ایران میتواند معادلات قدرت در اقتصاد دیجیتال را تغییر دهد/ کابلهای اینترنت و مراکز داده، نقاط حساس اقتصاد آمریکا
«محمدپارسا نجفی» کارشناس مسائل منطقه، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، با اشاره به اظهارات سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، درباره احتمال هدف قرار گرفتن کابلهای انتقال داده، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی در منطقه در صورت وقوع رویارویی جدید و تأثیر این موضوع بر معادلات منطقه و محور مقاومت، اظهار داشت: ایران میتواند خسارتهای بسیار گستردهای به اقتصاد آمریکا و متحدان این کشور وارد کند. یکی از گزینههایی که متأسفانه تاکنون از آن استفاده نشده، هدف قرار دادن کابلهای اینترنت است. کابلهای متعددی از بستر تنگه هرمز و تنگه بابالمندب عبور میکنند و ایران میتواند از این گزینه استفاده کند.
نجفی با اشاره به بخش دیگری از اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی درباره خودداری ایران از مسدود کردن کامل تنگه هرمز به دلایل انساندوستانه، ادامه داد: این نخستین بار است که یکی از مقامات ایرانی درباره بستن کامل تنگه هرمز صحبت میکند و این نکته بسیار ظریفی است. در گذشته، بیشتر از کنترل تنگه هرمز و اعمال قدرت در این گذرگاه یا اصطلاحات مشابه استفاده میشد؛ حال آنکه تنگه هرمز زمانی بهطور کامل مسدود میشود که حتی یک قایق نیز از آن عبور نکند و حتی یک قطره نفت از این مسیر انتقال نیابد. ایران ظرفیت انجام چنین کاری را دارد.
وی افزود: اگر ایران تنگه هرمز را بهطور کامل مسدود کند، اقتصاد جهان بهطور کامل دستخوش تحول میشود و سلطه آمریکا بر اقتصاد جهانی با چالشی جدی مواجه خواهد شد.
وابستگی غرب به شریانهای ارتباطی؛ برگ برنده ژئوپلیتیکی ایران
نجفی با تأکید بر اهمیت هشدار اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی در تغییر معادلات اقتصادی و امنیتی منطقه بیان کرد: میتوان بهطور مشخص بر تهدید مطرحشده درباره مراکز داده و کابلهای انتقال داده تمرکز کرد و اهمیت این زیرساختها، پیامدهای احتمالی اختلال در فعالیت آنها برای اقتصاد دیجیتال و همچنین پراکندگی جغرافیایی این زیرساختها در کشورهای منطقه را مورد بررسی قرار داد. کابلهای اصلی اینترنت از بستر تنگه هرمز عبور میکنند و ۱۲ کابل اصلی نیز از تنگه بابالمندب میگذرند.
وی ادامه داد: اهمیت این تنگهها از آن جهت است که کابلهای اینترنت از بستر دریا عبور میکنند. همانطور که کشتیها ناگزیرند از تنگههایی مانند هرمز و بابالمندب عبور کنند، کابلهای اینترنت نیز از همین مسیرها میگذرند. بنابراین، اگر فعالیت این کابلها متوقف شود، ارتباط میان بخش شرقی و غربی جهان نیز با اختلال جدی مواجه خواهد شد.
این کارشناس مسائل منطقه با اشاره به وابستگی زیرساختهای مالی و اقتصادی جهان به شبکه اینترنت بیان کرد: بورسها، بانکها و شرکتهای بیمه جهان از طریق همین بستر با یکدیگر ارتباط دارند و اقتصاد کنونی جهان را مدیریت میکنند؛ اقتصادی که تحت کنترل آمریکا قرار دارد. این مجموعهها وابستگی بسیار زیادی به اینترنت دارند. اگر هند، چین، اروپا و منطقه خلیج فارس ارتباط خود را با یکدیگر از دست بدهند، طبیعتاً ارتباط آنها با آمریکا نیز قطع خواهد شد.
نجفی افزود: بورسهای جهان به یکدیگر متصل هستند و بانکها، شرکتهای بیمه و بنگاههای اصلی اقتصاد جهانی نیز از طریق بازارهای بورس با یکدیگر ارتباط دارند. شرکتها در سهام یکدیگر سرمایهگذاری میکنند و بورسهای مختلف نیز روابط و وابستگیهای متقابلی با یکدیگر دارند. همه این مجموعهها به بورس والاستریت آمریکا متصل هستند. بنابراین، قطع این ارتباطات میتواند بورس آمریکا را نیز با مشکل مواجه کند و پیامدهای آن به دلار آمریکا و کل اقتصاد جهان سرایت کند.
