روایت دلتنگی برای شهدای دانشجوی دانشگاه آزاد/۵

روایت همسر شهید جواد عبدی؛ «بی‌اذن خدا، حتی برگ درخت هم نمی‌افتد…»

شهید جواد عبدی
جمله‌ای که شهید آقاجواد همواره در سختی‌ها به من می‌گفت و مایه اصلی دلگرمی من بود، این بود: «بی‌اذن خدا، برگی از درخت نمی‌افتد». این جمله، حتی در شرایط پر از استرس دوران جنگ و اضطراب حاکم، به من آرامش می‌داد و ایشان آرامش بسیار عجیبی داشت.

خبرگزاری آنا ـ در میان هیاهوی جهان و در میان تلاطم‌های روزگار، گاه روایتی به گوش می‌رسد که نه‌تنها گوش‌ها را به سکوت وامی‌دارد، بلکه جان را به لرزه درمی‌آورد؛ روایتی که از میان شعله‌های ایثار و عطر خون پاک، بیرون می‌آید. 

او، جواد عبدی بود؛ مردی که زندگی‌اش، تبلور تضاد میان آرامشِ معنوی و طوفان‌های بیرونی بود. مردی که در میان هیاهوی جنگ و صدای تند گلوله‌ها، با کلامی آرام و دلگرم‌کننده به همسرش می‌گفت: «بی‌اذن خدا، حتی برگ درخت هم نمی‌افتد…» ؛ جمله‌ای که نه‌تنها یک کلام که عصاره‌ توکل و تسلیم او در برابر تقدیر الهی بود.

شهید جواد عبدی که متولد ۴ فروردین سال ۱۳۷۳ بود در تاریخ ۲۳ اسفند سال ۱۴۰۴ هم به آرزوی والای خود یعنی شهادت رسید، اما آن روز سرنوشت‌ساز یعنی ۲۳ اسفند ۱۴۰۴، تقدیر الهی با او دیدار کرد. 

روایت همسر شهید جواد عبدی؛ «بی‌اذن خدا، حتی برگ درخت هم نمی‌افتد…»

گفت‌وگوی آنا با زهرا علیزاده همسر شهید جواد عبدی از دانشجویان رشته الکترونیک دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر و از شهدای جنگ تحمیلی ۴۰ روزه در پی می‌آید:

آنا: با سپاس از فرصت ارزشمندی که در اختیار ما قرار دادید. ابتدا درخصوص ویژگی‌های شخصیتی، منش اخلاقی و سبک عرفانی شهید جواد عبدی و همچنین نحوه آشنایی و ازدواجتان با این شهید والامقام صحبت بفرمایید.

عبداللهی: شهید جواد عبدی شخصیت بسیار مهربان و علاقه وافری به فرزندان داشت و همواره با محبت با آنها رفتار می‌کرد. در واقع، اگر از هر کسی درباره ایشان پرس‌وجو کنید، همگی بر مهربانی و محبت بی‌دریغ ایشان صحه می‌گذارند. 

برخلاف تصور عمومی که گاهی تصور می‌کنند نیرو‌های نظامی لزوماً افرادی سخت‌گیر یا خشن هستند، شهید جواد با وجود شغل حساس خود در نیروی مقتدر انتظامی، همواره فردی شاد و خنده‌رو بود.

در جمع‌های خانوادگی و دوستانه، ایشان همواره نخستین کسی بود که با حضور خود، صمیمیت و جوّ شادی را برقرار می‌کرد و موجب می‌شد همه در جمع احساس شادمانی کنند.

علاوه بر ویژگی‌های رفتاری، آقاجواد مداومت بسیار عجیبی بر عبادات داشت. به مدت چهار سال، ایشان هر روز صبح پیش از شروع به کار، «دعای عهد» را قرائت می‌کرد و حتی در سخت‌ترین روز‌ها نیز از این مداومت نمی‌کاست.

