لزوم طراحی مدل اقتصادی دولت برای حمایت از دانشگاههای آسیبدیده در جنگ/ شناسایی نقاط آسیبپذیر دانشگاه شریف + فیلم
به گزارش خبرنگار آنا، بازسازی زیرساختهای علمی، تأمین تجهیزات تخصصی و حفظ توان پژوهشی دانشگاهها از جمله موضوعاتی است که در پی حمله ددمنشانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به دانشگاه ها و مراکز علمی و خسارت به آنها اهمیت دوچندانی پیدا کرده است. دانشگاهها بهعنوان یکی از ارکان اصلی تربیت نیروی انسانی متخصص، توسعه فناوری و ارتباط صنعت با دانش، برای تداوم فعالیتهای آموزشی و پژوهشی به امکانات آزمایشگاهی، تجهیزات محاسباتی و منابع مالی پایدار نیاز دارند؛ امکاناتی که جایگزینی آنها با توجه به افزایش قیمت تجهیزات و محدودیتهای مالی، میتواند چالشی جدی باشد.
در این میان، دانشگاه صنعتی شریف نیز با مسئله بازسازی زیرساختها و تأمین تجهیزات ازدسترفته در پی جنگ ناجوانمردانه روبهروست؛ موضوعی که به گفته رئیس این دانشگاه، صرفاً به ساختوساز محدود نمیشود و بخش مهمی از آن به تأمین منابع لازم برای خرید تجهیزات تخصصی و بازگرداندن ظرفیتهای علمی به عرصه فعالیت مربوط است. از سوی دیگر، افزایش هزینههای جاری، محدودیت منابع دولتی و دشواری حمایت مالی صنایع، ضرورت بازنگری در شیوههای تأمین مالی دانشگاهها را برجسته کرده است.
همزمان، مدیریت مصرف انرژی، حفظ آموزش حضوری، جلوگیری از مهاجرت نیروی انسانی متخصص و افزایش تابآوری دانشگاهها در برابر بحرانهای احتمالی، از دیگر مسائلی است که نیازمند برنامهریزی و هماهنگی میان نهادهای مسئول است. در چنین شرایطی، همکاری دانشگاههای کشور، مشارکت بخش خصوصی و تدوین سیاستهای تشویقی برای بهینهسازی مصرف انرژی میتواند در کاهش فشار بر مراکز علمی نقش مؤثری داشته باشد.
به همین منظور، مسعود تجریشی، رئیس دانشگاه صنعتی شریف، در گفتوگو با خبرنگار آنا جزئیات بیشتر را تشریح کرد که مشروح آن را در ادامه خواهید خواند.
برنامه دانشگاه صنعتی شریف برای بازسازی ساختمانها و تجهیزات آسیبدیده چیست و آیا بودجهای برای این منظور در نظر گرفته شده است؟
در حال برنامهریزی برای بازسازی هستیم و صندوقی برای بازسازی ایجاد کردهایم. در این زمینه باید از دانشآموختگان دانشگاه که در داخل کشور حضور دارند، بخش خصوصی و افرادی که بخشی از هزینههای بازسازی را تقبل کردهاند، تشکر کنم.
به نظر من، از نظر ساخت ساختمان مشکل اساسی نداریم؛ زیرا میتوانیم با کمکهای مردمی و مشارکت خیران، ساختمانهای موردنیاز را بسازیم. مشکل اصلی ما تجهیزات ازدسترفته است. ارزش تجهیزات ازدسترفته دانشگاه حدود ۸ همت بوده که این رقم بر مبنای قیمتهای سال گذشته محاسبه شده است.
اکنون با توجه به شرایط بازار جهانی و افزایش قیمت تجهیزات، هزینه جایگزینی آنها بیشتر شده است. برای مثال، قیمت برخی تجهیزات پردازشی و سختافزارهای موردنیاز محاسباتی، از جمله واحدهای پردازش گرافیکی یا GPU، تقریباً دو برابر شده است. بنابراین، وقتی دستگاهی را از دست میدهیم و میخواهیم دستگاه جدیدی با همان قابلیت تهیه کنیم، باید هزینه بیشتری بپردازیم تا بتوانیم همان خدمات قبلی را ارائه دهیم.