وی با اشاره به اهمیت تنگههای دریایی در حفظ نفوذ اقتصادی آمریکا تاکید کرد: یکی از دلایلی که آمریکاییها بر تنگههای دریایی تأکید ویژهای دارند، این است که از طریق این گذرگاهها بر اقتصاد جهان تسلط پیدا میکنند. تا پیش از این، ابعاد این مسئله برای بسیاری از مردم جهان روشن نبود، اما اکنون مشخص شده است که اهمیت تنگههای دریایی تنها به نفت، انرژی و تجارت فیزیکی کالا محدود نمیشود و زیرساختهای ارتباطی و انتقال داده نیز در این معادله نقش دارند.
آسیبپذیری زیرساختهای دیجیتال غرب در برابر ظرفیت راهبردی ایران
نجفی در پاسخ به پرسشی درباره پیامدهای احتمالی هدف قرار گرفتن این زیرساختها برای اقتصاد فناوریمحور غرب و متحدان آن گفت: آمریکاییها در مناطق مختلف، چند مرکز داده یا پایگاه داده ایجاد کردهاند. برای مثال، در غرب آسیا این مراکز در امارات متحده عربی و چند کشور دیگر منطقه مستقر هستند. علت این مسئله آن است که شبکه اینترنت بهصورت منطقهای اداره میشود و تمام مراکز داده در آمریکا متمرکز نیستند.
وی ادامه داد: بخشی از این مراکز در امارات، بخشی دیگر در مناطقی مانند هنگکنگ و سنگاپور و بخش دیگری نیز در چند کشور اروپایی قرار دارند. بنابراین، از نظر فیزیکی، علاوه بر امکان قطع کابلهای اینترنت، خود مراکز داده و مراکز انتقال اطلاعات نیز در معرض آسیبپذیری قرار دارند.
گذرگاههای راهبردی؛ نقطهضعف سلطه اقتصادی آمریکا و اهرم قدرت ایران
کارشناس مسائل منطقه در پاسخ به پرسشی درباره واکنش احتمالی غرب و رژیم صهیونیستی به هدف قرار گرفتن زیرساختهای ارتباطی و اقتصادی و همچنین ارزیابی احتمال گسترش درگیریها توضیح داد: آمریکاییها در حوزه دریایی نیز با نقاط ضعف مواجه هستند. قدرت آمریکا پس از جنگ جهانی دوم و از زمانی شکل گرفت که این کشور بر تنگههای دریایی مسلط شد و رقیبی جدی در این زمینه نداشت. آمریکاییها با تسلط بر این گذرگاهها توانستند دلار را بهعنوان ارز رایج در مبادلات جهانی مطرح کنند. یکی از عوامل اصلی تداوم قدرت آمریکا، جایگاه دلار است؛ به این معنا که کشورها در تجارت خارجی خود، حتی در معاملاتی که ممکن است ارتباط مستقیمی با آمریکا نداشته باشند، ناگزیر از استفاده از دلار هستند.
وی با اشاره به اینکه آمریکا از طریق سلطه بر تنگههای دریایی، از جمله تنگه هرمز، تنگههای بسفر و داردانل، تنگه مالاکا، تنگههای دانمارک، بابالمندب و جبلالطارق و همچنین کانالهای پاناما و سوئز بر اقتصاد جهان تسلط پیدا کرده است، ادامه داد: اگر آمریکا کنترل این گذرگاهها را از دست بدهد یا دستکم کنترل یک یا دو مورد از آنها را از دست بدهد، بهویژه گذرگاههای مهمی مانند هرمز، بابالمندب و مالاکا، اقتصاد این کشور با آسیبهای بسیار گستردهای مواجه خواهد شد و ابزارهای محدودی برای مقابله با پیامدهای آن در اختیار خواهد داشت.
نجفی با اشاره به گزینههای نظامی آمریکا علیه ایران و یمن ادامه داد: تنها گزینهای که آمریکاییها در چنین شرایطی در اختیار دارند، این است که برای مثال، ایران و یمن را بمباران کنند. اما پرسش این است که آیا پیشتر چنین اقدامی را انجام ندادهاند؟ دستکم از زمان تحولات سال ۱۴۰۴ تاکنون، از دوره جنگ ۱۲روزه تا امروز، و همچنین در جریان جنگی که آمریکا حدود یک سال و نیم با انصارالله یمن داشت، باید پذیرفت که آمریکا جز بمباران، حملات موشکی، تحریم و محاصره، اقدام مؤثر دیگری برای پیشبرد اهداف خود در اختیار نداشته است.
این کارشناس مسائل منطقه با اشاره به پیامدهای احتمالی هدف قرار گرفتن زیرساختهای راهبردی افزود: آمریکاییها تمام گزینهها و ابزارهایی را که در اختیار داشتند، علیه ایران و یمن به کار گرفتهاند؛ از محاصره دریایی و تحریم اقتصادی گرفته تا بمباران و جنگ با هدف تغییر موجودیت سیاسی این کشورها. با این حال، اگر کابلهای اینترنت قطع شوند، چاههای نفت به آتش کشیده شوند، مراکز داده مورد حمله قرار گیرند و تأسیسات و خطوط انتقال نفت منهدم شوند، آمریکا نمیتواند صرفاً با بمباران ایران و یمن، این زیرساختها را به وضعیت اولیه بازگرداند.