روایت همسر شهید جواد عبدی؛ «بی‌اذن خدا، حتی برگ درخت هم نمی‌افتد…»

همچنین در ساعات بعد از ظهر، همواره به قرائت «زیارت عاشورا» می‌پرداخت که این چهار سال مداومت، نشان‌دهنده پیوند عمیق ایشان با اهل‌بیت و ائمه اطهار علیهم‌السلام بود. 

حتی در رعایت نماز‌های واجب و نماز اول وقت نیز بسیار دقیق بود؛ شهید همواره پیش از آنکه اذان به پایان برسد، وضو می‌گرفت و با صبوری و انتظار برای لحظه ایراد اذان، برای نماز اول وقت آماده می‌شد.

آنا: لطفاً در مورد جایگاه حرفه‌ای و همچنین نقش ایشان در زمینه فرهنگ‌سازی برای نسل‌های جوان و دانش‌آموزان در دوران خدمت خود توضیح دهید.

عبداللهی: بله، آقاجواد از اعضای نیروی انتظامی بود و درخصوص نقش ایشان در حوزه فرهنگ‌سازی، باید بگویم که همواره معتقد بود که دانشجویان و دانش‌آموزان در مواجهه با تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام، نیازمند هدایت و فرهنگ‌سازی صحیح هستند. 

ویژگی بارز اخلاقی شهید جواد که می‌توانست الگویی برای نسل‌های آینده باشد، همان ثبات قدم در اعتقادات و عرفان بود.

شهید حتی در بحرانی‌ترین شرایط و موقعیت‌ها، هرگز ایمان و عرفان خود را از دست نمی‌داد و همواره با اراده‌ای پولادین، پشتوانه انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی بود.

این اعتقاد قلبی، در منش استکبارستیزی شهید نیز نمود داشت. مبارزه با رژیم‌های مستکبر مانند آمریکای جنایتکار و رژیم جعلی و کودک‌کُش صهیونیستی، نه‌تنها یک شعار، بلکه درونی‌ترین بخش از تفکر و قلب ایشان بود که موجب می‌شد با تمام وجود در برابر دشمنان قسم‌خورده ایستادگی کند.

آنا: در زمینه رویکرد ایشان نسبت به مسائل اجتماعی و تربیتی، ازجمله موضوع حجاب و تربیت فرزندان چه نکاتی برای نسل امروز و آینده قابل گفتن است؟

عبداللهی: شهید جواد عبدی در موضوع حجاب بسیار پایبند و حساس بود و حتی در برخورد با اطرافیان و اقوام خود، با روشی بسیار نرم و ترغیبی، آنان را به رعایت حجاب و نماز تشویق می‌کرد. 

به‌عنوان مثال، خاطره‌ای از آقاجواد به یاد دارم که در آن در سفری که به حرم حضرت عبدالعظیم داشتیم این شهید با رویکردی بسیار نیکو موجب شد برخی از آشنایان که حجاب مناسبی نداشتند، به حجاب کامل روی آورند، به‌طوری که گفتند اگر کسی هرکدام چادری را انتخاب کنید من دو چادر دیگر به‌عنوان هدیه به شما می‌‌دهم.

روایت همسر شهید جواد عبدی؛ «بی‌اذن خدا، حتی برگ درخت هم نمی‌افتد…»

در تربیت فرزندان نیز، ایشان از روش‌های تشویقی بسیار هوشمندانه‌ای استفاده می‌کرد؛ به‌عنوان مثال، فرزندان خود را به نماز خواندن و حجاب تشویق می‌کرد و با دادن هدایای کوچک در ازای یادگیری یک سوره یا یک پیام قرآنی، در دل آنها عشق به قرآن را می‌کاشت. 