در حال حاضر، مشکل اساسی ما تأمین منابع مالی برای خرید تجهیزات است. ما برای این موضوع با معاونت علمی و فناوری در حال رایزنی هستیم تا مشخص شود این مجموعه تا چه اندازه میتواند به دانشگاه کمک کند. با توجه به خسارتهایی که به دانشگاه وارد شده، موضوع صرفاً خسارت یک مجموعه آموزشی نیست؛ بلکه با خسارتی در سطح ملی مواجه هستیم.
با توجه به محدودیت منابع مالی دانشگاه، چگونه میتوان هزینه خرید تجهیزات را تأمین کرد و دانشگاه را به شرایط قبلی بازگرداند؟
یکی از موضوعات مهم این است که دانشگاه بتواند منابع درآمدی خود را افزایش دهد و برای جبران خسارتهای واردشده، امکان بیشتری برای تأمین مالی داشته باشد. باید به دانشگاه اجازه داده شود از ظرفیتهای خود برای درآمدزایی استفاده کند.
برای مثال، دانشجویی که میخواهد در رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه شریف تحصیل کند، در دانشگاههای همتراز خارج از کشور باید هزینه قابلتوجهی بپردازد. اگر بخواهیم هزینهای متناسب با آن خدمات دریافت کنیم، باید امکان چنین کاری وجود داشته باشد؛ در حالی که دانشگاه به دانشجویان خدماتی مانند غذا، خوابگاه و امکانات آموزشی ارائه میدهد و بخش قابلتوجهی از هزینهها را خود تأمین میکند.

منظورم این نیست که آموزش باید صرفاً بر اساس دریافت شهریه اداره شود، بلکه باید سازوکاری وجود داشته باشد که دانشگاه بتواند متناسب با ظرفیتهای خود، بخشی از منابع موردنیازش را تأمین کند.
وقتی دانشگاه با خسارتهای سنگین مواجه شده و از سوی دیگر امکان درآمدزایی متناسب با هزینههایش را ندارد، طبیعی است که برای خرید تجهیزات و بازسازی زیرساختها با مشکل روبهرو شود. ما باید بتوانیم ابزارهای کاری موردنیاز استادان و دانشجویان را دوباره فراهم کنیم.
کمبود تجهیزات چه تأثیری بر فعالیتهای علمی استادان و دانشجویان خواهد داشت؟
تجهیزات، ابزار کار استاد و دانشجو هستند. در دانشکده کامپیوتر، یک استاد برای انجام فعالیتهای پژوهشی به سرور و زیرساخت محاسباتی نیاز دارد. در دانشکدههای دیگر نیز ممکن است یک عضو هیئت علمی به دستگاه آنالیز یا تجهیزات تخصصی آزمایشگاهی نیاز داشته باشد. دانشجو هم برای انجام پژوهشهای خود به همین ابزارها وابسته است. اگر نتوانیم این ابزارها را برای استادان و دانشجویان فراهم کنیم، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم فعالیتهای علمی با همان کیفیت گذشته ادامه پیدا کند.
یک عضو هیئت علمی نمیتواند بدون امکانات لازم، پنج سال فعالیت کند، به مرتبه علمی بالاتری برسد و مقاله منتشر کند. وقتی ابزار لازم در اختیارش نباشد، طبیعی است که به فکر رفتن به بخش خصوصی یا مهاجرت به خارج از کشور بیفتد. همین مسئله درباره دانشجویان تحصیلات تکمیلی نیز صدق میکند.