نجفی ادامه داد: یکی از دلایلی که ایران تاکنون از تمام گزینههای خود استفاده نکرده، این است که میخواهد آمریکا را وادار کند رویکرد خود را تغییر دهد. مسئولان جمهوری اسلامی ایران همچنان امیدوارند که آمریکا شیوه برخورد خود را تغییر دهد و به تعامل روی آورد.
استفاده از سلاح هستهای با محدودیتهای راهبردی و اقتصادی مواجه است
این کارشناس مسائل منطقه در ادامه و در پاسخ به پرسشی درباره احتمال استفاده آمریکا از سلاح هستهای تاکتیکی علیه ایران یا دیگر کشورهای منطقه گفت: چنین اقدامی با محدودیتهای جدی مواجه است. افزون بر این، سلاح هستهای در درجه نخست بهعنوان ابزاری برای بازدارندگی شناخته میشود و از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون، با وجود آنکه کشورهای دارنده این سلاح، از جمله آمریکا، روسیه و انگلیس، در جنگهای مختلفی مشارکت داشتهاند، بار دیگر در جنگ مورد استفاده قرار نگرفته است.
نجفی افزود: مسئله مهم دیگر این است که منطقه خلیج فارس زمانی از نظر اقتصادی ارزشمند است که امکان بهرهبرداری ایمن از منابع و زیرساختهای آن وجود داشته باشد. اگر از سلاح هستهای در منطقه خلیج فارس یا دریای سرخ استفاده شود، امکان استخراج و بهرهبرداری از نفت و گاز و همچنین سایر کالاهای اساسی، از جمله هلیوم، گوگرد و اسید سولفوریک، با مخاطرات جدی مواجه خواهد شد.
وی ادامه داد: این مناطق زمانی ارزش اقتصادی دارند که بتوان در شرایط امن از آنها بهرهبرداری کرد. در صورت استفاده از سلاح هستهای، ممکن است بخشهایی از منطقه برای سالیان طولانی غیرقابل استفاده شوند و افرادی که در آن فعالیت میکنند، در معرض خطر مرگ یا ابتلا به سرطان بر اثر تشعشعات رادیواکتیو قرار گیرند.
کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: بنابراین، استفاده از سلاح هستهای یا دیگر سلاحهای کشتار جمعی در منطقه غرب آسیا، بهویژه در ایران و سواحل خلیج فارس یا مناطق ساحلی اطراف تنگه بابالمندب، پیامدهای بسیار گستردهای خواهد داشت. افزون بر این، حتی استفاده آمریکا از سلاحهای کشتار جمعی نیز لزوماً نمیتواند مانع تحقق پیامدهای اقتصادی ناشی از اختلال در زیرساختهای راهبردی منطقه شود؛ پیامدهایی که میتوانند اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهان را با خسارتهای سنگین مواجه کنند.
موقعیت جغرافیایی ایران، مانع اصلی در برابر محاصره کامل است
نجفی با اشاره به محدودیتهای آمریکا برای اعمال فشار بر ایران تاکید کرد: آمریکاییها از این واقعیت آگاه هستند و به همین دلیل نمیتوانند بهراحتی اقدام مؤثری برای تغییر این وضعیت انجام دهند. آنها ممکن است از مسیرهای غیرمستقیم و با استفاده از ابزارهای پیرامونی، از جمله اقداماتی مانند محاصره دریایی، فشار بر ایران را افزایش دهند.
وی با اشاره به محاصره دریایی ایران ادامه داد: محاصره ایران اقدامی غیرواقعبینانه است. ایران وسعت جغرافیایی بسیار زیادی دارد و با کشورهای متعددی همسایه است. افزون بر این، ایران مسیرهای ارتباطی و تجاری دیگری نیز در اختیار دارد؛ از جمله مسیرهای مرتبط با احیای جاده ابریشم و ارتباط با روسیه، اوراسیا و چین.
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: محاصره کامل ایران از سوی آمریکا، با توجه به وسعت سرزمینی و تعدد همسایگان ایران و همچنین وجود مسیرهای ارتباطی جایگزین، امکانپذیر نیست. حتی مسیرهای دریایی ایران را نیز نمیتوان بهسادگی و بهطور کامل مسدود کرد. موقعیت جغرافیایی ایران، ارتباط با کشورهای همسایه و دسترسی به مسیرهای اوراسیایی و چین، از جمله عواملی هستند که اعمال محاصره کامل را با محدودیت مواجه میکنند.
انتهای پیام/