حتی در مورد فرزندان دیگر خانواده نیز همین رویکرد را داشتند؛ به عنوان مثال، برای خواهرزاده‌ام (امیرعلی) که هنوز به سن تکلیف نرسیده بود، وعده یک لپ‌تاپ را داد، به شرط آنکه بتواند ۴۰ روز نماز را در وقت خود بخواند و ایشان واقعاً به این وعده عمل و آن هدیه را به او تقدیم کرد.

آنا: کمی درمورد پیوند معنوی شهید عبدی با امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف و امام شهیدمان بفرمایید.

عبداللهی: شهید نسبت به امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف و مقام معظم رهبری عشق و ارادت بسیار خاصی داشت. همانطور که گفتم همچنین ارادت و عشق شهید جواد به حضرت ولی‌عصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف بسیار عمیق بود؛ این موضوع در تمام ابعاد زندگی آقاجواد ازجمله در انتخاب تصاویر و پس‌زمینه‌های گوشی همراهشان که همواره حاوی مفاهیم مرتبط با امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف بود، مشهود بود. نام امام شهیدمان که می‌آمد انرژی بسیار خاص و عجیبی می‌گرفتند.

روایت همسر شهید جواد عبدی؛ «بی‌اذن خدا، حتی برگ درخت هم نمی‌افتد…»

شهید جواد همواره آرزوی شهادت داشت و در همان ابتدای جنگ (جنگ تحمیلی ۴۰ روزه)، در حالی که من شهید جواد را از زیر قرآن کریم رد می‌کردم، شهید با اطمینان به من گفت: «من می‌دانم که در این جنگ شهید خواهم شد». اگرچه من در آن لحظه از روی نگرانی، این موضوع را باور نکردم، یعنی دوست نداشتم باور کنم و در پاسخ به ایشان گفتم که نمی‌گویم شهید نشوید، اما امیدوارم در سن ۸۰ سالگی شهید شوید، چراکه دو فرزند کوچک داریم و شهید در پاسخ تأکید کرد: «فرزند و بچه هم وسیله‌ای برای دنیاست، مگر من فرزندانم را بزرگ می‌کنم؟ خدایی که در حال بزرگ کردن فرزندان ماست خودش حواسش به آنان هم هست و خواهد بود» این نگرش توحیدی، نشان‌دهنده تسلیم کامل ایشان در برابر اراده الهی بود.

اما سرانجام شهید به آرزوی خود مبنی بر شهادت رسید.

آنا: چند فرزند دارید؟

عبداللهی: دو دختر داریم، دختر بزرگ‌تر ۸ ساله و دختر کوچک‌تر ۴ ساله است.

آنا: شهید جواد عبدی دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر بودند، کمی از دوران دانشجویی ایشان در دانشگاه آزاد بگویید.

عبداللهی: بله. شهید در مقطع کارشناسی‌ارشد رشته الکترونیک تحصیل می‌کرد که البته تحصیل شهید به‌دلیل شهادتش نیمه‌تمام ماند.

آنا: اگر بخواهید یکی از خاطرات ساده و روزمره از زندگی مشترک خود با شهید جواد عبدی را بازگو کنید که نشان‌دهنده ویژگی شخصیتی ایشان باشد؛ ویژگی‌ای که در مواجهه با سختی‌ها به شما قدرت و پایداری بخشیده است، چه چیزی خواهد بود؟

عبداللهی: جمله‌ای که شهید آقاجواد همواره در سختی‌ها به من می‌گفت و مایه اصلی دلگرمی من بود، این بود: «بی‌اذن خدا، برگی از درخت نمی‌افتد». این جمله، حتی در شرایط پر از استرس دوران جنگ و اضطراب حاکم، به من آرامش می‌داد و ایشان بسیار آرام بود. 