بنابراین، اگر نتوانیم ابزار کار این دو گروه را تأمین کنیم، از دست دادن نیروی انسانی توانمند دور از انتظار نیست. این اتفاق از نظر فردی قابلدرک است؛ زیرا هر پژوهشگر برای ادامه فعالیت خود به امکانات نیاز دارد. اما از نظر دانشگاه و کشور، چنین روندی میتواند پیامدهای جدی داشته باشد.
در حال حاضر، مهمترین نیاز دانشگاه برای احیای زیرساختهای علمی چیست؟
مهمترین مسئله ما این است که بتوانیم زیرساختهای ازدسترفته را دوباره تأمین کنیم. برای مثال، دانشگاه به زیرساخت محاسباتی با کارایی بالا یا HPC نیاز دارد؛ زیرساختی که امکان انجام محاسبات سریع و سنگین را فراهم کند. ما پیش از این به حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ مرکز خدمات ارائه میدادیم. این موضوع نشان میدهد که زیرساختهای دانشگاه فقط برای استفاده داخلی نبودند، بلکه مجموعههای دیگری نیز از خدمات ما بهره میبردند.
ماهانه ۱۰.۵ میلیارد تومان برای اجاره زیرساخت هزینه میکنیم
از طرف دیگر، خود دانشگاه هم برای انجام فعالیتهای روزمره به خدمات زیرساختی نیاز دارد. برای نمونه، اکنون ماهانه حدود ۱۰.۵ میلیارد تومان برای اجاره زیرساختهایی که به خدمات موردنیاز خودمان مربوط میشود، هزینه میکنیم. حتی مجموعههایی در استانهای دیگر، از جمله اصفهان، برای فعالیتهای خود به این خدمات نیاز دارند.

بنابراین، اگر دولت نتواند بستری فراهم کند که تجهیزات و زیرساختهای آسیبدیده در سریعترین زمان ممکن خریداری و دوباره وارد عرصه خدمترسانی شوند، آثار این کمبودها در سالهای آینده بیشتر نمایان خواهد شد.
اگر تأمین تجهیزات با تأخیر مواجه شود، چه پیامدهایی برای جایگاه علمی دانشگاه و کشور خواهد داشت؟
آثار این مسئله بهتدریج در بخشهای مختلف نمایان میشود. اگر برای جبران خسارتها اقدام جدی نکنیم، ممکن است در سال آینده با افت فعالیتهای پژوهشی مواجه شویم. وقتی ابزار لازم برای انجام پژوهش وجود نداشته باشد، انتشار مقالات علمی باکیفیت نیز دشوار میشود.
در ادامه، ممکن است کیفیت آموزش و پژوهش تحت تأثیر قرار گیرد، توان علمی نیروی انسانی کاهش پیدا کند و مقالات کمتری در نشریات معتبر منتشر شود. این روند میتواند بر جایگاه علمی دانشگاه نیز اثر بگذارد.
باید توجه داشته باشیم که این مسائل به یکدیگر زنجیرهوار وابستهاند. نمیتوان از دانشگاه انتظار داشت نیروی انسانی توانمند تربیت کند، پژوهشهای جدی انجام دهد و جایگاه علمی خود را حفظ کند، اما ابزار و زیرساخت موردنیازش را در اختیار آن قرار نداد.
متاسفانه مدتی از این شرایط گذشته و هنوز نتوانستهایم زیرساختهای موردنیاز خود را بهطور کامل تأمین کنیم. از طرف دیگر، افزایش نرخ ارز باعث شده قدرت خرید منابع مالی پیشبینیشده نیز کاهش پیدا کند.
در ابتدا به ما گفته شده بود که حدود ۲.۵ تا ۴ همت منابع مالی اختصاص داده میشود، اما اکنون، بر اساس برآوردهایی که در اختیار داریم، رقم مورد انتظار افزایش یافته است. این در حالی است که هزینه تجهیزات نیز رشد داشته است.
