد‌های امنیتی گسترده‌ای برای عربستان و دیگر کشور‌های منطقه دارد. در چنین شرایطی، ضرورت حرکت به سمت راه‌حل سیاسی و مذاکره برای کاهش تنش‌ها بیش از گذشته احساس می‌شود.

جمهوری اسلامی ایران نیز به دلیل روابط خود با طرف‌های مختلف منطقه‌ای و جایگاهش در معادلات غرب آسیا، در محاسبات مربوط به آینده این پرونده مورد توجه قرار دارد. از این منظر، تهران می‌تواند یکی از طرف‌های مؤثر در تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش باشد؛ هرچند حل پایدار بحران یمن، در نهایت به مشارکت طرف‌های یمنی و توافق بر سر ترتیبات سیاسی قابل قبول نیاز دارد.

بنابراین، پیوند دادن تحرکات دیپلماتیک اخیر با تلاش عربستان برای مدیریت پرونده یمن، تحلیلی قابل طرح است؛ اما نمی‌توان بدون شواهد مشخص، هدف اصلی سفر مقامات سه کشور به تهران را صرفاً حل این بحران یا عبور ریاض از یک شکست نظامی دانست.

امنیت منطقه‌ای؛ از تقابل به همکاری

مجموع تحولات غرب آسیا نشان می‌دهد که ناامنی در یک کشور، به‌سرعت می‌تواند به تهدیدی برای همسایگان و سایر بازیگران منطقه تبدیل شود. از این منظر، تلاش برای تضعیف یا منزوی کردن بازیگران مؤثر منطقه‌ای، لزوماً به افزایش امنیت دیگر کشور‌ها منجر نخواهد شد و حتی می‌تواند چرخه‌ای از تنش و بی‌ثباتی را گسترش دهد.

افزایش رفت‌وآمد‌های دیپلماتیک میان تهران، ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد را می‌توان در چارچوب تلاش برای مدیریت این وضعیت و بازتعریف مناسبات امنیتی منطقه تحلیل کرد. با این حال، میزان موفقیت این روند به نتایج عملی گفت‌وگوها، کاهش اختلافات و شکل‌گیری توافق‌های پایدار بستگی خواهد داشت.

در نهایت، پیام راهبردی این تحولات آن است که امنیت غرب آسیا را نمی‌توان صرفاً از بیرون منطقه تأمین کرد یا بر پایه حذف و نادیده گرفتن بازیگران اصلی آن بنا نهاد. حرکت به سوی نظمی باثبات‌تر، مستلزم مشارکت مؤثر کشور‌های منطقه، به رسمیت شناختن ملاحظات امنیتی متقابل و جایگزینی مدیریت سیاسی بحران‌ها به‌جای تشدید تقابل است. تهران در این معادله جایگاهی مهم دارد؛ اما تبدیل این جایگاه به یک نظم امنیتی پایدار، به اراده مشترک و اقدامات عملی همه بازیگران منطقه وابسته است.

انتهای پیام/

ارسال نظر