روایت همسر شهید جواد عبدی؛ «بی‌اذن خدا، حتی برگ درخت هم نمی‌افتد…»

حتی در مواقعی که من از شدت اضطراب، به‌دلیل شرایط محیطی (مثلاً نزدیکی شیشه‌ها یا موقعیت مکانی خانه) می‌گفتم باید از اینجا برویم، شهید آقاجواد با آرامش تمام می‌گفت: «تا وقتی خدا نخواهد، هیچ اتفاقی نمی‌افتد؛ حتی برگ درخت هم نمی‌افتد، پس چرا خودت را دچار استرس می‌کنی؟». امروز که به این جملات شهید فکر می‌کنم، معنای عمیق و حقیقی آن را با تمام وجود درک می‌کنم.

آنا: از دیدگاه شما، کدام‌یک از آموزه‌ها و رفتارهای اخلاقی شهید عبدی همچنان همچون نوری در مسیر زندگی و خانواده شما می‌درخشد و راهنمای شماست؟

عبداللهی: یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های اخلاقی شهید، این بود که همواره در خانه، جوّ شادی و شادابی برقرار می‌کرد. آقاجواد تمام سختی‌های شغلی و فشار کاری را در پشت در می‌گذاشت و وقتی وارد خانه می‌شد، تمام وقت و توجه خود را صرف من و فرزندانمان می‌کرد. 

شهید با فرزندان بسیار بازی می‌کرد و وقت می‌گذاشت. من نیز با توجه به این موضوع، همواره تلاش می‌کردم که فرزندانم این کمبود را احساس نکنند و با همان روحیه پرانرژی و شاد، وقت خود را در خانه به آن‌ها اختصاص دهم تا آن فضای معنوی و شاد را حفظ کنیم.

آنا: با توجه به تهدیدهای پوشالی دشمنان اسلام و در رأس آن رژیم جنایتکار آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی و سایر رژیم‌های مستکبر علیه ایران اسلامی به‌عنوان همسر یک شهید چه پاسخی برای این دشمنان دارید؟

عبداللهی: اگر دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی می‌توانستند کاری انجام دهند، در همان روز‌های نخست جنگ (جنگ تحمیلی ۱۲ روزه) انجام می‌دادند؛ همان‌طور که خود ایشان نیز می‌گفتند اگر قدرت داشتند، در همان ابتدا اقدام می‌کردند، اما با ایستادگی حماسی ملت ایران از کوچک تا بزرگ، آنها شکست خوردند.

اگرچه با چالش‌های اقتصادی رو‌به‌رو هستیم، اما ملت بصیر و مومن ایران با تکیه بر رهبری خود، با اقتدار در کنار ایشان ایستاده‌اند.

روایت همسر شهید جواد عبدی؛ «بی‌اذن خدا، حتی برگ درخت هم نمی‌افتد…»

ما با وجود تمام فشارها، ایمان داریم که دشمن نمی‌تواند کاری انجام دهد؛ چراکه ملت ایران با ایستادگی خود، ترس را در دل دشمن انداخته و آخرین قطره خون ما پای رهبر و کشورمان خواهد بود و ما تا پای جان از این خاک و نظام مقدس جمهوری اسلامی دفاع خواهیم کرد.

دشمن اگر توان و قدرت اقدام مجدد نظامی داشت تا الان انجام داده بود، بنابراین این تهدیدهای پوشالی دشمنان از روی ضعف و ناتوانی است؛ نه از روی قدرت.

بازخوانی تجربیات و آموزه‌های اخلاقی شهید جواد عبدی

آنا: با توجه به اینکه ذکر شده بود ایشان پیوند بسیار عمیقی با رهبری و امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف داشتند، لطفاً این موضوع را بازتر کنید. این ارادت چقدر بر رفتار روزمره ایشان اثر می‌گذاشت؟

عبداللهی: همان‌طور که اشاره کردم، ارادت ایشان به مقام معظم رهبری، انرژی و معنویت خاص را در زندگی‌شان ایجاد می‌کرد. این عشق و ارادت، در تمام جزئیات زندگی‌شان ملموس بود.