آیا صنایع کشور میتوانند در بازسازی دانشگاه و تأمین تجهیزات موردنیاز آن نقشآفرینی کنند؟
دانشگاه صنعتی شریف همواره ارتباط نزدیکی با صنایع داشته است و بسیاری از شرکتها و مجموعههای صنعتی از خدمات دانشگاه استفاده میکردند. اکنون نیز ظرفیتهای خوبی برای همکاری وجود دارد؛ برای مثال، برخی صنایع نیازهای جدیدی دارند و به دنبال راهحلهای علمی و فناورانه برای رفع مشکلات خود هستند.
اما باید توجه کنیم که خود صنایع نیز در این شرایط با خسارتها و مشکلات مالی مواجه شدهاند. در گذشته، بخشی از حمایتهای دانشگاه از سوی صنایع بزرگ انجام میشد، اما اکنون همان مجموعهها نیز برای جبران خسارتهای خود به منابع مالی نیاز دارند.
برای نمونه، قرار بود فولاد مبارکه در تکمیل ساختمان دانشکده مواد دانشگاه به ما کمک کند. در ابتدا تصور میکردیم کل ساختمان با حدود ۳۰۰ میلیارد تومان به پایان برسد؛ اما اکنون که حدود ۳۰ درصد کار انجام شده، هزینه موردنیاز برای تکمیل آن به حدود ۷۰۰ میلیارد تومان رسیده است.
در چنین شرایطی، تأمین این میزان منابع مالی برای یک مجموعه صنعتی نیز آسان نیست. بنابراین، نمیتوان انتظار داشت که صنایع بهتنهایی بار مالی بازسازی دانشگاه را بر دوش بکشند.
به همین دلیل، دولت باید برای حمایت از دانشگاههای آسیبدیده و حفظ ظرفیتهای علمی کشور، یک مدل اقتصادی مشخص طراحی کند؛ مدلی که در آن، دانشگاههای دارای ظرفیت بالا بتوانند نقش خود را در توسعه علمی و فناوری کشور ادامه دهند.
برای جبران کمبودها، چه نوع همکاری میان دانشگاههای کشور میتواند مؤثر باشد؟
ما اکنون بیش از هر زمان دیگری به هماهنگی میان دانشگاهها نیاز داریم. باید برخی دانشگاهها نقش موتور محرک را بر عهده بگیرند، برخی مجموعهها مسئولیت هدایت و سیاستگذاری را انجام دهند و نهادهای مختلف نیز به شکلی هماهنگ فعالیت کنند. به اعتقاد من، اگر پنج یا شش دانشگاه فنی و در مجموع حدود ۱۰ دانشگاه کشور کنار یکدیگر قرار بگیرند، میتوانند بخشی از خلأهای یکدیگر را جبران کنند.
برای مثال، ممکن است یک دانشگاه در زمینه نیروی انسانی متخصص ظرفیت خوبی داشته باشد، اما تجهیزات لازم را در اختیار نداشته باشد. دانشگاه دیگری ممکن است تجهیزات موردنیاز را داشته باشد و بتواند خدمات خود را با هزینه مناسب در اختیار پژوهشگران دانشگاه اول قرار دهد.

در چنین شرایطی، دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری میتوانند از امکانات دانشگاههای دیگر استفاده کنند و استادان نیز فعالیتهای پژوهشی خود را با کمک ظرفیتهای مشترک ادامه دهند.
این موضوع جای امیدواری دارد؛ زیرا بسیاری از مشکلات را میتوان با همکاری و استفاده مشترک از امکانات موجود کاهش داد. با این حال، تحقق این هدف به برنامهریزی، سیاستگذاری و هماهنگی در سطوح مختلف نیاز دارد. امیدوارم دولت بتواند در این زمینه گامهای مؤثرتری بردارد.
دانشگاه صنعتی شریف برای افزایش تابآوری در برابر حوادث و حملات احتمالی چه اقداماتی انجام داده است؟
در این راستا طبقهبندیهایی صورت گرفته است؛ یکی از کارهای ما پس از جنگ این بوده که بخشهای آسیبپذیر را شناسایی کنیم و ببینیم در صورت بروز حادثه، چگونه میتوانیم در کوتاهترین زمان ممکن خدمات دانشگاه را به شرایط عادی بازگردانیم.
به همین دلیل، کارگروههایی تشکیل دادیم تا برای شرایط اضطراری برنامه داشته باشیم. به تعبیر رایج در مدیریت بحران، باید برای هر وضعیت یک برنامه جایگزین یا «پلن بی» وجود داشته باشد؛ یعنی اگر یک زیرساخت از کار افتاد، بدانیم چگونه میتوانیم خدمات ضروری را ادامه دهیم.
این تجربهها برای ما آموزنده بوده است. اکنون بهتر میدانیم که در حوزههایی مانند انرژی، گرمایش، تغذیه و برگزاری کلاسها، چه آسیبپذیریهایی داریم و چگونه میتوانیم برای آنها راهحل پیدا کنیم.
دانشگاه برای مدیریت مصرف انرژی در فصل سرما و جلوگیری از اختلال در برگزاری کلاسها چه برنامهای دارد؟
حدود یک ماه پیش از معاون آموزشی دانشگاه خواستم که برای شرایط فصل سرما برنامهریزی کنیم. یکی از پیشنهادها این بود که در صورت ضرورت، کلاسها بهصورت متمرکز در دو ساختمان برگزار شوند. بر اساس این طرح، میتوان کلاسهای صبح را در ساختمانهای دانشکدهها برگزار کرد و از ساعت یک بعدازظهر به بعد، کلاسها را در دو ساختمان مشخص متمرکز کرد تا مدیریت مصرف انرژی آسانتر شود.
اینها تجربههایی است که در جریان مواجهه با محدودیتها به دست آوردهایم. هدف این است که تابآوری دانشگاه را افزایش دهیم و در عین حال، امکان برگزاری کلاسهای حضوری را حفظ کنیم.
آموزش دانشگاهها باید حضوری بماند
من معتقدم آموزش حضوری باید تا حد امکان حفظ شود. اگر دانشگاهها به سمت آموزش مجازی بروند، ممکن است برخی دانشجویان، استادان و حتی خود دانشگاه به دلیل محدودیتهای اجرایی و هزینهها با این روش کنار بیایند؛ اما این مسئله نباید به راهکار پیشفرض برای مواجهه با کمبود انرژی تبدیل شود.
برای مثال، دانشگاه بخشی از هزینه غذای دانشجویان را پرداخت میکند. اگر هزینه تمامشده یک وعده غذا را حدود ۴۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم و دانشجو تنها ۳۰ هزار تومان پرداخت کند، اختلاف این دو رقم بار مالی قابلتوجهی برای دانشگاه ایجاد میکند. برآورد مطرحشده در این زمینه، حدود ۵۰۰ میلیارد تومان طی شش ماه است.
با وجود این هزینهها، نباید صرفاً به دلیل محدودیت منابع مالی یا انرژی، آموزش حضوری را کنار بگذاریم. باید راهکارهایی پیدا کنیم که ضمن مدیریت هزینهها، کیفیت آموزش و خدمات دانشگاه حفظ شود.
آیا این برنامهها میتواند به الگویی برای سایر دانشگاهها تبدیل شود؟
بله؛ ما حتی با برخی دانشگاهها در این زمینه صحبت کردهایم تا بتوانیم تجربههای خود را در اختیار آنها قرار دهیم و از تجربههای متقابل استفاده کنیم. افزایش تابآوری زمانی مؤثرتر خواهد بود که دانشگاهها بهصورت جداگانه عمل نکنند و بتوانند راهکارهای موفق را در سطح گستردهتری اجرا کنند.