همچنین شهید پیوند بسیار عمیقی با حضرت ولی‌عصر(عج) داشت و این نگاه، به نوعی پیام و مفهومی را به مخاطب القا می‌کرد.

اگرچه ما مستقیماً حضور ایشان را در صحنه نمی‌بینیم، اما عشق و ارادت عمیقی که ملت نسبت به ایشان دارند، غیرقابل انکار است. دشمن اگر توان انجام کاری را داشت، تاکنون انجام داده بود، اما او تنها می‌خواهد با ایجاد استرس، مردم را ناامید کند؛ در حالی که مردم با ایستادگی خود، این تلاش‌ها را بی‌اثر کرده‌اند. دشمن می‌داند که هیچ کاری نمی‌تواند بکند و تنها چیزی که از آن می‌ترسد، همین ملت متحد است. ما بر این باور هستیم که آخرین قطره خون ما نیز در راه رهبر و حفظ این کشور فدا خواهد شد، ان‌شاءالله.

روایت لحظات تلخ شهادت و وصیت‌های معنوی شهید جواد عبدی

آنا: لطفاً درباره شهادت شهید جواد عبدی توضیح دهید که چگونه از شهادت ایشان مطلع شدید و حوادثی که منجر به شهادت ایشان شد چه بود؟

عبداللهی: شهادت شهید آقاجواد، واقعه‌ای است که زبان از بیان بزرگی و سنگینی آن قاصر است. برای من، شهید تنها یک همسر نبود؛ بلکه دوست، هم‌صحبت و منبع آرامش بی‌پایان زندگی من و خانه‌مان بود. 

متأسفانه، زمانی که این حادثه جان‌سوز رخ داد، من و فرزندانمان در کنار ایشان بودیم. 

در آن روز، یعنی ۲۳ اسفندماه (ماه مبارک رمضان)، شهید در شیفت کاری خود بود. در آن روز، ما در منزل مادرم بودیم و سحری خورده بودیم. آقاجواد قصد داشت به منزل‌مان بازگردد و من نیز برای تهیه برخی لوازم مورد نیاز خانه، همراه شهید بودم. 

روایت همسر شهید جواد عبدی؛ «بی‌اذن خدا، حتی برگ درخت هم نمی‌افتد…»

اما متأسفانه در مسیر شهریار، شهید آقا جواد از سوی دشمنان کوردل مورد هدف قرار گرفت و دو نفر با اسلحه، همسرم را تعقیب کردند و در نخستین تلاش، آن دو نفر اجیر شده دشمنان تیراندازی کردند که به شهید جواد عبدی اصابت نکرد، با این حال، در تلاش دوم آقاجواد بر اثر اصابت تیری به ناحیه قلب، به مقام والای شهادت رسید.

آنا: به عنوان همسر شهید چه توصیه‌ای برای نسل امروز، دانش‌آموزان و دانشجویان دارید تا بتوانند مسیر پررهرو و نورانی شهید جواد عبدی را ادامه دهند؟

عبداللهی: توصیه ما خانواده شهدا به جوانان این است که هرگز فریب ظاهر و نمود ظاهری کشورهای دیگر را نخورند و باید بدانند که کشور ما، با تمام چالش‌ها و نقشه شوم دشمنان بهترین کشور است.

آرامش و امنیتی که ما در این سرزمین داریم، با هیچ چیز در دنیا قابل مقایسه نیست و در بسیاری از کشورهای دیگر، این امنیت که ما هر زمان بخواهیم در شب یا روز به راحتی در خیابان‌ها تردد کنیم، بسیار نایاب است.

اگرچه ممکن است با چالش‌های اقتصادی و گرانی روبرو باشیم، اما ما این سختی‌ها را به جان می‌خریم تا امنیت و آرامش کشور حفظ شود و باید با اقتدار در کنار رهبر معظم انقلاب اسلامی خود بایستیم.

انتهای پیام/

ارسال نظر