ما همچنین گزارشی تهیه و برنامهای به وزارتخانه مربوط ارائه کردیم؛ اما متأسفانه آنگونه که انتظار داشتیم، موضوع پیش نرفت. در نتیجه، مدارس و دانشگاهها بهصورت همزمان بازگشایی شدند. در حالی که کشور از نظر اقلیمی تنوع زیادی دارد و شرایط تأمین انرژی در مناطق مختلف یکسان نیست، میتوان درباره زمان آغاز سال تحصیلی و نحوه تنظیم تقویم آموزشی متناسب با شرایط هر منطقه بازنگری کرد.
اگر شروع سال تحصیلی در مناطق مختلف متفاوت باشد، میتوان بخشی از اوج مصرف انرژی را مدیریت کرد. برای مثال، وقتی دانشگاههای مختلف در یک زمان مشخص فعالیت میکنند، تقاضای انرژی آنها نیز همزمان افزایش پیدا میکند. اما اگر برنامهریزی بهگونهای باشد که برخی دانشگاهها در دوره اوج مصرف، تعطیلات یا برنامه آموزشی متفاوتی داشته باشند، امکان توزیع بهتر مصرف فراهم میشود.
راهکارها نباید صرفاً به تصمیمهای صفر و یکی، مانند باز یا بسته کردن دانشگاهها، محدود شوند. باید به دنبال روشهایی باشیم که تابآوری را افزایش دهند و در عین حال، آموزش و پژوهش را حفظ کنند.
دانشگاه صنعتی شریف در زمینه صرفهجویی انرژی چه اقداماتی انجام داده و چه انتظاری از دولت دارد؟
در سال گذشته حدود یک میلیون مترمکعب گاز صرفهجویی کردیم. اگر سازوکار مناسبی وجود داشته باشد، دانشگاه میتواند از محل این صرفهجویی منابعی دریافت کند و آنها را برای کاهش بیشتر مصرف انرژی به کار بگیرد.
برای مثال، اگر منابع حاصل از صرفهجویی در اختیار دانشگاه قرار گیرد، میتوانیم پنجرههای ساختمانها را دوجداره کنیم و از این طریق، مصرف گاز را کاهش دهیم. در این صورت، دانشگاه میتواند در سال بعد نیز میزان بیشتری صرفهجویی کند. مسئله این است که برای اجرای چنین طرحهایی باید سازوکار تشویقی مشخصی وجود داشته باشد. دانشگاهی که با کمبود منابع مالی مواجه است، نمیتواند بدون اطمینان از بازگشت سرمایه، هزینههای قابلتوجهی برای اصلاح زیرساختها انجام دهد.
اگر دانشگاه بداند که در ازای کاهش مصرف انرژی، منابع مالی دریافت میکند، انگیزه بیشتری برای اجرای طرحهای بهینهسازی خواهد داشت. در مقابل، وقتی مقررات صدور گواهی صرفهجویی یا نحوه پرداخت منابع حاصل از آن مشخص نیست، دانشگاه و شرکتهای مجری نیز برای ورود به این حوزه با تردید مواجه میشوند.
به نظر من، باید سیاستهایی طراحی شود که صرفهجویی انرژی را به یک فعالیت اقتصادی قابلاتکا تبدیل کند؛ بهگونهای که دانشگاه بتواند از منابع حاصل از کاهش مصرف، برای بهسازی ساختمانها و کاهش هزینههای آینده استفاده کند.
آیا صرفهجویی در مصرف انرژی دانشگاهها میتواند بر تأمین گاز صنایع نیز اثرگذار باشد؟
ما بررسی کرده بودیم که اگر دانشگاهها و ساختمانهای اداری و آموزشی آموزش عالی بتوانند حدود ۴۰ درصد از مصرف انرژی خود را کاهش دهند، امکان تأمین گاز موردنیاز صنایع پتروشیمی برای حدود ۳۰ روز فراهم میشود. این موضوع نشان میدهد که مدیریت مصرف انرژی در دانشگاهها و ساختمانهای دولتی فقط یک اقدام داخلی نیست، بلکه میتواند در سطح ملی نیز اثرگذار باشد.
در مقطعی، رئیسجمهور نیز از این موضوع استقبال کرد و پیگیریهایی انجام شد؛ اما وقتی نهاد مربوط اعلام میکند که آییننامه صدور گواهی صرفهجویی هنوز مشخص نشده است، عملاً اجرای طرح با مشکل روبهرو میشود. در چنین شرایطی، دانشگاه نمیداند اگر برای کاهش مصرف انرژی هزینه کند، چگونه و چه زمانی میتواند از منافع حاصل از صرفهجویی بهرهمند شود. شرکتهای ساختمانی نیز انگیزه کافی برای اجرای طرحهای بهینهسازی نخواهند داشت.

ما اکنون حدود ۸۶۰ شرکت مرتبط با دانشگاه داریم که میتوانند در حوزههای مختلف فناوری و خدمات نقشآفرینی کنند. برای مثال، شرکتهای فعال در حوزه ساختمان میتوانند پنجرهها را دوجداره کنند، مصرف انرژی را کاهش دهند و از سازوکارهای دولتی برای دریافت منافع حاصل از صرفهجویی استفاده کنند.
اما اگر مقررات و آییننامههای لازم وجود نداشته باشد، نه دانشگاه میتواند بهطور مؤثر وارد عمل شود و نه شرکتها انگیزه کافی برای اجرای این طرحها خواهند داشت.
با توجه به نزدیک شدن فصل سرما، اگر این مشکلات برطرف نشود، چه پیامدی در انتظار دانشگاهها و مدارس خواهد بود؟
نگرانی من این است که با ورود به فصل سرما، دوباره با تعطیلی مدارس، دانشگاهها و ادارات مواجه شویم؛ در حالی که بسیاری از این مشکلات با برنامهریزی و اجرای راهکارهای مشخص قابل مدیریت هستند.
ما از سال گذشته تجربههایی در این زمینه به دست آوردهایم و میدانیم که میتوان مصرف انرژی را کاهش داد. مسئله این است که برای اجرای راهکارها باید انگیزه اقتصادی، مقررات روشن و هماهنگی میان دستگاههای مسئول وجود داشته باشد.
اگر دانشگاه برای کاهش مصرف انرژی اقدام کند، اما نتواند از منافع حاصل از صرفهجویی بهرهمند شود، انگیزه کافی برای سرمایهگذاری نخواهد داشت. از سوی دیگر، اگر شرکتهای تخصصی نیز نتوانند از سازوکار مشخصی برای اجرای طرحها استفاده کنند، روند اصلاح زیرساختها متوقف میشود.
من معتقدم بسیاری از چالشهای کشور، با وجود اهمیت و گستردگی، از نظر فنی راهکارهای قابلاجرا دارند. ما از نظر فناوری و ظرفیت تخصصی، توانایی طراحی راهحل برای بخش قابلتوجهی از این مشکلات را داریم.
مسئله اصلی این است که سیاستگذاری و مقررات باید بهگونهای باشد که دانشگاهها، شرکتها و دستگاههای اجرایی بتوانند با یکدیگر همکاری کنند. اگر این هماهنگی شکل بگیرد، میتوان هم مصرف انرژی را کاهش داد، هم از تعطیلیهای مکرر جلوگیری کرد و هم منابع موجود را به شکل مؤثرتری به کار گرفت.
در نهایت، افزایش تابآوری دانشگاهها نیازمند نگاه بلندمدت، برنامهریزی دقیق و سیاستهای تشویقی است. نمیتوان هر سال با همان مشکلات مواجه شد و صرفاً با تعطیلی و محدودیت به آنها پاسخ داد. باید شرایطی فراهم کنیم که دانشگاهها بتوانند مسائل خود را حل کنند، آموزش حضوری را ادامه دهند و در کنار آن، نقش علمی و فناورانه خود را در کشور حفظ کنند.
انتهای پیام/